ندا سلیمی، پرستار ۳۶ ساله اهل کرمانشاه، نمونهای از همین رسالت انسانی است؛ پرستاری که در جنگ تحمیلی سوم و در جریان انفجارهای اطراف بیمارستان خاتمالانبیا (ص)، جان سه نوزاد تازهمتولدشده را نجات داد و تصویری ماندگار از ایثار و انساندوستی را ثبت کرد.
او که اینروزها ترم آخر دکترای پرستاری دانشگاه علوم پزشکی ایران را میگذراند، حدود ۱۲ سال سابقه فعالیت در حرفه پرستاری دارد که ۱۰ سال آن در بخش اطفال و نوزادان سپری شده است. اینروزها نام او پس از انتشار فیلم نجات نوزادان در فضای مجازی بر سر زبانها افتاده است. بهمناسبت روز جهانی پرستار با ندا سلیمی، پرستار بخش نوزادان بیمارستان خاتمالانبیا (ص) گفتوگو کردهایم.
از روز حادثهای که شما را به یکی از چهرههای جنگ تحمیلی سوم بدل کرد، برایمان بگویید.
در اتاق نوزادان بودم که انفجاری در حوالی بیمارستان رخ داد. شرایط روحی بسیار سختی داشتیم. روز قبل حادثه (۹ اسفند)، رهبرمان به شهادت رسیده بودند و فضای سنگینی بود. بااینحال، بدون معطلی سه نوزاد را که تنها دقایقی از تولدشان گذشته بود، در آغوش گرفتم. دو نوزاد پسر و یک نوزاد دختر بودند. در مسیر، دو نوزاد را به همکارانم سپردم و همراه هم به پناهگاه رفتیم تا آنها را به مادرانشان برسانیم.
آن لحظه دیدار مادران با نوزادانشان، یکی از شیرینترین خاطرات زندگی من است. خودم مادر هستم و احساس آن مادران را در آن شرایط بحرانی بهخوبی درک میکردم؛ مادرانی که تازه از اتاق زایمان بیرون آمده بودند و نگران فرزندانشان بودند. من همه نوزادان را مثل فرزند خودم دوست دارم و همین حس باعث میشود کارم را با تمام وجود انجام دهم.
بعد از آن روز نیز از حال نوزادان اطلاع دارید؟
بعد از ترخیص آن سه نوزاد، از طریق بیمارستان برای پیگیری وضعیت سلامتی، شیردهی و آموزشهای لازم با خانوادهها در ارتباط بودیم. تاجایی که اطلاع دارم حال هر سه نوزاد خوب است و این برای من بزرگترین خوشحالی دنیاست.
بعد از انتشار فیلم، شما به چهره آشنایی بدل شدهاید. این روزها مردم وقتی شما را در خیابان میبینند، چه واکنشی نشان میدهند؟
انتشار فیلم نجات نوزادان باعث شد مردم لطف زیادی به من داشته باشند، اما واقعیت این است که آن اتفاق فقط کار من نبود. در آن لحظه، همه همکارانم در جبهه سلامت با شجاعت و تعهد کنار هم ایستادند. محبت مردم برایم بسیار ارزشمند است، اما در کنار آن، احساس میکنم مسئولیت سنگینتری بر دوشم قرار گرفته است.
مردم معمولا با مهربانی برخورد میکنند. بعضیها جلو میآیند و تشکر میکنند یا میگویند به کادر درمان افتخار میکنند. این محبتها انرژی بزرگی برای ادامه مسیر است. ما هم تلاش میکنیم در روزهای سخت کنار مردم باشیم و قدردان همراهی و محبت هموطنانمان باشیم.
امروز روز جهانی پرستار است؛ چه پیامی برای پرستاران و مردم دنیا دارید؟
پیام من به همه پرستاران دنیا این است که کار شما ارزشمند و حیاتی است. شاید بسیاری از سختیهای این حرفه دیده نشود، اما تاثیر آن در زندگی انسانها ماندگار است. کسی که میخواهد در این حرفه اثرگذار باشد، باید در کنار دانش و مهارت، دلش را هم بهروی درد و رنج بیماران باز کند. یک پرستار حتی با کوچکترین کارش میتواند در سختترین لحظهها نوری از امید در دل یک بیمار روشن کند. مهربانی، صبر و توانایی درک انسانهایی که در شرایط ضعف و ناتوانی قرار گرفتهاند، مهمترین ویژگیهای یک پرستار است. پرستاری فقط انجام وظیفه نیست؛ هنر انسان بودن است. به مردم هم میگویم حمایت از کادر درمان میتواند نیروی بزرگی برای ادامه این مسیر باشد. همدلی همانچیزی است که در روزهای سخت، ما را کنار هم نگه میدارد.
پرستاری در بخش نوزادان چقدر سخت است؟
کار در بخش نوزادان و NICU هم روحیهای قوی میخواهد و هم قلبی مهربان. چون پرستار با بیمارانی روبهرو میشود که نمیتوانند دردشان را بیان کنند و تنها نشانههای حالشان، نالههای ضعیف یا تغییرات ضربان قلب روی مانیتور است. ممکن است در یک لحظه شاهد احیای ناموفق یک نوزاد باشید و چنددقیقه بعد مجبور شوید با لبخند به مادری دیگر آموزش شیردهی بدهید. این جابهجایی سریع میان غم و شادی، تابآوری روانی بالایی میطلبد.
از خاطرات شیرینتان برایمان بگویید.
فعالیت در بخش نوزادان و NICU زیباییهای خاص خودش را دارد. یکی از زیباترین صحنهها، لحظهای است که مادر برای نخستینبار نوزادش را در آغوش میگیرد و تماس پوستی میان آنها برقرار میشود؛ لحظهای که ضربان قلب نوزاد با شنیدن صدای قلب مادر آرام میگیرد. صحنه شیرین دیگر، دیدن نوزادانی است که با وزن کم متولد شدهاند و ماهها در بخش مراقبتهای ویژه با دستگاهها جنگیدهاند، اما حالا آنقدر قوی شدهاند که در آغوش مادر شیر بخورند. این حس، با هیچ پاداش مادیای قابل مقایسه نیست. لحظه ترخیص نوزاد هم برای ما بسیار خاص است؛ زمانی که والدین، پس از هفتهها اضطراب و نگرانی، فرزندشان را در لباسهای خانگی میپیچند و به خانه میبرند. برای یک پرستار نوزاد، این لحظه شبیه یک فینال است.
البته که کار شما لحظات غمگین هم دارد.
فوت نوزادان و کودکانی که مدتی از آنها مراقبت کردهاید و برای زندهماندنشان تلاش کردهاید، سنگینترین غمی است که یک پرستار میتواند تجربه کند؛ کودکانی که هنوز فرصت زندگی پیدا نکردهاند. وقتی تختی که تا چند ساعت قبل صدای حیات از آن شنیده میشد، خالی میشود، اندوهی بر شانه پرستار میماند که تحملش تابآوری روانی بالایی میخواهد. تلخترین لحظه، روبهروشدن با پدرومادرانی است که با چشمانی اشکبار از شما میپرسند «آیا فرزندمان زنده میماند؟» در چنین شرایطی باید هم حرفهای باشید و هم همدل. حتی انجام کارهای درمانی ساده، مثل رگگیری از نوزادی با رگهایی به باریکی نخ یا ساکشن، برای پرستاری که سرشار از عاطفه است، از نظر روحی بسیار دشوار است.
آیا جنگ و نجات دیگران، وارد خوابهای شما هم شده است؟
طبیعی است وقتی کسی در شرایط بحرانی قرار میگیرد، صحنههای آنروزها در ذهنش باقی بماند و حتی در خواب تکرار شود. بعضی تصاویر بهاینراحتی از ذهن پاک نمیشوند.
مشکلات اصلی پرستاران این روزها چیست؟
پرستاران با مشکلات متعددی روبهرو هستند؛ از فشار کاری بالا و کمبود نیرو گرفته تا شیفتهای طولانی، مسائل معیشتی و آسیبهای روحی ناشی از بحرانها و شرایط جنگی. بااینحال، پرستاران همچنان با عشق و تعهد به کارشان ادامه میدهند، چون میدانند سلامت بیماران به تلاش آنها وابسته است. البته در سالهای اخیر اقداماتی برای حمایت از پرستاران انجام شده، اما این حمایتها باید ادامه پیدا کند و گستردهتر شود.
پرستاران در دوران کرونا، جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان فداکاری زیادی کردند؛ خواسته اصلی آنها از مسئولان چیست؟
انتظار اصلی ما این است که جبران این فداکاریها فقط در حد قدردانی لفظی باقی نماند و بهشکل عملی دیده شود؛ از طریق بهبود شرایط کاری، افزایش حمایتهای حرفهای و معیشتی و فراهمشدن امکاناتی که پرستاران بتوانند با آرامش بیشتری خدمت کنند.
حرف آخر؟
در آن اتاق، کنار نوزادان تازهمتولدشده، فقط از خدا خواستم چنددقیقه بیشتر به ما فرصت بدهد تا بچهها را به آغوش مادرانشان برسانیم؛ بعد اگر خواست، جان ما را بگیرد.