
سرابِ سنگی بر ساحلِ نمکنشناسی؛ تحلیلی بر خیرهسریهای امارات
امروز باید با صراحتِ تمام نوشت: آنجا که برجهایِ سر به فلک کشیده بر شنهایِ روان بنا میشوند، ظاهراً «ریشه» و «اصالت» اولین قربانیان هستند.
امارات، که روزگاری تنها ساحلی خاموش بود و با خونِ دلِ تجار و سرمایههایِ هوشمندِ ایرانی به نگینِ تجارت بدل شد، اکنون بازیِ خطرناکی را آغاز کرده است.
این کشور کوچک که تمامِ ابهتِ ویترینیفاش مدیونِ «امنیتِ عاریهای» است، سالهاست که در سودایِ خامِ رقابت با تمدنِ کهنِ ایران، به لانهیِ زنبورِ دشمنانِ ما بدل گشته است
مصادرهیِ اموال، آپارتمانها ،ماشین هاو دسترنجِ سالیانِ متمادیِ ایرانیانِ نجیب در آن خاک، نه یک اقدامِ قانونی، که یک «راهزنیِ مدرن» و کینهتوزیِ آشکار است.
آنها گمان میکنند با غصبِ آهن و سنگ و ماشین، میتوانند ارادهیِ ملتی را بشکنند که هزاران سال است نگهبانِ خلیجِ همیشه فارس مانده است.
خطاب به حاکمانِ شیشهایِ ابوظبی و دبی باید گفت:
شما که با سمپاشی در مجامعِ بینالمللی و همدستی با بدخواهان، بر طبلِ تفرقه میکوبید، یادتان رفته است که امنیتِ شما همچون حبابی است در برابرِ طوفان؟
شما اموالِ مردمِ ما را به بهانهیِ موضعگیریهایِ عزتمندانهشان مصادره میکنید، باید بدانید که ایرانی، «عزتِ خاکش» را با «رفاهِ عاریهای» معاوضه نمیکند. اگر امروز در خانههایِ غصبیِ ایرانیان نشستهاید، بدانید که آن دیوارها لرزان است؛ چرا که بر پایهیِ ظلم بنا شده است.
ما اطلاعاتِ دقیق داریم و چشمانِ تیزبینِ این ملت، لحظهای از رصدِ خیانتهایِ شما غافل نیست.
ذذذشما تبدیل به مهرهای در شطرنجِ کسانی شدهاید که تاریخِ انقضایشان نزدیک است.
همدستی با دشمنانِ ایران، بازی با آتش در انبارِ باروت است. ایران، نه آن همسایهیِ منفعلِ تاریخ، که آتشفشانی از غیرت است که اگر فوران کند، تمامِ ویترینهایِ پرزرق و برقِ شما را در پلکزدنی به خاکسترِ فراموشی خواهد سپرد.
ما جانفدایِ ایرانیم؛ از شمالِ سبز تا جنوبِ نیلگون. اموالِ ما را بگیرید، اما بدانید «ارادهیِ» ما غصبکردنی نیست. امارات باید بداند که صبرِ استراتژیکِ ایران، نشانهیِ ضعف نیست، بلکه فرصتی است برای بازگشتِ شما به مدارِ عقلانیت؛ پیش از آنکه دیر شود و دریایِ پارس،
درسِ تلخی به نمک نشناسان بدهد.