‌رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها در گفت‌وگوی اختصاصی با روزنامه «جام‌جم»:

دشمن نخبگان مردد می‌خواهد

پس از حملات اخیر دشمن آمریکایی-صهیونیستی به کشور و پاسخ‌های کوبنده ایران به آنان، بسیاری تصور می‌کردند که جنگ تمام شده است. با‌وجود این‌که دشمن در میدان نبرد، سخت شکست خورده اما گویی در شرایط کنونی، جنگ لباس عوض کرده و به میدان ذهن‌ها منتقل شده است.این بدان معنی است که با وجود روزهای آتش‌بس اما بخشی از جنگ به کلاس‌های درس، شبکه‌های اجتماعی و در ذهن نخبگان دانشگاهی جریان پیدا کرده است؛ وحالا دانشگاهیان در نقطه تلاقی این تهدیدها و فرصت‌ها قرار گرفته‌اند.
پس از حملات اخیر دشمن آمریکایی-صهیونیستی به کشور و پاسخ‌های کوبنده ایران به آنان، بسیاری تصور می‌کردند که جنگ تمام شده است. با‌وجود این‌که دشمن در میدان نبرد، سخت شکست خورده اما گویی در شرایط کنونی، جنگ لباس عوض کرده و به میدان ذهن‌ها منتقل شده است.این بدان معنی است که با وجود روزهای آتش‌بس اما بخشی از جنگ به کلاس‌های درس، شبکه‌های اجتماعی و در ذهن نخبگان دانشگاهی جریان پیدا کرده است؛ وحالا دانشگاهیان در نقطه تلاقی این تهدیدها و فرصت‌ها قرار گرفته‌اند.
کد خبر: ۱۵۵۱۰۶۵
نویسنده تهمینه سبحانی شاد - گروه جامعه
 
دانشگاهی که از یک محل آموزش صرف، به یک کارخانه تولید امید و مقاومت تبدیل شده است. با این حال سؤال اصلی این است که‌ وقتی جنگ به دانشگاه رسیده، این نهاد چگونه می‌تواند بدون از‌دست‌دادن استقلال در این جنگ ترکیبی پیروز شود؟ در ادامه با حجت‌الاسلام‌والمسلمین مصطفی رستمی، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه‌ها درباره چنین مسائلی به گفت‌وگو پرداخته‌ایم. 

اخیرا گفته‌‌اید که «دانشگاه پسا‌جنگ نداریم»؛ کمی درباره این مساله بیشتر توضیح‌می‌دهید؟
نباید مفهوم جنگ را فقط به درگیری نظامی مستقیم محدود کنیم. امروز اگر چه ممکن است در برهه‌ای، از شدت رویارویی نظامی کاسته شود اما تقابل دشمن با ملت ایران در حوزه‌های دیگر با شدت و پیچیدگی بیشتری ادامه پیدا می‌کند. این تقابل، امروز در عرصه‌های رسانه، افکار عمومی، فرهنگ، اقتصاد، علم، فناوری، آموزش و حتی در لایه‌های هویتی و سبک زندگی دنبال می‌شود. ازهمین‌رو‌وقتی سخن ازجنگ ترکیبی به‌میان می‌آید،یعنی بامجموعه‌ای ازفشارهاوعملیات‌های همزمان مواجه هستیم که هدف آنها تضعیف قدرت ملی، اخلال در محاسبات جامعه و ایجاد اختلال در روند پیشرفت کشور است. 
 
اما دانشگاه در این شرایط چه جایگاهی‌دارد؟

 در این میان، دانشگاه جایگاهی بسیار مهم و تعیین‌کننده دارد. دانشگاه فقط محل آموزش نیست‌؛ کانون تربیت نیروی انسانی، تولید فکر، شکل‌گیری هویت اجتماعی و محل پرورش مدیران و نخبگان آینده کشور است. طبیعی است که در چنین شرایطی، دانشگاه یکی از اصلی‌ترین میدان‌های تقابل باشد. بنابراین وقتی می‌گوییم دانشگاه پسا‌جنگ نداریم، یعنی دانشگاه نباید تصور کند با کاهش یا توقف یک درگیری نظامی، میدان تقابل پایان یافته است. ما همچنان در معرض جنگ اراده‌ها، جنگ روایت‌ها، جنگ شناختی و جنگ هویتی قرار داریم و دانشگاه باید با هوشیاری، قدرت تحلیل و حضور فعال، در این میدان نقش‌آفرین باشد. 
 
آیا بی‌هویت‌سازی نخبگان از اولویت‌های دشمن در جنگ ترکیبی است؟

بی‌تردید یکی از اهداف مهم جنگ ترکیبی، ضربه‌زدن به هویت نسل جوان و به‌ویژه نخبگان دانشگاهی است. دشمن به‌خوبی می‌داند که اگر نتواند در میدان سخت به نتیجه برسد، تلاش می‌کند در میدان ذهن و ادراک، محاسبه و انگیزه اثر بگذارد. از این رو، یکی از مهم‌ترین برنامه‌های او، سست‌کردن عناصر هویتی نسل جوان است‌؛ یعنی جدا‌کردن دانشجو از ریشه‌های دینی، ملی، تاریخی و انقلابی‌اش و جایگزین‌کردن آن با نوعی سردرگمی، خودکم‌بینی و بی‌اعتمادی به آینده. البته مساله فقط بی‌هویت‌سازی به‌معنای ساده آن نیست‌؛ بلکه مجموعه‌ای از اقدامات به‌هم‌پیوسته درحال انجام است‌؛ از تخریب مرجعیت‌های فکری و فرهنگی گرفته تا القای یاس، تحقیر توان داخلی، ایجاد شکاف میان نسل جوان و واقعیات پیشرفت کشور و تضعیف حس مسئولیت اجتماعی و ملی. دشمن می‌خواهد نخبه دانشگاهی به‌جای آن‌که خود را عنصر مؤثردر ساخت آینده کشور بداند، دچار تردید در توانایی‌های خود و بدبینی نسبت به مسیر پیش‌رو شود. 
 
و مهم‌ترین سلاح دانشگاه در برابر این حملات شناختی دشمن چیست؟

در مقابل این طراحی، رسالت دانشگاه بسیار سنگین است. دانشگاه باید همزمان که در مسیر تولید علم و فناوری حرکت می‌کند، در حوزه تقویت هویت، خودباوری، امید، مسئولیت‌پذیری و قدرت تحلیل نیز نقش‌آفرین باشد. اگر نخبه دانشگاهی هویت روشن، باور عمیق و فهم درست از جایگاه خود در پیشرفت کشور داشته باشد، نه‌تنها در برابر این جنگ آسیب‌پذیر نخواهد شد، بلکه خود به یکی از مهم‌ترین عناصر خنثی‌کننده این طراحی تبدیل‌می‌شود. 
 
اما در مقابل این طراحی پیچیده، ما شاهد حضور پرشور و خودجوش دانشجویان و اساتید در تجمعات بیعت با مقام معظم رهبری هستیم‌. 

این حضور، پیش از هر چیز، پاسخی روشن و صریح به یک روایت‌سازی غلط و هدفمند است. دشمن سال‌هاست تلاش می‌کند چنین القا کند که جوان ایرانی از هویت دینی و انقلابی خود فاصله گرفته و میان نسل جدید و نظام اسلامی شکاف عمیقی به‌وجود آمده است اما آنچه در صحنه دیده می‌شود، خلاف این ادعا را نشان می‌دهد. وقتی دانشجویان و اساتید با انگیزه، بصیرت و حضور داوطلبانه در چنین صحنه‌هایی شرکت می‌کنند، در واقع اعلام می‌کنند که نسبت به سرنوشت کشور، آرمان‌های انقلاب و جایگاه رهبری بی‌تفاوت نیستند. دانشگاه ایرانی، دانشگاهی زنده، بیدار و برخوردار از قدرت تشخیص است. دانشگاه ما صرفا محل انتقال دانش نیست، بلکه نهادی دارای حساسیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است و در بزنگاه‌های مهم، موضع خود را آگاهانه نشان می‌دهد. این حضورها بیانگر آن است که بدنه دانشگاهی کشور، برخلاف تصویرسازی رسانه‌های معاند، نه دچار انفعال شده و نه نسبت به جبهه‌بندی‌های واقعی بی‌تفاوت است. در این بین پیوند نسل جوان با مقام معظم رهبری، پیوندی عاطفی صرف یا تشریفاتی نیست، بلکه برآمده از اعتماد، شناخت و تجربه است. جوانان ما در حوادث و شرایط مختلف دیده‌اند که رهبر شهید انقلاب با حکمت، صلابت و شناخت دقیق از مسائل، کشور را در مسیر درست هدایت کرده‌اند. به همین دلیل، این حضورها را باید نشانه‌ای از عمق سرمایه اجتماعی، بصیرت نسل جوان و پایداری پیوند دانشگاه با آرمان‌های انقلاب اسلامی دانست. 
 
اخیرا مقام معظم رهبری فرمودند که باید تعامل خانواده‌های دانش‌آموزان و دانشجویان در اداره مدارس و دانشگاه‌ها، بیشتر از پیش فراهم شود. این تعامل در عمل چگونه باید متحول شود؟ 

این تاکید مقام معظم رهبری ناظر به یک اصل مهم تربیتی و اجتماعی است و آن این‌که تعلیم و تربیت، امری یک‌سویه و محدود به محیط رسمی آموزش نیست. مدرسه و دانشگاه هرچقدر هم توانمند باشند، اگر پیوند آنها با خانواده‌ها ضعیف باشد، بخش مهمی از ظرفیت تربیتی، حمایتی و هویتی از دست خواهد رفت. خانواده نخستین و ماندگارترین بستر شکل‌گیری شخصیت، باورها و سبک زندگی فرزند است و اگر این بستر با مدرسه ودانشگاه هم‌افزا شود، نتیجه آن رشد متوازن‌تر، عمیق‌تر و پایدارتر خواهد بود. در شرایط امروز کشور، این تعامل از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که نسل جوان علاوه بر مسائل آموزشی، با انبوهی از پیام‌ها، روایت‌ها، فشارهای رسانه‌ای و چالش‌های فرهنگی و هویتی نیز مواجه است. در چنین فضایی، خانواده و دانشگاه باید به‌جای حرکت جداگانه، یک ارتباط هوشمندانه، منظم و مستمر با یکدیگر داشته باشند تا بتوانند در مسیر رشد علمی، اخلاقی و هویتی فرزندان، نقش مکمل ایفا کنند. 
 
دانشگاه چگونه می‌تواند بدون دخالت در استقلال دانشجو، خانواده را در این راستا هم‌پیمان‌تر کند؟

برای تحقق این تعامل، چند اقدام ضروری به‌نظر می‌رسد. نخست این‌که سازوکارهای ارتباط منظم و واقعی میان دانشگاه و خانواده‌ها تقویت شود‌؛ نه‌صرفا در قالب برنامه‌های تشریفاتی، بلکه به‌صورت مساله‌محور و کارآمد. دوم این‌که خانواده‌ها نسبت به مسائل فکری، فرهنگی، آموزشی و روانی فرزندان خود آگاهی بیشتری پیدا کنند و دانشگاه نیز در این زمینه زمینه‌سازی و اطلاع‌رسانی لازم را انجام دهد. نکته دیگر این‌که از ظرفیت مشاوران، اساتید راهنما، کانون‌های فرهنگی و بسترهای نوین ارتباطی برای ایجاد ارتباط مؤثرتر با خانواده‌ها استفاده شود؛ و چهارم این‌که این تعامل، متناسب با اقتضائات دانشگاه و شخصیت مستقل دانشجو طراحی شود. طبیعتا در دانشگاه، نوع تعامل خانواده با آنچه در مدرسه وجود دارد متفاوت است. دانشجو از استقلال بیشتری برخوردار است و باید این استقلال نیز محترم شمرده شود. بنابراین منظور از تعامل خانواده، دخالت مستقیم در فرآیندهای اجرایی وعلمی دانشگاه نیست، بلکه مقصود،شکل‌گیری یک شبکه همراه، آگاه و پشتیبان برای‌کمک‌به رشدهمه‌جانبه دانشجو است.هرچه این ارتباط هوشمندانه‌تر،دقیق‌تر ومتناسب‌ترشکل بگیرد،هم خانواده‌ها آرامش و اطمینان بیشتری خواهند داشت و هم دانشگاه‌ها در انجام ماموریت علمی و تربیتی خود موفق‌تر خواهند بود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها