ادعای «پروژه آزادی»؛ روایت آمریکایی از یک ماجراجویی
ترامپ در اظهاراتی مدعی شده بود آمریکا بنا به درخواست کشورهای مختلف، قصد دارد کشتیهای گرفتار در تنگه هرمز را از این آبراه خارج کند. او این اقدام را «بشردوستانه» توصیف کرده و هشدار داده بود هرگونه اخلال در این روند با برخورد قاطع مواجه خواهد شد.در این روایت، آمریکا تلاش میکند خود را بهعنوان تضمینکننده امنیت تجارت جهانی معرفی کند؛ بازیگری که به گفته ترامپ، در پاسخ به «کشورهای بیطرف و بیگناه» وارد میدان شده است؛ گزارهای که بیش از آنکه نشانهای از واقعیت دیپلماتیک باشد، بخشی از پازل جنگ روانی ارزیابی میشود زیرا پیش از جنگ تحمیلی سوم تنگه هرمز باز بوده و اگر رئیسجمهور آمریکا به دنبال بازگشایی تنگه باشد تنها باید شکست خود در این جنگ را بپذیرد و ضمن احترام به حقوق و منافع ایرانیان از منطقه خارج شود تا هرمز تحت مدیریت ایران بازگشایی شود.
پاسخ قاطع ایران؛ «امنیت تنگه در اختیار ماست»
درپاسخ به ادعای رئیسجمهور آمریکا، سرلشکر علی عبدالهی، فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) با موضعی صریح اعلام کرد: امنیت تنگه هرمز در اختیار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است و هرگونه ورود نیروی بیگانه، بهویژه آمریکا، با واکنش نظامی مواجه خواهد شد.این موضعگیری نهتنها یک پاسخ سیاسی، بلکه بازتعریف صحنه میدانی است؛ جایی که ایران تأکید میکند مدیریت عبور و مرور در این گذرگاه راهبردی، صرفا در چارچوب قواعد اعلامی خود انجام میشود و هرگونه اقدام یکجانبه، مصداق تهدید امنیت منطقهای تلقی خواهد شد.
رویارویی در میدان؛ از اخطار رادیویی تا شلیک هشدار
همزمان با این جنگ روایتها، گزارشهای رسمی از تحرکات نظامی نیز حکایت دارد. نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد ناوشکنهای آمریکایی که با خاموش کردن رادارهای خود قصد نزدیک شدن به تنگه را داشتند، شناسایی شده و پس از اخطارهای مکرر، با شلیک تیرهای هشدار شامل موشکهای کروز، راکت و پهپادهای رزمی مواجه شدند.این اقدام، عملا نشان داد ایران در میدان نیز آماده اجرای خطوط قرمز خود است؛ پیامی روشن به واشنگتن مبنی بر اینکه هرگونه آزمون عملی، با هزینههای جدی همراه خواهد بود.
تکذیب ادعای عبور کشتیها؛ شکاف میان روایت و واقعیت
یکی از مهمترین نقاط اختلاف، ادعای ترامپ درباره عبور دو کشتی از تنگه هرمز بود. روز گذشته روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این ادعا را «کذب محض»خواند و تأکید کرد که درساعات اخیر هیچ شناور تجاری یا نفتکشی از این مسیر عبور نکرده است. این تکذیب، عملا اعتبار روایت آمریکایی را زیر سؤال میبرد واین پرسش رامطرح میکند که آیا پروژه بهاصطلاح آزادی اساساوجودخارجی داردیاصرفا یک عملیاترسانهای برای شکلدهی به افکارعمومی است.
عجله آمریکا برای «بازگشایی هرمز»
تحولات اخیر را نمیتوان صرفا در چارچوب یک اقدام نظامی یا دریایی تحلیل کرد. مجموعه شواهد نشان میدهد این ماجرا بخشی از یک راهبرد چندلایه از سوی آمریکا است که ناشی از عوامل زیر است:
۱- فشار زمان و ترس از فرسایش
برخلاف ادعای واشنگتن، شتاب در اعلام «پروژه آزادی تنگه هرمز» نشاندهنده فشار زمانی برآمریکاست. تداوم وضعیت فعلی، بهویژه در حوزه انرژی و تجارت جهانی، میتواند هزینههای بیشتری برای آمریکا و متحدانش نسبت به ایران ایجاد کند. همچنان که اکنون نیز با افزایش قیمت بنزین در آمریکا رئیسجمهور این کشور رکورد منفورترین رئیسجمهور تاریخ آمریکا را به دست آورده و هزینههای اقتصادی بالایی به اقتصاد مصرفی این کشور تحمیل کرده است.
۲- نیاز به یک «دستاورد نمایشی»
در آستانه احتمال بازگشت به مذاکرات، آمریکا به دنبال یک دستاوردحتی به صورت سمبولیک است تا از آن بهعنوان اهرم فشار استفاده کند.بازگشایی تنگه، حتی درسطح ادعا،میتواندچنین کارکردی داشته باشداماواکنش محکم ایران به ماجراجویی آمریکا نشان داد تهران حتی اجازه نخواهد داد دولت آمریکا شکست فاجعه بار خود را با این دست اقدامات لاپوشانی کند.
۳- عملیات روانی برای اخلال در تصمیمگیری ایران
تهدید به اقدام در تنگه هرمز، میتواند با هدف ایجاد اختلال در تمرکز تصمیمگیران ایرانی و تضعیف اعتماد به نفس
سیاسی - نظامی کشور طراحی شده باشد؛ تلاشی برای تغییر محاسبات تهران در آستانه هرگونه مذاکره اما این مسأله نیز در سایه بیداری مسئولان نظامی و واکنش به موقع و گشودن آتش به سمت دشمن عملا ناکام ماند.
۴- تلاش برای تغییر جایگاه «مقصر جنگ»
با طرح ادعای «اقدام بشردوستانه»، آمریکا میکوشد در صورت وقوع درگیری، ایران را بهعنوان عامل آغازگر معرفی کند. این یک تاکتیک کلاسیک برای مدیریت افکار عمومی جهانی است اما جهانیان به خوبی مشاهده کردهاند که تا پیش از حمله آمریکا به کشورمان این تنگه باز بوده است و رژیمی که دستانش به خون هزاران نفر از مردم ایران و میلیونها نفر از جهانیان آغشته است نمیتواند ادعای حمایت از حقوق بشر داشته باشد.
۵- دوگانه پرهزینه پیشروی آمریکا
واقعیت میدانی نشان میدهد واشنگتن با یک دوراهی پرهزینه مواجه است: ورود به تنگه و پذیرش ریسک درگیری مستقیم با ایران یا عقبنشینی و از دست دادن اعتبار راهبردی.هر دو گزینه، هزینههای سنگینی برای آمریکا به همراه دارد؛ بهویژه در شرایطی که افکار عمومی داخلی و جهانی نسبت به جنگهای جدید حساس شده است.
تنگه هرمز؛ گلوگاه راهبردی و برگ برنده ایران
تحولات اخیر بار دیگر اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز را برجسته کرد. این آبراه نهتنها مسیر انتقال انرژی جهان، بلکه یکی از مهمترین اهرمهای قدرت ایران در معادلات منطقهای است. ایران در دهههای گذشته، با تجربه تهدیدات و سوءاستفادههای مکرر از این منطقه، به این جمعبندی رسیده که مدیریت این گذرگاه، بخشی جداییناپذیر از امنیت ملی آن است؛ موضوعی که بهنظر میرسد در هیچ سناریوی مذاکرهای قابل واگذاری نیست.
دست بالا با کیست؟
برآیند تحولات نشان میدهد آمریکا بیش از ایران نیازمند تغییر وضعیت موجود است و فشار اقتصادی و اعتباری بیشتری متوجه واشنگتن و متحدانش شده است. ایران همچنان از ظرفیتهای اعلامنشده بیشتری در میدان برخوردار است.
در چنین شرایطی، تنگه هرمز نهفقط یک مسیر دریایی، بلکه صحنهای برای تعیین توازن قدرت است؛ جایی که هر حرکت، نهتنها پیامد نظامی، بلکه اثرات سیاسی و روانی گستردهای در پی خواهد داشت.
آنچه امروز در هرمز جریان دارد، بیش از آنکه «بازگشایی یک تنگه» باشد، آزمونی برای سنجش ارادههاست؛ آزمونی که نتیجه آن، میتواند معادلات جنگ و صلح در منطقه را بازتعریف کند. تاکنون آمریکا در بنبست هرمز محاصره شده است و این ایران بوده که توانسته از این اهرم ژئوپلیتیکی به خوبی برای فشار به دشمن بهره ببرد.