
جنگ تحمیلی رمضان از سوی آمریکا و رژیمصهیونیستی از ماهها قبل برنامهریزی شده بود و شاید بتوان آن را در امتداد تقلا برای جبران شکست رژیمصهیونیستی و کشورهای عربی طرفدار سازش در غزه و محاسبات غلط طرف آمریکایی در مورد میزان توانمندی ایران دانست. در واقعیت هم اگر هر کشور دیگری با این حجم از حملات هوایی و دریایی مواجه میشد، حتی در همان هفته اول دچار فروپاشی میگردید؛ بهطوری که در جریان جنگ رمضان، آمریکا با حمایت رژیمصهیونیستی بیش از ۱۴۰۰ هواپیمای پیشرفته را علیه ایران به کار گرفت و نقاط حساس کشور را هدف قرار داد و درمجموع بیش از ۱۳ هزار حمله هوایی صورت گرفت. با اینحال، مقاومت ملت ایران، هوشمندی نیروهای مسلح و انسجام داخلی باعث شد پیروزی بزرگی رقم بخورد که نمونه آن در جهان بیسابقه است. آمریکا در همان میانه جنگ ۴۰ روزه متوجه شد وارد باتلاقی شده که خروج از آن بهسادگی ممکن نیست. شدت، حجم و انسجام بیسابقه پاسخ نظامی ایران به اعتراف خود دونالد ترامپ، همه آنها را غافگیر کرده بود و در مواجهه با حجم بالای انتقاد، طبیعتا رو به سانسور آسیبهایی کردند که بیانگر ضعف آنها و نقاط قوت ایران بود. تخمینهای مختلفی در مورد میزان خسارت مادی آمریکا در طول جنگ ۴۰ روزه وجود دارد و تخمینهای واقعبینانه این رقم را حدود ۱۰۰ میلیارد دلار میدانند و این سوای آسیبهای جدی چندین میلیارد دلاری به رژیمصهیونیستی است. همچنین بعد جانی، روانی و از همه مهمتر حیثیتی این آسیبها بیسابقه است و نیازمند تحقیقات مفصل است و قطعا در ادامه و با وجود سانسوری که اعمال میشود، اما به هر حال به رسانهها درز خواهد کرد.
پیروزی درخشان ایران در این جنگ در برابر قویترین ارتش جهان که با ادعای تغییر نظام وارد کارزار شده بود و حالا در باز کردن تنگه هرمز درمانده است، الگوی مقاومت برای ملتهای آزاده را احیا کرد و قطعا با تداوم مدیریت تنگه هرمز، آمریکا وادار به بازنگری در محاسبات خود خواهد شد. کارشناسان متعددی از دوست و دشن اذعان دارد که روند تحولات این نوید را میدهد که ظهور قدرت نظامی و سیاسی ایران زمینهساز تغییرات گسترده در نظم جهانی خواهد بود و افول قدرت هژمونیک آمریکا سرعت بیشتری به خود گرفته است. در این شرایط، ایران به همراه چین و روسیه، بهعنوان مثلث قدرت جهانی نقش تعیینکنندهای در تحولات آینده منطقه و جهان ایفا خواهد کرد.