فشارهای اقتصادی آمریکا قابل مدیریت است

دشمن با استفاده از محاصره دریایی به‌دنبال ایجاد قحطی ایران است اما در واقع کشورمان رنگ قحطی را نخواهد دید، زیرا حتی در سال‌های کم‌باران نیز ۱۳۰ تا ۱۴۰ میلیون‌تن در سال غذا تولید کرده‌ایم که این شامل محصولات دریایی هم می‌شود. با این حال به‌نظر می‌رسد امسال با توجه به بارش‌های مناسب، تولید غذا در کشور بیشتر هم شود.
کد خبر: ۱۵۵۰۴۹۷
نویسنده سعید لیلاز | کارشناس اقتصادی
 
براساس آمار رسمی در سال غذای ۱۵ تا ۲۰ میلیون نفر را در ایران دور می‌اندازیم. این موضوع به‌دلیل بد مصرفی و ضعف در نظام بسته‌بندی و توزیع است.پارسال ۴ میلیون تن گندم و در بعضی سال‌ها ۷ میلیون تن وارد کرده‌ایم. با توجه به ذخایر استراتژیک، امسال نیازی به واردات نیست. امسال دولت کار بزرگی کرد و اشتباه پارسال را جبران کرد و قیمت خرید تضمینی گندم را به ۵۰ هزار تومان رساند که البته تا ۷۰ هزار تومان هم جا داشت اما همین ۵۰ هزار تومان باعث می‌شود که ایران رنگ قحطی را در کالاهای اساسی نبیند. 
در بعضی از کالاها ممکن است دچار مشکل شویم. البته ما از بازار عراق هرچه بخواهیم، می‌توانیم وارد کنیم. معتقدم میزان صادرات عملی ایران براساس گمرک حدود ۵۵ میلیارد دلار است اما تصورم می‌کنم که این مقدار شاید دو برابر باشد. فقط به عراق و افغانستان حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار صادرات داریم. محاصره دریایی البته به اقتصاد ایران آسیب می‌زند اما خود غربی‌ها می‌گویند که تا الان جلوی ۴ کشتی ایران را گرفته‌اند. 
اگر قرار باشد امسال حدود ۶۰ تا ۶۵ میلیارد دلار کالا وارد کشور شود، شاید حدود ۲۰ میلیارد دلار آن از جنوب وارد شود که می‌توانیم بسیاری از آن را به شمال و مرزهای زمینی منتقل کنیم. اگر این محاصره ادامه یابد، چهار کشور حاشیه خلیج‌فارس می‌میرند‌‌؛ چون قطر هیچ دسترسی‌ای به تنگه هرمز ندارد. فکر می‌کنم اگر این محاصره در حد چند‌ماه باشد کاملا قابل تحمل است، زیرا با توجه به مرزهای چند‌هزار کیلومتری‌مان، به‌راحتی می‌توانیم این نقص‌ها را جبران کنیم.  واقعیت این است که اقتصاد ایران از دهه ۱۳۴۰ دچار تورم ساختاری بوده تا الان‌‌؛ چه با‌جنگ چه بی‌جنگ، با رفاقت با آمریکا یا بدون آن، با دشمنی با غرب یا بدون دشمنی، با افزایش درآمد ارزی یا بدون افزایش آن. ما دچار یک تورم ساختاری در اقتصاد ایران هستیم که ناشی از یک ناترازی در سازوکار یک دولت بزرگ است. 
البته جنگ هم بر اقتصاد ایران اثر می‌گذارد اما به‌نظرم آثار آن از خرداد به بعد در اقتصاد دیده می‌شود‌‌؛ زیرا در اسفندماه اقتصاد ایران به‌دلیل ماه رمضان تعطیل بوده است. تولیدات صنعتی ایران همواره در اسفند و فروردین و ماه رمضان از سمت عرضه کاهش پیدا می‌کند و از سمت تقاضا هم اگر رشد نقدینگی ناشی از جنگ بخواهد خودش را نشان دهد، در ماه‌های آتی نمایان خواهد شد. تورم به سیاست‌های دولت از این به‌بعد بستگی دارد. اگر دولت بتواند تا حدی رشد نقدینگی در بخش غیرمرتبط با کسری بودجه را کنترل کند، شرایط بهتر خواهد شد. البته شرایط در بخشی از ساختار اداری دولت همچنان مانند قبل از جنگ است و باید تغییر کند‌‌؛ زیرا اکنون اگر بخواهیم از گمرک کالا ترخیص کنیم، فرآیندها همانند قبل از جنگ انجام می‌شود.اگر در ماه‌های آتی نرخ تورم به‌دلیل جنگ افزایش یابد، مطلقا جایی نه برای گریستن است، نه برای جار‌زدن، نه برای ترسیدن و نه برای ترساندن. این جنگ بر ما تحمیل شده و گریزی از آن نداشته‌ایم و نداریم. ایالات متحده آمریکا، یک ایران مستقل را بر‌نمی‌تابد. 
تا الان هم عملکرد دولت،درخشان وعملکرد بانک مرکزی بسیارخوب بوده است.امسال هم بارندگی طوری است که به‌نظرم ۲۰تا ۳۰ میلیون تن به ظرفیت تولید محصولات کشاورزی اضافه می‌کند و همین مقدار از فشار واردات و ارزی خواهد کاست و بقیه را هم دولت باید بتواند ذخیره نگه دارد، زیرا چشم‌اندازی از پایان جنگ وجود ندارد. اگر ایران حتی تسلیم هم بشود و تمام اورانیوم غنی‌شده را با اسناد و مدارک بار کشتی کند و به آمریکا بفرستد، سرسوزنی در معادلات بین‌المللی و روابط بین ایران و آمریکا تغییری ایجاد نخواهد شد. 
بیشتر مسائل اقتصادی ایران ناشی از مدیریت داخلی است. براساس آماری که از یک مقام مسئول دریافت کرده‌ام و طبق اعلام همان مقام در مصاحبه‌ای، ۹‌ماهه می‌توان فولاد مبارکه را به ظرفیت تولید برگرداند. با اطلاعاتی که دارم می‌دانم ۱۰۰ درصد تجهیزات این کارخانه در ایران قابل بازسازی است. بخش مهمی از ظرفیت از دست‌رفته عسلویه در همین امسال قابل بازیابی است. 
ما‌به‌ازای این خسارت‌ها، درآمدهای بادآورده هم داشته‌ایم. الان با مقدار صادرات کمتر نفت، همان مقدار درآمد نفتی را داریم و آمارهای بین‌المللی هم می‌گوید که ۳ تا ۴ درصد درآمد ایران از صادرات نفت افزایش یافته است. ما ۳ تا ۴ برابر میزان خسارت‌مان به دشمن خسارت زده‌ایم. ما چاره‌ای جز مقاومت نداریم‌‌؛ اگر تسلیم شویم، خسارت تسلیم بیشتر از خسارت مقاومت است؛ نمونه آن هم عراق است. درآمد سرانه هر عراقی از صادرات نفت تا قبل از این جنگ بین 
۷ تا ۱۰ برابر هر ایرانی است اما بیشتر این پول در بانک‌های نیویورک برداشت می‌شود. ارتش و سپاه نیرومند که قدرت بازدارندگی دارد، بدون یک اقتصاد توانمند امکانپذیر نیست. این اقتصاد نیرومند نیز غیرممکن است و دوام ندارد مگر آن‌که میان همه مردم توزیع شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها