از نگاه رهبری شهید، این سیاست در قالب راهبردهایی مشخص دنبال میشد؛ همانند جلوگیری از پیشرفت علمی و صنعتی ایران، تحریک گسلهای قومی و منطقهای، نفوذ در ساختارهای تصمیمگیری و تضعیف بنیانهای قدرت ملی و همچنین حفظ وابستگی اقتصادی و فناورانه کشور. ازینرو بازسازی توان دفاعی و علمی کشور از مهمترین اقدامات ایشان بود.
در دورانی که بسیاری تصور میکردند ایران نمیتواند در چنین حوزههایی به پیشرفت جدی دستیابد، ایشان بهتاکید بر توسعه دانش بومی و توان داخلی پای فشردند.
بهاعتقاد من، از دیگر ابزارهایی که ایشان برای جهتدهی اجتماعی بهکارگرفتند، نامگذاری سالها بود که شاید در ظاهر یک اقدام نمادین تلقی شود اما درواقع نوعی سازوکار سیاستگذاری نرم بود و هست، بهویژه که جهتدهی به گفتمان عمومی و تمرکزدهی جامعه و نهادها بر محوریت یک مساله کلیدی، روح چنین رویکردی بوده، آنهم در دورانی که از نگاه رهبری شهید، ایران در یکی از پیچهای مهم تاریخی خود قرار دارد و علیالقاعده، عبور از چنین پیچهایی نیازمند همبستگی اجتماعی، خودباوری ملی و نگاه بلندمدت است و میتوان اعجاز تحلیل رهبری شهید را در همین فرمایش ایشان یعنی «بعثت مردم» بهعینه دید چراکه مفاهیم، تحولات، پیامدها و اثرگذاریهای مترتب برآن ازجمله مهمترین تحولات اجتماعی سالهای اخیر شمرده میشود؛ بعثت مردم یعنی همین که جامعه، خود را بازیگر اصلی تاریخ بداند و از حالت تماشاگر خارج شود. بهعبارت دیگر، بعثت مردم همانچیزی است که در کنف سایه ولیفقیه، طی سالهای اخیر بهتدریج در جامعه ایرانی شکل گرفته است.
در نگاه رهبری شهید، فاصلهگرفتن از دستهبندیهای جناحی از مولفههای مهم محسوب میشد کمااینکه ایشان بارها گفته بودند از خدا خواستهاند از هرگونه وابستگی جناحی دور باشند و البته این مساله در عمل هم عیان بود، یعنی تلاش میکردند فراتر از دعواهای سیاسی روز حرکت کنند.
روایت ایشان از ایران، روایتی سیاهنمایانه نبود همچنان که روایتی خوشبینانه و غیرواقعی نیز دانسته نشده و نمیشود. ایشان، ظرفیتها و نقاط ضعف را توأمان بیان میکردند و بهراستیکه نوعی واقعبینی امیدوارانه در سخنانشان بازتاب داشت که بهروشنی احساس میشد.
رهبری شهید صرفا یک سیاستمدار بهشمار نمیرفتند، بلکه همزمان شخصیتی فرهنگی، تاریخی و راهبردی بودند. ایشان هم سیاستمدار بودند، هم اهل فرهنگ، هم تاریخ را عمیق میشناختند، هم نگاه آیندهپژوهانه داشتند، در عین حالی که درباره ایران قدرتمند، مستقل و پیشرفته دغدغهای مستمر داشتند.
آنچه که باعث تمایز این شخصیت میشود، جمعشدن چندین ساحت متفاوت در یک فرد است. مجموعه چنینویژگیهایی کمتر در یک شخصیت واحد گرد میآید. چنانچه بکوشیم شخصیتی را در تاریخ معاصر ایران بیابیم که با رهبری شهید بتوان مقایسهاش کرد، بیهیچگمان کار بسیار دشواری پیش رو خواهیم داشت. درواقع باید بگویم خود من شخصا نمونهای در تاریخ معاصر ایران با چنین ترکیب شخصیتیای سراغ ندارم.