نعم المولی و نعم النصیر

قفلِ فیروزه بر گلویِ اقیانوس

کد خبر: ۱۵۴۹۸۲۷
نویسنده دکتر سید نظام مولا هویزه

اینجا،
گلوگاهِ جهان است
جایی که ماه، هر شب
در آب‌های شور و لبریزِ ما، غسلِ سرخ می‌کند.

میانِ دو صخره، میانِ دو دریا
کلیدی از جنسِ «اراده» چرخیده است؛
هرمز، دیگر یک جغرافیا نیست
یک «نهِ» بزرگ است
که بر دهانه‌ی اقیانوس، قفل شده.

نه با زنجیرهایِ سنگینِ فولادین،
که با نگاهِ بیدارِ مردانی
که از تبارِ آفتاب و عطش‌اند؛
مردانی که طعمِ توفان را می‌شناسند
و نبضِ زمان را
زیرِ پاشنه‌هایِ استوارشان، شماره می‌کنند.

بگذار کشتی‌هایِ زنگارگرفته‌یِ غریبه
در حسرتِ یک قطره عبور،
پشتِ دیوارِ بلندِ غیرت، لنگر بیندازند.
اینجا، هر موج
بیعتی دوباره است با آن «دستی»
که فرمانِ ایست داد؛
همان دستی که از آستینِ حق برآمد
تا شاه‌رگِ ستم را
در مشتِ گره‌کرده‌یِ خلیج، بفشارد.

هرمز،
حالا تنفسِ آرامِ ایران است
و سکته‌یِ ناگهانیِ دنیایِ کفر؛
تنگه‌ای که در آن
آب، بویِ باروت نمی‌دهد
بویِ «ایستادگی» می‌دهد...

و هر تلاطم،
پژواکِ این فریاد است:
این کلید، 
تنها در دستِ صاحبِ خانه می‌چرخد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها