تحلیل صادرات، ذخایر و تأثیر بر عرضه جهانی
الف. کاهش صادرات از تنگه هرمز:کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس در ماه مارس ۲۰۲۶، روزانه حدود هفت میلیون بشکه (معادل ۲۰۶ میلیون بشکه در ماه) صادرات کمتری نسبت به ماه پیش داشتهاند که مستقیما به اختلال در تنگه هرمز نسبت داده میشود. با ادامه این روند تا پنجاهمین روز، افت صادرات به حدود ۳۵۰میلیون بشکه رسیده است.
ب. ذخایر اضطراری جهانی: مجموع ذخایر اضطراری نفت خام و فرآوردههای نفتی کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی (IEA) حدود ۱.۸۲میلیارد بشکه است (۷۵درصد آمریکا، ۲۵درصد ژاپن). این ذخایر، تنها حدود ۱۴۰روز از واردات خالص روزانه ۱۳میلیون بشکهای کشورهای عضو IEA را پوشش میدهد. چین نیز با ۱.۳میلیارد بشکه ذخیره، روزانه ۱۱میلیون بشکه واردات دارد.
ج. محدودیت ذخایر جهانی در صورت ادامه سناریو موجود: ذخایر اضطراری نفت در جهان، گرچه قابل توجه است اما توان پوششدهی بلندمدت کمبودهای ناشی از قطع صادرات را ندارد. در واقع، کاهش صادرات هفت میلیون بشکهای کشورهای عربی خلیجفارس، معادل حدود ۳۰درصد از نیاز خالص وارداتی IEA و چین است. با ادامه این روند، ذخایر موجود تنها برای حدود یکسال دیگر کافیاست.
د. سناریوی تشدید بحران: در صورت حذف صادرات امارات و عربستان (حتی با اختلال در خطوط لوله فجیره و ینبع)، حذف هفت میلیون بشکه دیگر از صادرات روزانه، تقاضای جهانی را تشدید کرده و ذخایر موجود در این کشورها را کمتر از ششماه پاسخگو خواهد کرد. این امر میتواند بحران انرژی جهانی را به وضعیت غیرقابل بازگشت بکشاند.

وضعیت بازار نفت و پیشبینی قیمتها
الف. پیشبینی قیمت نفت براساس سناریوهای جنگ:
طبق تحلیل مؤسسه گلدمن ساکس، ادامه جنگ ایران میتواند سناریوهای متفاوتی را برای قیمت نفت تا سال۲۰۲۸ رقم بزند:
ــ ادامه جنگ تا شش هفته، بدون آسیب بلندمدت به تولید:میانگین قیمت نفت حدود ۸۰دلار در هر بشکه پیشبینی میشود.
ــ ادامه جنگ تا شش هفته، با آسیب بلندمدت به تولید: میانگین قیمت به حدود ۹۵ دلار افزایش خواهد یافت.
ــ ادامه جنگ تا ۱۰ هفته آینده: میانگین قیمت تا سطح ۱۱۰ دلار بالا خواهد رفت.
ب. بازگشت به وضعیت پیش از جنگ: طبق گزارش سیانان، با توجه به معاملات آتی نفت برنت، انتظار نمیرود قیمت نفت تا سال ۲۰۲۹ به سطوح پیش از تنشهای اخیر ایران و آمریکا بازگردد.
ج. علل اصلی افزایش قیمت نفت و پایداری آن: کاهش تولید وصادرات نفت ناشی از اختلالات در تنگه هرمز، عامل کلیدی در افزایش و ثبات نسبی قیمت نفت در سطوح بالاست.
تابآوری اقتصاد جهانی و درآمدهای احتمالی ایران
الف. شکنندگی اقتصاد جهانی: اقتصاد جهانی، تابآوری لازم برای تحمل طولانیشدن جنگ بیش از دو ماه دیگر را ندارد. این موضوع، وابستگی شدید اقتصاد جهانی به ثبات در بازارهای انرژی را آشکار میسازد.
ب. درآمدهای اضافی ایران و تأمین هزینههای بازسازی: با فرض ادامه جنگ و افزایش قیمت نفت نسبت به سال ۲۰۲۵ (حدود ۶۵ دلار در هر بشکه)، درآمدهای اضافی ایران از محل فروش میانگین ۱.۷میلیون بشکه نفت در روز، براساس سناریوهای گلدمن ساکس، به ترتیب سالانه ۹، ۱۵ و ۲۱ میلیارد دلار خواهد بود. این افزایش درآمد، با فرض تداوم شرایط، تا دو سال قابل تکرار است. این درآمدها، میتواند بخش قابل توجهی از خسارتهای وارده به ایران در پی بازسازی پس از جنگ را تأمین کند.
ابعاد ژئوپلیتیکی بحران تنگه هرمز و سناریو ادامه جنگ
سناریوی بحران غیرقابل بازگشت: ادامه جنگ زیرساختی و تلاش برای ممانعت از صادرات ایران مانند تصرف جزیره خارک میتوانست به واکنش متقابل ایران و تشدید بحران انرژی جهانی به مرحلهای غیرقابل بازگشت (حذف صادرات و تولید نفت منطقه خاورمیانه برای مدت طولانی) منجر شود.
محدودیتها و ضرورت توافق: محدودیتهای زمانی و ناتوانی در رساندن جنگ زیرساختی به نقطه غیرقابل بازگشت، ترامپ را به دستیابی به توافق و آتشبس، حتی با پذیرش اولیه شروط ۱۰گانه ایران برای بازگشایی تنگه هرمز را ملزوم و ناچار کرد. هرچند، در ادامه ترامپ تلاش کرد از طریق محاصره دریایی ایران اهرم تنگه هرمز را از کار بیندازد که با موضع سخت ایران و بستن مجدد تنگه هرمز مواجه شده است.
موضع بازیگران بینالمللی: کشورهای اروپایی، هند و شرق آسیا علاقهای به ادامه درگیریها در تنگه هرمز و خاورمیانه ندارند، که این خود عاملی برای فشارهای بینالمللی جهت پایان دادن به تنشها محسوب میشود.
مسیر بدون بازگشت برای آمریکا
تداوم تنشها و اختلالات در تنگه هرمز، بهویژه با توجه به حجم صادرات و واردات متأثر و ذخایر محدود جهانی، قیمت نفت را در سطوحی بالا نگه خواهد داشت و بازگشت به وضعیت پیش از تنشها تا سال ۲۰۲۹ بعید به نظر میرسد.
در حالی که این شرایط میتواند به افزایش قابل ملاحظه درآمدهای صادراتی ایران بینجامد و بخشی از هزینههای بازسازی پس از جنگ را تأمین کند، شکنندگی اقتصاد جهانی در برابر درگیریهای طولانیمدت، ضرورت دستیابی به راهکارهای دیپلماتیک و توافق برای بازگشایی مسیرهای حیاتی مانند تنگه هرمز را بیش از پیش نمایان میسازد.