آینده مذاکرات روی گسل بی‌اعتمادی

«ترامپ با اعمال محاصره و نقض آتش‌بس می‌خواهد تا به خیال خود میز مذاکره را به میز تسلیم تبدیل کند یا جنگ‌افروزی مجدد را موجه سازد. مذاکره زیر سایه تهدید را نمی‌پذیریم و در دو هفته اخیر برای روکردن کارت‌های جدید در میدان نبرد آماده شده‌ایم.» این جملات، که از سوی محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکره‌کننده در ساعات بامدادی سه‌شنبه منتشر شد جلوه‌ای از برداشت راهبردی تهران از وضعیت کنونی است؛ وضعیتی که در آن مرز میان «مذاکره» و «میدان» بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده شده است.
«ترامپ با اعمال محاصره و نقض آتش‌بس می‌خواهد تا به خیال خود میز مذاکره را به میز تسلیم تبدیل کند یا جنگ‌افروزی مجدد را موجه سازد. مذاکره زیر سایه تهدید را نمی‌پذیریم و در دو هفته اخیر برای روکردن کارت‌های جدید در میدان نبرد آماده شده‌ایم.» این جملات، که از سوی محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکره‌کننده در ساعات بامدادی سه‌شنبه منتشر شد جلوه‌ای از برداشت راهبردی تهران از وضعیت کنونی است؛ وضعیتی که در آن مرز میان «مذاکره» و «میدان» بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده شده است.
کد خبر: ۱۵۴۹۳۴۳
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی - گروه سیاسی
 
درحالی‌که تنها ساعاتی تا پایان زمان دوهفته‌ای آتش‌بس باقی مانده، فضای پیرامون دور دوم مذاکرات احتمالی در اسلام‌آباد در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. از یک‌سو، ایالات متحده با ارسال پیام‌های مکرر درباره آمادگی برای گفت‌وگو، تلاش دارد تصویر یک مسیر دیپلماتیک فعال را حفظ کند؛ و از سوی دیگر، تداوم فشارهای میدانی ازجمله راهزنی دریایی این تصویر را با تردیدهای جدی مواجه کرده است. این دوگانگی، به‌تدریج به یک مؤلفه ثابت در تعاملات اخیر تبدیل شده است: هم‌زمانی دعوت به مذاکره با اعمال فشار.
   
بازی همزمان «فشار و دیپلماسی»

در این میان، روایت‌های رسانه‌ای نیز به بخشی از میدان تبدیل شده‌اند. طی روزهای گذشته، برخی رسانه‌های آمریکایی به‌طور مکرر از حرکت جی.دی ونس به‌سوی اسلام‌آباد خبر داده‌اند. روایتی که هر چند ساعت یک‌بار تکرار شده، اما هیچ‌گاه به یک واقعیت میدانی قابل مشاهده منجر نشده است. این تکرار بدون تحقق، از نگاه بسیاری از تحلیلگران، بیش از آن‌که خبر باشد، بخشی از یک «بازی ادراکی» است؛ تلاشی برای مدیریت انتظارات بازار، کنترل سیگنال‌های انرژی و ایجاد نوعی بلاتکلیفی در افکارعمومی.چنین فضاسازی‌هایی، در کنار تحرکات میدانی، تصویری از یک راهبرد چندلایه را ترسیم می‌کند که می‌توان آن را «فشار ترکیبی با پوشش دیپلماسی» نامید. در این چارچوب، برای آمریکا مذاکره نه به‌عنوان مسیر حل‌وفصل اختلاف، بلکه ابزاری برای تکمیل فشار تعریف می‌شود. به بیان دیگر، میز مذاکره از جایگاه یک نقطه تعادل خارج شده و به امتداد میدان تبدیل می‌شود؛ جایی که آمریکا می‌کوشد خواسته‌های خود را به ایران دیکته کند اما با ایستادگی و مقاومت مردم و مسئولان روبه‌رو شده است.
   
از میدان تا میز؛ تقلای آمریکا برای جبران اهداف محقق‌نشده

در همین چارچوب، تحلیل رفتار اخیر واشنگتن بدون در نظر گرفتن تجربه میدانی هفته‌های گذشته ناقص خواهد بود. این درحالی‌است که در ۴۰ روز جنگ مستقیم ایران با دشمن آمریکایی ــ صهیونی نه‌تنها به اهداف اولیه اعلامی خود دست نیافته، بلکه در تحقق اهداف ثانویه نیز با شکست جدی مواجه شده است و همزمان اهرم قدرتی مانند مدیریت و کنترل تنگه هرمز را کاملا در اختیار ایران قرار داده است. از این منظر، تغییر فاز جنگ به آتش‌بس و همزمان برجسته‌سازی مسیر مذاکرات، تلاشی است برای نقدکردن اهداف به‌دست‌نیامده و شکست‌خورده در میدان نظامی در پای میز مذاکرات.این همان نقطه‌ای است که حساسیت تهران را دوچندان کرده است. اگر میز مذاکره به محلی برای «نقدکردن» اهدافی تبدیل شود که در میدان به‌دست‌نیامده، طبیعی است که ایران با احتیاط و تردید بیشتری به مذاکرات نزدیک شود. درواقع، برداشت غالب این است که واشنگتن می‌کوشد از طریق ترکیب فشار میدانی، عملیات روانی و تحرکات دیپلماتیک، موازنه‌ای را که در میدان به‌طور کامل به‌دست‌نیاورده، در عرصه گفت‌وگو بازسازی کند.
در مقابل، ایران نیز تلاش دارد با تکیه بر دست برتری که در میدان در ۴۰ روز جنگ به‌دست‌آورده، این معادله را برهم بزند و اجازه ندهد میز مذاکره به امتداد یک فشار نابرابر تبدیل شود.
   
شک راهبردی و معادله‌ای که تغییر کرده است
از منظر تهران، همین تغییر ماهیت مذاکره است که مسأله‌ساز شده. تأکید مکرر مقامات ایرانی بر عدم پذیرش «مذاکره تحت تهدید»، درواقع واکنشی به همین درک است؛ درکی که معتقد است فشارهای همزمان، اساسا امکان شکل‌گیری یک گفت‌وگوی متوازن را از بین برده. در چنین شرایطی، هر اقدام میدانی حتی اگر محدود باشد به‌عنوان نشانه‌ای از عدم جدیت طرف مقابل در مسیر توافق تلقی می‌شود. اقداماتی همچون تجاوز به دو کشتی ایرانی در آب‌های آزاد.
این برداشت، البته در خلأ شکل نگرفته است. تجربه‌های پیشین، به‌ویژه در دوره‌هایی که تجاوز آمریکا به خاک مقدس کشورمان در حین مذاکرات انجام شده، به‌تدریج یک الگوی ذهنی در میان تصمیم‌گیران ایرانی ایجاد کرده است: این‌که فشار، مقدمه امتیازگیری است، نه توافق. به همین دلیل، آنچه در نگاه واشنگتن می‌تواند «اهرم چانه‌زنی» تلقی گردد، در تهران بیشتر به‌عنوان «نقض قواعد بازی» و یا آغاز مجدد جنگ دیده می‌شود.
در این میان، پایان قریب‌الوقوع آتش‌بس، بر حساسیت شرایط افزوده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که ساختارهای نظامی کشور به گفته قرارگاه‌ خاتم‌الانبیا، در این بازه زمانی به‌طور فشرده برای سناریوهای مختلف از تداوم آتش‌بس تا بازگشت کامل به درگیری آماده شده‌اند. این آمادگی، بخشی از همان «معادله میدان‌ــ دیپلماسی» است که در آن، هر حرکت در یک حوزه، مستقیما بر حوزه دیگر اثر می‌گذارد.
برخی تحلیل‌ها نیز به گزینه‌های احتمالی ایران در صورت تداوم اقدامات تجاوزکارانه آمریکا اشاره می‌کنند؛ گزینه‌هایی که از تقابل نامتقارن دریایی تا استفاده از گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی مانند مسدودسازی باب‌المندب را در بر می‌گیرد. سناریوهای که نشان‌دهنده افزایش دامنه محاسبات در تهران و درگیر کردن دشمن در جبهه‌های جدیدی است که در گذشته نشان داده توان مقابله با آن را ندارد. 
در مقابل، ایالات متحده همچنان تلاش دارد ابتکار عمل دیپلماتیک را در سطح رسانه‌ای در دست داشته باشد. اعلام اعزام هیات به اسلام‌آباد، حتی در شرایطی که پاسخ روشنی از سوی ایران دریافت نشده، بخشی از همین تلاش است. این رویکرد، اگرچه می‌تواند در کوتاه‌مدت به مدیریت افکارعمومی بینجامد، اما در بلندمدت با یک چالش جدی مواجه است؛ فاصله جدی میان روایت و واقعیت.
در چنین وضعیتی، مسأله دیگر صرفا بی‌اعتمادی به نیت طرف مقابل نیست، بلکه تردید نسبت به اصل هدف‌گذاری اوست: آیا واقعا هدف، رسیدن به توافق است، یا مذاکره صرفا ابزاری برای پیشبرد اهداف دیگر و آماده‌سازی زمینه برای انجام حملات نظامی مجدد همانند جنگ ۱۲روزه و یا شروع جنگ رمضان.
درنهایت باید گفت آنچه در اسلام‌آباد در حال شکل‌گیری است، صرفا یک دور دیگر ازگفت‌وگوها نیست، بلکه آزمونی برای سنجش امکان بازگشت به یک چارچوب قابل اعتماد است.چارچوبی که بدون حداقلی از همخوانی میان گفتار و رفتار، شکل نخواهد گرفت. درغیر این صورت، میزمذاکره نه به محل حل اختلافات، بلکه به صحنه‌ای برای بازتولید بحران تبدیل خواهد شد.
newsQrCode
برچسب ها: مذاکرات
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها