شکست در میدان، رسوایی در روایت

آمریکا و رژیم صهیونیستی در روز نهم اسفند ۱۴۰۴ حمله‌ای گسترده و شدید را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند؛ حمله‌ای که برمبنای این توهم شکل گرفته بود که می‌توانند در مدت ‌زمانی کوتاه و ظرف چند روز، نظام جمهوری اسلامی را براندازی کرده و یک رژیم دست‌نشانده را بر ایران حاکم کنند.
کد خبر: ۱۵۴۹۰۹۴
نویسنده مسعود رضایی - تحلیلگر مسائل سیاسی

 این تصور ریشه در تحلیل‌های نادرست آنان داشت؛ تحلیلی که از یک‌سو گمان می‌کرد بخش قابل ‌توجهی از جامعه ایران با آنان همراه خواهد شد و از سوی دیگر، نظام جمهوری اسلامی را ساختاری متکی به افراد و شخصیت‌ها می‌پنداشت. همچنین برآوردی غلط از توانمندی‌ها و ظرفیت‌های نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مزید بر علت شد تا این محاسبات اشتباه به یک تصمیم‌گیری نسنجیده و پرهزینه منجر شود.   
این تصورات غلط، زمینه‌ساز ارتکاب یک عملیات نادرست و غیرمدبرانه از سوی متجاوزان شد؛ عملیاتی که در همان روزهای نخست، نادرستی آن برای طراحانش آشکار گردید. نه‌تنها مردم ایران با آنان همراهی نکردند بلکه قاطبه ملت با حضوری گسترده و مستمر در صحنه، از شهرهای بزرگ تا روستاهای کوچک، به حمایت از نظام و کشور خود برخاستند و حماسه‌ای کم‌نظیر را رقم زدند. این حضور میدانی و انسجام اجتماعی یکی از مهم‌ترین عوامل برهم خوردن محاسبات دشمن بود. 
در سوی دیگر، نظام جمهوری اسلامی ایران علی‌رغم تحمل خسارات سنگین و از دست دادن شخصیت‌های بسیار ارزشمند و گرانقدر که در رأس همه آنها حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر شهید  قرار داشت، توانست با استحکام کامل بر پای خود بایستد و انسجام ساختاری خود را حفظ کند. همزمان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی نیز با پاسخ‌هایی بسیار قاطع، جدی و دردناک به تجاوز صورت ‌گرفته واکنش نشان دادند و هزینه‌های سنگینی را به دشمن تحمیل کردند. 
برآیند این تحولات چیزی جز اذعان عملی متجاوزان به اشتباه محاسباتی خود نبود. آنان در میدان عمل شکست خوردند و به اهدافی که برای خود ترسیم کرده بودند دست نیافتند. آنچه در این میان برای آنان رقم خورد، نوعی آبروریزی و بی‌حیثیتی در سطح جهانی بود به‌گونه‌ای که افکار عمومی جهان دریافت ایران کشوری قدرتمند و مستحکم است که در برابر دو قدرت نظامی با برخورداری از پیشرفته‌ترین تسلیحات نیز ایستادگی کرده و اجازه تحقق اهداف آنان را نداده. 
در ادامه این شکست میدانی، تلاش برای جبران آن به عرصه رسانه و فضای مجازی کشیده شد. دونالد ترامپ رئیس‌جمهور وقت آمریکا با انتشار توئیت‌های متعدد، مستمر و خلاف واقع کوشید شکست در میدان جنگ را در عرصه افکار عمومی جبران کند. این اقدام درواقع تلاشی بود برای پنهان‌سازی واقعیت‌های میدانی از طریق دروغ‌پردازی و به‌ راه‌اندازی یک جنگ روانی گسترده؛ جنگی که هدف آن، القای پیروزی و تغییر ادراک مخاطبان از واقعیت بود. 
هرچند این عملیات روانی در روزهای ابتدایی توانست تا حدودی بر بخشی از افکار عمومی مخاطبان در نقاط مختلف جهان اثر بگذارد اما با تداوم شکست‌های میدانی و آشکار شدن نادرستی ادعاها و محتوای منتشرشده، به‌تدریج اعتماد عمومی نسبت به این روایت‌ها از بین رفت. در نتیجه نه‌تنها این توئیت‌ها کارکرد اولیه خود را از دست دادند بلکه به موضوعی برای تمسخر و واکنش‌های انتقادی در فضای مجازی تبدیل شدند به‌گونه‌ای که امروز می‌توان به‌وضوح حجم گسترده‌ای از واکنش‌ها را مشاهده کرد که بر کذب بودن این ادعاها تأکید داشته و آنها را به سخره می‌گیرند. 
بر این اساس، ترامپ را می‌توان بازیگری دانست که در میدان واقعی شکست خورده اما در تلاش است با تکیه بر ابزارهای رسانه‌ای، چهره‌ای پیروز از خود به نمایش بگذارد؛ تلاشی که در عمل ناکام مانده و تصویر یک شکست‌ خورده را بیش از پیش برای افکار عمومی آشکار ساخته است. 
در عین حال، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و مجموعه فعال در عرصه دیپلماسی، با چشمانی باز و هوشیاری کامل، تحرکات آمریکا و رژیم صهیونیستی را به‌ دقت زیر نظر دارند و فریب این‌گونه عملیات روانی و مانورهای سیاسی را نمی‌خورند. این آمادگی و هوشیاری تضمین‌کننده آن است که در صورت تداوم اقدامات خصمانه، پاسخ‌هایی قاطع‌تر و کوبنده‌تر به متجاوزان داده شود همان‌گونه که در طول حدود ۴۰روز گذشته، ضربات سنگینی به آنان وارد شده است.  

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها