در ادامه این تحول میدانی، دولت جمهوری اسلامی ایران، مطابق با توافقات صورتگرفته، اقدام به بازگشایی مدیریتشده تنگه هرمز کرد. این تصمیم از طریق عراقچی، وزیر امور خارجه، بهصورت رسمی اطلاعرسانی شد. عراقچی در این پیام، با اشاره به بازگشایی مشروط تنگه در بازه زمانی باقیمانده تا پایان آتشبس، تصریح کرد که عبور کشتیها صرفا از مسیرهای مورد تأیید ایران امکانپذیر خواهد بود. همچنین ممنوعیت عبور شناورهای نظامی، الزام به هماهنگی قبلی و دریافت مجوزهای لازم از سوی مراجع ایرانی، از جمله شروط تعیینشده برای تردد در این آبراهه راهبردی عنوان شد.
مدیریت مقتدرانه تنگه هرمز و شکست روایتسازی دشمن
در سوی مقابل، آمریکا بار دیگر تلاش کرد شکستهای میدانی خود را در قالب عملیات روانی و جنگ روایتها جبران کند. دونالد ترامپ در فاصلهای کوتاه، با انتشار سلسله پیامهایی در شبکه تروث سوشیال، کوشید بازگشایی مشروط تنگه هرمز را بهعنوان «دستاورد فشارهای واشنگتن» جلوه دهد؛ درحالی که واقعیت میدانی دقیقا خلاف این ادعارا نشان میداد.
وی با طرح مجموعهای از ادعاهای بیپایه، از «توقف برنامه هستهای ایران»، «تحویل ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده و توقف کامل برنامه غنیسازی»، «توافق بر باز بودن دائمی هرمز»، «ادامه اجرای محاصره دریایی ایران» و حتی «پیشرفت در توافق صلح» سخن گفت؛ ادعاهایی که تلاشی آشکار برای پوشاندن شکستهای راهبردی آمریکا در منطقه محسوب میشود.
این جنگ روانی البته در کوتاهمدت اثراتی بر بازار انرژی گذاشت و قیمت نفت را تحتتأثیر فضای هیجانی تا بیش از ۱۰ درصد کاهش داد اما این واکنش، بیش از آنکه ناشی از تغییر واقعی در معادلات عرضه باشد، نتیجه مستقیم عملیات رسانهای و فضایسازی مصنوعی واشنگتن بود.
پاسخ قاطع تهران به عملیات روانی واشنگتن
در ادامه، مقامات کشورمان به این جنگ ادراکی و رسانهای پاسخ دادند. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، با تشریح دقیق سازوکار بازگشایی تنگه هرمز تأکید کرد که هیچ کشتی متخاصم اجازه عبور از این آبراهه را نخواهد داشت و تمامی ترددها تحت نظارت کامل و براساس تشخیص مراجع ذیصلاح ایرانی انجام میشود؛ موضوعی که بار دیگر نشان داد کنترل واقعی در میدان رقم میخورد نه در توییتها و عملیات رسانهای ترامپ.
در ادامه پاسخگویی مسئولان ایرانی به جنگ روانی ترامپ که به منظور اثرگذاری بر مسیر دیپلماسی و میدان طرحریزی شده بود محمدباقر قالیباف رئیس مجلس و مسئول تیم مذاکره کننده کشورمان در توئیتی ترامپ را درغگو خطاب و با اشاره به پستهای وی در فضای مجازی از جمله: توافق با ایران بر سر بازگشایی دائمی تنگه هرمز، مینروبی مشترک تنگه هرمز، برگزاری جلسه مذاکره تا آخر هفته، مذاکرات مستقیم با طرف ایرانی توسط شخص ترامپ، قبول غنیسازی صفر از سوی طرف ایرانی، خروج ۴۰۰ کیلو اورانیوم غنی شده ۶۰ درصد از کشور و تحویل آن به آمریکا اعلام کرد: جنگ رسانهای و مهندسی افکار بخش مهمی از جنگ است و ملت ایران تحت تأثیر این تردستیها قرار نمیگیرد.
بازگشت کامل کنترل به وضعیت عملیاتی ایران
اما روند رویدادهای در اطراف تنگه هرمز به همینجا ختم نشد و در پنجاهمین روز جنگ درست در زمانی که چندین کشتی باری و نفتکش براساس توافقات انجام گرفته در حال عبور از تنگه هرمز بودند قرارگاه خاتمالانبیا در بیانیهای شدیدالحن و مقتدرانه اعلام کرد که مدیریت تنگه هرمز بار دیگر بهصورت کامل به وضعیت کنترلی پیشین بازگشته است.
این قرارگاه ضمن اشاره به «حسن نیت» ایران در اجازه عبور محدود به کشتیهای نفتکش و تجاری به این نکته اشاره میکند که بازگشت محدودیتهای به واسطه بدعهدیهای مکرر طرف آمریکایی در ادامه دادن به راهزنی دریایی(محاصره دریایی) مربوط میگردد و تردد در این آبراهه صرفا تحت چارچوبهای تعیینشده از سوی جمهوری اسلامی ایران امکانپذیر است.
این اقدام، در واقع پاسخ عملی و میدانی به رفتارهای متناقض و غیرقابل اعتماد طرف آمریکایی در روندهای اخیر بود؛ پاسخی که بار دیگر نشان داد ایران در مواجهه با فشار و بدعهدی، از ابزارهای واقعی قدرت در میدان بهره میگیرد.
نبض هرمز در اختیار تصمیم تهران
در جمعبندی این تحولات،یک واقعیت بنیادین بیش ازهرزمان دیگری خودنمایی میکندوآن شکست کامل پروژه روایتسازی آمریکا در برابر واقعیتهای میدانی است. آنچه در رسانههای غربی و بهویژه از سوی ترامپ بهعنوان «موفقیت دیپلماتیک» بازنمایی شد، در عمل چیزی جز یک عملیات روانی مقطعی نبود که بهسرعت در برابر واقعیتهای سخت میدان فرو ریخت. تنگه هرمز، برخلاف ادعاهای تبلیغاتی، نه از مدار کنترل ایران خارج شد و نه حتی لحظهای از دایره مدیریت راهبردی تهران فاصله گرفت.
امروز روشنتر از همیشه مشخص شده است که تنگه هرمز یک اهرم فعال و راهبردی در اختیار جمهوری اسلامی ایران است؛ اهرمی که در لحظه و براساس منطق میدان، میتواند سطح فشار، کنترل و تنظیم معادلات منطقهای را تغییر دهد.
در چنین شرایطی، آنچه تعیینکننده است نه توییتها و روایتسازیهای رسانهای، بلکه اراده مستقر در میدان است؛ و این واقعیت، بار دیگر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران نهتنها بازیگر منفعل نیست، بلکه طراح و تعیینکننده اصلی قواعد در یکی از حساسترین گلوگاههای ژئوپلیتیک جهان است.