۲- بهزبان ساده، تنگه به آبراههای گفته میشود که دو دریا را به هم وصل میکند و اهمیت زیادی در روابط تجاری، اقتصادی، نظامی، سیاسی و فرهنگی دارد. امروزه بخش زیادی از صادرات و واردات کالا و ترانزیت انرژی از مسیر تنگهها صورت میپذیرد و مسیر تجارت جهانی را کوتاهتر و هزینههای حملونقل بینالمللی را کمتر میکند. میتوان گفت ۷۰ درصد جهان که اقیانوسهای آرام، اطلس و هند را تشکیل داده، بهوسیله تنگههای راهبردیای چون هرمز، مالاکا، جبلالطارق، بسفر، بابالمندب و برخی دیگر به هم متصل میشوند و میتوان از آنها به مسیرهای کلیدی جهان تعبیر کرد.
۳- یکی ازموهبتهای جغرافیای طبیعی، قرارگرفتن در کنار تنگههاست و بههمین دلیل در طول تاریخ نظریهپردازان غربی چون هالفورد مکیندر، در اوایل قرن بیستم و بعد نیکولاس اسپایکمن با طرح نظریات «هارتلند» و «ریملند» تلاش دارند غرب را از اهمیت دریاها و تنگهها وخشکیهای متصل به آنها آگاه سازند. مکیندر انگلیسی معتقد است سرزمین «بریجلند» (منطقه پل) مهمترین منطقه خطر برای تمدن دریایی (غرب) است، منطقهای که درشمال به دریای خزر،در جنوب به دریای عرب، در غرب و جنوب غرب به دریای سرخ و دریای مدیترانه و دریای سیاه محاط است و این منطقه را محل ظهور امپراتوریهای هخامنشی، سلجوقی، صفوی و عثمانی میداند که منجربه تسلط بر آبراهههای بینالمللی توسط آنها شده و تمدن دریایی (غرب) را محدود کرده است. مکیندر معتقد است تنها راه جلوگیری از خطر بهوجودآمدن امپراتوری قدرتمند و تسلط بر منطقه بریجلند آن است که منطقه بریجلند را به هزار تکه تقسیم کنیم، طوری که توسعه ارضی در تاریخ آینده شکل نگیرد و باید با تجزیه کشورها و تکثیر مرزها، یکپارچگیهای سرزمینی رانابود کرد ولذا توصیه میکند حتی اگر یک گروه سرخپوست را در خاورمیانه یافتید، سریع به آنها هویتبخشی کنید و خاورمیانه را مملو از هویتهای کوچک، پراکنده، غیرمؤثر و غیریکپارچه کنید تا در مسیر جلوگیری از آلترناتیو کلان هویتی در برابر هویت تمدن غرب حرکت کرده باشیم.
۴- امروز با قاطعیت میتوان گفت جنگ هشتساله، ۱۲ روزه و جنگ رمضان بیش از آنکه یک رخداد نظامی برپایه متغیرهای ژئواکونومیک و انرژی باشد، یک رخداد تمدنی - تاریخی و هویتی است. بهویژه پس از شکلگیری انقلاب اسلامی این مواجهه تمدنی با شکلگیری عنصر استقلال ملی در ایران پررنگتر شد فلذا کشورهای نوظهور منطقه خلیجفارس، تبدیل به پایگاههای نظامی غرب شد تا در صورت قدرت یافتن ایران در ابعاد تکنولوژیک و علمی - تمدنی، پروسه مهار ایران اجرایی شود.
۵- در این پروسه تمامعیار نظامی علیه ایران، سه عنصر مقاومت ملی ایرانیان، قدرت نظامی و رهبری مقتدر سبب شد که تنگه هرمز تبدیل به کلید پیروزی جنگ رمضان شود و انسداد آن توسط قوای مسلح مقتدر ایران، منجربه تزریق شوک سیستمی انرژی به غرب شد و زمینهای فراهم کرد که ایران پساجنگ رمضان از نقش ناظر و نگهبان تنگه هرمز به معمار نظم نوین و اقتصاد انرژی بدل شود.
۶- امروز در این مواجهه با غرب استعماری و تمدن آمریکایی، تنگه هرمز صرفا یک مسیر عبور دریایی نیست، بلکه یک ساختار ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی است که تابع ملاحظات امنیتی-نظامی، حقوقی و اقتصادی است که تضمین جریان روان و آزاد ترانزیت انرژی و کالا را ساختارهای امنیتی-نظامی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تعیین خواهد کرد و قهرا در این کریدور بینالمللی ترانزیتی، ایران اعلام پایان سلطه دلار در زنجیره ارزش انرژی را باید عملیاتی نماید و نظام تخفیفات عوارض گذرگاهی را بر پایه معاملات غیردلاری انرژی تنظیم نماید و متحدان ضداستعماری خود نظیر عراق، لبنان، یمن و فلسطین عزیز و شرکای استراتژیک چون روسیه و چین را مشمول بخشودگیهای کامل عوارض عبور قرار دهد و رژیم خلیجفارس را به بزرگترین ائتلاف تجاری-اقتصادی جهان تبدیل نماید. بدیهی است کشورهای منطقه در نظم نوین خلیجفارس باید روابط خود را با جمهوری اسلامی ایران اولا برپایه منافع منطقهای و مشترک تعریف نمایند و ثانیا زمینه مداخلات کشورهای اقیانوس اطلس در حوزه خلیجفارس و دریای عرب را از بین ببرند. در این صورت ایران میتواند بهعنوان متحدی واقعی و با انبوهی اشتراکات فرهنگی و منطقهای، شریکی قابل اعتماد قلمداد شود.