از «حسبیالله» محسن چاووشی تا تارنوازی علی قمصری در نیروگاهی در دماوندوفعالیت دیگر هنرمندان میتوان اینطور برداشت کرد که موسیقی از معدود هنرهایی است که در حساسترین برهههای تاریخی هم میتواند همانند آبی از لابهلای تختهسنگها عبور کرده وجامعه رابه سرمنزل مقصود هدایت کند.این موضوع دستمایه گفتوگوی ما با حمیدرضا نوربخش، مدیرعامل خانه موسیقی قرارگرفت.
گفتوگوی ما باهم درشرایطی شکل گرفته که اینروزهادرلابهلای انبوهی ازاخبارناگوارحاصل ازجنگ،شاهد عرضه قطعاتی توسط هنرمندان در ژانرهای موسیقی پاپ و موسیقی اصیل ایرانی بودهایم که با واکنشهای مثبتی از سوی مردم روبهرو شدهاند؛ بهعنوان مدیرعامل خانه موسیقی این فضا را چطور ارزیابی میکنید؟
تردیدی نیست که در روزهای گذشته، در شرایط ویژه و درعینحال بیسابقهای قرار داشتیم که با هجوم و حمله وحشیانه جنایتکاران توام بوده است. آنچه در این ۴۰ روز بر سر ایران رفته، تصویری روشن و واضح است و به تمام جهان اثبات میکند که تمامیت ارضیمان در معرض دستاندازی و تعرض واقع شده است. از سوی دیگر، مردم در سراسر کشور، از منظر حملات و تلفات انسانی روزهای دشواری را پشتسر گذاشتهاند. نکته تاسفبار اینکه در اینروزها هیچ نقطهای از ضربات حمله دشمن مصون نمانده؛ از دانشگاه گرفته تا بیمارستانها و مراکز فرهنگی و میراثی و زیرساختها. باعث تاسف است که مدارس هم از هجوم دشمن بینصیب نبوده است، کمااین که در ساعات اولیه جنگ، مدرسه میناب در استان هرمزگان هدف قرار گرفت و بهدنبال وقوع این فاجعه، گلهای معصومی در این مدرسه پرپر شدند. آنچه مسلم است اینکه تصویر چنین جنایتی تا ابد بر تابلوی زمانه باقی میماند و دنیا چنین عملی را مورد قضاوت قرار خواهد داد که چطور اولین روز جنگ، تعداد زیادی از کودکان که سر کلاس درس حاضر شده بودند، مظلومانه به شهادت رسیدند. یکی از مولفههای جنگ اخیر از دید من این است که مردم بهرغم سلایق و افکار مختلف، با عزمی جزم و وحدت یکپارچه و انسجام ملی نشان دادهاند که هروقت کشور مورد هجوم قرار گرفته، در کنار هم برای ایران دفاع خواهند کرد. نمونه این همبستگی در روزهای اخیر بهخوبی مشهود بوده و تا امروز، شهروندان از اقشار مختلف جامعه و بهفراخور شرایط، توانستهاند بهخوبی ایفاگر نقش خود در این زمینه باشند. درباره جامعه موسیقی نیز همینطور است؛ بههمان اندازه که در دوره جنگ تحمیلی، آثاری تولید شدند که هنوز هم وقتی به این قطعات گوش میدهیم، خاطرات آن برهه از تاریخ برایمان زنده میشود و درعینحال، این آثار با خاطرات نسلی که پس از جنگ به دنیا آمده و جنگ هشتساله را لمس نکردهاند نیز در پیوند است؛ در ۴۰ روز گذشته نیز هرکدام از هنرمندان بنا به توان و امکاناتی که در اختیار داشتهاند، به ساخت تکآهنگها و قطعاتی پرداختند که با حالوهوای اینروزها تناسب و سنخیت دارد. یکی از دلایلی که باعث شده این آثار در روزهای دشوار جنگ اخیر، نزد آحاد مردم با اقبال مواجه شوند این بوده که تمام این کارها رنگوبوی حماسی داشتهاند.
بهباور خیلیها، شاخصه اصلی تمام این آثار این است که از بار حماسی برخوردارند.
همینطوراست، تمام تولیدات موسیقایی اخیر، علاوه براین که روایتگر شرح داغ و درد هستند، رنگوبوی حماسی نیز دارند. ارزشمندترین نکته دراینزمینه این است که تمام این آثار بهشکل خودجوش و بدون اینکه از سوی نهاد یا ارگانی به آنها سفارش داده شود، ارائه شدهاند. بازخوانی و همخوانی این قطعات در تجمعات گوناگون منجربه تقویت روحیه مردم شده است. بهبیان سادهتر میتوان گفت، این تولیدات توانستهاند با خاطرات، عاطفه، مهر و ضمیر مردم پیوند عمیقی برقرار کنند. از این رو، تاثیر و نقش موسیقی در شرایط فعلی انکارنشدنی است. خلق موسیقی حماسی در هر دورهای، بر شجاعت جامعه افزوده و باعث شده تا از گردنههای حساس و صعبالعبور راحتتر گذر کند.
در اینروزها در گفتوگو با بعضی از اهالی موسیقی، آنها به این مساله اشاره داشتند که مرکز حفظ و اشاعه در دهه ۶۰ منجربه خلق تولیدات ارزنده و ماندگاری شد که نهتنها در دوره دفاعمقدس بارها مورد استفاده قرار گرفت که بعد از اتمام جنگ و حتی تاامروز هم یادآور آن برهه تاریخی است؛ در شرایط فعلی نهادهای مرتبط چقدر میتوانند در سفارش و تولید این آثار نقش داشته باشند؟
ما از سال ۱۳۵۶ که بسترساز وقوع انقلاب بود با تولید چنین آثاری مواجه بودیم؛ بهخصوص با شروع جنگ تحمیلی، هنرمندان توانستند تولیدات حماسی و سازندهای در این زمینه داشته باشند. این درحالی است که بعدازانقلاب، مرکز حفظ و اشاعه از بین رفت و هنرمندان بهصورت خودجوش اقدام به ساخت اثر کردند. درواقع نهتنها مرکز حفظ و اشاعه که هیچ مرکز دیگری در شکلگیری این آثار نقش نداشت و این مساله تنها بهدست خود هنرمندان میسر شد. اغلب این هنرمندان هم افرادی بودند که قبلا از هنرجویان و فعالان مرکز حفظ و اشاعه به شمار میرفتند درحالی که در دوره جنگ، آثارشان به این مرکز مربوط نمیشد. این گروه از هنرمندان در دهه ۶۰، گروههایی مانند «چاووش»، «عارف» و «شیدا» را بنا کردند و قطعاتی از دل این گروهها برآمد که تاامروز زمزمهساز لبهای مردمی است که آن دوره را تجربه کرده و پشتسر گذاشتند. البته این آثار بعد از تولید تکثیر شد و از سوی رسانههایی مثل صداوسیما مورد حمایت قرار گرفت. ضمن اینکه در دوره جنگ هشتساله نیز صداوسیما محور چنین تولیداتی بود و از آنجایی که یک رسانه فراگیر و قدرتمند بود، طبعا توانست بازتاب گستردهتری داشته باشد. امروز هر هنرمند به خودی خود یک رسانه بهشمار میرود و میتواند فعالیتهای مناسبتیاش مانند ساخت قطعات در جنگ اخیر را با مخاطبان به اشتراک بگذارد و تاثیرگذاری مضاعف داشته باشد. اگرچه متاسفانه اینروزها فضای مجازی مسدود است، بهنظرم اگر شرایطی فراهم شود که فعالیت فضای مجازی به حالت قبل برگردد، میتوان بیش از پیش شاهد عرضه کارهای هنرمندانی باشیم که در روزهای جنگ و در آماج گلوله و موشک دست از کار نکشیدند و بهسهم خود به تقویت روحیه جمعی کمک کردند.
باتوجه به اینکه اغلب قطعاتی که تا امروز منتشر شده، متکی به تلاشهای فردی هنرمندان بودهاند، خانه موسیقی چقدر میتواند در این زمینه به حمایت از هنرمندان در زمینه ساخت آثار بپردازد؟
خانه موسیقیهیچگاه یک بخش تولیدی نبوده واصلیترین وظیفهاش،حمایت صنفی ازهنرمندان جامعه موسیقی است. بااینحال سعی میکنیم اگر هرکدام از هنرمندان به کمک در این زمینه احتیاج داشته باشند دریغ نکنیم و با همیاری نهادهای دیگر، در تولید هرچهبیشتر این آثار نقش داشته باشیم.