گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟

در قدم اول، باید بدانیم که در جامعه، دو نوع وحدت قابل تعریف است: ائتلاف و همبستگی که تفاوت بنیادین این دو، در ماندگاری و عمق آنها است. در وحدتی از جنس ائتلاف، گروههای مختلف برای رسیدن به یک هدف مشترک، گردهم میآیند. این هدف ممکن است در مقطع زمانی خاص، مقدس تلقی شود، اما ضرورتاً به معنای تعهد بلندمدت نیست و پس از دستیابی به هدف، ممکن است انسجام از بین برود.
بنابراین، ائتلاف، هرچند نوعی فرهنگ وحدت را در خود دارد، اما از ماهیتی موقتی و زودگذر برخوردار است. اما در مقابل، همبستگی، نوعی وحدت پایدارتر و عمیقتر بشمار میرود. در این شکل از وحدت، افراد نه تنها در هدف مشترک، بلکه در اندیشه و روح نیز یگانگی دارند. مهمتر اینکه، در همبستگی، افراد تا جایی پیش میروند که از خواستههای شخصی خود نیز عبور میکنند. این عبور از منافع فردی، باعث میشود که همبستگی حتی پس از عبور از موانع اولیه، همچنان برای افراد مؤثر و معنادار باقی بماند. بنابراین جامعه باید به سمتی حرکت کند که وحدت آن از جنس همبستگی باشد.
در قدم دوم، باورهای عقیدتی و اعتقادی است که وحدتساز هستند. درواقع اگر وحدت از جنس اعتقادی و عقیدتی باشد، یعنی با نیت خالصانه و در راستای جلب رضایت خداوند شکل گیرد، پایدارترین نوع وحدت خواهد بود. فردی که با نیت درونی و باوری راسخ، اقدام به کاری خیر میکند، مانند مشارکت در تجمعات یا راهپیماییها، حتی اگر به دلایلی نتواند در آن رویداد شرکت کند، باور دارد که اجر و پاداش خود را از خداوند دریافت خواهد کرد. این به دلیل آن است که این نوع وحدت، ریشه در اعتقادات و باورهای درونی فرد دارد و به همین دلیل، بسیار مقاوم و اثرگذار است.
سومین عامل برای شکلگیری وحدت، وحدتی از جنس جمعنشینی یا به تعبیر علم جامعهشناسی، تودهنشینی است. برای درک این مفهوم، نرمترین ماده در جهان هستی، یعنی آب، را در نظر بگیرید. برای برش دادن سختترین ماده، یعنی چدن، به ابزاری بسیار برنده نیاز است. در صنعت، از آب تحت فشار زیاد برای برش استفاده میشود؛ آب نرم، با فشاری غیرقابل تصور، حتی سختترین مواد را نیز برش میدهد. این قدرت، ناشی از جمع شدن و تمرکز نیرو در یک نقطه است. اصلی که در مورد جامعه نیز صدق میکند. موضوع ولایت و رهبری را میتوان از این جنس تعریف کرد؛ ایشان مردم را گرد هم میآورد و متمرکز میکند. مردمی که به صورت تودهنشین باشند، قادرند به وحدت ملی جامه عمل بپوشانند.
علاوه بر این عوامل، باید در نظر داشته باشیم که توجه صرف به عواملی مانند نژاد، زبان و خردهفرهنگها، نمیتواند وحدت ملی پایدار بلندمدت ایجاد کند. این عوامل ممکن است در کوتاهمدت نوعی انسجام محلی یا قومی ایجاد کنند، اما قادر به ساختن وحدت فکری ملتی واحد که از قومیتهای مختلف تشکیل شده، نیستند. بنابراین، برای ایجاد وحدت ملی واقعی و پایدار، باید به عوامل غیرمادی و معنوی که از درون انسان الهام میگیرند، توجه ویژهای کرد.
و درنهایت، نباید فراموش کنیم که هویت ملی، عامل اصلی دوام و پایداری یک نظام سیاسی و اجتماعی است. بدون هویت ملی قوی، هیچ جامعهای نمیتواند از خود در برابر تهدیدات دفاع کند. پیش از آغاز جنگ اخیر، بسیاری معتقد بودند که سرمایه اجتماعی در جامعه پایین بوده و درنتیجه هویت ملی ضعیف شده است. اما آثار ناشی از جنگ، واقعیت درونی افراد و پایبندی آنها به عوامل معنوی را آشکار ساخت. این تجربیات نشان داد که مردم به وحدت ملی و هویت ملی توجه دارند و جامعه ما از بالاترین سطح سرمایه اجتماعی برخوردار است.
مشبکی
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد