۱. میدان نبرد، میدان روایتها
امروزه جنگها دیگر تنها در میدانهای نبرد فیزیکی رقم نمیخورد، بلکه قلب درگیریها به میدان «جنگ شناختی» و «جنگ روایتها» منتقل شده است. دشمن که در رویارویی مستقیم نظامی از صلابت و توانمندی ملت ایران درسها گرفته، اکنون تمام توان خود را بر روی ماشین جنگی رسانهای خود متمرکز کرده است. هدف دشمن، چیزی نیست جز به انحراف کشاندن افکار عمومی، ایجاد شکاف میان مردم و نظام، و مشروعیتبخشی به جنایتهای جنگی خود. در چنین شرایط خطیری، هوشیاری تاریخی ملت بزرگ ایران، مهمترین سد در برابر این هجمهی عظیم است.
۲. تاکتیک همیشگی دشمن برای فرار از مسئولیت
اخبار منتشر شده از سوی رسانههای معاند و وابسته (از جمله اینترنشنال، بیبیسی فارسی و...) مبنی بر استفاده نیروهای مسلح و مقامات جمهوری اسلامی از اماکن غیرنظامی، مانند مدارس و بیمارستانها، به عنوان «سپر انسانی»، چیزی جز یک پروژهی روانیِ حسابشده و سراسر دروغ نیست. دشمن جنایتکار در طول این مدت، با وجود ادعاهای مکرر، حتی قادر به ارائه یک سند و مدرک معتبر و قابل قبول برای اثبات این ادعاهای واهی نبوده است. این ناتوانی در مستندسازی، خود بزرگترین دلیل بر ساختگی بودن این سناریو و ماهیت غیرانسانیِ طراحان آن است.
۳. بهانهای برای بمباران بیمارستانها و مدارس
این اتهامزنیها، صرفاً بهانهای برای مشروعیتبخشی به وحشیانهترین جنایتهای جنگی است. این همان سناریوی تکراری و منفوری است که با شدتی بیسابقه در غزه و لبنان تکرار شد. رژیم صهیونیستی برای توجیه بمباران بیمارستانها، مدارس و منازل مسکونی و قتل عام کودکان و غیرنظامیان، به همین دروغهای تکراری متوسل میشد. دشمن میخواهد پیش از آنکه افکار عمومی جهان جنایتش را محکوم کند، با یک روایت وارونه، خود را قربانی و ملتهای مقاوم را جلاد جلوه دهد.
۴. تلافی ناکامی در میدان رزم
نکته حائز اهمیت دیگر آنکه این حملات رسانهای و میدانی به اهداف غیرنظامی، چیزی جز «فرافکنی ناشی از درماندگی» دشمن نیست. دشمن متجاوز باوجود به کارگیری پیشرفتهترین تسلیحات، در دستیابی به اهداف نظامی و راهبردی خود (تضعیف توان دفاعی کشور، ایجاد شورش و از بین بردن انسجام ملی) ناکام مانده است. بمباران بیمارستان گاندی، یا کلانتریها و مدارس در شهرهای مختلف، هیچ ارزش نظامی ندارد، اما نشانهی بارز خشمی است که از شکست در برابر ارادهی پولادین رزمندگان ایرانی سرچشمه میگیرد. دشمن از آنجا که نمیتواند در برابر قدرت نظامی ایران بایستد، سعی میکند جنگ را به زندگی روزمره و اجتماع بکشاند تا از «تابآوری ملی» را فروبکاهد.
۵. همبستگی و هوشمندی، ضرورت امروز و فردا
در پایان باید به این واقعیت انکارناپذیر اشاره کرد که دشمن در محاسبات پلید خود به خطا رفته است. تصور او این بود که با تعطیلی مدارس و دانشگاهها و تحت فشار قرار دادن کادر درمان، میتواند ملت ایران را به میدانها آورده و در مقابل نظام قرار دهد. اما تجاوز دشمن نتیجه معکوس داده است. بمبارانهای دشمن و تجاوز به خاک ایران، نه تنها خللی در اراده ملت ایجاد نکرد، بلکه موجب تقویت «همبستگی اجتماعی»، «انسجام ملی» و روحیه ایثار و فداکاری در تمام اقشار جامعه شده است. این پویایی و رشد روزافزون، ثمره خون شهدا و پاسخ قاطع ملتی است که هرگز در برابر زورگویی سر فرود نمیآورد. کادر درمان با عشق و بدون هیچ اجباری، پای کار ایستادهاند و ملت ایران نیز ثابت کردهاند که در بحرانها، متحدتر از همیشه در کنار یکدیگر و در برابر دشمن صفآرایی میکنند.