پسردار شدن به چه قیمت! یک گزارش تکان دهنده از وضعیت زنان در هند

امروزه 35 میلیون زن هندی در حال نابودی هستند. برخی در رحم به قتل میرسند ، برخی در سنین نوزادی
کد خبر: ۱۵۴۳۷۲
و برخی دیگر در تلاش مأیوسانهشان برای زاییدن فرزند پسر ، در حالی که کفه ترازو به نحوی خطرناک به سود یک جنس (مذکر) سنگین شده است، زنان دو پاره میشوند؛ از سویی تحت فشارند تا همچون ماشین زاد و ولد ورثهها، پسر بزایند و کمبود جمعیت زنانه را وخیمتر سازند و از سوی دیگر با افزایش مردان مجرد، باید تحت عنوان ازدواج، خرید و فروش شوند، یا نیازهای جنسی برادر شوهران خود را ارضاء کنند تا این کمبود جبران شود. با تزلزل هر چه بیشتر وضعیت، ترکهای دیوارههای واحد خانواده، خود را نشان میدهند. این روایت، تصویری است از برخی از آنان که بر جای ماندهاند.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی عبرت، 16 سال پس از تولد کوچکترین دختر از هفت دخترش، «رانی» 53 ساله صاحب یک پسر شد. روستاییان میگویند: او طی دوران به ظاهر بارداریاش، پنهان شده بود و حدس میزنند که با آن که یک نوه 12 ساله دارد، این بچه را "خریده" است.
پس از 6 دختر، زمانی که «کاپلا» برای هفتمین بار حامله شد، به جرم آن که دخترزا است، شوهرش او را از خانه بیرون کرد. او هفتمین دخترش را که کمی بعد از تولد مرد، در خیابان به دنیا آورد. «کاپلا» اکنون همراه با زنان دیوانه در یک پناهگاه موقتی زندگی میکند. شوهرش دوباره ازدواج کرده است.

«سوتا» پس از مرگ تنها فرزندش، یک پسر 18 ماهه، بیتابانه خواهان پسر دیگری بود. بنا به توصیه "بابا"، معجونی از پر طاووس، خاکستر طلا و مواد دیگری که حاوی ارسنیک (مرگ موش) هستند، مصرف کرد. او صاحب پسر شد، اما نوزادش ناقصالخلقه بود و مرده به دنیا آمد.
«راجبالا» در 13 سالگی ازدواج کرد و از شش ماه بعد از آن، حاملگیهای مکرر وی آغاز شد. امروز او در سن 27 سالگی، با وجود داشتن شش دختر که کوچکترینشان هنوز 5 ماهه نشده است، باز هم حامله است.
در گذشته، یک بار تکنیسین اولتراساوند تشخیص اشتباه داده است و این بار «راجبالا» فقط میتواند دعا کند که خواست مادرشوهرش برای داشتن یک نوه پسر برآورده شود و به همین دلیل به دخترانش، لباس پسرانه میپوشاند.
«بانی» تا کنون 11 بار آبستن شده است. در حالی که هفت بارداری او به سقط جنین ختم شده است، شش دخترش زنده هستند. او که بر اثر فقر زیاد نمیتواند از تکنیکهای "انتخاب جنسیت جنین" بهره گیرد، همچنان حامله میشود تا شاید یک پسر به دنیا بیاورد، در حالی که پزشکان او را از این کار به شدت منع کردهاند.
«سوماتی»، پس از زاییدن چهار دختر، دیگر نمیخواست صاحب دختر دیگری بشود و به همین دلیل پیش از تولد «آشیش»، چهار بار سقط جنین کرده بود.
همچون بسیاری از زوجهای دیگر امروزی، «ساتیندار سینگ» و «گورویندر کاوئر» فقط دو فرزند میخواستند. زمانی که بچه اولشان دختر از آب درآمد، «گورویندر» طی 12 سال آنقدر سقط جنین کرد که بالاخره دومین فرزندشان پسری شد که چنین مشتاقانه خواهان آن بودند.
در حالی که استفاده از تکنیک "انتخاب جنسیت" جنین در میان افراد مرفه رواج دارد، این افراد بیزمین و بدون کار دولتی هستند که فشار را تحمل میکنند. از آنجایی که یافتن دختری برای عروسی در همان روستا سخت بود، «دهیرو» 40 ساله و راننده تراکتور، دو دختر از «اوریسا» را به عقد برادرانش درآورد. خودش هم با یک دختر 18 ساله بنگالی ازدواج کرد. از آن زمان به بعد، برای دوستان مجردش زن پیدا میکند، اما در مقابل دریافت پول!

«سمیتا»، زنی دچار اختلال روحی اهل راجاستان است و حتی نمیتواند یک گره بزند، یا از گذشته خود چیز چندانی به خاطر ندارد. او به عقد «جوگی» درآورده شد، مردی 32 ساله از نجفگر که نتوانسته بود در روستایش، زنی برای خود بیابد.
همسایگان «چاندنی» 20 ساله، 11 ماه پیش، او را از «اوریسا» برای کمک به دهلی آوردند، اما در عمل، به عقد «جبار»، مرد بیوه 70 ساله با شش دختر درآورده شد که با برادر مجرد 60 سالهاش در روستایی در هاریانا زندگی میکند. «چاندنی» اکنون هفت ماه حامله است و از زمانی که شوهرش فهمیده جنین، پسر است، با وی خوشرفتاری میکند.
زنی که در حال کشیدن حقه است، مادر «ساتبیر» است، مرد معلولی با کمی زمین. مردی با این شرایط باید پول زیادی خرج کند تا بتواند از ایالتی دیگر زن بگیرد، بنابراین، با «سونیا» کنار آمده است؛ بیوهای که از ازدواج اولش برایش یک پسر نیز به همراه آورده است.
بر اساس این گزارش در نواحی روستایی پنجاب، تمایل به حفظ ثروت خانواده به ازدواجهای "چند شوهری" منجر شده و «کولوانت کاوئر» یک مورد از آن است. به علت کمبود شدید زن، تنها یک یا دو برادر در خانواده زمین مشترک خود را به عنوان زمین یکی از آنها معرفی و ازدواج میکنند. و زنان از طبقه پایینتر یا زنانی که از مناطق فقیرتر "خریداری" شدهاند، به "دراوپادیهای" مدرن امروزی تبدیل میشوند. (از کارکترهای اسطورههای هند، زنی که علیرغم ازدواج با یک مرد باید با برادران او نیز میخوابید!)
«جاسپریت» با بزرگترین برادر از 5 پسر یک خانواده ازدواج کرد. او باید مدتی از چهار برادرشوهرش نیز مراقبت میکرد، زیرا خانواده آنقدر زمین نداشت که برای همه زن بگیرد. این کار موجب شد وضع خانواده بهتر شده و زمین بیشتری بخرند و برادر وسطی نیز با «وینا» ازدواج کرد. اکنون این دو زن، با همدیگر امور خانه را اداره و از سه برادرشوهر مجرد نیز مراقبت میکنند.
«سوخویندر» همسر «هاردام سینگ» است، تنها برادر متأهل از 5 برادر. از آنجایی که خانواده زمین چندانی در تملک ندارد، سایر برادرها نمیتوانند راحت به خواستگاری بروند. زمانی که «سوخویندر» به خانه شوهر آمد، باید به نیازهای تمام این 5 برادر پاسخ میگفت. پسرش در آینده مالک زمینی خواهد شد که اکنون در تملک مشترک 5 برادر قرار دارد.
پس از مرگ مادر ، پدر «ساویتاس» با زنی از بنگال ازدواج کرد. کمی بعد ، او کاملا9 آگاه از نقشی که «ساویتا» باید در یک خانواده دارای 3 پسر مجرد ایفا کند، «ساویتا» را شوهر داد. نظیر «ساویتا» ، بسیاری از زنان که مورد "خرید و فروش" قرار میگیرند و یا وادار به تحمل روابط "چندشوهری" میشوند ، از گذشته دردناکی برخوردارند.

ایسنا
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها