سالی که دولتهای غرب، پرده از صورت کریه خود برداشته و در برابر این تجاوز و جنایت آشکار، سکوت پیشه کردند. سالی که بهدنبال دوسال شخمزدن غزه، برای بار دیگر، ادعاهای حقوق بشری و انساندوستی و تمدن و ... در زیر آن سکوت دفن شد.
سالی که بزرگترین درسهای مجازات و انتقام از آمریکا و اسرائیل و اعوان و انصارشان در تاریخ ثبت گردید تا اینکه خود به دستوپا افتادند و آتشبس متزلزلی برقرار نمودند.
سالی که مهیبترین تروریسم تاریخ ایران اتفاق افتاد و در یک عملیات دو روزه، آمریکا و اسرائیل همه مزدورانشان را بهکار گرفتند و سوار بر موج معضلات اقتصادی و فشار تورم و گرانی، خیابانهای شهرهای ایران را عرصه جولان تروریستها و تکفیریهای خود قرار دادند تا قریب به ۲۵۰۰ تن از آحاد این ملت را به فجیعترین و بیسابقهترین وضع (اعم از آتشزدن و سربریدن و سوزاندن و پوستکندن و کوبیدن و...) بهشهادت رسانده و صدها مسجد و مدرسه و مکان عمومی و مراکز نظامی و انتظامی و اتوبوس و ماشین آتشنشانی و آمبولانس و ... را به آتش کشیده و تخریب نمایند.
در چنین شرایطی، رئیس دیوانه آمریکا و اعوانوانصار اروپاییاش هم شروع به عربدهکشی و شاخوشانهکشیدن کرده و با تبلیغات کرکننده، ناوها و کشتیها و هواپیماهای جنگی خود را روانه غرب آسیا کردند که چنینوچنان خواهیم کرد!
اما گیشهها پررونق شد.
اما در همین شرایط جشنواره چهلوچهارم فیلم فجر آغاز شد و از همان زمان که گیشههای فروش بلیط باز گردید، بهطرز خیرهکنندهای هم در همان روز اول، بلیطها فروش رفت و در روزهای بعد هم علیرغم زمزمه تحریمها و تهدیدات، اما استقبال خیرهکنندهای را شاهد بودیم.
چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر با فیلمهایی درباره دفاعمقدس ۱۲ روزه و ۸ ساله، مسائل اجتماعی، برهههای تاریخی، موضوعات کودکان، آثار حادثهای و جنایی و فانتزی و انیمیشن و. در ۳۳ سالن سینمایی تهران و دهها سالن در شهرستانها از ۱۲ تا ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ در چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی برگزار گردید و سیمرغهایش برفراز همه آن تحریمها و تهدیدها و ارعابها به پرواز درآمدند.
بهروز شدن جشنواره فیلم فجر
پیش از این شاید تنها فیلمی مانند «اشنوگل» که دوسالونیم پس از تشییع پیکرهای شهدای غواص عملیات «کربلای ۴» ساخته شد و به نمایش درآمد، یک رکورد در فیلمسازی از وقایع و بزنگاههای روز محسوب شد. تشییع پیکرها اواخر خرداد ۱۳۹۴ صورتگرفت و فیلم اشنوگل در اول آذر ۱۳۹۶ روی پرده سینماها رفت.
اما در جشنواره امسال، واکنشی بهموقع صورتگرفت؛ بهطوری که تنها هفتماه پس از حماسه ۱۲روزه دفاع مقدس در برابر اسرائیل و آمریکا، آثاری تولید شد که پنج فیلم از این میان، در همین دوره چهلوچهارم فیلم فجر به نمایش درآمدند. فیلمهای نیمشب (محمدحسین مهدویان)، سقف (ابراهیم امینی)، قمارباز (محسن بهاری)، کافهسلطان (مصطفی رزاقکریمی) و رقص باد (سیدجواد حسینی) اگرچه به همه وجوه آن ۱۲ روز حماسی و عجیب نپرداختند، اما بههرحال روایاتی ولو در بستر آن وقایع و حوادث را به تصویر کشیدند.
اختصاص تقریبا یکششم از فیلمهای بخش مسابقه چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر به این حماسه اخیر، پس از سینمای دفاعمقدس هشتساله، گامی جدید و حرکتی نوین در بهروز شدن جشنواره فیلم فجر به نظر رسید.
سینمای ایران هم به غزه رسید
طی دوسالونیمی که از جنگ و نسلکشی و قتلعام در غزه گذشت، اگرچه افکارعمومی و بهخصوص سینمای جهان واکنشهای متعددی نشان داد تا حدی که حتی در مراسم اسکار امسال، فیلمی به نام «صدای هند رجب» نامزد دریافت اسکار بهترین فیلم بینالمللی شد، اما سینمای داستانی و فیلمهای بلند سینمایی ما درباره غزه و فلسطین و محکومیت نسلکشی اسرائیل، خاموش بودند. دورههای جشنواره فیلم فجر پس از حمله رژیمصهیونیستی به غزه، خالی از هرگونه فیلمی درباره این فاجعه برگزار شدند و حتی سینماگر یا فیلمسازی هم روی صحنه یا در جلسات مطبوعاتی درباره غزه سخنی نگفت.
اما در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، فیلمی به نام «سرزمین فرشته ها» درباره غزه و رنج مردمش بهخصوص کودکان غزه نمایش داده شد که از سر و شکل و قصه و ساختار قابلقبولی برخوردار بود. فیلمی ساخته بابک خواجهپاشا و با طرح و تهیهکنندگی منوچهر محمدی که یکی از ماندگارترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران درباره فلسطین بهنام «بازمانده» به کارگردانی مرحوم سیفالله داد را هم تهیه کرد.
فیلم «سرزمین فرشتهها» درباره یک معلم زنی بود که همسر و دو دخترش را در جریان بمباران اسرائیل از دست داده و اینک طی یورش سبعانه اسرائیل پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به غزه، هنگام ترک شهر خود، مسئولیت شش کودک دیگر به گردنش میافتاد؛ خانممعلم با همه سعی و تلاش، بچهها را از فرازونشیبهای متعددی عبور میداد که در هریک با جنگ و مرگ، دستوپنجه نرم میکردند، اما با همان زبان معلمی و البته مادرانه، آنها را علیرغم روحیات و ویژگیهای مختلف در کنار هم نگهداشت تا مصیبت ازدستدادن عزیزانشان را حس نکنند.
انگار در غزه هستیم
در فیلم، صحنههای موشکباران و خرابیها و فجایع غزه در سطح وسیع به تصویر کشیده شد و بهخوبی مخاطب را در فضای مصیبتبار این سرزمین کوچک طی دو سال تهاجم همهجانبه اسرائیل قرار میداد، در حالیکه سازندگان فیلم «سرزمین فرشتهها» برخلاف فیلم «بازمانده» نه به لوکیشنهای سوریه دسترسی داشتهاند و نه لبنان و نه حتی توانستند از فضاهای مشابه در عراق استفاده کنند؛ از همینرو همهچیز را در ایران طراحی و ساختند که به کمک جلوههای ویژه تصویری و پرده سبز و طراحیهای کامپیوتری، به شکل قابلتأملی توانستند فضای واقعی غزه در حال جنگ و اشغال را بازسازی کنند.
حضور بازیگر معروف سوری، سولاف فواخرجی و بازیگران کودک عربزبان، به این فضای رئال فیلم کمک بسیاری کرد، بهعلاوه لحظاتی که در برخی مواقع حیرتبرانگیز و تکاندهنده بود.
فیلم سرزمین فرشتهها در مراسم اختتامیه هم جوایز اصلی جشنواره چهلوچهارم ازجمله بهترین فیلم و کارگردانی و جایزه ویژه هیأت داوران و بهترین بازیگر زن را دریافت کرد و مورد استقبال خوب مخاطبان هم قرار گرفت.
ناگفتههای دیگر از سالهای دفاع مقدس
امسال در جشنواره چهلوچهارم فیلم فجر، اگرچه نه به تعداد قابلتوجه، اما سه فیلم درباره دفاعمقدس هشت ساله و بازهم از ناگفتههای آن جنگ تحمیلی حضور داشت که بهشدت مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و بعضا در سینماهای مردمی به سانسهای فوقالعاده نیمهشب کشیده شد.
ازجمله فیلم «جانشین» ساخته مهدی شامحمدی درباره عملیات نصر ۴ و فتح منطقه ماووت در تابستان ۱۳۶۶ که راهگشای برخی دیگر عملیاتها شد و از طرف دیگر به صدور قطعنامه ۵۹۸ در شورای امنیت سازمان ملل انجامید، ماجرای واحد اطلاعات عملیات تیپ قدس گیلان و سردار رشید آن، شهید جاویدالاثر حسین املاکی که تاکنون در فیلمهای دفاعمقدس چندان از او سخنی به میان نیامده بود؛ و همچنین فیلم «پل» که در واقع یک شاهکار مهندسی جنگ یعنی پل ۱۴ کیلومتری جزایر مجنون را به تصویر میکشید که شاید تاکنون در فیلمهای دفاعمقدس چنین تصاویر تماشایی از این پل شگفتانگیز و تلاش ارتش صدام برای انهدام آن و رشادت و فداکاری رزمندگان اسلام برای حفظش، دیده نشده بود.
فیلم پل، مملو از تصاویر و صحنههای تماشایی آرام بود که شاید از فیلمساز پرسروصدای فیلم «آسمان غرب» کمی بعید به نظر میرسید. اما قصه اصلی آن یعنی جستوجوی برادری بهدنبال برادر دیگر در جبهه، در فیلم سوم سینمای مقدس امسال جشنواره فیلم فجر یعنی «آندو» به کارگردانی مرتضی رحیمی هم جاری بود، اما هیچیک از این سه فیلم بهرغم استقبال مخاطبان، از سوی هیأت داوران مورد توجه قرار نگرفتند.
سینمای موسوم به اجتماعی؛ بیرمقتر از همیشه
سینمای اجتماعی، چند سالی است لقلقهزبان برخی در این سینما شده، خصوصا آنهایی که بعضا نه سینما بلدند و نه اجتماع را میشناسند. نوعی سینما که اساسا با این نام و عنوان در هیچ کجای دنیا وجود خارجی ندارد.
متاسفانه نتیجه برخی آسانگیریها در این سینما که زمانی باعث شده بود هر تصویر متحرکی را بهعنوان فیلم هنری قالب کنند و بعد پای سینمای به اصطلاح معناگرا را پیش کشیدند، اینک یکی دو دهه است به چیزی به نام «سینمای اجتماعی» میدان داده که بعضا حتی در الفبای سینما و اجتماع درمانده است.
آثاری که معمولا با تصاویر دم دستی و فوق آماتوری بدون هیچگونه تحلیل و شناختی از جامعه، ادعای پرداختن به معضلات آن داشته و دارد. متاسفانه برخی از این نوع فیلمها در جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر نیز به چشم خوردند که البته چندان عجیب و غریب نبودند.
آثاری مانند «اسکورت»، «زنده شور» و «اردوبهشت» که اگرچه دچار ضعفهای متعددی بودند_ بهویژه شامل آنچه در مورد اغلب فیلمهایی از این دست گفته شد_، اما مورد عنایت هیأت داوران جشنواره قرار گرفتند و جوایز متعددی از جمله کارگردانی و فیلمنامه به آنها تعلق گرفت.
برنامهریزیها و طراحیهای خلقالساعه
جشنواره چهل و چهارم فیلم فجر مملو از بیبرنامگیها و طرحهای ناگهانی بود. از همان روز نخست، بارها و بارها زمان نمایش فیلمها تغییر پیدا کرد_ طوری که شاید طی همه چهل و سه دوره قبل بیسابقه بود_ تا آنجا که بعضا اهالی رسانه هم از آن مطلع نمیشدند! چنانچه برای تماشای فیلمی به سالن رفته بودند، اما شاهد فیلم دیگری میشدند!
مراسم تجلیل از هنرمندان و پیشکسوتان هم غیرقابل پیشبینی بود. در دورههای قبل (مثل استاندارد همه جشنوارههای معتبر) از همان زمان برنامهریزی جشنواره، بخشهای تجلیل مشخص میشد معمولا تجلیل و تقدیر از دو تا چهار هنرمند را دربرمیگرفت. برای بخش مورد نظر پوستری جداگانه طراحی و انتشار مییافت و بعضا مرور بر آثار منتخب هنرمند یاد شده هم در میان بخشهای مختلف جشنواره گنجانده میشد.
اما در جشنواره امسال ناگهان اعلام شد از منوچهر محمدی تجلیل به عمل میآید و این مراسم پیش از نمایش فیلم «سرزمین فرشتهها» بهطور خیلی سردستی برگزار شد. دو سه روز بعد هم ناگهان بدون اعلام قبلی از محسن روشن، اسفندیار شهیدی و آزیتا لاچینی تقدیر و تجلیل به عمل آمد که اگرچه دستشان درد نکند، اما گونهای رفع تکلیف بهنظر آمد.
داوری بیتخصصیتر
در مطلب قبلی شرح داده شد که جشنواره فیلم فجر همواره از یک داوری غیراستاندارد در طول ادوارش رنج برده است. مقصود قضاوت پنج تا هفت نفر برای ۱۶، ۱۷ رشته تخصصی است که در هیچ جشنواره سینمایی دنیا سابقه ندارد و این داوری غیراستاندارد باعث برخی اتفاقات و قضاوتهای بهشدت غیرتخصصی شده و میشود از جمله نامزدی جلوههای ویژه فیلمی که اساسا جلوههای ویژه نداشت!
امسال همین داوری غیرتخصصی وجه مضحکتری هم گرفت؛ چنانچه به فیلمی که اساسا موسیقی انتخابی داشت، به اشتباه نامزدی موسیقی متن اعطا کردند تا اینکه آهنگساز مربوطه اعلام کرد او موسیقی را نساخته و موسیقی انتخابی است! و اینجا بود که گاف دیگر هیأت داوران ارائه شد و روی صحنه اعلام کردند منظورشان هر کسی بوده که آن موسیقیهای انتخابی را ساخته؟!
با این حساب مثلا جایزه موسیقی متن فیلم «هامون» بایستی به یوهان سباستین باخ، در فیلم «لیلا» به عباس خوشدل (سازنده موسیقی آلبوم «نیلوفرانه») و برای موسیقی فیلم «۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی» به ریچارد و یوهان اشتراوس میرسید؟!
این نوع اهدای غیرتخصصی جوایز جشنواره چهل و چهارم در بخش بهترین بازیگران زن و مرد یعنی آزیتا حاجیان (در یکی از بدترین بازیهای عمر خود) و بهرام افشاری، بیشتر خود را نشان داد.
اینجا بار دیگر آسیبهای این نوع داوری شش هفت نفره برای جشنوارهای که ۱۶، ۱۷ رشته و جایزه را دربرمیگیرد، بارزتر شده و خصوصا که در جشنواره امسال جوایز بخش فیلم مستند و فیلم کوتاه نیز برعهده همین شش هفت نفر گذاشته شد؟!
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد