حضور فیلمسازان نسل نو، یعنی سینماگران جوان که بهطور عمده فیلم اول و فیلم دوم خود را ساخته بودند (و البته چند کارگردان که حداکثر فیلم سومشان بود و یکی دو کارگردان باتجربه)، در این مجموعه سیوسهگانه نشان میدهد که جریانسازی جدیدی از نظر سرمایه انسانی وارد سینمای ایران شده و میتواند به نوسازی و بازسازی نسل سینماگران منجر شود.
من با برخی از سینماگران صاحبنام که این روزها صحبت میکردم، اذعان داشتند بچههایی که بهعنوان کارگردان اول و دوم، تهیهکننده و در مشاغل تخصصی مثل فیلمنامهنویسی، فیلمبرداری، طراحی صحنه و دیگر حرفهها وارد جشنواره شدند، نسلی بااستعداد هستند که میتوانند موجب نوسازی روایتگری در سینمای ما شوند. این سینماگران جوان میتوانند روایتها و فرمهای سینمایی جدیدی خلق کنند؛ هم از الگوهای کلاسیک قصهپردازی و ساختار که در دهههای گذشته داشتیم بهره بگیرند و هم تحولاتی ایجاد کنند. در واقع این جوانان میتوانند از ساختارهای خطی مرسوم که گاهی سینما را به تکرار و کلیشه میکشاند، فاصله بگیرند و به سمت روایتهای مینیمالتر، شخصیتمحورتر و نوآورانهتر حرکت کنند. بنابراین حضور این سینماگران جوان را من بهعنوان یک افق روشن برای سینمای ایران ارزیابی میکنم. این حضور، مزیت بزرگی برای آینده سینمای ایران خواهد داشت.
بعضی تحلیلگران به اشتباه با کاهش مخاطبان معتقدند سینما رو به افول و مرگ است اما احساس میکنم با حضور این بدنه حرفهای نسل جدید، نه تنها در روایتپردازی و قصهگویی و الگوهای روایی، بلکه در نوع نگاه به مسائل انسانی نیز میتوانیم به سینمایی نوتر و انسانیتر دست یابیم. تجربه زیسته این سینماگران جوان میتواند به فیلمهای سینمایی تبدیل شود. این از منظر مضمون و محتوا بود.
از نظر مسائل حرفهای سینما نیز به نظرم بهتدریج بدنه تولید (عوامل پشت دوربین) با نگاهها و دیدگاههای نوین غنیتر میشود؛ کما اینکه امسال دیدیم از هوش مصنوعی که یکی از مسائل جدید است استفاده کردند و یک فیلم سینمایی کامل با آن ساخته شده است. این میتواند از طریق نسل نو که دانش و تجربهاش را دارند، به بدنه سینمای ایران اضافه شود و سینما را به پیش ببرد.
این تصویر کلی من از جشنواره است. در مجموع فکر میکنم جشنواره موفقی داشتیم؛ از نظر موضوع هم فیلمها متنوع بود؛ (فیلمهای اجتماعی که برخی تجربه زیسته خود نویسندگان و کارگردانان بود، فیلمهای قهرمانمحور دفاع مقدس، فیلمهایی با مضمون مقاومت مرتبط با جنگ ۱۲روزه و موضوعات مشابه تا فیلمهای شیرین و لطیف درباره زندگی روزمره). من اسامی فیلمها را به عمد نمیبرم؛ هرکدام از این شاخصها و مؤلفهها مربوط به گروهی از فیلمهاست.
به ستاد جشنواره، دبیر جشنواره و سازمان سینمایی در این شرایط سخت و پیچیده (که برخی عناصر ضدانقلاب و خارجنشین تلاش کردند با فشار به هنرمندان، جشنواره را از رونق بیندازند) خداقوت میگویم و الحمدلله همه این تلاشها بینتیجه ماند و سینماگران ما حضور خوبی در جشنواره چهلوچهارم داشتند. تنوع کاندیداها در جشنواره امسال، با تیم داوری هفتنفره، بسیار حائزاهمیت بود؛ یعنی یکی از نکات مهم در جشنواره این بود که تبلور آن را در انتخاب کاندیداها میبینیم. بهطور معمول در بخشهای مختلف پنج کاندیدا معرفی میشود اما امسال در برخی حوزههای تکنیکی، داوران هفت تا هشت کاندیدا معرفی کردند. این نشان میدهد سرمایه انسانی کاربلد و حرفهای وارد بدنه سینمای ایران شدند که داوران نمیتوانند بهراحتی از آنها چشمپوشی کنند. بنابراین این تکثر و تعدد کاندیداها در جشنواره امسال، فارغ از اینکه چه کسی سیمرغ گرفت، گویای پشتوانهسازی فنی و حرفهای برای آینده سینمای ایران است و نوید آینده خوبی را میدهد.