مرجعیت فتنه از ۱۳۵۷ تا ۱۴۰۴

فتنه‌های شیطانی پس از ۲۲بهمن ۱۳۵۷ تا امروز، روند تغییرات صعودی را از مرجعیتی ظاهرا داخلی به مرجعیت آشکار خارجی و از پوشش و نقاب انقلابی‌گری به سوی عریانی ضدانقلابی و مستقیما آمریکایی ــ اسرائیلی و از مرزبندی با خاندان نوکر و بی‌شخصیت پهلوی به پذیرش ولایت برده و عروسک خیمه‌شب‌بازی هالویی به‌نام رضا پهلوی، طی کرده است.
فتنه‌های شیطانی پس از ۲۲بهمن ۱۳۵۷ تا امروز، روند تغییرات صعودی را از مرجعیتی ظاهرا داخلی به مرجعیت آشکار خارجی و از پوشش و نقاب انقلابی‌گری به سوی عریانی ضدانقلابی و مستقیما آمریکایی ــ اسرائیلی و از مرزبندی با خاندان نوکر و بی‌شخصیت پهلوی به پذیرش ولایت برده و عروسک خیمه‌شب‌بازی هالویی به‌نام رضا پهلوی، طی کرده است.
کد خبر: ۱۵۴۰۵۱۲
نویسنده احمد میراحسان 

شناخت توده گله‌ای و بی‌شکلی که امروز در دی ۱۴۰۴ تن به این مرجعیت اجنبی وحشی و بی‌آبرو در دنیا و موجوداتی تحت تعقیب به سبب فساد و جنایت داده‌اند بسیار برای مردم ایران و مومنان انقلابی و وفادار به انقلاب اسلامی و نظام ولایت‌فقیه و مدافعان استقلال ایران ضروری است.
☆☆☆☆☆
فتنه تجزیه‌طلبی در کردستان اسفند ۵۷ و خلق عرب خرداد ۵۸ و غائله فدایی‌ها در ترکمن‌صحرا از اسفند ۵۷ تا فروردین ۵۸ و کودتای نوژه چهار دست‌کم در ظاهر محصول عملیات نیرو‌های داخلی بودند. حزب دموکرات کردستان و کومله، سازمان خلق عرب، و تعدادی از افسران طاغوتی ارتش، مرجعیت فتنه به شمار می‌آیند نیز سازمان خلق ترکمن. مخالفت نهضت آزادی با نظام ولایت‌فقیه، فتنه سازمان مجاهدین خلق، و متحدش بنی‌صدر، اتحادیه کمونیست‌ها، و رنجبران، سازمان چریک‌های فدایی خلق، پیکار در راه آزادی طبقه کارگر، و گروه‌های کوچک همسو، حزب توده، و روشنفکران و لیبرال‌ها و جریان دموکراتیک خلق ایران و ... مرجعیت‌های اغتشاشات مسلحانه سال‌های ۶۰ به بعد را برعهده داشتند که باز هیچ اشاره‌ای به نیروی اجنبی در رهبری اغتشاشات مسلحانه و حضور مستقیم اجنبی در خوزستان و کردستان و بلوچستان وجود ندارد. هرچند بعثی‌ها قبل از حمله صدام برای جاسوسی و اغتشاش درون سازمان‌های خلق عرب خوزستان فعال بودند. اعتراض‌های دانشجویی چپ در اعتراض با فتنه مانور اشرافیت دهه ۶۰ و ۷۰ هم باز مرجعیتش داخلی بود. حتی در فتنه ۸۸ ماجرای اعتراضی و سپس اغتشاش سبز‌ها و جریان شالوده‌شکن میرحسین موسوی موضوعی داخلی بود. هرچند در پشت پرده طراحی و هدایت و حمایت دست آمریکا و اسرائیل وجود داشت. در اغتشاشات دهه ۹۰ و سال ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳، با همه شعار‌های ضد محور مقاومت و انگیزش‌های انگلیسی، اسرائیلی و آمریکایی هم با وجود حمایت اوباما، حرف از سازماندهی و حضور مسلحانه موساد و سیا نبود. اما در فتنه دی ۱۴۰۴ چه ارتباط مستقیم با جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با ایران و چه حضور مستقیم نتانیاهو و ترامپ در پیش و طی اغتشاش و پس از آن و در سازماندهی و تسلیح اغتشاش و رهبری، اسرائیل و آمریکا مستقیما پرده‌دری کرده‌اند و مرجعیت فتنه را علنا به عهده گرفته‌اند. این روند تغییر رهبری فتنه از پوشیدگی به عریانی علت یا عللش چیست؟ 
☆☆☆☆☆
 باید باب بحث مستوفایی درباره ویژگی فتنه ۱۴۰۴ را در ارتباط با مرجعیت فتنه و گروه‌های اغتشاشگر گشود.
شاید پاره‌ای از آمار‌ها هرچند زیاد دقیق نباشد، اما مشاهدات حدودا آن را تایید می‌کند تصویری از ریخت‌شناسی اغتشاش به‌دست‌دهد. البته معترضان با اغتشاشگران فرق دارند. اما معترضان مرجعیت مستقل در این اعتراص نداشتند و خودبه‌خود در خدمت سپر تروریسم سازمان یافته خارجی قرار گرفتند و تعداد زیادی هم برای اهدافی که هرگز قبول نداشتند قربانی شدند. تروریسمی که محصول یک طرح خصم خارجی با مقاصد کاملا تجاوزکارانه و غارتگرانه بود. اما ریخت‌شناسی این توده گله‌ای فاقد مرجعیت که ابزار اغتشاش تروریستی شدند چیست؟
۱. در جامعه آماری که آینه پژوهش درباره شرکت‌کنندگان است ۸۸درصد مرد و ۱۲درصد زن اعلام شده‌اند.
۲. ۸۲ درصد مجرد بوده‌اند. 
۳. ۷۷درصد زیر ۳۰ سال و ۲۷ درصد زیر ۱۸ سال داشتند. 
۴. ۶۵درصد طبقه متوسط و ۳۲درصد اقشار ضعیف بودند. 
۵. ۸۸درصد دیپلم و زیردیپلم بوده و ۷ درصد لیسانس و بالاتر. 
۶. ۶۰ درصد شغل آزاد داشتند و ۱۷درصد دانش‌آموز و ۶درصد دانشجو و ۷ درصد بیکار بوده‌اند.
☆☆☆☆
این داده‌ها مبین آن است که بالاتر از ۸۰درصد در این اغتشاش فاقد مرجعیت مرجع تقلید، احزاب و سازمان‌های داخلی، پدر و مادر بوده‌اند.
مرجعیت رسانه‌های دشمن و بوق‌های اسرائیلی و آمریکایی و انگلیسی در توده‌های معترض و ارتباط با سازمان‌های جاسوسی در لیدر‌ها قابل تردید نیست. ارتباط علل داخلی و نفوذ تبلیغی و رسانه‌ای خارجی و همپوشانی آن دو جالب توجه است.
تعداد وسیع مجردها، ویژگی ناپایداری هویتی و پیوند اجتماعی و بالابودن حس ریسک‌پذیری و ماجراجویی را بالا می‌برد. پدیده جوانی و نوجوانی ۸۰درصدی و بیشتر بسیار قابل توجه بوده و از شکاف نسلی بزرگی خبر می‌دهد. تاثیرپذیری شدید از شبکه‌های خارجی و وضعیت هیجانی حاکم بر آنان و ناهنجاری‌های اخلاقی و مصرف الکل و گل و بحران هویتی و اجتماعی و روانی اغتشاشگران از دیگر نکات است. در اعتراض‌کنندگان فشار اقتصادی بر طبقه متوسط عیان است.
حس بی‌آینده‌بودن و نابرابری و بحران معنا در معترضان جوان فرق‌شان را با لیدر‌های مزدور نشان می‌دهد و ....
این تحلیل و تفسیر داده‌ها هرچند شناخت ناقص و ارزیابی شتاب‌زده‌ای را نشان می‌دهد، اما تصویری اولیه از فرق اغتشاشگران و معترضان که سپر بلای لیدر‌ها شده‌اند و لیدر‌ها می‌سازد.
اکنون جای آن نیست که تحلیل کنیم در این گروه چرا مرجعیت دینی وجود نداشته و چرا سازمان‌های داخلی ولو روشنفکری مستقل از ایفای نقش بازمانده‌اند.
به هر رو راه درک علمی رویداد‌های داخلی و خارجی تدقیق همین روش‌های علمی و پژوهشی درک واقعیت و استفاده از عقل و اسلام در فهم داده‌هاست.
تنها روش‌های دانشورانه و رویکرد‌های واقع‌گرایانه است که امکان درک حقیقت فتنه و روند تغییرات آن و نقش مستقیم جنگ اسرائیل و آمریکا به‌جای کلی‌گویی شعاری را به ما می‌دهد و اطلاعات دقیق به کار مقاومت و رفع فتنه می‌آید. زیرا به ما شناختی از بخشی از مردم معترض ما و علل اعتراض و درواقع شناختی روشن از نسل جوان و نوجوان و وضعیت هویتی و روانی و اجتماعی او می‌دهد. تا درد را درمان کنیم نه آن که با کلی‌گویی و تکرار دلبخواه بر درک غلط خود اصرار ورزیم.
نقش خارجی و آن‌هم خبیث‌ترین خارجی و مرجع رسانه‌ای آن‌هم خصمانه‌ترین و دروغ‌پردازترین شبکه خارجی و شبکه اجتماعی و میزان اثرگذاری آن بسیار قابل تامل است. در معترضان مسائل معیشتی، موضوع بحران هویت و فقدان مرجعیت دینی و وضع بحرانی آموزش و پرورش و احساس بی‌عدالتی و ... قابل توجه است.
☆☆☆☆
موضوعی که تحلیل عمیقی می‌طلبد آن است که دریابیم چرا اعتراض در ایران زمینه و سپر فتنه و توطئه خارجی و اغتشاش تروریستی می‌شود و چگونه باید مانع آن شد؟ این پرسش چیزی است که دولت جدا باید به آن بیندیشد.

newsQrCode
برچسب ها: احمد میراحسان‌
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها