آمارهای رسمی وغیررسمی نشان میدهندکه ایران با دههاهزارمعتاد متجاهر مواجه است که بخش اعظمی ازآنها در کلانشهرها بهویژه تهران در فضاهای عمومی، پارکها و میادین مشاهده میشوند و بهطور آشکار مواد مصرف میکنند یا در معرض خطر قراردارند.تازهترین آمار پیرامون این موضوع همین دیروز اززبان محمد نصیری،مدیرکل بهزیستی استان تهران عنوان شده است. اواعلام کرده: ۱۲۴هزارمعتاد متجاهر در کشور وجود دارند که ۳۰ درصدشان محل اسکان ندارند.
مطالعات نشان داده نرخ بیخانمانی در میان افرادی که از طریق تزریق، مواد استفاده میکنند، بسیار بالاست. در پژوهشی ملی، حدود ۴۷.۶درصد از افرادی که تزریق مواد انجام میدهند، طی ۱۲ماه گذشته تجربه بیخانمانی داشتهاند؛ موضوعی که تأکیدی بر ارتباط تنگاتنگ اعتیاد با ناپایداری اجتماعی است. پدیده معتادان متجاهر در جامعه ایران ریشه در چند عامل ساختاری دارد. نخست دسترسی گسترده به مواد مخدر ارزان و در دسترس، بهویژه در شهرهای مرزی که مسیر ترانزیت مواد از افغانستان و سایر نقاط است، باعث شده مصرف و سپس اعتیاد در بخشهای آسیبپذیر جامعه افزایش یابد. دوم اینکه بحرانهای اقتصادی و افزایش بیکاری، فشارهای معیشتی و نبود شبکههای حمایتی مؤثر، افراد را بهسوی مصرف مواد سوق داده و آنها را از حمایت خانواده و جامعه دور میکند؛ موضوعی که به بیخانمانی و حاشیهنشینی بیشتر دامن زده است. در پاسخ به این چالش، دولت طی سالهای گذشته طرحهای جمعآوری معتادان متجاهر را در شهرهای بزرگ به اجرا گذاشته است. این طرحها که معمولا با همکاری نیروی انتظامی، بهزیستی و شهرداریها صورت میگیرد، با هدف انتقال این افراد از خیابانها به مراکز بازپروری و درمان صورت میگیرد. با این حال بسیاری از کارشناسان و فعالان اجتماعی نسبت به کارایی و ماندگاری این اقدامات تردید دارند؛ زیرا پس از مدتی این افراد معمولا به خیابانها بازمیگردند یا بدون حمایتهای روانی، آموزشی و اشتغال، درمان آنها ناقص باقی میماند. ضعف در آمارگیری دقیق و جامع نیز یکی از مشکلات اساسی است. تجربه کشورهای دیگر نشان داده جلوگیری از مصرف و کاهش آسیب زمانی اثربخش است که با حمایتهای روانی اجتماعی، درمان کاهش آسیب و فرصتهای اشتغال و بازگشت به جامعه همراه باشد؛ الگوهایی که در ایران در برخی مناطق بهواسطه همکاری سازمانهای غیردولتی و دفاتر سازمان ملل در حال اجرا بوده اما هنوز دامنه آن وسیع نشده است. بیخانمانی، مصرف در اماکن عمومی و حضور در فضاهای شهری باعث شده تا این پدیده نه فقط یک مسأله بهداشتی بلکه یک مسأله اجتماعی و شهری تلقی شود که زندگی روزمره شهروندان، امنیت محلهها و تصویر عمومی شهرها را تحت تأثیر قرار میدهد. بیتردید حل این بحران نیازمند سیاستگذاری یکپارچه، آمار دقیق، سرمایهگذاری در خدمات درمانی و برنامههای توانمندسازی است بهگونهای که معتادان متجاهر بتوانند نه فقط از خیابانها جمع شوند بلکه به مسیر بازگشت به جامعه و زندگی پایدار هدایت شوند.


