بردباری و کنشگری خردمندانه ایران در سایه اندیشه قرآنی رهبر معظم انقلاب طی بحرانهای این سالها حتی از سوی دشمنان نیز ستایششده، اجازه دهید بپردازیم به صبر از نگاه ایشان.
بله، این بحث بسیار مهمیست. طبق اندیشه قرآنی رهبر معظم انقلاب، صبر به معنای «تحمل صرف» نیست. ایشان صبر را اینگونه تعریف میکنند: «صبر، یعنی دور نزدن در مواجهه با موانع پیش روی اهداف.»
این تعریف بسیار دقیق و کاربردی است. ایشان سالها بعد این مفهوم را در قالب «اندیشه مقاومت» وارد ادبیات انقلاب کردند؛ بهویژه در سال ۱۳۹۷ که رسما آن را مطرح نمودند. در این نگاه، وقتی انسانی هدفی را انتخاب میکند، طبیعی است که در مسیرش با موانعی روبهرو شود.
این موانع یا درونی هستند؛ مثل تنبلی، عافیتطلبی و راحتطلبی یا بیرونیاند؛ مثل سختیهای طبیعی و مخالفتهای دشمنان. انسان مقاوم کسی است که وقتی با این موانع روبهرو شد، عقبنشینی نکند و مسیر خود را ادامه دهد. این همان صبر است.
برخی روایتها، صبر را تاحدی مهم میدانند که آن را معادل سر نسبت به بدن میشمارند. تحلیل شما در این زمینه چیست؟
بله، روایت مشهوری داریم که میفرماید: «الصبر من الإیمان بهمنزله الرأس من الجسد» اگر سر نباشد، بدن حیات ندارد. صبر هم اگر نباشد، اهداف ایمانی از بین میروند. همینجاست که میتوانیم روایات سهگانه صبر بر واجبات، صبر در مصیبتها و صبر در برابر معصیت را هم در همین چارچوب مقاومت تحلیل کنیم.
اینجا خوب است به روایت رسول خدا (ص) هم اشاره کنیم، آنجا که از ایشان پرسیدند: «چرا محاسن شما زودتر از همسن و سالانتان سفید شده؟» ایشان پاسخ دادند: «شیبتنی سوره هود» و در ادامه فرمودند: «فاستقم کما أُمرت» یعنی آنقدر موضوع «استقامت» سخت و پرمسئولیت است که پیرم کرد.
پس میتوان گفت مسئولیت استقامت امت هم بر دوش پیامبر بوده؟
دقیقا. آن آیه میفرماید: «فاستقم کما أُمرت و من تاب معک» یعنی نهتنها پیامبر (ص) باید در مسیر حق استقامت داشته باشد بلکه او مسئول استقامت کسانی هم هست که با او توبه کردهاند و همراهش هستند. همین مسئولیت را ما در سیره امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری نیز میبینیم. این دو بزرگوار، نهتنها خودشان اهل مقاومتاند بلکه احساس میکنند باید دیگران را هم وارد میدان مقاومت کنند.
چه عناصری به این استقامت و ارتقای معنوی کمک میکند؟
یکی از مهمترین عناصر، ایمان است؛ البته ایمان مراتبی دارد. گاهی بهمعنای اسلام است و گاهی بهمعنای آن باور قلبی که در جان انسان رسوخ کرده.
امام خمینی (ره) در «چهل حدیث» یا شاید در «آدابالصلوه» مثالی میزنند: تفاوت میان ما و غسال در این است که او کنار میت نمیترسد، اما ما میترسیم، چرا؟ هر دوی ما عقلا میدانیم که میت کاری از دستش برنمیآید، اما او این شناخت را به باور قلبی تبدیل کرده. ایمان واقعی، یعنی همین رسوخ معرفت در دل. در کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، رهبر معظم انقلاب ایمان را اینگونه تعریف میکنند: «ایمانی که از قلب بجوشد و به اعضا و جوارح سرایت کند.» این دقیقا همان ایمانی است که باید منجر به عمل صالح شود. در قرآن کریم هم بارها ایمان با عمل صالح همراه شده و این ارتباط محکم را نشان میدهد.
در نگاه قرآنی، این ایمان چه تأثیری در عرصههای اجتماعی، بهویژه در جهاد و مقاومت دارد؟
در سوره انفال، آیات ۶۵ و ۶۶، بهروشنی این نکته آمده است. خداوند به پیامبر فرمان میدهد: «یاایها النبی حرض المومنین علی القتال» و بعد وعده میدهد که اگر ۲۰ نفر مؤمن «صابر» باشند، بر ۲۰۰ نفر غلبه میکنند؛ اگر صد نفر باشند، میتوانند هزار نفر را شکست دهند. این یعنی ایمان همراه با مقاومت، قدرتی چندبرابری ایجاد میکند. در ادامه میفرماید: «الان خفف الله عنکم و علم أن فیکم ضعفا» یعنی حتی اگر ایمانتان ضعیفتر هم باشد، خداوند کمبود جمعیت و امکاناتتان را جبران میکند. این آیات، عصاره وعدههای الهی به مومنینی هستند که صبر و سکینه در دلشان نهادینه شده است.
شما به نقش «ایمان» در ایجاد صبر و سکینه اشاره کردید. در این مسیر، رهبر معظم انقلاب چه اقداماتی برای تقویت ایمان در جامعه انجام دادهاند؟
یکی از مهمترین نکاتی که باید در سیره عملی رهبر معظم انقلاب دنبال کرد، همین مسأله است؛ اینکه ایشان برای افزایش ایمان و باورهای عقلانی در جامعه، بهویژه در نسل جوان، چه اقداماتی انجام دادهاند. ایشان همواره بهشدت پیگیر ارتقای سطح معرفت دینی دانشجویان، دانشآموزان و عموم جوانان بودهاند. بهعنوانمثال، حمایت تمامقدی که از طرح ولایت و طرح صالحین بسیج داشتند، کاملا روشن است. این حمایتها صرفا نمادین نبود؛ رهبر معظم انقلاب از هر طرحی که در پاسخگویی به نیازهای معرفتی جوانان مؤثر میدیدند، با جدیت پشتیبانی میکردند.
به نظر میرسد موضوع اعتکاف یکی از دغدغههای ایشان برای ارتقای ایمان است.
بله، احیای سنت اعتکاف یکی دیگر از اقدامات عملی و مؤثر ایشان در این حوزه است. امروز میبینید که با وجود همه افتوخیزها، ازجمله دوران کرونا، بازهم میلیونها نفر در مراسم اعتکاف شرکت میکنند. جوانانی که چند روز از دنیا فاصله میگیرند، روح خود را استراحت میدهند و با معارف الهی انس میگیرند. این تجربه، روح آنها را برای ماهها و شاید سالها متحول میکند. اعتکاف از آن دسته اقدامات فرهنگی است که مستقیما بر تقویت صبر و سکینه در جامعه اثر میگذارد.
این جوانان چطور تحت تأثیر مکتب فکری و عملی رهبر معظم انقلاب شکلگرفتهاند؟
این جوانان، تربیتیافتگان مکتبی هستند که شهید سلیمانی و سیدحسننصرالله و امثال آنها، خودشان را در آن مکتب رشد دادهاند. شهید نصرالله در جمعی گفته بودند: «من چیزی به سخنان خودم اضافه نمیکنم؛ من فقط ترجمه سخنان رهبر انقلاب را به زبان عربی میگویم.»
همین نگاه، همان ادبیات، همان اندیشهها در جان جوانان حزبالله جاری شده است. تصاویری که از رزمندههای مقاومت منتشر میشود، گویای این حقیقت است. مثلا یک رزمنده حزبالله که در میانه میدان نبرد و زیر آتش مستقیم دشمن است، با آرامش خاصی اسلحهاش را بهدست گرفته؛ انگار نهانگار که اطرافش در حال انفجار است. این آرامش، نشانه ایمان عمیق و سکینه الهی است.
همینجا باید به آن فرمایش معروف امامخمینی (ره) هم اشاره کنم که فرمودند: «فتحالفتوح ما، تربیت انسانهایی است که با ایمان به میدان میآیند.» و امروز ما ثمره همین تربیت را در جایجای جبهه مقاومت میبینیم. من فکر میکنم تربیت حواریون انقلاب توسط رهبر معظم انقلاب، یکی از مهمترین و مؤثرترین اقدامات عملی ایشان در تحقق ایمان، صبر و سکینه در جامعه است.
رهبر معظم انقلاب چگونه مخاطبان خود را انتخاب میکنند؟
براساس تحقیقاتی که انجام دادهام و با شناختی که از برخی چهرههای فعال دارم به این نکته رسیدهام که رهبر انقلاب از همان دوران پیش از انقلاب، هیچگاه وقتشان را صرف مخاطب خاکستری نکردند.
یعنی در جلسات و سخنرانیهای ایشان، مخاطبان معمولا یا دانشجویان مؤمن یا طلاب انقلابی یا مسجدیهای پا بهکار بودند. حتی اگر کسی به مسجد ایشان میآمد، معلوم بود که برای این جنس از مطالب آمده؛ نه از روی سرگرمی یا تفنن. به همین دلیل، شما وقتی بیانات حضرت آقا را - چه در آن دوران و چه امروز - مطالعه میکنید، میبینید که اصلا رنگ و بوی سخنرانیهای رایج تبلیغی را ندارد.
نه شوخی، نه لطیفه، نه تکنیکهای جذب مخاطب عام به آن معنا که امروزه گاهی توصیه میشود. سخنرانیهای تفسیری، شرح نهجالبلاغه، منابر سیره اهلبیت (ع) و حتی منابر مناسبتی ایشان، همه گوشت لختاند؛ خالص، عمیق و بدون حاشیه.
یعنی آقا با گزینش دقیق، تربیت مخاطب خاص را در دستور کار داشتهاند؟
کاملا. ایشان وقتشان را صرف مخاطبی میکردند که آمده بود تا مشتعل شود. در یکی از اسناد ساواک آمده است که «هر کسی در جلسات آقای خامنهای شرکت میکند، تبدیل به گلولهای از آتش میشود.»
و این حرف اصلا اغراقآمیز نیست.
نوع راهبری و تربیت رهبر معظم انقلاب در مواجه به دیگران به چه شکل و صورتی است؟
رابطهای که رهبر انقلاب با چهرههایی مثل شهید سلیمانی، شهید نصرالله، شهید حاجیزاده و دیگران داشتند، فقط یک رابطه فرمانده-فرمانبر نبود. ایشان برایشان توصیههای اخلاقی، سلوکی، معنوی و تربیتی هم داشتند. آنها را رشد میدادند، نه فقط هدایت.
شهید سلیمانی اگر در میدان فرمانده بود، در پشت صحنه شاگرد مکتب حضرت آقا بود؛ مکتبی که بهجای اتکا به عدد و عِده، بر ایمان، صبر و سکینه تأکید دارد.
در کنار تربیت ایمانی، به نظر میرسد رهبر انقلاب روی ارتقای قدرت ملی نیز تمرکز خاصی داشتهاند. چطور این دو حوزه به هم پیوند میخورند؟
بله، قطعا. وقتی شما یک مؤمن انقلابی را به گلوله آتش تبدیل میکنید، طبیعی است که او خودش به منبع اثرگذاری در اطرافش تبدیل میشود، اما برای تحقق آرمانهای انقلاب، ایمان بهتنهایی کافی نیست؛ باید اقتدار هم باشد.
یکی از ویژگیهای برجسته در سیره رهبر معظم انقلاب، توجه جدی به اقتدار ملی و در رأس آن، قدرت دفاعی و نظامی کشور است. این، فقط یک نگاه تاکتیکی نیست؛ بلکه یک تحلیل راهبردی و قرآنی از مفهوم «وَأَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ» است.
آیا سیره عملی رهبر انقلاب در ارتقاء قدرت ملی هم بخش جداییناپذیر از خط ایمانسازی ایشان است؟
کاملا. اشتباه است اگر سیره رهبر انقلاب را فقط محدود به مسائل اخلاقی، تربیتی یا تبیینی بدانیم. یکی از ستونهای جدی در رفتار راهبردی ایشان، ارتقاء عملی قدرت کشور است.
آنچه گفتم، بیشتر مربوط به ایجاد مقتضی بود؛ یعنی زمینهسازی برای ایمان، صبر و سکینه، اما در حوزه رفع موانع هم رهبر انقلاب با دقت وارد میشوند. تصمیماتی میگیرند که اگر نبود، همان زمینهها هم بینتیجه میماند.
در دوره اصلاحات و پس از آن، رهبر انقلاب با چه چالشهایی در عرصه رسانه و نفوذ جریانی مواجه شدند؟
دوره اصلاحات یکی از نقاط حساس و تعیینکننده در تاریخ انقلاب بود. حضرت آقا دیدند که بسیاری از روزنامهها و رسانههایی که آن زمان رشد میکردند، عملا به سکویی برای دشمن تبدیل شدهاند. تعبیر دقیق ایشان این بود که: «اینها پایگاه دشمناند.»
در حالیکه ایشان همواره مدافع آزادی بیان و رسانه بودهاند، اما شرط آن را داشتن واکسینه فکری جامعه میدانستند. وقتی جامعه از نظر فکری آمادگی نداشته باشد، آزادی رسانه میتواند به بمباران ذهنی و بحرانآفرینی تبدیل شود.
در دیدارهای رهبر انقلاب با مردم و مسئولان، پیامهایی که در جهت تقویت روحیه عمومی و آرامش ملی ارائه شد؟
در همین دیدارهای اخیر، چه آن دیدار عمومی با مردم و چه دیدار با دولت، حضرت آقا بر ارسال پیام قدرت، قوت و استقامت تأکید داشتند. این پیامها بسیار تعیینکنندهاند؛ چرا که موجب افزایش سکینه و ثبات روحی ملت میشوند، اما فراتر از این، خود شخصیت رهبری و حضور بهموقع ایشان در صحنههاست که نقشآفرینی میکند.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد