چالش‌های زندگی یک جانباز قطع نخاع

دفاع‌مقدس اگرچه به پایان رسیده اما روایت آن همچنان یکی از مسیرهای مهم هویت‌سازی در جامعه ایرانی است؛ روایتی که فراتر از عملیات‌ها و تاریخ‌ها، به انسان‌هایی می‌رسد که جنگ مسیر زندگی‌شان را تغییر داد اما آنها را از مسئولیت اجتماعی بازنداشت. کتاب «من هنوز ایستاده‌ام»،روایتی عمیق از زندگی جانباز دفاع‌مقدس مصطفی باغبانی، به قلم سیدعلی رحیمی است که کانون بازنشستگان انتظامی آن را منتشر کرده است.
دفاع‌مقدس اگرچه به پایان رسیده اما روایت آن همچنان یکی از مسیرهای مهم هویت‌سازی در جامعه ایرانی است؛ روایتی که فراتر از عملیات‌ها و تاریخ‌ها، به انسان‌هایی می‌رسد که جنگ مسیر زندگی‌شان را تغییر داد اما آنها را از مسئولیت اجتماعی بازنداشت. کتاب «من هنوز ایستاده‌ام»،روایتی عمیق از زندگی جانباز دفاع‌مقدس مصطفی باغبانی، به قلم سیدعلی رحیمی است که کانون بازنشستگان انتظامی آن را منتشر کرده است.
کد خبر: ۱۵۳۸۲۱۱
نویسنده نسرین بختیاری - گروه فرهنگ
 
این اثر که به‌تازگی رونمایی شده در ۲۵۲ صفحه و با ساختار ۱۰ فصل اصلی به‌علاوه یک فصل افزوده، به بررسی ابعاد انسانی ایستادگی پس از جنگ می‌پردازد. کتاب نه فقط به عملیات‌های جنگی، بلکه به چالش‌های زندگی روزمره یک جانباز قطع نخاع، مسئولیت‌های اجتماعی و لایه‌های درونی روحی او توجه دارد و تلاشی ارزشمند برای بازخوانی مفهوم مقاومت در جامعه امروز محسوب می‌شود. درگفت‌وگویی که باعلی رحیمی،نویسنده این اثر داشتیم،اودرباره ضرورت فرهنگ‌سازی در حوزه دفاع مقدس، اهمیت توجه به قهرمانان در زندگی معاصر و نقشی که چنین روایت‌هایی در شکل‌گیری هویت نسل جدید دارند، صحبت کرد که ماحصل آن را از نظر می‌گذرانید:
چالش‌های زندگی یک جانباز قطع نخاع

به نظر شما چرا امروز نوشتن درباره دفاع‌مقدس و قهرمانانش همچنان ضرورت دارد؟
دفاع مقدس فقط یک مقطع تاریخی نیست؛ بخشی از هویت زنده جامعه ایرانی است. اگر این هویت روایت نشود، به‌تدریج به یک خاطره کم‌رنگ یا مناسبت تقویمی تقلیل پیدا می‌کند. قهرمانان جنگ، حامل ارزش‌هایی مثل مسئولیت‌پذیری، وفاداری، صبر و انتخاب آگاهانه‌اند؛ ارزش‌هایی که جامعه امروز و به‌ویژه نسل جوان بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد. نوشتن از این چهره‌ها در واقع نوعی فرهنگ‌سازی است؛ فرهنگی که به انسان امروز کمک می‌کند جای خود را در تاریخ و جامعه بشناسد.

عنوان کتاب «من هنوز ایستاده‌ام» چه نسبتی با این نگاه هویتی دارد؟
این جمله فقط یک عنوان نیست؛ یک موضع است. به‌عبارتی منظور ما از ایستادن در اینجا به‌معنای راه‌رفتن یا توان جسمی نیست. ایستادن در برابر درد، فراموشی، محدودیت‌ها و حتی قضاوت‌های ناعادلانه است. بسیاری از جانبازان شاید از نظر جسمی زمین‌گیر شده باشند اما از نظر روحی و اعتقادی ایستاده‌اند. این عنوان می‌خواست همین پیام را منتقل کند؛ این‌که جنگ تمام شده اما ایستادگی هنوز ادامه دارد.مصطفی باغبانی بیش از ۴۰ سال است به‌دلیل قطع نخاع روی ویلچر زندگی می‌کند، از ناحیه شکمی آسیب جدی دیده و درد جراحت هنوز هم با اوست اما در مسئولیت اجتماعی، باور و تعهد، ایستاده مانده است. این عنوان می‌خواهد بگوید قهرمان بودن، محدود به میدان جنگ نیست؛ در ادامه زندگی معنا پیدا می‌کند. این همان پیامی است که می‌تواند برای نسل جدید هویت‌ساز باشد.

شما تأکید دارید این کتاب روایت جنگ نیست؛ روایت انسان است. چرا این تمایز برای‌تان مهم است؟ 
وقتی از دفاع ‌مقدس حرف می‌زنیم، معمولا فقط به روایت وقایع و عملیات‌ها بسنده می‌شود اما من در این کتاب دنبال تاریخ انسان بوده‌ام، نه صرفا تاریخ جنگ. چون اگر دفاع ‌مقدس به این مضامین محدود شود، ارتباطش با زندگی امروز قطع می‌شود. می‌خواستم مخاطب با انسان پشت اسلحه آشنا شود؛ با تردیدها، ترس‌ها، ایمان، درد و انتخاب‌ها. فرهنگ‌سازی واقعی از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از نشان دادن انسان واقعی، نه اسطوره دور از دسترس. 

نقطه عطف زندگی مصطفی باغبانی در کتاب کجاست؟ 
به‌طور شخصی کتاب را به دو بخش تقسیم می‌کنم. بخش اول شامل سال‌هایی است که شخصیت او شکل می‌گیرد؛ از دوران کودکی و نوجوانی در خانواده و جامعه‌ای که او را با ارزش‌هایی مثل ایمان، مسئولیت و تعهد اجتماعی آشنا کرد، تا حضور در جبهه و تجربه دشوارترین عملیات‌ها اما بخش دوم نقطه‌ای است که زندگی او برای همیشه تغییر می‌کند. یعنی زمانی که بر اثر جراحات شدید، قطع نخاع و آسیب‌های ماندگار شکمی دیگر نمی‌تواند از روی ویلچر بلند شود. این لحظه، نه پایان زندگی بلکه آغاز یک مسیر تازه است؛ مسیری که در آن مصطفی باغبانی با واقعیت جدیدی مواجه می‌شود و باید بیاموزد با محدودیت‌های جسمی خود کنار بیاید اما دست از خدمت و مسئولیت نکشد. در این مرحله او درمی‌یابد ایستادگی فقط در میدان نبرد معنا ندارد بلکه در انتخاب‌های روزمره، در صبر آگاهانه و در ادامه مسئولیت اجتماعی-حتی با وجود محدودیت جسمانی-جلوه پیدا می‌کند. کتاب این نقطه عطف را با حساسیت ویژه‌ای روایت می‌کند و نشان می‌دهد هرچند جنگ از او گذشت اما او همچنان ایستاده؛ نه فقط بر باورها و اخلاق بلکه در عمل، در زندگی روزمره و در خدمت جامعه. این همان الگویی است که برای جامعه امروز الهام‌بخش است. 

سال‌های پس از جنگ در کتاب جایگاه ویژه‌ای دارند. چرا؟ 
به این دلیل که به‌طور معمول این سال‌ها دیده نمی‌شوند. جنگ که تمام می‌شود، دوربین‌ها خاموش می‌شوند اما زندگی جانباز تازه واردسخت‌ترین مرحله می‌شود.مصطفی باغبانی پس ازجنگ خانه‌نشین نشد.خانه‌اش که به«بیت‌العباس» معروف شد، به پایگاهی مردمی برای فعالیت‌های مذهبی، فرهنگی وحمایت از خانواده‌های شهدا تبدیل شد. این بخش از زندگی او نشان می‌دهد ایستادگی می‌تواند شکل‌های متفاوتی داشته باشد و قهرمان بودن، یک موقعیت دائمی است، نه مقطعی. 

چیزی که این کتاب را کمی متفاوت از سایر کتاب‌های این حوزه می‌کند، اختصاص بخشی به نام «به‌علاوه ۱۰» است که به نامه او به دخترش متمرکز می‌شود. چرا تصمیم گرفتید این نامه را به‌عنوان فصلی از کتاب بیاورید؟  
یک روز آقای باغبانی به من گفت خیلی دوست دارد یک روز از زندگی جانبازان را به تصویر بکشد تا مردم ببینند چقدر زندگی قهرمانان جنگ سخت است. من هم فصل مجزایی از کتاب را به این اختصاص دادم. در این فصل که به‌علاوه ۱۰ نام گرفت و نامه‌ یک پدر به دخترش است، روایت رسمی کنار می‌رود و حقیقت انسانی، با تمام رنج‌ها، امیدها و احساساتش، عریان و مستقیم در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد.دختر ۱۳ساله آقامصطفی همیشه پدرش را روی ویلچر دیده است. او در این نامه نه‌تنها توضیح می‌دهد چرا پدرش این‌گونه است، بلکه تجربه و درد زندگی جانبازان را به زبان ساده و صادقانه بازگو می‌کند. نامه مذکور فراتر از یک خاطره شخصی، به زبان حال همه جانبازان تبدیل می‌شود و نقدی آرام اما عمیق به نگاه جامعه به جانبازان ارائه می‌دهد؛ نقدی که بدون شعار و بدون گلایه مستقیم، واقعیت را روشن می‌کند.

نامه مورد اشاره چه جایگاهی در کل روایت‌دارد؟
این نامه قلب تپنده کتاب است؛ جایی که روایت تاریخی کنار می‌رود. مخاطب در این فصل نه با یک جانباز، بلکه با یک پدرروبه‌روست؛پدری که می‌خواهدفرزندش نه‌فقط ظاهر،بلکه حقیقت ایستادگی رادرک کند.به عقیده من برای فرهنگ‌سازی، گاهی یک نامه صادقانه و مستقیم، هزاربار مؤثرتر از سخنرانی یا مقاله است(این فصل، همان جایی است که مخاطب با انسانی روبه‌رو می‌شود که محدودیت جسمی ندارد، بلکه در باور و احساس و تعهد ایستاده است و پیام کتاب را به نسل امروز منتقل می‌کند) یعنی ایستادگی فراتر از میدان نبرد، در زندگی روزمره و در مسئولیت اجتماعی معنا پیدا می‌کند.
 
در نهایت، کتاب چه پیامی برای نسل امروز دارد؟
این کتاب نمی‌خواهد جنگ را تقدیس کند، بلکه قصد داردحقیقت ایستادگی را نشان دهد.دفاع‌مقدس یک واقعه تمام‌شده نیست؛ بخشی از هویت زنده ماست. من هنوز ایستاده‌ام، روایت انسانی است که جنگ او را متوقف نکرد، بلکه مسئولیتش را دوچندان ساخت. اگر نسل جوان این معنا را درک کند، نگاهش به زندگی، جامعه و آینده متفاوت خواهد شد.

پیامدهای بی‌توجهی به قهرمانان جنگ
علی رحیمی درباره پیامدهای بی‌توجهی به قهرمانان جنگ به جام‌جم گفت: فکر می‌کنم اول باید مفهوم قهرمان را تعریف کنیم. به نظر من، قهرمان کسی است که فراتر از توانایی‌های فردی خود، برای آرمان‌ها، ارزش‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی تلاش می‌کند و در برابر دشواری‌ها و محدودیت‌ها می‌ایستد. قهرمانان جنگ، نمونه بارز چنین مفهومی هستند؛ کسانی که جان، سلامت و راحتی خود را فدای امنیت، آزادی و هویت جامعه کردند. اگر چنین نگاهی فرهنگ‌سازی شود به جامعه این امکان را می‌دهد که ارزش‌های اخلاقی، همبستگی و تعهد به منافع عمومی را در نسل‌های بعدی نهادینه کند. وقتی مردم در تاریخ و زمانه خود الگوهایی از قهرمانان واقعی ببینند، انگیزه پیدا می‌کنند تا در نقش‌های کوچک و بزرگ اجتماعی، مسئولانه عمل کنند و از منافع فردی فراتر بروند. در نتیجه، قهرمانان تنها حافظان هویت ملی نیستند، بلکه محرک رشد و پایداری فرهنگی و اجتماعی جامعه نیز به‌شمار‌می‌آیند. البته این نگاه صرفا محدود به میدان جنگ نیست، بلکه می‌توان آن را در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی و فرهنگی نیز مشاهده کرد.قهرمانان علمی،فرهنگی، ورزشی وحتی اخلاقی کسانی‌ هستند که با فداکاری و پایبندی به اصول، الگوی دیگران می‌شوند و جامعه را به سمت رشد و تعالی هدایت می‌کنند.
newsQrCode
برچسب ها: علی رحیمی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها