اگرممکن است پیش از هر چیز دراین باره صحبت کنیم که اصلا ما در چهار دهه گذشته چقدر درحیطه جوایز ادبی عملکرد موفقیتآمیز داشتهایم.
ابتدا باید این مسأله را ارزیابی کنیم تا ملاکی برای پاسخ به این سؤال داشته باشیم. تاچند سال قبل تعداد جشنوارههای خصوصی زیاد بود، ولی یک مرتبه بنا به دلایلی که کسی نمیداند، این جشنوارهها قلعوقمع شدند. واقعیت این که ادبیات با همین جشنوارههایش سرپاست، ولی وقتی تعداد جشنوارهها کاهش یابد، طبعا نتیجهای به دست نمیآید. خوشبختانه در روزهای گذشته اختتامیه جشنواره مهرگان ادب در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد که درنوع خود جای خوشحالی دارد. هرچند برگزاری یک جایزه بهتنهایی نمیتواند به دوام و قوام این حیطه بینجامد و طبعا نیاز هست تا سایر جوایزی که درحال حاضر باقی ماندهاند هم بهطور مستمر برگزار شوند و از همه مهمتر، مورد حمایت قرار بگیرند. چندان که اشاره کردم، در پنج شش سال گذشته جوایز ادبی به طورکلی دریک رکود قرار گرفتهاند. امیدواریم با پشت سرگذاشتن هجدهمین دوره جایزه جلال، این روند بهبود یابد و دیگر جوایز هم امکان برگزاری به شکل منظم پیدا کنند.

بارزترین مؤلفه جایزه جلال چیست؟
آنچه مسلم است اینکه هر جشنوارهای بهفراخور ویژگیهایش از فرازونشیبهایی برخوردار است و جایزه جلال هم ازاین قاعده مستثنا نبوده است. به نظرم مهمترین مسأله این است که مرز بین جوایز دولتی و خصوصی برداشته شود تا همه نویسندگان متقاضی بتوانند در آن شرکت کنند. بهخصوص این که وجود بعضی برچسبها نسبت به جوایز ادبی باعث میشود تا آن طیف خلاقی که میتوانند در پیشبرد رویکرد آن جایزه نقش داشته باشند خودبه خود حذف شوند.
دراین زمینه چه باید کرد؟
باید توجه داشت که آن مرزبندی که پیشتر اشاره کردم، از بین نمیرود. ضمن اینکه دراین سالها جایزه جلال با روی کارآمدن هردولت، دستخوش تغییر رویکردهای زیادی شده است. بهطوری که در برخی برههها، ما شاهد غلبه نگاههای ایدئولوژیک دراین جایزه بودهایم، گاه فردی دبیری جشنواره را بهعهده گرفته که فقط یک کتاب از او منتشر شده و در برخی دورهها، دبیرانی آمدهاند که تا پیش از آن، کسی نامشان را نشنیده بود. برخی هم دنبال این بودند تا فقط دورهای از این جایزه را برگزار و آن را بهعنوان بیلان کاری در کارنامه خود ثبت کنند. طبعا نگاههایی از این دست باعث شده به جایزه جلال آسیب وارد شود و از اهداف و ماهیت اصلی خود فاصله بگیرد.
شما یکی ازنویسندگان خوشنام و بیحاشیهای هستید که سالهاست به شکل پیگیر و پیوسته دراین حوزه فعالیت کردهاید، بااین وجود وقتی در جایگاه دبیری جایزه قرارگرفتید، چقدر توانستید درجلب رضایت و نظر نویسندگانی که شاید سالها ازاین رویداد دور بودند، نقش داشته باشید؟
تلاش ما در این دوره این بود که تغییر جدی در چینش و ترکیب هیات علمی و هیات داوران انجام دهیم و به نظرم توانستیم از جهات مختلف، این تفاوت را در مقایسه با دورههای قبل قائل شویم. این نشان میدهد تغییر در این دو حیطه راهگشا بوده و فضا از این منظر در قیاس با دورههای گذشته بازتر شده است. تلاش من این بوده که بتوانم ۷۰درصد کسانی را در هیات داوران و هیات علمی بگنجانم که از کارنامه ادبی پرباری برخوردار بودهاند. آنچه بیشتر برایم اهمیت داشته این بوده است که کسانی تصدی این امر را بهعهده بگیرند که فقط و فقط هدف و هموغمشان برادبیات متمرکز بوده است نه مواضع دیگر. هرچند بهرغم تلاشهایی که کردیم، نتوانستیم برخی از چهرهها را راضی کنیم تا در جایزه امسال حضور یابند اما بازهم میتوان رویکردهای امسال را به فال نیک گرفت، بهطوری که ۶۰ درصد داورانی که در این دوره حضور داشتند، برای اولین بار بود که انتخاب شده بودند، این یعنی ما از حضور آدمهای تکراری در هیات علمی و داوری پرهیز کردیم. بضاعت ادبی ما بیش از این است و میتوانیم از حضور نویسندگان پیشکسوت که سالیان سال است کارشان به شکل جدی بر ادبیات مبتنی است، بهره بگیریم و دعوت کنیم تا در این رویداد حضور داشته باشند.
به نظرم برای اینکه بتوانیم یک جایزه چندصدایی داشته باشیم، باید در درجه اول اعتمادسازی کنیم.
صددرصد همینطور است، من هم معتقدم تا زمانی که این اعتماد از سوی هنرمندان و نویسندگان صورت نگیرد، جوایز ادبی نمیتوانند به اهدافی که دارند دست یابند اما مسأله این است، تا جایزه جلال میآید که در یک دوره به انسجام و وحدت برسد، گروه دیگری در دور بعد روی کار میآیند که سیاستها و رویکردهای دوره پیش را قبول ندارند. درست مثل مجلس که افراد دوره به دوره مورد تایید واقع شده و یا رد صلاحیت میشوند. از این رو، اولین چیزی که از روز اول که دبیری این جایزه را بهعهده گرفتم این بود که به افرادی میدان داده شود که صرفا کارشان ادبیات است، بهخصوص این که این گروه با شناخت و تسلطی که نسبت به نقد، داستان و ناداستان دارند، بتوانند در تقویت پیرنگ جایزه جلال نقش بهسزایی ایفا کنند.به نظرم دراین دوره به آنچه درذهن داشتیم نزدیک شدیم وهجدهمین دوره جایزه جلال عطر وبوی ادبیات گرفته است.
سال گذشته دبیر جشنواره به این مسأله اشاره داشت که شاخه نقد ادبی در این جایزه مهجور است و جا دارد که نسبت به این حوزه نگاه تخصصیتری صورت بگیرد، امسال این حوزه چه وضعیتی داشته است؟
رویکرد ما هم این بوده که به حوزه نقد بهعنوان مبحثی جدی نگاه کنیم، هرچند آماری که در این بخش امسال به دستمان رسیده به نسبت سال گذشته کمتر بوده است. درعینحال، در دو بخش رمان و ناداستان با ارسال ۵۰۰ جلد، به لحاظ کمی در قیاس با سال گذشته رشد چشمگیری داشتهایم. ولی در زمینه نقد نسبت به دیگر بخشها، آثار اندکی به دست ما رسیده که نشانگر آن است نقد در شرایط کنونی جامعه ما چقدر بیرونق است و نیازمندیم تا به تربیت منتقد بپردازیم تا به مدد آگاهی و انصاف به نقد آثار بپردازند.
برخی بر این باورند کارنامه ادبیات داستانی معاصر در سالهای اخیر دستخوش سکون و رکود قرار گرفته است. شما چقدر این مسأله را قبول دارید؟
فکر میکنم زمانی میتوانیم در این زمینه حرف بزنیم که کل آثار را دیده و خوانده باشیم. در سالهای اخیر، با تکثر و تنوع در آثار ادبیات داستانی مواجه بودهایم. این نشان میدهد که کارنامه ادبیات معاصر ما خالی از آثار شاخص نبوده است. حتی میتوان گفت، به لحاظ کمی هم با حجم انبوهی از آثار روبهرو بودهایم که اتفاقی خوشایند محسوب میشود. نکته دیگر این که در این سالها بر تعداد زنان نویسنده افزوده شده است. هرچند تعداد خوانندگان کم شده که دلیلش به غلبه فضای مجازی برمیگردد. ولی اینکه امروز در حوزه رمان و داستان کوتاه آثار برجستهای نداریم موافق نیستم، چون دارم کارها را نگاه میکنم و میبینیم که نویسندگانی مثل ابوتراب خسروی، صمد طاهری، محمدرضا بایرامی و ... چه آثار درخشانی خلق کردهاند.
میخواهید بگویید که از نظر کیفی در این زمینه چیزی کم نداریم و فقط باید شرایطی برای دیدهشدن این آثار فراهم شود؟
همینطوراست، بهخصوص اینکه الان رقیب اصلی تالیف، ترجمه است و با کتابهایی از ملیتهای مختلف روبهرو هستیم. از سوی دیگر، خیلی از مخاطبان ترجیح میدهند کتابهای غیرایرانی بخوانند. درحالیکه اگر موج ایرانی خوانی دوباره باب شود، میتوانیم به پررنگ شدن جریان تالیفی امیدوار باشیم. مثل جنس ایرانی که در مقایسه با برندهای خارجی، کمترکسی سراغ آن میرود، ولی اگر از کیفیت جنس ایرانی اطمینان حاصل شود، برند خارجی کنار گذاشته خواهد شد و مردم به سمت تهیه کالاهای وطنی میروند. درباره ادبیات هم همین است.
حالا که جایزه جلال به ایستگاه پایانی خود رسیده مهمترین وجه افتراق این دوره با دوره قبل از دید شما چیست؟
هدف من این بوده که در هیات علمی و هیات داوران هوای تازهای دمیده شود و فرصت برای حضور افراد شایسته و کاربلد فراهم آید که خدا را شکر این اتفاق افتاد.هنوززود است که درباره خروجی کار نظربدهیم،ولی همین که توانستیم یک جایزه کاملا ادبیاتمحوربرگزار کنیم نشان میدهد درکارخود موفق عمل کردهایم.جایزه جلال، نقش زیادی در برجستهکردن آثار خوب ایرانی دارد و ما هم تا جایی که در توان داشتهایم در این منظر تلاش کردهایم به معرفی چنین تولیداتی بپردازیم.