دیمزارها که مستقیما به نزولات جوی متکی هستند، امروز به یکی از کمهزینهترین و پایدارترین ظرفیتهای تولید محصولات اساسی کشور تبدیل شدهاند؛ ظرفیتی که در سالهای اخیر، با تغییر الگوی بارش، افزایش تناوب خشکسالی و محدودیت شدید منابع آب زیرزمینی، بیش از گذشته مورد توجه سیاستگذاران بخش کشاورزی قرار گرفته است. آمارها نشان میدهد ایران از منظر سطح زیر کشت دیم، جزو ۱۰کشور اول جهان است اما شکاف میان «ظرفیت بالقوه» و «عملکرد واقعی» همچنان بزرگ است.
براساس آمارهای رسمی وزارت جهاد کشاورزی، سطح زیر کشت اراضی دیم در ایران حدود ۶ تا ۶.۵میلیون هکتار برآورد میشود؛ تقریبا ۴۰ درصد کل اراضی زراعی کشور. این وسعت چشمگیر و افت شدید منابع آب سطحی و زیرزمینی، دیمزارها را به یکی از ستونهای راهبردی تولید غذا در ایران تبدیل کرده است. در «طرح پایداری تولید کشت» که در سالهای اخیر بهویژه در مناطق کمبارش و نیمهخشک مورد توجه قرار گرفته، دیمکاری نه بهعنوان کشاورزی کمبازده، بلکه بهعنوان الگوی سازگار با اقلیم تعریف شده است.
ایران از نظر اقلیمی در کمربند خشک و نیمهخشک جهان قرار دارد. متوسط بارندگی سالانه کشور حدود ۲۳۰ تا ۲۵۰ میلیمتر است، در حالی که این عدد در سطح جهانی بیش از ۸۰۰ میلیمتر برآورد میشود. نکته مهمتر، نامتوازن بودن بارشها از نظر زمانی و مکانی است؛ بهگونهای که بخش عمده کشور، بارشهای زمستانه و بهاره کوتاهمدت اما مؤثر دارد. دیمزارها دقیقا بر همین ویژگی اقلیمی تکیه میکنند و با مدیریت صحیح خاک، زمان کاشت و ارقام بذر، میتوانند بدون مصرف آب آبیاری، نقش مؤثری در تولید محصولات اساسی ایفا کنند.
مطابق دادههای موجود، سالانه بین ۳.۵تا ۴میلیون تن گندم دیم در کشور تولید میشود؛ یعنی حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد کل تولید گندم ایران. این در حالی است که گندم مهمترین کالای استراتژیک سبد غذایی کشور بهشمار میرود. علاوه بر گندم، محصولاتی مانند جوی دیم، نخود، عدس، گلرنگ، کاملینا و در برخی مناطق دانههای روغنی کمآببر نیز سهم فزایندهای در الگوی دیمکاری پیدا کردهاند. طبق آمار سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، عملکرد گندم دیم در ایران در سالهای پربارش میتواند به ۲ تا ۲.۵تن در هکتار برسد؛ عددی که نشان میدهد دیمکاری، در صورت مدیریت علمی، الزاما کمبازده نیست.
از منظر امنیت غذایی، اهمیت دیمزارها صرفا به حجم تولید محدود نمیشود. این اراضی، بهویژه در مناطق غربی و شمالغربی کشور، نقش مهمی در کاهش ریسک وابستگی به آبهای زیرزمینی دارند. در شرایطی که بیش از ۳۰۰ دشت کشور در وضعیت ممنوعه یا بحرانی قرار گرفتهاند، تداوم کشاورزی آبی بدون بازنگری، تهدیدی مستقیم برای تولید غذا در دهههای آینده محسوب میشود. دیمزارها با حذف فشار بر منابع آب، به پایداری بلندمدت تولید کمک میکنند.
استانهای کردستان، کرمانشاه، آذربایجانغربی، آذربایجان شرقی، همدان، لرستان، ایلام، زنجان و بخشهایی از گلستان و خراسانشمالی پیشتاز توسعه کشت دیم در کشور هستند. بهعنوان مثال بیش از ۷۰ درصد اراضی زراعی استان کردستان به کشت دیم اختصاص دارد و این استان در سالهای مناسب بارشی، جزو قطبهای تولید گندم دیم کشور محسوب میشود. در استان کرمانشاه نیز سطح قابل توجهی از نخود دیم کشور تولید میشود؛ محصولی که ایران را در ردیف تولیدکنندگان مهم جهانی قرار داده است.
در قالب طرحهای جدید، از جمله برنامههای ارتقای دیمکاری که با مشارکت نهادهای داخلی و بینالمللی اجرا شده، محورهاییماننداصلاح بذرهای متحمل به خشکی،افزایش مادهآلی خاک،کشت حفاظتی،مدیریت بقایای گیاهی و مکانیزاسیون مناسب دیمزارها دنبال میشود. نتایج این اقدامات در برخی مناطق، افزایش عملکرد را تا ۲۰ الی ۳۰ درصد نشان داده است؛ افزایشی که بدون مصرف حتی یک مترمکعب آب اضافی تحقق یافته است.
به عقیده کارشناسان و از منظر اقتصاد کشاورزی، دیمکاری مزیتهای قابلتوجهی دارد. هزینه تولید در دیمزارها، بهطور متوسط ۳۰ تا ۴۰ درصد کمتر از کشت آبی است و وابستگی به نهادههای پرهزینه مانند انرژی برای پمپاژ آب را به حداقل میرساند. این موضوع در شرایط افزایش قیمت انرژی و محدودیت یارانهها، اهمیت دوچندان پیدامیکند.