مقاله الشرق الاوسط درباره
حقیقت تاسف بار ریاست جمهوری در لبنان
روزنامه «الثوره» چاپ سوریه اعلام کرده بود، مقداری طلا به همراه مبلغ 250 هزار دلار امریکا از یک خودروی سیاسی که در حال گذر از مرز سوریه
کد خبر: ۱۵۳۲۵۶
به سمت لبنان بود، کشف شد.
خبر یاد شده از ارتباط داشتن اشیاء کشف شده با موضوع بحران انتخابات ریاست جمهوری لبنان حکایت دارد.
البته در این خبر هیچ اشارهای به علل و انگیزه بازرسی یک خودروی سیاسی و یا این که چه کسی نیروهای امنیتی سوریه را مطلع ساخت، نشده است، بازرسی از خودروهای سیاسی در مرز میان این دو کشور تاکنون عرف نبوده است و بعضا اتفاق افتاده بود که این اتومبیلها به نوعی حامل پول و یا حتی اسلحه باشند.
از سوی دیگر مبلغ کشف شده به هیچ عنوان نمیتواند کوچکترین تاثیری در روند انتخابات ریاست جمهوری لبنان که براساس اعلام قبلی قرار است روز چهارشنبه انجام گیرد (البته اگر این امر واقعا به وقوع بپیوندد) داشته باشد، چرا که 250 هزار دلار کفاف بهای حتی یک کرسی پارلمانی را در لبنان که از همه مرزها دلارها بیمهابا به سوی آن سرازیر میشود، نمیدهد.
نکته قابل توجه برای کسی که دوراندیش باشد، این است که سیاست لبنان در بیشتر مواقع منطق درستی نداشت و بهترین شاهد بر این مدعا، از کشمکشهای اخیر بر سر انتخابات ریاست جمهوری میتوان نام برد.
رئیس جمهور در لبنان عملا در طول سدهها به دلیل تسلط نیروهای بیگانه و داخلی، برای مردم یک رئیس واقعی نبوده است و جایگاه وی افتخاری به شمار میآید.
البته واقعیت این امر را باید در دو مهم جستجو کرد، نخست این که قانون آن کشور به دلیل در راس کار بودن دو رئیس دیگر (رئیس مجلس و نخستوزیر) اختیارات محدودی را به وی تفویض میکند و دیگر تسلط نیروهای بیگانه در پشت پرده است.
این حقیقت تلخ و تاسفبار ریاست جمهوری در لبنان است. در واقع کشمکش برای انتخاب رئیس جمهوری بیشتر نشانگر رویارویی میان گروههایی که بر کرسیهای پارلمان تسلط دارند، به حساب میآید. و هیچ راهحلی واقعی برای مردم لبنان به جز کاهش و محدود ساختن دخالت دولت در امور شخصی آنان و کوتاه کردن دست آن، باقی نمیماند.
بیشتر حکومتهای دنیا از جمله نظامی و کمونیستی در دو دهه گذشته تلاش کردند، نقش سازمانها و موسسات دولتی در اداره کشور را محدود سازند و آزادی عمل بیشتری به بخش خصوصی دادند و به همین دلیل امروز میبینیم که جنگ و مقابله برای به دست آوردن کرسیهای دولتی کمتر شده است.
و براساس همین واقعیت همه ما در شرایط کنونی ملاحظه میکنیم که مردم لبنان در مقایسه با کشورهای دنیا، در زندگی شخصی خود از دولتشان موفقتر عمل میکنند.
در پایان، برای رهایی مردم و نجات لبنان، به جز محدود کردن نقش دولت راهی دیگر به نظر نمیآید تا از تبعات کشمکشهای سیاسی میان نیروهای بیگانه و داخلی در امان بمانند.