در واقع اختلاف نظرها از زمانی بالا گرفت که پارلمان تحت سلطه فلاندرها برای اولین بار طی دهه ها بدون توجه به نظر نمایندگان احزاب فرانسوی زبان قانونی را به تصویب رساند که تقسیم بندی مناطق انتخاباتی بروکسل ، پایتخت با توجه به پراکندگی زبانی ساکنان شهر تعیین می شود.
اگرچه چگونگی تعیین مناطق انتخاباتی در نگاه اول به هیچ عنوان موضوع بااهمیتی به نظر نمی رسد اما این مساله در عین نشان دهنده ادامه بحران قومی در بلژیک است. فلاندرها می خواهند مناطق فلاندرنشین پایتخت را از مناطقی که فرانسوی زبان ها در آنها اکثریت دارند، جدا کنند تا بتوانند نفوذ خود بر فلاندرزبان ها را گسترش دهند.
بلژیک در واقع به 4 بخش فلاندرهای هلندی زبان در شمال ، والونیایی های فرانسوی زبان در جنوب ، منطقه دوزبانه بروکسل و ناحیه کوچکی در شرق کشور که آلمانی زبان هستند، تقسیم شده است.
دموکرات مسیحی ها به طور سنتی در نواحی شمالی فلاندر، جایی که مردم به زبان هلندی سخن می گویند و در مدرسه فرانسوی یاد می گیرند نفوذ بیشتری دارند. وضعیت اقتصادی در این منطقه به یمن شکوفایی صنایع های تک و بویژه بخش بیوتکنولوژی و بنادر فعالی چون آنت ورپ و زی بورگ بهتر از سایر مناطق است. در سایه توسعه اقتصادی این منطقه ، فلاندر به قلب اقتصادی بلژیک تبدیل شده است. 60 درصد جمعیت بلژیک در این منطقه متمرکز شده و هر یک از ساکنان آن روزانه به طور متوسط 2.5 یورو صرف ارتقای وضعیت معیشتی نواحی عقب مانده در والونیا می کنند.
فلاندرها هر ساله 7م یلیارد یورو به اقتصاد والونیا کمک می کردند اما به ظاهر آنان دیگر چون قبل با سخاوت نیستند و علاقه ای به تامین منابع مالی اقلیت فرانسوی زبان ساکن کشور با هدف ارتقای استانداردهای زندگی آنان ندارند. فلاندرها مصر هستند این نامعادله اقتصادی را با افزایش قدرت سیاسی خود به تعادل برسانند.
فلاندرهای مستقل
فلاندرها خواستار استقلال بیشتر شمال و جنوب از هم و فاصله گرفتن از مشکلات اقتصادی فرانسوی زبان ها هستند. این احساس آنچنان در فلاندرها قوت گرفته که در یکی از نظرسنجی های اخیر 40 درصد آنان تاکید کردند از احزاب و گروههایی که اصل جدایی استان فلاندرز از بلژیک متحد را دنبال کنند، حمایت به عمل می آورند.
ایده تقسیم بلژیک یا تبدیل آن به کنفدراسیونی متشکل از 2 ایالت مستقل اصلا برای ساکنان والونیا جذاب نیست. در جنوب مردم فقط به زبان فرانسه سخن می گویند و هنوز هم یاد افتخارات گذشته را زنده نگاهداشته اند. آنان برای بیش از نیم قرن سیاست و اقتصاد را تحت سلطه خود داشتند تا آنجا که پادشاه هم والون بود.
لیبرال ها انتخابات در این منطقه را برده اند و اکنون تنها یک چیز می خواهند و آن هم حفظ شرایط موجود است اما روزهای طولانی گذشته دیگر رفته اند و آنان قدرت چندانی در دنیای سیاست بلژیک ندارند. مناطق فرانسوی زبان پویایی اقتصادی گذشته را ندارد و آنان به لحاظ اقتصادی به شمال صنعتی تر متکی هستند.
فلاندرها از غرور و برتری جویی والون ها که انتظار دارند بقیه کشور بلیطهای مترو را که به فرانسه نوشته شده اند، بخرند و در رستوران برای سفارش دادن غذا حتما به فرانسوی سخن گویند اما خودشان حاضر نیستند حتی یک کلمه هلندی یاد بگیرند، خسته شده اند. آنان از این که حتی پادشاه قادر به تکلم به زبان فلاندرها نیست ، ناخرسند هستند. این دقیقا همین مشکلی است که بحران جاری بلژیک را رقم زده است.