چشم در مقابل چشم چه کنیم که بر خشم فائق شویم؛

جوان دانشجو که در جریان یک درگیری ساده خیابانی یک چشمش را از دست داده است، قصاص چشم جوان ضارب را خواستار شد.
کد خبر: ۱۵۱۵۵۴

جوان دانشجو در تشریح ماجرا به ایسنا میگوید: «شب نیمهشعبان بود و مانند هر سال، با خانواده تصمیم گرفتیم به خیابان رفته و در جشن و سرورها شرکت کنیم. هیچگاه باور نمیکردم که در چنین شبی، یکی از روزنههای نگاهم به دنیا به این سادگی بسته شود و دیگر نتوانم صورتم را با دو چشم ببینم.»
«از چند مسیر گذشتم تا به ازدحام جمعیت نزدیک شدم و در این هنگام، نگاهم به اینطرف و آنطرف افتاد و در همین زمان ناگهان متوجه بد و بیراه گفتن پسر جوانی شدم که راننده خودرو کناری بود؛ ابتدا فکر کردم با من نیست، ولی بعد از چند دقیقه دیدم که او از ماشین پیاده شد و به سمتم حملهور شد و مقابل دیگران، شروع به کتککاری کرد. چارهای نداشتم و مجبور به ایستادگی شدم؛ مدعی بود که من به خانوادهاش نگاه آلوده کردهام. در این هنگام متوجه شدم، فرد شروری است که دیگر نمیتوانم تصمیمی مگر مقاومت مقابلش بگیرم، از این رو به زد و خورد ادامه دادم تا این که او ناگهان زنجیر بلندی از جیبش خارج کرد و با چرخاندن آن میان مردم به سمتم آمد. سعی کردم از دستش فرار کنم، ولی نه تنها نشد، بلکه زنجیرش به شدت به صورتم برخورد کرد و عینکم به گوشهای پرت شد.»
جوان مذکور درباره حادثه به ماموران گفت: «نمیدانستم چه شده است، فقط به خونی که در چهرهام جاری شده بود، توجه داشتم، به بیمارستان منتقلم کردند و پزشکان گفتند که به علت آسیبدیدگی کلی چشم قطعا دچار نابینایی مطلق میشوم. پس از چند روز متوجه شدم که ضارب، جوانی 17 ساله و دارای سابقه شرارت است و نزدیکی محل سکونتمان زندگی میکند و تازه به جای آنکه مرحمی بر زخم من بگذارد، با گردن کلفتی و انداختن نامههایی با مضامین محرک در خانه مرتب مرا تهدید میکند و آزار میدهد.»
جوان دانشجو در حالی که اعلام کرد قصد داشته تنها با مجازات قانونی مناسب، فرد ضارب را تنبیه کند، گفت: از آنجا که احساس کردم این رویه نتیجهبخش نیست، تصمیم گرفتم او بسزای عملش برسد و بنابر این از دادگاه تقاضای قصاص عضو کردهام.
اکنون این پرونده در شعبه 17 کیفری استان اصفهان در حال رسیدگی است و دادگاه علیرغم تلاش در مصالحه، با معرفی ضارب از پزشکی قانونی خواسته که در خصوص امکان انجام قصاص عضو (چشم) اظهارنظر کند.

خشم یا عصبانیت

به طور کلی خشم و عصبانیت برگرفته از ریشهای یکسان هستند؛ با این تفاوت که «خشم» را میتوان هیجانی مثبت، اما قابل کنترل دانست که قابلیت تغییر به سلسله افکار مثبت را دارد، ولی عصبیت نتیجه خشم غیرقابل کنترل و لجامگسیختهای است که فرد را در شرایطی خاص از نظر فیزیکی قرار میدهد؛ افزایش ضربان قلب، لرزش دستها، تعرق، تمرکز جریان خون در دستها، تپش شدید قلب و تغییر رویکرد بدن از فرار به حمله از مهمترین شاخصههای عصبانیت ناشی از خشم شدید و غیرقابل کنترل است.
سید ضیاءالدین فائق، محقق و پژوهشگر مسایل اجتماعی به نقطهنظر فرانکلین مبنی بر این که «خشم هیچگاه بیدلیل نیست، ولی به ندرت دلیل خوبی برای آن وجود دارد» اشاره میکند و به ایسنا میگوید: بر این اساس میبینیم که خشم دلیل دارد و بعضا نمونههایی از آن، هم دلیل دارد و هم معقول هست؛ برای نمونه تصور کنید با دشمنی مواجه شدهاید که قصد دارد به عرض و ناموستان تعدی کند و راهی غیر از تقابل ندارید، چه میکنید؛
وی در این رابطه معتقد است: همواره باید متوجه اقداماتمان باشیم و تلاش کنیم که ریشه حالات روحی خود را با بهترین گزینهها تعویض کنیم.
اشاره قابل تأمل این پژوهشگر در این خصوص حاکیست: در شرایط بروز خشم، انسان، خود را در منطقیترین شرایط تصور کرده و به قولی گاه پیامهایی که دریافت و ارسال میشود، وی را فریب میدهد و به این ترتیب خشم، هیزم ذهن سراسر دلهره و اضطراب میشود.
فائق در تحلیلی از این پرونده میگوید: گرچه در این نمونه خاص، سابقه و شرایط حاکم بر ضارب که از سن زیادی هم برخوردار نیست، در نداشتن کنترل بر شرایط بسیار موثر بوده است، ولی نکته حایزاهمیت آنست که در حقیقت هر چه ما تلاش کنیم که با خشم همراه شویم، تنها بر میزان سوخت و ساز بدنمان افزوده و زمینه انفجاری شدیدتر را فراهم کردهایم؛ برای مثال اگر یکبار این موضوع را تجربه کنید که در یک دعوای ساده به جای کوتاه آمدن و ترک محل و یا فرار به سمت مخالف، مرتبا زیر زبان، کنایه بزنیم و با طرف مقابل به جدال لفظی بپردازیم و با راه رفتنهای مکرر و نشست و برخاستهای متمادی و تکان دادن دستها صرفا بر شدت عصبانیتمان افزوده و طرف مقابلمان را نیز بیشتر تحریک کردهایم.
بر اساس استناداتی که این جرمشناس با گریز به نتایج به دست آمده از برخی تحقیقات ارایه میدهد: حتی تماشای فیلمهای پر زد وخورد و انتقامگونه و پخش اصوات محرک نیز میتواند در عمل ما و تامین سوخت لازم در خشم موثر باشد و بنا بر این میتوان گفت که خشم بدون عصبانیت و گرایش به انگیزههای مربوط به آن خطرناک نیست، اما بدون کنترل میشود.

امتحان کنید...

فائق، تحلیلگر مسائل اجتماعی در پاسخ به این پرسش و ارایه راهکاری در این رابطه، حفظ آرامش و یا فرو نشاندن، بیرون ریختن و منفجر شدن و کنترل یا مهار خشم را از اساسیترین مهارتهای رهایی از خشم عنوان کرده و به ایسنا میگوید: با تجربه هزاران رخداد حوادثی در کشور و مطالعه هر روزه پروندههایی از این دست باید به این نکته پی برد که مهمترین مهارت و کاری که ما باید انجام دهیم، دوری از شرارت و درگیری و مجادله است؛ اگر یاد بگیریم به محض آغاز جدلی ساده، فقط چند ثانیه خود را کنترل کنیم و به جای پاسخگویی به مهاجم و یا فرد متخاصم و یا حتی کسی که بر اثر عمل ما برآشفته شده، سکوت کنیم، سرمان را پائین بیندازیم و به سرعت از محل دور شویم و در مکانی دورتر که کسی حضور ندارد، توقف کنیم و تمام خشم خودمان را فریاد بزنیم، بهترین کار را کردهایم.
اما برخی میگویند: «آیا شما همیشه میتوانید این گونه عمل کرده و مقابل هر شرایطی، خود را کنترل کنید؛!» آری؛ البته که میتوان همیشه این گونه بود! میشود با شناخت خود و چگونگی برانگیخته شدنمان، این کار را انجام دهیم.
فائق در این باره هشدار میدهد: تردید نکنید اگر هنگام خشم و وقایعی که در آن، این خصوصیت نقشآفرین میشود، تمرکز نداشته باشید، بازی را یا میبازید و یا باخت به شما تحمیل میشود؛ بدانید که باختن، تنها ماندن و مغرور بودن نیست، بعضی وقتها، فرار از دست یک آدم غیرمتعادل و خشمگین، نوعی پیروزی تلقی میشود.
به اعتقاد کارشناسان، با دور شدن و افزایش میزان تحمل فردی و به تاخیر انداختن میتوان به سادگی از مهلکه گریخت و بعد با ریختن یک مشت آب خنک بر صورت، از این پیروزی لذت برد و از نفسهای عمیق استفاده کرد و البته در این شرایط، سکوت هم بسیار کمککننده است.

میتوانیم پیشگیری کنیم؛

باید ببینیم در چنین وضعیتی، با چه کسی همکلام میشویم و طرف مقابلمان چه کسی است؛
به قول ارسطو، «همه میتوانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن مقابل شخص صحیح به میزان صحیح و در زمان صحیح و به دلیل صحیح و به طریق صحیح آسان نیست.»
نقطهنظر فائق در این خصوص اینست که «در دنیایی زندگی میکنیم که ممکن است اتفاقات مختلفی برایمان رخ دهد، بنابر این باید دقت کنیم، آیا میتوانیم با یک نوجوان 17 ساله با آن شرایط حاکم بر خلقیاتش روبهرو شویم، وقتی میبینیم فردی مقابل خانواده به ما حمله میکند و قصد خودنمایی دارد، او فرد مناسبی برای همکلامی نیست و باید از چنین شخصی دوری کرد.»
این جرمشناس میگوید: بیشتر آنها که در اثر خشم ناگهانی و یک انفجار خلقی لحظهای مرتکب قتل و یا جرح کسی شدهاند، عنوان میکنند که «نباید میایستادند و نباید دهن به دهن میشدند و یا این که ای کاش مسیرشان را عوض کرده بودند و کاشکی همکلام نمیشدند. همچنین در اجماع در مقوله عصبانیتهای منتهی به وقوع جرم، جز آنها که ناشی از مصرف مشروبات الکلی و داروهای روانگردان و مواد مخدر است، یکچیز مشترک دیده میشود، این که: «تمامی این افراد، اقدامشان را یک کار احمقانه، بیمطالعه و ناشی از عصبیت کنترلنشده میدانند که دیگران هم در آن تاثیر داشتهاند.»
این پژوهشگر به مثالی اشاره میکند: «گاه میبینیم یک پدر در دفاع از حقوق دخترش، کارهایی میکند که اصولا عاقلانه نیست و در میان این مباحث، حالش بهم میخورد و پسران جوانش همین موضوع را انگیزهای برای خشم و پس از آن، عصبانیت و درگیری تلقی کرده و با همسر خواهرشان درگیر میشوند و در این میان یک نفر به قتل میرسد؛ این پدر چه کرده است؛، آیا دخترش نجات پیدا کرد؛ دامادش انسان خوبی شد؛ فرزندانش عبرت گرفتند؛ نه! فقط پدری مرد، دامادی کشته شد و برادری در آستانه قصاص قرار گرفت و به این ترتیب چند خانواده دیگر هم اسیر عصیان ابلهانه آنها شدند.»
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها