سی کلارک با اعتباری جهانی و خدماتی ارزشمند به بشریت، از خود چهره ای انسانی و مهربان و خردمندی آگاه ترسیم کرده است. سالها اقامت او در سریلانکا و تلاش برای ارتقای سطح زندگی مردم این جزیره در کنار فعالیت های علمی اش برای او لقب سر را به ارمغان آورده است؛ اما او فراتر از همه داشته های خود عاشق حقیقت و اطلاعات است.
یکی از جمله های معروف او که این روزها در رشته های ارتباطات به عنوان سرفصلی مهم تدریس می شود نشانگر اعتقاد و نیاز او به دانش است.
کلارک معتقد است «انسان می تواند بدون غذا زندگی کند، اما بدون اطلاعات خواهد مرد». به همین دلیل است که در مقام دانشمندی صاحب جایگاه ارزشمند و اعتبار بین المللی هراسی برای بررسی پرونده هایی مشکوک به خود راه نمی دهد.
یکی از معروف ترین آثار او مجموعه تلویزیونی جهان شگفت انگیز آرتور سی.کلارک است که از تلویزیون ایران نیز پخش شد.
وی در این مجموعه مدارکی مستند را در ارتباط با پدیده های بظاهر غیر علمی از بشقاب های پرنده گرفته تا ارواح و راه رفتن روی آتش تهیه می کرد و سپس به سراغ تحلیل علمی آنها می رفت و در نهایت پاسخی علمی در خصوص آن مساله به مخاطب ارائه می کرد.
او دانشمندی مردم دوست است که مردم جهان فراتر از مرزها او را دوست دارند و در سریلانکا همه او را چون پدر بزرگی مهربان و هموطن خود دوست می دارند؛ اما دنیای شگفت انگیز آرتور سی کلارک هنوز به پایان نرسیده است.
در آغاز دهمین دهه زندگی خود، او از روی صندلی چرخدار کوچکش نگاهی به آینده دارد و می کوشد تا موثر باشد. پس از سونامی وحشتناک چند سال گذشته به همراه دوست قدیمش سرپاتریک مور کتاب به نام سیارک را نوشت تا سود آن عاید صدمه دیدگان سونامی شود و بنیاد آرتور سی کلارک را بنیان نهاد تا از طریق آن بتواند دنیایی از ایده ها را پیش روی جوانان بگشاید و خلاقیت آنها را پرورش دهد.
دیدار با سر آرتور
برای کسی که از کودکی آثار سی کلارک را خوانده و تحت تاثیر او مسیر زندگی خود را به سوی دنیای ستاره ها و علم تغییر داده، دیدار با سر آرتور غیر قابل تصور است. زمانی که فرصتی برای سفر به سری لانکا دست داد هر آنچه می شد را برای ایجاد امکان دیدار با پیر فرزانه ای که رد پای آثارش را می توان در زندگی بشر دید انجام دادم، اما تا آخرین روز اقامتم مطمئن نبودم این فرصت برایم فراهم شود. به همین دلیل بود که یک ساعت زودتر از زمان قرار تعیین شده ملاقاتمان خیابان اصلی شهر کولومبو را طی کردیم و وارد خیابانی شدیم که انتهای آن پیرمرد زندگی خود را سپری می کرد.
زمانی که در مقابل خانه بزرگ شماره 52ایستادیم و درهای این منزل به روی ما باز شد حس کسی را داشتم که وارد سرزمینی رویایی می شود.
خانم دوتی، یکی از مسوولان دفتر سر آرتور، به استقبالمان آمد و ما را به دفتر راهنمایی کرد تا پیش از دیدار با او درباره علاقه جوانان ایرانی به سر آرتور و نجوم در ایران صحبت کنیم.
مجموعه ای از مجلات و مقالات را به وی تحویل دادم و درباره ترجمه بیشتر کتابهای کلارک در ایران و توجهی که به او می شود و چندین ویژه برنامه که در شبکه 4سیما در باره وی پخش شده است، صحبت کردیم و پس از بازدید از اتاقی که در هر گوشه آن تقدیرنامه و یادگاری از بزرگان جهان و مجموعه ای از کتابهای نوشته شده از سوی خود کلارک و فیلم های مورد علاقه او بود، لحظه دیدار فرا رسید. پیر مرد با نگاه نافذ و لبخند مهربانش پشت میز کارش نشسته بود و با لهجه غلیظ بریتانیایی به ما خوشامد گفت. هدیه ای از ایران را به او تقدیم و در باره آشنایی مردم ایران با او صحبت کردم. در آرامش گفت باعث افتخار من است که مخاطبانی میان شما دارم و وقتی از او خواستم اگر سخنی دارد با علاقه مندانش بگوید، گفت: من دیگر خیلی پیر شده ام، اما هنوز هم می شود با کمک باستان شناسان ایده هایی را از مغزم بیرون کشید.ملاقاتی که قرار بود به دلیل وضعیت جسمی او 3 دقیقه به طول بینجامد 15 دقیقه زمان برد و زمانی که دستش را برای خداحافظ می فشردم ، یاد همه ایده هایی افتادم که او به بشریت هدیه داده بود. وقتی از اتاق بیرون آمدیم به عقب نگاه کردم و پیرمردی را در مقابل چشمانم بود که با وجود 90 سال زندگی پر بار هنوز نگاه به آینده دارد. نام سر آرتور قطعا بر راس فهرست کوتاهی از انسان هایی قرار خواهد گرفت که تاریخ بشر را دگرگون کرده است.
پوریا ناظمی