تاریخ علم هویت و شناسنامه ملتهاست

ایران سرزمینی است که تاریخ ، فرهنگ و طبیعت در آن جلوه پرشکوهی را به نمایش می گذارند.
کد خبر: ۱۵۰۶۰۰
این سرزمین کهنسال شاهد روی دادن داستانی دلکش از رشد علم و دانش در طول اعصار بوده است که میراثی نه تنها برای ایرانیان که برای جهان است.
متاسفانه گاه این گوهر تابناک علم و تاریخ علم در زیر غبار روزمرگی ها فراموش می شود و باید با تلاش جدی زنگار از آن برگرفت و حقیقت را آشکار کرد، کمیته فرهنگ و تمدن اسلام و ایران که از 2 سال پیش فعالیت خود را به سرپرستی دکتر علی اکبر ولایتی در شورای عالی انقلاب فرهنگی آغاز کرده است یکی از مراکزی است که می کوشد گرد این فراموشی را از این میراث ارزشمند بزداید.


اگر موافق باشید بحث را با یک مشکل عمومی در حوزه تاریخ علم شروع کنیم. بسیاری از مردم و بخصوص جوانها زمانی که درباره تاریخ علم و اهمیت آن و نقش برجسته آن در فرهنگ کشور صحبت می کنیم در پاسخ خود را چندان وابسته به این حوزه نمی دانند. حتما شما هم شنیده اید که خیلی از آنها با این بیت که گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل بحث در این خصوص را فاقد اهمیت می دانند شما که سالها در حوزه تاریخ علم فعالیت و مطالعه دارید چه پاسخی در این باره دارید؛
خلاصه این که چرا در ابتدای قرن 21 به تاریخ علم نیاز داریم. این که ما به تاریخ علم نیاز داریم یا نه به هر حال سوالی است که همان طور که اشاره کردید بسیاری از افراد می پرسند، تاریخ علم هر ملتی شناسنامه آن ملت است. تاریخ هر ملتی شناسنامه آن ملت است و تاریخ علم را باید ارزشمندترین بخش این شناسنامه دانست. خوب بدون این که یک ملت شناسنامه داشته باشد، هویتش معلوم نیست. چگونه ممکن است که ما از هویت خودمان و از مشخصات خودمان بی اطلاع باشیم. یعنی اگر از کسی بپرسند کی هستی چه طور ممکن است نام خودش ، پدرش ، محل تولدش و تاریخ تولدش را نداند؛ آیا لازم است این فرد این اطلاعات را که مربوط به گذشته است را بداند یا نه . این بخش اتفاقا جزو مهمترین بخشهایی است که باید فرد در اولین مواجهه مطرح کند، درباره کشورها و ملتها هم همین طور است ، وقتی از ملت ایران صحبت می شود از مشخصات آن می پرسند و از اجزای هویت ایرانیان صحبت می کنند، در این صورت فرد سوال شونده باید از اجزای هویتی خود آگاه باشد که بتواند پاسخ دهد.اتفاقا در دنیای اطلاعات ، بیش از گذشته لازم است که از همدیگر اطلاع داشته باشند مثلا اگر از شما بپرسند چه شناختی از فرانسه دارید خواهید گفت کشوری است در اروپا که نقش مهمی در حرکت علمی اروپا داشته است ، در طول جنگ دوم جهانی بر علیه اشغال آلمان مبارزه کردند. چهره های برجسته ای مانند دوگل را داشتند و در حوزه علم ، دکارت و پاسکال و پاستور را داشتند و... همه اینها گذشته این ملت است ، در واقع اگر به این گذشته می پردازیم در حقیقت خودمان را تعریف کرده ایم ، یک انسان بدون حافظه اش انسانی رها شده در خلا است ، فردی که دچار ضربه مغزی است را در نظر بگیرید می بینید که دائما از موارد بدیهی سوال می کند، خانه من کجاست ، من کیستم ، امروز چندشنبه است ؛ در واقع انسان بدون حافظه تبدیل به ماشین طرح سوال درباره خودش می شود و گویی که در خلا رها شده است . ملتها هم هیات اجتماعی افراد هستند البته ملتها به معنی جمع جبری افراد نیست . بلکه هویت مستقل دارد. حال اگر انسان ها بدون حافظه ، پشتوانه و تکیه گاهی ندارند ملتها هم بدون حافظه فاقد این پشتوانه و شناسنامه اند. در نتیجه ضروری است که گذشته را بشناسیم . در میان بخشهای مختلف تاریخ بشر آن که از همه مهمتر است سابقه علمی ما است که محتوایی ترین بخش آن هم است و جزیی از هویت و شناسنامه ما است که کشورها به آن شناخته می شوند و مورد احترام واقع می شوند، شما مقایسه کنید تفاوت احترامی که میان دو ملت دارای تاریخ علم غنی و بدون پشتوانه علمی قائل می شوید. حال ما اگر به عنوان مردم ایران می خواهیم محترم باشیم ، حتما می خواهیم دیگران ما را به عنوان ملتی کوشا، خردمند و باسابقه تلاشهای موثر در رشد علمی جهان بشناسند حالا اگر کسی بیاید به من بگوید تو متعلق به ملتی هستی که هیچ سابقه ای ندارد؛ آیا من باید بی تفاوت باشم ، قطعا این طور نیست و من پاسخ می دهم که ما دارای سابقه ای مهم هستیم چرا ما چنین واکنش تندی را در برابر کسی که گذشته ما را انکار می کند نشان می دهیم؛ چون انکار گذشته ما؛ انکار شخصیت و شان و منزلت ما است و هیچ کس حاضر نیست به شخصیتش توهین شود، بخش عمده این شخصیت توسط گذشتگان شکل گرفته است . وقتی می گویند کسی ایرانی است یعنی متعلق به هویت ایرانی است که بخشی از آن در چند هزار سال گذشته توسط اجداد ما شکل گرفته است .بنابراین لازم است که گذشته ما و دیگران روشن باشد، حال اگر از یک ایرانی بپرسند که به عنوان یک ایرانی می توانی بگویی که گذشته ایران چه بوده است ، اگر نتواند از این گذشته که بخشی از شخصیت او است چیزی به دیگران منتقل کند، حتما دچار نقص در شناخت خود است و در چشم دیگران افت پیدا می کند. مضافا این که زمانی که شما در دانشجو و دانش آموز و جوان ایرانی این باور را به وجود آوردید که شما گذشته درخشانی داشته اید، می توان این نتیجه را گرفت که ما این استعداد را داریم که به قله های علمی و ادبی برسیم . پس این خودآگاهی نزد ما به وجود می آید که ما ملتی با شخصیت بالا و فضایل ارزشمند علمی هستیم و می توان آن را به دیگران منتقل کرد و واقعا مهم است که خودمان این موضوع را باور کنیم ، ما شنیده ایم که خواستن توانستن است و زمانی می خواهیم که به این باور برسیم که می خواهیم و این به واسطه گذشته است ، این که پدران ما توانسته اند این کار را انجام دهند بله درست است که از فضل پدر ما حاصلی نخواهیم داشت ، اما یادآوری خاطره فضل پدر به ما می گوید ما استعداد فاضل شدن را داریم ، به هر حال بخشی از استعدادهای ما ژنتیک است ، احتمال این که فرزندان افراد بااستعداد، استعداد بیشتری داشته باشند، بسیار بالاتر است و ما تا ندانیم فرزندان افراد فاضل هستیم نمی توانیم خودباوری فاضل شدن را داشته باشیم.

آقای دکتر شاید خوش شانسی ما است که در ایران زندگی می کنیم که هر که به تاریخ علم نظر انداخته جایگاه بالایی برای آن در نظر گرفته است ، از دوران تمدن اسطوره ای که سرنخ های بیشتر علمی را در این دوران می بینیم نمونه هایی مانند تخت طاقدیس و جام جمشید و در دوره تمدن پیش از اسلام و... رشد می کند اما در دوره ویژه ای پس از اسلام ما شاهد یک رشد ویژه هستیم.
دوران عجیبی است که ما شاهد شکل گیری تمدن با حضور ایرانیان هستیم که شاید از نظر موقعیت اجتماعی که پس از فتح نظامی رخ داده ، چندان مناسب به نظر نمی آید، چگونه است که این جوانه ها رشد می کند و تمدن شگفت را در دوره اسلامی خلق می کند و چه ویژگی هایی در مقایسه با دیگر تمدن های همسایه هم دوره هستیم .واقعیت این است که ما در هیچ جایی غیر از اسلام تمدنی به نام تمدن مذهبی که خیلی درخشان باشد در جهان ندیدیم ، مثلا اروپا دوران سیطره کلیسا را دوره تاریکی می نامد و از آن به نام تمدن یاد می کند. تنها تمدن اسلامی است که به نام مذهب رشد می کند و شکوفا می شود، چرا این گونه است ، همان طور که شما گفتید به دلیل مشکلات سیاست جنگها و فتح سرزمین های جدید به زور ابزار نظامی و رسم مرزهای سیاسی نتوانسته برای جوامع اسلامی مرزهای فرهنگی رسم کنند. یکی از شاهدهای خوب در این زمینه گلستان سعدی است که سعدی از کاشغر در چین تا دمشق تا دریای مغرب تا کوفه و بغداد و کردستان همه جا سر می زند و هر جا می رود دوستانی دارد، خودش می گوید: در صحبت یاران دمشقم ملالتی به خاطر رسید و سر در بیابان قدری نهادم و با حیوانات انس گرفتم تا اسیر فرنگ شدم و با یهودانم در خندق طرابلس به کار گل بداشتم یکی از بزرگان حلب را که با من سابقه معرفتی داشت گذر کرد و بقیه داستان... شما در همین چند سطر ببینید که بازه ای که او سفر کرده است و آشنایان که داشته چقدر وسیع بوده است ، یا جای دیگر در کاشغر با جوانی مواجه می شود که احوال سعدی را می پرسد، سعدی در زیر حکومت اتابکان فارس بود، به کاشغر می رود که جزو حکومت سین کیانگ امروزی است و در چالش با خوارزمشاهیان بوده است نکته مهم این است که اگر چه قلمرو حکومت ها از هم جدا بوده است ، اما مردم ایران در قلمرو فرهنگی از هم جدا نبوده اند و این خاصیت اسلام است.

چرا تاریخ علم


تاریخ علم یکی از رشته های جذاب و داستان های دلکش در بین داستان هیجان انگیز تلاش و تقلای بشر برای رسیدن به حقیقت است و تلاشی شگرف که راه رفتن به سوی آینده را محکم می کند.
قول معروفی است که ملتی که گذشته خود را نشناسد چاره ای جز درجا زدن ندارد چرا که راه رفته شده را نمی شناسد که بتواند بر مبنای آن مسیر به سوی آینده را بنا کند.

ما در سرزمینی زندگی می کنیم که دانش و علم در آن در روزگاران طولانی مورد حرمت و توجه بوده است و برای زمانی نه چندان کوتاه این ایرانیان بوده اند که در زمه پرچمداران قافله علم جهان به شمار می رفتند. این قولی نیست که خود ایرانیان به زبان آورده باشند.
تقریبا هر تاریخدان منصفی که به مرور داستان تاریخ علم در سیاره ما پرداخته است به نقش این قوم در پیشبرد دانش اشاره کرده است.
در دوره ای بسیار دور که ذهن انسان جهان را از دریچه اساطیر می دید ، رگه های جدی و مهمی از حضور تاریخ علم را می توان در این اسطوره ها دید از جام جمشید که گویی ابزاری نجومی بوده است تا سودای پرواز کیکاووس.
در دوره ای دیگر ایرانیان تمدنی علمی و شگفت را بنیان گذاشتند که هنوز با وجود مدارک کمی که از دوره ایران باستان مانده است ، زمانی که به آن می نگریم مجذوب آن می شویم.
پیشرفتهایی شگفت در ریاضیات ، نجوم و معماری تنها گوشه ای از شکوه علم ایران در دوره باستان است و بار دیگر ایرانیان در قلب تمدنی نو پا بذرهای رشد دانش را کشتند و تمدنی را خلق کردند که هنوز هم الهام بخش بسیاری است.
در دورانی که در اروپا ارایه نظرات جدید علمی کیفر سختی در پی داشت در تمدن اسلامی دانشمندان زینت دربار حکومت های منطقه ای بودند و برخلاف آنچه اغلب می شنویم نه تنها به ترجمه آثار دیگر تمدنها در حوزه علم پرداختند که توانستند گامهای بزرگی در پیشبرد آن نیز ایفا کنند.
مکتب مراغه در نجوم که مفهوم رصدخانه علمی را به جهان معرفی کرد از یک سو و از سوی دیگر با معرفی نظریه ای مانند جفت توسی ، یک گام از دید رایج زمین مرکزی دور و به خورشید مرکزی نزدیک شد یکی از این نمونه ها است.
از سوی دیگر علاقه به دانش به حدی بود که گفته می شود در زمان آل بویه در رصد خانه شیراز که دانشمند سرشناسی چون عبدالرحمن صوفی رازی در آن به تحقیق می پرداخت ، تعداد اخترشناسان حرفه ای بیش از تعداد اخترشناسان حرفه ای امروز ایران بوده است.
چنین جایگاه ویژه ای نیازمند بازشناسی و حفاظت ویژه ای است که باید مورد توجه قرار گیرد. فعالیت دکتر علی اکبر ولایتی در کمیته فرهنگ و تمدن اسلام و ایران در شورای عالی انقلاب فرهنگی و فعالیت هایی که در 2 سال اخیر از سوی این کمیته انجام شده است امید رشد بیشتری را برای آشنایی ایرانیان با تاریخ علم فراهم آورده است.

مثال دیگر ابوریحان در خوارزم با ابوالوفای بوزجانی در بغداد با هم خسوفی را رصد کردند و اختلاف طول جغرافیایی را بر مبنای آن به دست می آورند و این دو تحت دو حکومت متفاوت بودند و اینها نشان دهنده این است که تشویق اسلام به علم و ارزشمند بودن علم در اسلام چه نقشی داشته است .شما در تعالیم اسلامی می بینید که گفته می شود آموختن علم برای هر مسلمانی فریضه است یا علم را به دست آورید حتی اگر در چین باشد. که این گفتارها حال و هوای رویکرد اسلام به علم را نشان می دهند و لذا نکته مهمی به وجود می آید که زینت دربار پادشاهان ، علما بودند. امروز در دوران ما عالم را برای قدرت می خواهند اما در گذشته مطلق علم با ارزش بود و عالم ارزشمند بود حتی اگر باعث افزایش قدرت حاکم نشود به همین دلیل است که محمود غزنوی اصرار می کند به حاکم خوارزم که علمای بزرگی چون بوسهل مسیحی ، ابوریحان و ابوعلی سینا را به دربار او بفرستند. این باعث شد علم رونق پیدا کند و رونقی بی سابقه به وجود آورد و نکته مهم این است که مرز فرهنگی و علمی نداشتیم.

ما در ایران شاهد رشد و نوآوری های فراوان هم هستیم ، مثلا در ایران و در حوزه نجوم ما شاهد شکل گیری مکتب مراغه هستیم که مفهوم رصدخانه را به دنیا معرفی می کند از این رویدادها، مثال زیاد داریم. امروزه شاهد رویکردی هستیم که در کتب کلاسیک تاریخ علم نقش این دوره که به غلط آن را تمدن عربی هم می نامند تنها به ترجمه خلاصه می کنند در صورتی که شواهدی از اصطلاحات فراوانی در مفهوم علم در این دوره وجود دارد و نقش ما را محدود می کنند و مشکل دیگری هم که شاهدیم بنام کردن این دانشمندان از سوی کشورهای همسایه است شما در بازیهای آسیایی شاهد بودید که چگونه تمام دانشمندان ایرانی به نام دانشمند عرب معرفی می کردند تا هویت خودشان را بسازند. به نظر شما چه کاری باید انجام دهیم ، فکر نمی کنید زمان می گذرد و کم کم این میراث را از دست می دهیم؛
ببینید. دنیا محصول عمل و کار است ، این جور کارهایی که در مورد تاریخ علم است نیز نیاز به کوشش و تلاش دارد، خوب مشخص است که اگر یک مال بی صاحبی و ثروت بی صاحبی در گوشه ای باشد، افراد قطاع الطریق آن را صاحب می شوند و ما باید از اموال خودمان محافظت کنیم و از بزرگانمان حراست کنیم ، تنها راه حفاظت نیز کار کردن است . بله مورد ابن سینا نمونه ای است که حتی از مرزهای ایران هم خارج نشده است اما سعی می کنند به نام خودشان مصادره کنند ما هم نمی خواهیم منازعه بین المللی به راه بیندازیم ، بلکه بایدکاری کنیم که هر عاقلی که این حرفها را می شنود پوزخند بزند و تنها راهش مطالعه ، تحقیق ، نوشتن کتاب و ترجمه آنها به زبانهای مختلف است . مثلا درباره ابن سینا باید فاکتورهای مشخص کننده هویت و تبار او را تعیین کنیم ، به واسطه زبان علمی که نمی شود ادعا کرد، الان اساتید دانشگاه ما باید برای ارتقای مقالات علمی به زبان انگلیسی بنویسند آیا این به معنی این است که او انگلیسی است؛ آن دوره هم زبان علمی دوران ، عربی بود البته بسیاری از این دانشمندان آثار فارسی هم دارند.

شما در مجموعه کتاب پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران جریان تمدن را جریان پویا نامیده اید آیا این به معنی امکان رشد دوباره است؛
بله ، استدلال ما هم این است که از نظر ما اسلام یک پارامتر مهم در این رشد است و خود اسلام می تواند زمینه ساز رشد باشد. الان هم که به نوعی بیداری اسلامی در حال وقوع است و شاهد احیای ارزشهای اسلامی هستیم ، باید انتظار داشته باشیم که مسیری که در ابتدای اسلام طی شد را دوباره طی کنیم ، شما کشورهایی مانند ایران ، پاکستان ، مصر و ترکیه را با وضع آنها پس از جنگ اول جهانی مقایسه کنید، شاهد رشد جدی آنها هستیم یک نمونه آن همین مساله انرژی هسته ای است ، در حوزه اقتصاد مالزی تنه به کشورهای پیشرفته می زند.اما امروز سرعت رشد اقتصادی مالزی از انگلستان که زمانی مالزی مستعمره آن بود بیشتر است و حتی این موضوع را می توان به شکل یک منحنی نشان داد و امید زیادی برای رشد داریم.

کمیته ای که شما مسوولیت آن را در شورای عالی انقلاب فرهنگی بر عهده دارید با نام کمیته فرهنگ و تمدن اسلام و ایران ، چه فعالیت هایی را در دست انجام دارد و چه تلاشی برای معرفی تاریخ علم ایران انجام می دهند.
کمیته در کمتر از 2 سالی که تاسیس شده فعالیت های زیادی انجام داده است ، مرحله اول در کتابهای درسی مدارس دستاوردهای علمی و فرهنگی مسلمانان را وارد باید می کردیم و تاکنون در 110 جلد از کتابهای درسی این اتفاق افتاده است ، 3 رشته دانشگاهی طب اسلامی ، داروسازی اسلامی و اخلاق علم اسلامی تاسیس شده اند که دانشجو می گیرند در حوزه بازسازی اشیائ و ابزارهای علمی تاریخ تمدن ایران و اسلام نیز فعالیت های جدی شده است . کار دیگر ترجمه آثار مهمی است که در آن به دانشمندان اسلام و ایران نیز اشاره شده است . مثل کتاب تاریخ ریاضیدانان اسلام که نوشته روزن فلدات و شرح حال بیشتر از 1100ریاضیدان مسلمان را آورده است و تاسیس موزه تاریخ علم را هم در دست انجام داریم ، ازجمله دیگر فعالیت ها، چاپ و ترجمه و شرح حال نویسی کتب مرجع علم اسلام و ایران و دعوت از دانشمندان بزرگ جهان برای توضیح درخصوص تاریخ علم و همین طور همکاری گسترده ای را با صداوسیما و رسانه های عمومی داریم تا بتوانیم مردم را در جریان قرار دهیم.

پوریا ناظمی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها