ایرنا: منوچهر متکی در مقالهای که روز سهشنبه بهقلم وی در روزنامه فرانسوی "لوموند" منتشر شد، تاکید کرد: ایران روند فعالیتهای هستهای و غنیسازی صلحآمیز خود را با رعایت
کد خبر: ۱۴۹۷۷۸
پادمان و زیر نظر آژانس و در همکاری با سایر کشورهای جهان دنبال خواهد کرد.
متکی در این مقاله نسبت به رفتار دولت فرانسه در هفتههای اخیر پیرامون پرونده هستهای ایران به اظهار نظر پرداخته و تحلیل سیاستمداران ایرانی را از چرایی بیانات و دوگانگی سیاسی سخنگویان دولت فرانسه ارائه کرد.
وزیر امورخارجه در این متن میکوشد به دور از تعارفات سیاسی و درقالبی تازه آنچه را که بر فضای فعلی روابط ایران و اروپا سایه انداخته است، به بحث گذاشته و در این میان بر نقش فرانسه بهعنوان یک قدرت اروپایی توجه نشان دهد.
متکی بااشاره به جنبههای مختلف پرونده هستهای ایران در اظهارات بعضا متفاوت مسئولان فرانسوی، به بررسی جنبههای مختلف تاثیر رفتار فرانسه بر آینده اروپا پرداخته است.
"راستی چگونه میشود ایرانی بود" عنوانی است که برای این مقاله انتخاب شده و متن کامل آن را در پی میخوانید:
"شارل لویی دومنتسکیو فیلسوف بزرگ فرانسوی درسال در شاهکار خود "نامههای ایرانی" این سوال را در مورد رفتارهای عجیب فرانسویان مطرح ساخت: هنگامیکه ریکا، مسافر ایرانی داستان پس از رسیدن به پاریس پوشش فرانسوی برای خود اختیار میکند، با تعجب متوجه میشود که دوستان فرانسویش دیگر آن گونه که در گذشته با شیفتگی و تحسین از او یاد میکردند با وی برخورد نمینمایند. این دوگانگی رفتاری جامعه فرانسه قرن با وی او را به فکر انداخت که چگونه میتوان هم ایرانی باشد و هم در دنیای دیگر، یعنی مغرب زمین، زندگی کند.
داستان پرونده هستهای ایران نیز همین پرسش را بر میانگیزد. در واقع سی سال پیش در حالی که یک رژیم دیکتاتور در ایران بر سر کار بود، تصمیم جمهوری فرانسه مبنی بر همکاری با سیاست هستهای چنین حکومتی مورد اقبال و توجه دولتمردان فرانسوی تا عالیترین سطوح بود. آن سالها فرانسویان نه تنها در مورد اهداف برنامههای شاه سوالی نمیکردند، بلکه فرانسه پیشنهاد مشارکت ایران در فراماتوم و سپس اورودیف را مطرح نموده بود و حتی از شاه برای بازدید از تاسیسات هستهای خود در ساکلی دعوت نمودند و کوچکترین دغدغهای از همکاری در زمینه هستهای، حتی در زمینههای نظامی نداشتند.
سالها بعد هنگامی که مردم ایران به عمر نظام دیکتاتوری پایان دادند و با الهام از اصول عالیه اسلام، بنیان یک نظام جمهوری را با شعار استقلال و آزادی (که از ارزشهای خود انقلاب فرانسه و جمهوری پنجم آن هستند)، پیافکندند، انتظار میرفت که رهبران جمهوری فرانسه از این خیزش فراگیر استقبال کنند و برای توسعه دموکراسی در مشرق زمین تلاش کنند. اما تراژدی واقعی زمانی شکل گرفت که ایرانی عصر جدید همچون شخصیت داستان مونتسکیو، خواست از ابزارهای جدید توسعه استفاده کند. از آن پس همکاریهای توسعهای متوقف شد و روابط دوجانبه تا بدانجا تیره گردید که تسلیحات فرانسوی سخاوتمندانه در اختیار دیکتاتور دیگری به نام صدام قرار داده شد تا با آن نه تنها مردم بیدفاع شهرهای ایران را مظلومانه هدف قرار دهد، بلکه بخشی از میراث شکوهمند تاریخی کشوری کهن "پارس" را نیز با سلاحهای فرانسوی نابود سازد.
کشوری مانند جمهوری اسلامی ایران، با ظرفیتهای منطقهای و بینالمللیاش نیازی ندارد که در مسیر احقاق حقوق و تلاش برای آینده خود به معامله بنشیند. تلاش برای آتیه نسلهای آینده برای ما وظیفه مقدسی است که در انجام آن تعلل جایز نیست. بدیهی است که در این مسیر جمهوری اسلامی ایران منطق تقابل را بر نگزیده است. همکاری با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، پذیرفتن ابتکار فعال شدن کشورهای اروپایی در سال ،اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی و تعلیق غنیسازی به مدت سال و... جلوههایی از حسن نیت ایران هستند.
سوال این است که چه اتفاقی افتاده است که برخی از دوستان فرانسوی ما بدون توجه به جایگاه تاریخی کشور خود در اروپا، لحنی را بر گزیدهاند که از یک دیپلماسی کهن بسیار دور از انتظار است؛ اسناد مذاکراتی ما نشان میدهد که در تابستان در ابتدای مذاکرات با کشور اروپایی، دوستان فرانسوی ما چنین اظهار میکردند که دلیل بدستگیری پرونده از سوی ما تقویت وزن اروپا در صحنه جهانی و کشیدن قایق بریتانیا به سوی قاره است. لیکن هنگامیکه شنیدم وزارت امورخارجه بریتانیا اعلام کرد که از درخواست فرانسه برای تحریمهای یکجانبه با اشتیاق کامل پشتیبانی میکند و در برابر آن اسپانیا، ایتالیا، اتریش و آلمان اعلام کردند که خواهان تلاشهای دیپلماتیک بیشتری هستند، از خود پرسیدم آیا این قایق بریتانیا نیست که از سال قاره سرگردان را به سوی خود میکشد؛ هر چند که تاکید میکنم قبل از اظهارنظر پیرامون رویکرد دولت جدید بریتانیا باید قدری تامل کرد.
رییس جمهوری فرانسه به درستی معتقد است که عدم توسعه یافتگی کشورهای منطقه باعث بیثباتی و گسترش ناامنی شده است. راه چنین توسعهای از مسیر انرژی هستهای میگذرد. جمهوری اسلامی ایران تمایل ندارد که سیاست اتمیاش از سوی فرانسه با تبعیض مواجه شود. فلذا ایران روند فعالیتهای هستهای و غنیسازی صلحآمیز خود را با رعایت پادمان و زیر نظر آژانس و در همکاری با سایر کشورهای جهان دنبال خواهد نمود و این امر را بدون دغدغه از رویکرد تبعیضآمیز احتمالی انجام خواهد داد. دغدغه جمهوری اسلامی ایران به هیچ عنوان فرضی نیست. در تاریخ روابط دوجانبه مثالهای متعددی در خصوص این نگرش تبعیضآمیز از سوی فرانسه وجود دارد (خصوصا تحریم فروش ناوگان هوایی مسافربری، تجهیزات بیمارستانی و رادارهای مرزی برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر یا مهاجرین غیرقانونی)
"چگونه میشود ایرانی بود" دوست فرانسوی مسافر ایرانی اینگونه سوال نمود. منستکیو چنین نتیجه میگیرد که فکر کوچک آن مرد نمیتوانست بپذیرد که غیر از فرانسویان کسان دیگری هم در گیتی هستند.