همزمان وی فقه اسلامی را نیز نزد آقا محمدعلی نجفی، یکی از علمای بزرگ شیعه اصفهان، تحصیل کرد. علیرغم ارث قابل توجهی که دریافت کرده بود، زندگی زاهدانهای در اصفهان در پیش گرفت و هرزمان که درمی یافت طالب علمی به کمک مالی نیاز دارد، مخفیانه به او کمک میکرد. شیخهادی چندین سال بعد به مشهد بازگشت و در مدرسه حاجحسن به تدریس علوم نقلی و عقلی اشتغال یافت و از شعر فلسفی خود، «المنظومه»، که احتمالا در اصفهان سروده بود، بهعنوان متن استفاده میکرد. بعد از این زمان عازم سبزوار و سپس مکه شد و در زمان مرگ فتحعلیشاه قاجار به ایران بازگشت و در کرمان اقامت گزید و در این مدت ریاضت پیشه کرد و با سرایدار مدرسهای توافق کرد که در ازای دریافت اتاقی برای زندگی، مدرسه را جارو کند. در این مدت او بهصورت ناشناس در کرمان زندگی کرد و پس از آن عازم سبزوار شد. در آنجا مرکزی برای مطالعه فلسفه و عرفان اسلامی تأسیس کرد که بهلطف او، به مدت چندین دهه با مدارس اصفهان و تهران رقابت میکرد. او مدرسه فصیحیه را مرکز تدریس خود قرار داد که بعدها به مدرسه حاجی معروف شد که بخشی از آن تا به امروز باقیمانده است. شهرت این مدرسه تا آنجا بود که دانشجویان از سراسر ایران، عراق، ترکیه، قفقاز، هند و حتی تبت به این مدرسه و دروس حاجی جذب شدند.
شهرت حاج ملاهادی سبزواری بهحدی گسترش یافت که وقتی ناصرالدین شاه به زیارت مشهد رفت، در سبزوار توقف کرد و از این حکیم بزرگ دیدار کرد. او چندان تحت تأثیر حضور این فیلسوف پارسا قرار گرفت که از عکاس سلطنتی خود، آقا رضا عکاسباشی، خواست از شیخهادی عکس بگیرد. این عکس که هنوز موجود است، قدیمیترین عکس معتبر شناختهشده از یک فیلسوف اسلامی قرن سیزدهم به شمار میآید. ناصرالدینشاه همچنین از شیخ خواست کتابی به زبان فارسی در باب دوره کامل فلسفه سنتی بنویسد. شیخ نیز اجابت کرد و«اسرارالحکم» را تألیف نمود و «هدایت الطالبین» را نیز تصنیف کرد. حاج شیخهادی سبزواری در سال ۱۲۸۹ و پس از گذراندن یک زندگی فکری بسیار فعال بر اثر حمله قلبی درگذشت و در نزدیکی دروازه نیشابور در خارج از سبزوار به خاک سپرده شد. میرزا یوسف مستوفیالممالک آشتیانی مقبرهای بر مدفن او بنا کرد که در سالهای اخیر بازسازی شده است. این مقبره بیش از یک قرن است که محل زیارت مسلمانان متدین و پارساست.
آثار حاج ملاهادی سبزواری
اگرچه شیخهادی بیشتر یک حکیم بود تا متکلم، حدود پنجاه و دو اثر به زبانهای عربی و فارسی نوشت که این آثار عمدتا به فلسفه (حکمت) مکتب صدرایی میپردازند؛ اما تعدادی از آنها نیز درباره موضوعات دیگری مانند ادبیات و شعر هستند. مجموعه آثار او شامل کتابهای مستقل، تفسیرهایی بر متون معتبر پیشین و همچنین پاسخهایی به پرسشهای دانشجویان یا دیگر علما است. حاج ملاهادی سبزواری آثار برجستهای در زمینه شرح متون دینی و عرفانی از خود بهجای گذاشته است. «شرح دعای جوشن کبیر» که به «شرح الاسماءالحسنی» نیز شهرت دارد، تفسیری به زبان عربی بر دعای مشهور جوشن کبیر است. این کتاب از دیدگاه برخی، بزرگترین اثر اوبه شمارمیرود وتلفیقی از تقوای شیعی و عرفان را به نمایش میگذارد. «مصباح الفلاح فی شرح دعای صباح» یکی دیگر از آثار باطنی وعرفانی اوست که به زبان عربی به رشته تحریر درآمد و به تبیین معنای درونی دعای صباح، منسوب به امامعلی(ع) میپردازد. همچنین، «شرح ابیات مشکله مثنوی» تفسیری است بر ابیات دشوار مثنوی معنوی که به درخواست سلطان مراد میرزا حسامالسلطنه، حاکم خراسان، تألیف شد و نشاندهنده تسلط حکیم سبزواری بر شاهکار ادبی مولانا است. این تفسیر از مهمترین تفاسیر مثنوی به زبان فارسی در دوره قاجار به شمار میرود و در حدود ۵۰ سال پیش در تهران با عنوان «شرح اسرار مثنوی» به چاپ رسید. «هدایتالطالبین» کتابی است که در آن شیخ به شناخت پیامبران و امامان پرداخته است. حاج ملاهادی سبزواری دیوانی نیز دارد متشکل از غزل، رباعی، و مثنوی که با تخلص «اسرار» نوشته شده است. حاج شیخهادی سبزواری شخصیتی جذاب داشت و معلمی برجسته بود که تعداد زیادی از جویندگان دانش را به سخنرانیهای خود جذب میکرد. از آنجا که افراد بسیاری از سراسر ایران و دیگر مناطق برای تحصیل نزد او میآمدند، او آزمونی را طراحی کرد و فقط پیشرفتهترین دانشآموزان را میپذیرفت و بقیه را برای تحصیل نزد شاگردان ارشد خود، از جمله پسرش ملامحمد، میفرستاد. او اغلب «اسفار اربعه»، «الشواهد الربوبیه»، «المبدا و المعاد» و کتب فلسفی دیگر را با نقلقولهایی از شاعران کلاسیک صوفی فارسی مانند سنایی، عطار، رومی و حافظ تدریس میکرد. سبزواری شاگردان بسیاری تربیت کرد که تقریبا بر تمام زندگی فکری ایران قاجار تأثیر گذاشتند. از جمله مشهورترین شاگردان او میتوان به ادیب پیشاوری که یکی از بزرگترین استادان ادبیات فارسی در دو قرن گذشته شناخته میشود و فقیه مشهور شیعه آخوند ملامحمدکاظم خراسانی و میرزامحمد یزدی، معروف به فاضل یزدی را نام برد.
شیخ هادی زندگی سادهای همراه با تقوا داشت و اهل سیر و سلوک معنوی بود. او هیچ علاقهای به دارایی مادی یا قدرت دنیوی نداشت و عشق او به دانش نیز صرفا عشقی معنوی محسوب میشد. برای درک کامل شخصیت حاج ملاهادی سبزواری، نباید نقش پررنگ شعر را در زندگی و آثار او نادیده گرفت. او از کودکی به شعر علاقه و ذوقی سرشار در این زمینه داشت. تسلط او بر شعر کلاسیک عربی و فارسی، بهویژه آثار شاعران عارف مانند مولانا و حافظ، بسیار چشمگیر بود. او حتی در خلال تدریس فلسفه و الهیأت، از اشعار این بزرگان برای تبیین مطالب استفاده میکرد. علاوه بر این، سبزواری خود نیز شاعری توانا بود که به هر دو زبان عربی و فارسی شعر میسرود. بیشتر اشعار او، سرودههایی ناب و دلنشین در سبک شاعران عارف فارسی هستند که در آنها، زبان شیوا و گیرای شعر، از اصطلاحات فنی فلسفی و الهیأتی فاصله گرفته است. در واقع، سبزواری در مقایسه با فیلسوفانی مانند میرداماد و ملاصدرا که گاهی شعر میسرودند، شاعری زبردستتر به شمار میرفت. دیوان اشعار او، وی را در ردیف شاعر- فیلسوفانی مانند افضلالدین کاشانی وعبدالرزاق لاهیجی قرار میدهد.حتی برخی از غزلهای او، از نظر برجستهترین محققان ادبیات فارسی، باغزلهای حافظ قابل قیاس است.بدون شک، شیخ سبزواری مشهورترین و تأثیرگذارترین فیلسوف اسلامی ایران دردوره قاجار است و نقش بسیار مهمی در احیای فلسفه صدرایی دردوره خود داشت. حلقه فلسفی شیخهادی در سبزوار مرکز مهم فلسفه اسلامی در دوره قاجارمحسوب میشد وتأثیر عمدهای درمکتب تهران داشت. شرح منظومه سبزواری همچنان یکی از محبوبترین متون حکمت است که در مدارس سنتی مختلف تدریس میشود. حاج ملاهادی سبزواری، فیلسوف، متکلم و شاعر برجسته عصر قاجار، شخصیتی چندوجهی داشت که با تألیف آثار ارزشمند و تربیت شاگردان نامدار، نقش بهسزایی در احیای فلسفه صدرایی و اعتلای فرهنگ و اندیشه اسلامی درایران ایفاکرد. او بازندگی زاهدانه، تقوای مثالزدنی و سلوک معنوی، الگویی برای جویندگان حقیقت بود.