گفتگو با مسوول ایستگاه مترو مفتح : متروخانه دوم من است

اگر یکی از مسافران دائمی مترو باشی و ایستگاه متروی مفتح هم یکی از محلهای تردد همیشگی ات باشد ، وقتی کنار سکوی مسافران منتظر رسیدن قطار هستی ، خانمی مشغول گشتزنی در محوطه سکوی ایستگاه است
کد خبر: ۱۴۵۹۳۵
و هر چند دقیقه یک بار نکاتی را به کارکنان مرد مستقر در ایستگاه یادآوری می کند یا وقتی به مسافری گوشزد می کند که از خط قرمز لبه سکو فاصله بگیرد ، حتما برای یک بار هم که شده او را دیده ای .نگاه های پرسشگرانه و کنجکاوانه مسافران همراه زمزمه هایی که از گوشه و کنار به گوش می رسد، به دنبال یافتن پاسخ این پرسش است که این زن چه مسوولیتی در ایستگاه مترو می تواند داشته باشد؛!
حمیده هاشمی ، مسوول ایستگاه مترو مفتح ، نمونه ای از زنان موفق جامعه ماست. وقتی برای تهیه گزارش و گفتگو با او به ایستگاه مترو مفتح می رویم به جای دفتر کارش او را کنار گیت فروش بلیت در حالی که مشغول کنترل تردد مسافران در ایستگاه است ، می بینیم . به گرمی از ما استقبال می کند و در حالی که ما را به دفتر کارش هدایت می کند ، آخرین نکات را به کارکنان گوشزد می کند و هماهنگی های لازم را انجام می دهد تا در فرصت کوتاهی که دارد، بتواند پاسخگوی پرسش هایمان باشد.


حمیده هاشمی از اردیبهشت 1367 با فراخوان پذیرش نیرو از سوی شرکت متروی تهران ، در بخش اداری این مجموعه مشغول به کار شد و طی مراحل اجرایی احداث مترو ، از آنجا که دانشجوی رشته مدیریت بازرگانی بود در قسمت بازرگانی مترو به عنوان کارشناس خریدهای خارجی ادامه فعالیت داد اما از آنجا که بسیار علاقه مند به فعالیت در بخش بهره برداری مترو بود ، همزمان با افتتاح اولین خطوط و ایستگاه های متروی تهران به دلیل حسن سوابق و کسب موفقیت های متعدد در انجام مسوولیت هایش از سوی مدیران ارشد مترو از اسفند 1378 تا 1380 به عنوان مسوول ایستگاه متروی دانشگاه شریف و از اسفند 1380 تاکنون نیز به عنوان مسوول ایستگاه مترو مفتح برگزیده شد.
او مترو را خانه دوم خود می داند و عاشقانه به مسوولیت شغلی خود عشق می ورزد و برای موفقیت در انجام مسوولیتی که بر دوش دارد با تمام توان تلاش می کند. ساعت کار خانم هاشمی از 7:30 صبح تا 16:30 بعدازظهر است و در مجموع 20 نفر کارمند طی 2 شیفت کاری در ایستگاه مفتح زیر نظر وی مشغول به کار هستند.
از خانم هاشمی می پرسیم که هر صبح ، روز کاری خود را به عنوان مسوول ایستگاه چگونه آغاز می کند و او می گوید: مسوولیت ایستگاه با کارهای دیگری که دیگر همکاران ما در بخشهای ستادی مترو انجام می دهند ، بسیار متفاوت است ، زیر آنها هر روز برخی کارهای روزانه همیشگی را انجام می دهند ، درست مانند یک کارشناس که هر روز پشت میز کارش در یک اداره به بررسی پرونده ها می پردازد اما من به عنوان مسوول ایستگاه هر روز صبح که به محل کارم می رسم باید ببینم با چه شرایطی مواجه می شوم.

پیش به سوی یک ایستگاه ایده آل

از وی درباره ارتباط و تعاملی که میان او و دیگر همکاران و بخصوص کارکنان مرد ایستگاه مفتح مشغول به کارند ، می پرسیم و او می گوید: سوال شما من را به یاد اولین روزهایی انداخت که به عنوان مسوول ایستگاه معرفی شدم . آن روزها با خود فکر می کردم که شاید حرف شنوی دیگر همکاران از یک زن به عنوان مسوول ایستگاه برایشان سخت باشد یا حتی در مقابل این قضیه جبهه بگیرند اما با خود تصمیم گرفتم از همان ابتدا همه آنها را توجیه کنم که من از شما به عنوان همکاران خود در این ایستگاه ، کمک می خواهم تا یک ایستگاه ایده آل داشته باشیم و خوشبختانه در این راه موفق هم شدم. می دانید بستگی دارد که از چه دریچه ای با آنها صحبت کنی . شیوه صحبت را طوری انتخاب کرده ام که خودشان هنگام حادثه پیشقدم می شوند که بپرسند حالا باید چه کار کنیم .«به هر حال باید این واقعیت را پذیرفت که وقتی مسوولیتی را قبول می کنی ، باید هر لحظه آماده به خدمت باشی و قید کارهای شخصی و برنامه های خانوادگی را در شرایط اضطراری بزنی». اینها را خانم هاشمی می گوید. وقتی از او می پرسیم که آیا تاکنون پیش آمده به خاطر موقعیت شغلی تان از برنامه شخصی تان چشم بپوشید ، او ادامه می دهد: چند وقت پیش تولد خواهرزاده ام بود و می خواستم مرخصی ساعتی بگیرم تا خود را به میهمانی تولدش برسانم اما همین که می خواستم کارت بزنم ، ناگهان اعلام شد که 2 مسافر روی سکوی ایستگاه با یکدیگر دعوایشان شده است . چاره ای نبود ، خود را به ایستگاه رساندم. به هر قیمتی بود باید نزاع را خاتمه می دادیم. از طرف دیگر لازم بود پلیس مترو را در جریان بگذاریم ، همچنین باید به رئیس کل خط هم اطلاع می دادیم . تمام این شرایط دست به دست هم داد که تا ساعت 10 شب در ایستگاه بمانیم و به این ترتیب نتوانستم در مراسم تولد خواهرزاده ام شرکت کنم . از خانم هاشمی درباره سخت ترین لحظات کارش می پرسیم و او در پاسخ می گوید: مواقعی که قطار به دلیل نقص فنی در ایستگاه متوقف می شود یا وقتی قطعی برق داریم و همه جا تاریک می شود و باید برق اضطراری روشن شود ، با مسافران مشکل پیدا می کنیم. باید با مرکز فرمان در ارتباط باشیم و از آنجا دستور بگیریم ، موقعیت را اعلام کنیم و در همان حال باید پاسخگوی مسافران هم باشیم . در عین این که استرس داری که وظایف خود را به نحو احسن انجام دهی ، باید با مردم هم با خوشرویی صحبت کرده ، آرامشان کنی. کارکنان را هماهنگ کنی و در کوتاه ترین زمان ، تصمیمات مهم و سریع بگیری. وقتی همه این کارها را تندتند انجام می دهی و همه چیز به حالت عادی بازمی گردد ، وقتی می نشینی تازه می فهمی که چقدر خسته ای !

خیلی ها تعجب می کنند!

از وی درباره دید مسافران مترو می پرسیم وقتی می فهمند مسوول ایستگاه یک زن است و او می گوید: مردم خیلی تعجب می کنند. وقتی در حال سرکشی کردن روی سکوی مسافران هستم یا وقتی از مسافری می خواهم که به خاطر امنیت جانی از خط قرمز عقب تر بایستد ، از من می پرسند که شما چه مسوولیتی دارید و من به آنها توضیح می دهم و آنها که بیشتر خانمها هستند از من می پرسند چطور وارد این شغل شدم یا آنها چطور می توانند در مترو مشغول به کار شوند. به یاد خاطره جالبی افتادم.

توانایی زنان را باور کنید


او با تاکید بر این که زنان جامعه ما نیروها و استعدادهای بالقوه فراوانی دارند که باحمایت بیشتر از سوی جامعه مردان زمینه رشد و شکوفایی این توانایی ها فراهم خواهد شد ، می افزاید: امروزه جامعه باید باور کند که زنها هم می توانند از عهده کارهای سخت برآیند که به اعتقاد من تحمل و طاقت زنان از مردان بسیار بیشتر است و با درک و حمایت از آنها زمینه حضور روزافزون زنان را در جامعه پدید آورد که خوشبختانه این روحیه در مسوولان مترو وجود دارد که توانایی های زنان را باور کرده و طی چند سال اخیر مسوولیت های مختلفی را در مجموعه مترو به زنان واگذار کرده اند که البته من و دیگر همکاران خانم در مجموعه مترو نیز طی این چند سال همواره سعی کرده ایم که ثابت کنیم که از عهده مسوولیت های محوله بخوبی برمی آییم.

مدتها پیش یک روز در ایستگاه دانشگاه شریف ، قطاری به دلیل قطع سراسری برق مجبور به توقف شد و از مرکز فرمان ، دستور رسید که باید قطار تخلیه شود. شما نمی دانید که تخلیه قطار چه کار سختی است ! باید مردم را با آرامش از واگن ها پیاده کنی ، به اعتراضاتشان پاسخ دهی و مواظب باشی تا نزاع و درگیری ایجاد نشود. به هر حال مردم معترض بودند به این که وقت و پولشان هدر رفته و خواستار پاسخگویی مسوول ایستگاه بودند. وقتی خودم را به عنوان رئیس ایستگاه معرفی کردم ، باورشان نمی شد و حتی تعدادی از مردان می گفتند که ما با رئیس ایستگاه کار داریم نه با شما و من هم سعی می کردم قانعشان کنم که مسوول ایستگاه خود من هستم . توضیح دادم که برق سراسری قطع شده و پول بلیتها به مسافران برگردانده می شود. با اتوبوسرانی هماهنگ کردم که اتوبوس ها مسافران را بدون دریافت بلیت به مقصد موردنظرشان برسانند. خلاصه قضیه بدون کوچک ترین نزاعی به پایان رسید. پس از مدتی رئیس کل خط با من تماس گرفت و در حالی که نگران بود ، از من درباره وضعیت ایستگاه پرسید و در پاسخ به او گفتم که هیچ تنش و درگیری پیش نیامده و مسافران با آرامش به بیرون ایستگاه هدایت شدند. پس از آن اتفاق ، به دلیل عملکرد مثبت در شرایط اضطرار ، مورد تشویق مسوولان مترو قرار گرفتم.

کار ، مردانه و زنانه ندارد

از او می پرسم فکر نمی کنید کار و مسوولیت ایستگاه یک کار مردانه است و او در پاسخ با تاکید بر این که کار زنانه و مردانه ندارد و ثانیا به اعتقاد من زنان بهتر می توانند از عهده مسوولیت ایستگاه برآیند ، می گوید: کار در ایستگاه و مجموعه مترو همه پیش بینی آینده است و از آنجا که زنان همیشه آینده نگر هستند و همیشه نگران ، بیشتر احساس مسوولیت می کنند و به طبع این کار با روحیه و توانایی زنان بیشتر سازگار است . همان طور که در امور خانه همیشه این زنان هستند که کمبودها یا خرابی ها را به مردان گوشزد می کنند در ایستگاه مترو هم همین طور است . روزهایی که برای سرکشی می روم اگر یک پله لق باشد یا در قسمتی ترکیدگی لوله یا ریزش آب داشته باشیم بسرعت با قسمت مربوط تماس می گیرم تا نسبت به رفع نقص اقدام شود. به همین دلیل است که مترو و ایستگاه مفتح مانند خانه دوم من شده است. از خانم هاشمی درباره تلخ ترین و شیرین ترین اتفاقی که طی 19 سال فعالیت در مترو با آن مواجه بوده است می پرسیم و او می گوید: تلخ ترین لحظه کارم زمانی بود که یک پیرمرد 80 ساله که سابقه ناراحتی قلبی داشت در قطار حالش به هم خورد و متاسفانه پیش از رسیدن اورژانس مترو به محل ، دار فانی را وداع گفت . پزشکی قانونی و خانواده متوفی را مطلع کردیم که این ساعتها سخت ترین و ناراحت کننده ترین لحظات زندگی ام بود. در مقابل هیچ گاه روزی را که یکی از مسافران که پس از سالها انتظار صاحب فرزند شده بود و از شدت خوشحالی شیرینی و آبمیوه بین کارکنان ایستگاه توزیع کرد را فراموش نمی کنم ، چرا که آن روز ما هم مانند این مسافر در شادی این خبر با او شریک شده بودیم . پذیرش مسوولیت ایستگاه ، سختی ها و دشواری های خاص خود را دارد که گاه زنانی را که علاوه بر این مسوولیت خانه داری و همسرداری را نیز عهده دار هستند ، در شرایط و موقعیت های خاصی قرار می دهد. از او می پرسیم که خانواده تان با مسوولیت شغلی تان چگونه کنار می آیند؛ «خوشبختانه من زمانی با همسرم آشنا شدم که این مسوولیت را داشتم و به همین دلیل از همان ابتدا سختی ها و موقعیت های خاص شغلی ام را برایش توضیح دادم و به او گفتم نهایت تلاشم را خواهم کرد که در عین انجام وظیفه شغلی ام از مسوولیت خانه غافل نشوم و خدا را شاکرم که همسرم نیز طی این مدت همواره مرا درک کرده و با سختی های شغلی ام کنار آمده است . بارها که تا ساعتهای پایانی شب کارم به طول انجامیده خودش به دنبالم آمده تا با هم به خانه برگردیم البته فامیل و آشنایان هم توقعات خودشان را دارند. برای میهمانی رفتن و میهمانی دادن سعی می کنم طوری برنامه ریزی کنم که کسی دلخور نشود.»


بهناز محمدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها