زن جوان که متهم است با همدستی شوهرش مرتکب قتل مردی در یک باغ در پرند شده بودند، پس از محاکمه دوباره در دادگاه کیفری یک استان تهران از قصاص رها شد. قضات دادگاه همسر او را به قصاص محکوم کردند. این زوج پیش از این به اتهام مشارکت در قتل به قصاص محکوم شده بودند.
کد خبر: ۱۴۳۹۱۰۸
 
به گزارش خبرنگار جام‌جم، رسیدگی به این پرونده از سه سال قبل و با گزارش ناپدید شدن مردی در غرب استان تهران آغاز شد. تجسس برای یافتن او ادامه داشت تا این‌که بعد از یک هفته جسدش در حالی‌که پارچه‌ای دور گردنش گره خورده بود، در باغی در شهر پرند استان تهران کشف شد. با کشف جسد، پرونده وارد فاز جنایی شد و کارآگاهان متوجه شدند آخرین‌بار او با یکی از دوستانش به نام سپهر قرار داشته است. ماموران سراغ سپهر رفتد اما اوهمزمان با این قتل ناپدید شده بود. تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرارگرفت و بعد ازشش ماه شناسایی و دستگیر شد‌. او در تحقیقات به ارتکاب این قتل با همدستی تازه عروسش به نام مهین اعتراف کرد. با تکمیل تحقیقات مقدماتی در دادسرا، پرونده برای محاکمه به شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در جلسه محاکمه، اولیای‌دم برای متهمان درخواست قصاص کردند، سپس سپهر درجایگاه ایستاد و گفت: «من و مقتول دوست بودیم. روز حادثه همراه او و نامزدم به باغی در پرند رفتیم. به مقتول اعتماد داشتم به‌همین دلیل او و نامزدم را تنها گذاشتم و برای تهیه شام بیرون رفتم. وقتی برگشتم، مهین حال و روز خوبی نداشت و می‌گفت دوستم قصد آزار او را داشته است. عصبانی شدم و با سنگ ضربه‌ای به سرش زدم و از محل فرار کردیم. بعد از فرار با مهین ازدواج‌ کردم.»
مهین هم دفاع ازخود گفت: «‌دراین قتل نقشی نداشتم‌. به خاطر شوکی که به من وارد شده بود، تنها تماشاگر ماجرا بودم.‌» قضات دادگاه پس از این دفاعیات وارد شور شده و با توجه به گزارش پزشکی قانونی که علت مرگ را خفگی اعلام کرده بود، این زوج را به اتهام مشارکت درقتل به قصاص محکوم کردند. با اعتراض متهمان، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال شد که قضات دیوان حکم را نقض کرده و پرونده برای رسیدگی دوباره به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.  در این جلسه اولیای‌دم دوباره درخواست قصاص را مطرح کردند. پس از آن سپهر در جایگاه متهم ایستاد و گفت: «آن شب به‌دلیل سوء‌نیتی که مقتول به همسرم داشت، او را با سنگ زدم‌. مهین در ماجرا نقشی نداشت و باور کنید وقتی آنجا را ترک می‌کردیم، آن مرد زنده بود.»
رئیس دادگاه: «‌پس چه کسی او را خفه کرد؟»
سپهر: «نمی‌دانم‌. شاید بعد از رفتن ما کسی به آنجا آمده و این کار را کرده است.‌»
مهین هم با تکرار حرف‌های قبلی خود گفت: «‌وقتی شوهرم از باغ بیرون رفت، متوجه نیت آن مرد شده و با او درگیر شدم تا این‌که همسرم سر رسید و او را با سنگ زد. من در مرگش هیچ نقشی نداشتم.‌»
پس از دفاعیات متهمان، قضات وارد شور شده و سپهر را به اتهام مباشرت در قتل به قصاص محکوم کردند. اما مهین از قصاص رها و به زندان محکوم شد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها