در آن زمان آخوند ملا فتحعلی نابینا بود و با این که نمیدید، با روی باز و بشاشت از آنها استقبال میکرد.
روزی آسیّد محمّد مهدی جنب میشود و، چون وقت درس استاد رسیده بود، غسل نکرده به منزل آخوند ملا فتحعلی میرود.
برخلاف همیشه هنگام ورود آقای صدر، قیافه آخوند عبوس بود و مثل روزهای پیش تعارف نکرد و از او نخواست که قرآن بیاورد.
آسیّد محمّد مهدی حس میکند، برخورد آخوند به دلیل جنابت اوست؛ لذا فوراً به منزل برمیگردد و غسل میکند و به محضر استاد برمیگردد. تا نشست، استاد با روی باز از وی استقبال کرد و گفت: کور باد چشمی که نبیند!
منبع: جرعهای از دریا؛ ج ۴ ص ۴۴۹
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: