من به سوالتان اعتراض دارم

هفت دوره مجلس شورای اسلامی همواره به فراخور مسائل روز کشور و گروههایی که اکثریت یا اقلیت آن را در اختیار داشته اند، با مسائل و چالش های متفاوتی مواجه بوده اند
کد خبر: ۱۴۰۴۲۶
که این چالشها گاه مسائل اصلی کشور وظایف اصلی نهاد قانونگذاری را تحت الشعاع قرار داده است.
مجلس ششم یکی از همین دوره هاست که البته نمی توان انکار کرد که نتایج انتخابات دیگری که پس از آن دوره در کشور برگزار شد، همچون انتخابات شوراها و انتخابات ریاست جمهوری هم تاثیر از جو آن دوره بوده است. این که در موسم انتخابات مجلس هشتم چرا در مصاحبه با آقای بهزاد نبوی به بازخوانی مجلس ششم و شورای اول و حتی دولت هشتم پرداختیم. شاید جبر مصاحبه این چنین مباحث را به این سمت سوق داد وگرنه نه ما در جایگاه دادستان قرار داریم و نه آقای نبوی در جایگاه متهم ، بلکه پرسش و پاسخی است ، برای مطرح شدن شفاف مسائل. گفتگوی ما را با بهزاد نبوی بخوانید.

برای شروع بحث بهتر است این گونه آغاز کنیم. در شرایط حاضر و با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس هشتم ، هر دو گروه سیاسی با توجه به تجربه ای که در انتخابات شوراها داشتند، بحث ائتلاف را مطرح می کنند و دنبال آن هستند. با توجه به تشتتی که در میان اصلاح طلبان وجود دارد، آیا فکر می کنید به ائتلاف برسند؛
در ابتدا من درباره سوال شما نقدی دارم و نمی دانم آن تشتتی که می گویید در میان اصلاح طلبان وجود دارد، منظورتان چیست . ما تشتت چندانی در میان اصلاح طلب ها نمی بینیم ، در انتخابات شوراها اصلاح طلبان به طور کامل در کنار هم قرار گرفتند و تقریبا می شود گفت که حتی یک گروه شناخته شده خارج از بقیه فهرست نداد. تصور من این است که در انتخابات مجلس هشتم هم این جریان تکرار خواهد شد و ما به ائتلاف خواهیم رسید.
به هر حال ، ممکن است اختلاف نظر و اختلاف دیدگاه بین گروههای مختلف وجود داشته باشد همچنان که در طیف مقابل اصلاحات هم همین طور است و شما شاهد اختلاف نظرها، اختلاف دیدگاه ها، اختلاف سلیقه ها و اختلاف منش ها و روشها هستید، ولی تشتتی را که نتواند ما را برای انتخابات مجلس هشتم به ائتلاف برساند، پیش بینی نمی کنم.

مگر نه این است که آقای کروبی اعلام کرده بود که در انتخابات می خواهد با عنوان حزب اعتماد ملی فهرست دهد و قصد ندارد با تابلو اصلاحات جلو بیایند.
مهم این نیست که چه کسی چگونه می خواهد فهرست دهد. مهم آن است که فهرست واحد داده شود. ممکن است 2 حزب علاقه نداشته باشند در کنار هم فهرست واحدی را امضاء کنند و ممکن است جدا جدا امضاء کنند و وقتی یک پیام را به مردم می رسانند و اعلام می کنند به این فهرست واحد رای دهید چه اشکالی دارد که جدا جدا امضاء کنند.

آقای کروبی گفته است که فهرست جدا می دهد؛
من اصلا نمی خواهم خیلی وارد این بحث شوم و چه آقای کروبی و چه حزب دیگری ممکن است فهرست جدا از احزاب دیگر بدهند، اما ممکن است فهرستها مانند هم باشد و یا 95 درصد با هم یکی باشد.
چون جبهه دوم خرداد در انتخابات مجلس ششم هم که جبهه کاملا متحد و همفکری بود و اختلافات بعدی در آن نفوذ نکرده بود، در آن انتخابات هم نتوانست صد در صد به تفاهم برسد و در سراسر کشور روی 204 نفر همه گروههای اصلاح طلب به تفاهم رسیدند. اما از 204 تا 290 با یکدیگر اختلاف داشتند. در این دوره هم ممکن است یک ائتلاف حداکثری ایجاد شود و 90 درصد، 80 درصد و یا 70 درصد نامزدهای مجلس با هم در فهرستهای متفاوت یکی باشد.

جز آقای کروبی و دوستان همفکر ایشان ، حزب وگروهی را نشان دهید که علیه سازمان مجاهدین موضع گرفته باشد

اصلا هرگز تا به حال در هیچ انتخاباتی فهرست صد در صد واحد نداشتیم. شاید در دوره های اول انتخابات گروههای خط امام یا گروههای طرفدار امام همه یک فهرست را در انتخابات مجلس اول ارائه کردند، اما در ادوار پنجم ، ششم و هفتم هرگز چنین ائتلافی که صد در صد نامزدهای یکدیگر تایید و مورد حمایت قرار گیرد، بین هیچ مجموعه ای وجود نداشته است. به نظر ما یک ائتلاف 70 درصدی بسیار مطلوب است و یک ائتلاف 80درصدی خیلی خیلی مطلوب است. نباید انتظار داشت که صد در صد نامزدها با هم یکی باشند.

با این صحبتی که شما کردید به نظر نمی رسد فهرست واحدی داشته باشید، اما می توانند افراد مشابه در آن باشند.
من نمی دانم قصدتان از طرح این پرسش چیست؛ ولی من معتقدم که هیچ گروهی به آن معنا نمی تواند فهرست واحد دهد. ولی چرا فهرست واحد، وقتی بنده عرض می کنم که 70درصد نامزدها مشترک هستند، روزنامه ای یا یک مجموعه ای یا یک جبهه ای می تواند آن را به صورت فهرست واحد منتشر کند و بگوید که آقا اینها نامزدهای این بیست و چند گروه هستند و می شود فهرست واحد. حالا اسمش را چگونه می خواهیم مطرح کنیم مهم نیست مهم این است که وقتی 70 درصد نامزدها مشترک بودند می توان آن را در روزنامه جام جم چاپ و زیر آن نوشت که این 70 درصد نامزد این تشکلهاست ، آیا این معنی فهرست واحد می دهد یا نه ، به نظرم معنی می دهد و آن 30 درصد اختلاف در این مجموعه ذکر نمی کنند و آن را هر گروهی برای خودش تبلیغ می کند و یا دسته های مختلف گروهها جداگانه تبلیغ می کنند که عیبی هم ندارد و خوب هم است.

برای رسیدن به همین ائتلاف 70 درصدی که مطلوب شماست؛
نه مطلوبم صد در صد است ، ولی می گویم 70 درصد هم خیلی خوب است.

در هر صورت شما دارید پیش بینی می کنید که یک ائتلاف 70 درصدی داشته باشید و فهرستی مشابه را به شکل مشترک با احزاب اصلاح طلب و یا جداگانه ارائه کنید. برای رسیدن به این مرحله نیازمند تفاهمات و اشتراکاتی هستید. با توجه به این که بسیاری از گروههای اصلاح طلب ، سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت را به عنوان عامل اصلی شکست جبهه اصلاحات می دانستند و اختلافات عمیقی هم در مواردی مانند بحث رفراندوم و اصلاح قانون اساسی و مواردی از این قبیل داشتند، فکر می کنید الان چه اتفاقی افتاده که می توانید به این ائتلاف 70 درصدی مطلوبتان دست یابید؛ شما تجربه انتخابات ریاست جمهوری نهم را هم داشتید.
اول این که من درخصوص سوال شما توضیح دهم. شما پرسشهایتان جهت دهنده چیزهایی است که واقعیت ندارد. تعداد زیادی از گروههای اصلاح طلب منتقد سازمان مجاهدین و مشارکت بودند. لطفا شما تعدادی از این گروهها را نام ببرید.

چهره های برجسته آنها این گونه بوده اند.
از چهره های برجسته آنها اسم بیاورید.

از جمله خود آقای خاتمی و آقای کروبی نقد داشتند.
یک نقد از خود آقای خاتمی در یک روزنامه و یا در نشریه ای علیه مشارکت و سازمان مجاهدین نشان دهید. اگر جز آقای کروبی و دوستان همفکر ایشان در حزبشان ، حزب و گروهی را نشان دهید که علیه سازمان موضع گرفته باشد قبول می کنم و اگر هم باشد آنقدر نادر است که من اکنون به یاد ندارم.

آقای خاتمی در بحثی که فعالیت های خود را در این چندسال مرور می کرد، از برخی جریان ها و گروهها در خود جبهه اصلاحات گله داشت.
حالا شما حدستان این است که اینها سازمان مجاهدین و مشارکت هستند. این حدس شماست و من تکذیب می کنم.

پس چه گروههایی هستند؛
از خود آقای خاتمی بپرسید. چرا از بنده سوال می کنید. من حق ندارم برداشت کنم و شما می توانید از خودشان بپرسید. پس اینجا این تفاهم را داشته باشیم شما از آقای خاتمی چیزی علیه سازمان و مشارکت نشنیده اید.

شاید الان موردی خاطرمان نباشد.
اگر خاطرتان آمد به من بگویید اما حق ندارید چیزی را به آقای خاتمی نسبت دهید که با واقعیت تطبیق نمی کند.

اما شما به سوال من جواب ندادید.
این که شما می گویید آقای خاتمی از برخی گروهها انتقاد می کرد، از خودش بپرسید من چه می دانم از چه کسانی انتقاد می کرد. من خودم با آقای خاتمی صحبت کردم و ایشان انتقادی درباره سازمان و مشارکت نداشتند. امکان دارد من هم انتقادهای جزیی به آقای خاتمی داشته باشم.
ولی تا به حال ندیده اید در وسایل ارتباطجمعی یک کلمه انتقاد بکنم . آقای خاتمی هم ، امکان دارد از بنده انتقادهایی داشته باشد، اما در وسایل ارتباطجمعی منعکس نشده و این انتقادها در همه گروهها میان اعضای گروه هم ممکن است وجود داشته باشد. ولی اینها چیزی نبوده که منعکس شده باشد.
بنابراین در سوال شما اشکال بزرگی است که می فرمایید تعداد زیادی از گروههای اصلاح طلب به سازمان مجاهدین و مشارکت بابت عملکردشان در قضیه رفراندوم و تغییر قانون اساسی انتقاد کرده اند و خلاف دوم شما این دو حرف (رفراندوم و تغییر قانون اساسی) است.
شما یک بیانیه از سازمان و یا مشارکت بیاورید که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و یا مشارکت اعلام تغییر قانون اساسی و یا رفراندوم برای تغییر قانون اساسی کرده باشند. یک مورد اظهارنظر سخنگویان این تشکل ها یا یک بیانیه بیاورید، من قبول می کنم . چرا دو خلاف را با هم سوال از آن طرح می کنید. من روزنامه شما را می شناسم و مواضع آن را هم می شناسم اما شما در منظر یک مصاحبه گر بی طرف باید ظاهر شوید، نه این که از اول با اتهامات وارد شوید و با من مصاحبه کنید.
من این گونه مصاحبه ها را اینجا متوقف می کنم زیرا من احساس می کنم که قصد شما محاکمه است نه مصاحبه. من بچه نیستم و این ریشها را در آسیاب سفید نکرده ام و خیلی هم صریحم و می توانم با شما خیلی حرف بزنم و خیلی حرف ها در مورد بحثی که کردید، می توانم بگویم که در این مصاحبه حاضر نیستم آنها را بگویم زیرا گفتید که بعدا هم حق ندارم به ترکیب مصاحبه دست بزنم. اگر احساس کنم مصاحبه تان قصد محاکمه دارد همین جا آن را متوقف می کنم.
شما به عنوان یک دادستان می آیید یک کیفر خواست صادر می کنید و می گویید بسیاری از گروههای اصلاح طلب مشارکت و سازمان را زیر سوال بردند. سازمانی را که در تمام عمرمطابق قانون اساسی بوده وهست و معتقد است این کسانی که الان قدرت را در دست دارند مرتبا به اشکال مختلف دارند قانون اساسی را نقض می کنند.

یعنی سازمان مجاهدین و مشارکت هیچ اعتقادی به رفراندوم و تغییر قانون اساسی ندارد؛
من سخنگوی مشارکت نیستم. ببینید اینگونه که نمی شود من این حرف را بزنم و ایشان بگویند خاتمی منظورش چی بود که می گفت به برخی از احزاب انتقاد دارد؛ من می گویم کجا خاتمی گفته که به سازمان مجاهدین انتقاد دارد، شما اگر مورد مکتوبی سراغ دارید، بیاورید ارائه دهید. معلوم می شود ندارید و شما می گویید که تو بگو منظور کی بوده و حالا شما می گویید که مشارکت و سازمان هیچ وقت با قانون اساسی مساله نداشته و صحبتی از رفراندوم نکرده است. خوب به شما چه مربوط، ما آنجا در جلسات خصوصی مان شاید خیلی حرف ها زده باشیم. اما کجا چنین حرفهایی را منعکس کردیم. مخالفت با قانون اساسی و رفراندوم را کجا مطرح کردیم.

خوب آقای مهندس بگذریم.
کجا بگذریم. شما ممکن است بگذرید، اما من نمی گذرم. من می گویم چرا اینگونه سوال می کنید. خبرنگاری که سوال می کند باید اطلاعات دقیق و مستند داشته باشد. الان سند داری بکوب روی میز و بگو تو اینجا گفتی قانون اساسی باید تغییر کند و اینجا بحث رفراندوم را مطرح کرده ای ، کسانی که در مجلس این مباحث را مطرح می کردند اعضایی از سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت بودند. آنهایی که مطرح کرده اند چه کسانی بودند؛

الان مواضع کنونی سازمان چیست؛ آیا سازمان مجاهدین اعتقادی به رفراندوم و تغییر قانون اساسی ندارد؛ خود این موضع گیری شما موضوع را شفاف می کند.
دارید راجع به انتخابات صحبت می کنید و یک مرتبه پرید به جایی دیگر. من هیچ ابایی از پاسخگویی به این سوالات ندارم ، به شرطی که شما هم بتوانید همه آن را چاپ کنید. چون وقتی شما راجع به قانون اساسی بپرسید، من پاسخهایی خواهم داد و شما سانسور خواهید کرد و نخواهید توانست آن را چاپ کنید. می خواهید من جوابتان را می دهم. من می گویم نبرید به ورطه ای که شما بدهکار شوید و بگویید ببخشید ما اینجا را نمی توانیم چاپ کنیم. من قبلا با شما صحبت کردم و محدوده کار شما را می فهمم ، اما تقاضایم این است که بی طرفی را در پرسشهایتان رعایت کنید. یعنی آن چیزهایی را که در سرمقاله روزنامه تان علیه اصلاح طلبان یا برخی از گروههای اصلاح طلب درج می شود، شما به عنوان مصاحبه گر از من نپرسید. آن جهت دار است ، البته هر روزنامه حق دارد جهت داشته باشد. بگذریم رسانه ملی یعنی چه؛ آیا رسانه ملی هم حق دارد جهت دار باشد یا نه؛ آن هم بحثهای دیگری است.

آقای مهندس فکر نمی کنید علت ناکامی اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هفتم ، شوراها و ریاست جمهوری به خاطر تندروی هایی بود که در مجلس ششم داشتید و تشنج هایی در مجلس بوده که باعث شده مردم رویگردان شوند مانند بحث تحصن و...
اولا باز به سوالتان اعتراض دارم ، ما معتقد نیستیم در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم وشورای سوم مردم از اصلاح طلبان رویگردان شدند. ما معتقدیم انتخابات حداقل در دو مورد به طور واضح و روشن و یک مورد چون ما نه اجرا در اختیارمان بود و نه نظارت ، قطعا انتخابات سالم و رقابتی نبود. در انتخابات مجلس هفتم رئیس جمهور و رئیس مجلس وقت که دارید به این دو نفر استناد می کنید و می گویید اینها گفتند اینجوری و آنجوری ، به طور رسمی و حتی در نامه ای به رهبری اعلام کردند تکلیف 190 کرسی پارلمان از قبل معلوم شده بود.

استناد حرفشان چه بود؛
شما از من نخواهید. من می گویم از موضعی با قضیه برخورد می کنید که ربطی به پرسش و پاسخ پیدا نمی کند. سوال شما به اعتقاد بنده خلاف است . به دلیل این که در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم بحث رویگردانی مردم از اصلاح طلبان است.
در مجلس هفتم انتخابات غیر رقابتی بود و همه می دانند بیش از 3هزار نفراز نامزدها رد صلاحیت شدند که بعد از تلاشهای بسیاری 2300 نفر از ردصلاحیت شده ها باقی ماندند که بسیاری ازآنها اعتیاد، مفاسد اخلاقی و مالی و اینها نداشتند از جمله 80 نماینده مجلس ششم و از جمله بسیاری از چهره های چپ و اصلاح طلبی که در آن دوره رد صلاحیت شدند.
نتیجه انتخابات از قبل قابل پیش بینی بود. در انتخابات ریاست جمهوری هم آقای هاشمی ، هم آقای کروبی و هم تمام اصلاح طلبان گفتند کسانی وارد انتخابات شدند که قانونا نباید وارد می شدند و به عنوان یک حزب عمل کردند. نهادهای حکومتی نظیر حزب عمل کردند و نتیجه آراء جابه جا شد. وقتی به یک نهاد حکومتی مثلا با هشت میلیون عضو و یک میلیون عضو فعال بخشنامه ای تحت عنوان بخشنامه طرح بصیرت داده شد که هر کدام باید 10 نفر را به پای صندوق رای بیاورند، معلوم است که این انتخابات ، انتخابات سالمی نخواهد بود.
مردم حق دارند موقعی به اصلاح طلب ها رای مثبت دهند و موقعی هم رای منفی. آن دو انتخابات قطعا ملاک نیست و انتخابات شوراهای سوم و خبرگان چهارم هم نتایجش این گونه نبود که چنین برداشتی شما بکنید. اگر بخواهیم از انتخابات شوراهای سوم نتیجه گیری کنیم شکست سختی برای حامیان حاکمیت فعلی بود. آراء رایحه خوش خدمت را در سراسر کشور ببینید. اصلاح طلبان به مراتب وضعشان بهتر بود و در سراسر کشور نتایجی که برای اصلاح طلبان به دست آمد در بسیاری جاها مطلوب بود.
ممکن است در جاهایی آراء اصلاح طلبان کمتر و در یک جایی بییشتر شده باشد. بنابراین مقدمه سوال مقدمه درستی نیست و در قسمت دوم گفتید آیا این مربوط به تندروی های مجلس ششم و تحصن شما در مجلس ششم نبود.

یا تشنج در خود شورای شهر؛
اثر تشنج در شورای شهردر انتخابات شورای دوم بود که مردم مایوس شدند و یکی از عواملش قطعا هم همین طور بود و من هم در این مورد با شما همراهم که اختلافات و تشنجهایی که کاری ندارم منشائ آن کجا بود، در شورای دوم ایجاد شد مردم را از شرکت در انتخابات مایوس کرد و به همین دلیل نفر اول شورای شهر تهران با 150 هزار رای و نفرات آخر هم با 70 هزار رای در شهر هفت ، هشت میلیونی تهران که حدود 4.5 میلیون واجد شرایط داشت ، وارد شورا شدند.
در انتخابات مجلس هفتم رای نفر اول تهران درست همان نفر 29 دور قبل بود. آن فرد با همان حدود تعداد رای در انتخابات مجلس هفتم نفر اول شد و این نشان می دهد که مردم به دلیل یاسی که پیدا کرده بودند مشارکت شان کمتر بود. مشارکت های 70 درصدی تبدیل به مشارکت های 50 درصدی شد. شما می خواهید سوالتان را عوض کنید یا بحث تحصن و اینها را هم دارید؛
چون گفتید به خاطر تحصن شما و تندروی های شما و عملکرد مجلس ششم مردم به شما رای ندادند و در انتخابات مجلس هفتم به کسان دیگری رای دادند. می خواهید درباره عملکرد مجلس ششم صحبت کنیم؛
البته این سوال هایی که می کنید اصلا آن چیزی نیست که به من داده اید. هیچ عیبی ندارد و من جواب می دهم اما این روش صحیحی نیست. همه این سوالاتتان در مورد تحزب ، جایگاه سازمان مجاهدین در میان اصلاح طلبان ، فعالیت های سازمان در آینده و رویکرد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به انتخابات است. هیچ کدام از این سوالاتتان که می کنید مربوط به این محورها نیست. مصاحبه کننده و مصاحبه شونده باید ارتباطات بهتری با هم داشته باشند، به خصوص این که به من می گویید که اگر چیزی می گویم بعدا نباید حذف کنم.

ما سوال ها را مکتوب برای شما نفرستادیم ، بلکه تلفنی اطلاع دادیم.
احتمالا سوال های شما نبوده و ایشان از خودشان سوال ها را داده اند. حالا من عملکرد مجلس ششم را عرض می کنم. کارکرد مجلس سه تا است. تصویب قوانین ، نظارت بر کار قوه مجریه در بخشهایی که در قانون اساسی آمده و سوم اعلام موضع نسبت به مسائل مختلف جامعه. مجلس ششم در هر سه زمینه با تمام قوا تلاش کرد. در زمینه قانونگذاری ، مجلس ششم تلاش کرد مناسب ترین قوانین را برای حل مشکلات مختلف جامعه با توجه به دیدگاه اصلاح طلبانه حاکم بر آن مجلس تصویب کند.
آنچه از این قوانین رنگ و بوی اصلاح طلبانه داشت ، همگی بدون استثنا توسط شورای نگهبان تحت عنوان مخالفت با قانون اساسی و شرع رد شد که به اعتقاد من با موضع سیاسی بود نه با این عنوان ها. فقط یک مورد از دست شورای نگهبان در رفت که آن هم هیاتهای منصفه بود که ابلاغ شد به دستگاه های ذی ربط و دیدیم که بعد از مجلس ششم از دستگاه های ذی ربط برگشت داده شد.

برای مناظره آماده ام


من حاضرم با آقای جنتی دو نفره مناظره مطبوعاتی بگذاریم. آقای تاج زاده سالهاست دارد می گوید اما ایشان حاضر نشده مناظره کند.
اگر ایشان حاضر نیست ، بنده حاضرم . شاید ایشان بنده را غیرقابل قبول تر از آقای تاج زاده هم بدانند. ولی به هر حال کس دیگری هم هست. با آقای موسوی لاری. بالاخره ایشان هم صنف ایشان هستند و روحانی هستند. آقای جنتی موافقت کند و با آقای لاری در مورد انتخابات مناظره بگذارد. با آقای عبدالله نوری درباره انتخابات دوره ششم مناظره کند. ما وقتی یک جانبه به قاضی می رویم راضی برمی گردیم. چند شب پیش سخنگوی شورای نگهبان در برنامه شب شیشه ای اعلام کرد آقا هر کسی را رد صلاحیت کردیم اگر از ما خواست دلایلش را به خودش اعلام کردیم و فقط برای حفظ آبرو نمی آییم در وسایل ارتباط جمعی اعلام کنیم.
در صورتی که شما می دانید از انتخابات میان دوره سوم نامه رسمی نوشتم و در مصاحبه گفتم در بیانیه ها و در نامه سرگشاده اعلام کردم که بیایید دلایل رد صلاحیت بنده را بگویید. برای خودم بگویید. برای افکار عمومی بگویید. می دانم که بسیاری از رد صلاحیت شده ها در ادوار این کار را انجام داده اند. تا این لحظه کوچکترین پاسخی از شورای نگهبان نیامده و علنا و رسما سخنگو می آید و در برنامه شب شیشه ای اعلام کرده که هر کسی خواسته ما دلایلش را اعلام کرده ایم و من می خواستم به شماره روابط عمومی صدا و سیما زنگ زده و بگویم.
ما که می دانیم آن دلایل برای رد صلاحیت ها، قابل طرح و قانونی نیست و آقایان توجه نمی کنند. نمی توانند خودشان را خلاص کنند. شورای نگهبان چیزی که برای خودش گذاشته این است که من باید صلاحیت ها را احراز کنم. می تواند بگوید من صلاحیت این آدمها را احراز نکردم. صلاحیت وزیر 9 ساله جمهوری اسلامی ، نایب رئیس مجلس و نماینده چندین دوره مجلس را یک دفعه دیگر نمی توانم احراز کنم.

قبلا احراز کرده بودم اما الان نمی توانم احراز کنم. این کسی که دور ششم صلاحیتش احراز شد چطور دوره هفتم رد می شود. حتما بین این دو مقطع باید خلافی کرده باشد. از نظر آنها خلاف سیاسی است نه خلاف قانون اساسی و شرع ؛ چون اینها دیدگاهشان با دیدگاه من مخالف است باید رد صلاحیت شوند. بارها ابراز ندامت کرده از این که صلاحیت یک عده را در مجلس ششم تایید کرده است.
انگار که تایید صلاحیت یک امر شخصی بوده و ایشان از شخص خود مایه گذاشته و یکی را تایید صلاحیت کرده. اتفاقا یک کسی به من گفت اگر تلاش هایی نبود، شورای نگهبان صلاحیت شما را برای مجلس ششم تایید نمی کرد. حالا آن تلاشها را پاس بدارید. من گفتم که اولا اگر من صلاحیت داشتم و شورای نگهبان می خواست در مجلس ششم صلاحیت من را رد کند وای به حال شورای نگهبان شما. اگر صلاحیت نداشتم و پارتی بازی شده که صلاحیت من را شورای نگهبان تایید کند وای به حال شما. بالاخره من صلاحیت دارم یا ندارم.
این را به عنوان یک وسیله برای امتیازگیری نمی توانید بخواهید. اگر من بی صلاحیت بودم ، حق داشت شورای نگهبان رد کند. شما چرا از یک فرد بی صلاحیت دفاع کردید، اگر صلاحیت دار بودم وای به حال شورای نگهبان که آدمهای صلاحیت دار را به دلیل مسائل سیاسی رد صلاحیت می کند

مجلس ششم هر کاری می توانسته کرده حتی این مجلس از طرف شورای نگهبان اجازه پیدا نکرد در مورد بودجه اظهار نظر کند. همین بودجه سازمان صدا و سیما، مجلس می خواست بفهمد که صدا و سیمایی که صبح تا شب آگهی تبلیغاتی پخش می کند از این محل چقدر درآمد دارد. چون این درآمد ملی است و برای کشور است.
وقتی دولت هزینه هایش را می پردازد تا در سرتاسر کشور گسترش پیدا کند و صدا و سیما متناسب با آن آگهی می گیرد و به خاطر تعداد مخاطبان نرخ آگهی های بالا می گذارد مجلس زمانی که می خواهد به آن بودجه اختصاص دهد و هزینه های آن را از محل درآمد عمومی تامین کند، حق دارد بداند که درآمدهای اختصاصی این دستگاه چقدر است.

آیا مشکل و دغدغه مردم اینها بوده؛
شما نباید دغدغه مردم را تشخیص دهید. مردمی که به نمایندگان مجلس ششم رای دادند باید دغدغه ها را تشخیص دهند. باید دید مردمی که به این مجلس رای دادند به چه شعارهایی رای دادند. چه مسائلی برایشان دغدغه بوده که آمدند و در مجلس به بنده رای دادند، به آقای آرمین رای دادند. دغدغه های آنها چیزی بوده که ما احساس می کردیم. شما بحثتان را باز عوض نکنید.
بحث شما این است که عملکرد مجلس ششم حتی در زمینه های اقتصادی خوب بوده. لایحه جذب و حمایت سرمایه گذاری خارجی که در مجلس به تصویب رسید ده ها بار توسط شورای نگهبان رد شد و در نهایت هم در مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید. قوانین بسیار مهمی در زمینه اقتصادی ، حل مشکلات اقتصادی جامعه در مجلس ششم تصویب شد، ساختار بودجه نویسی عوض شد و حتی در مورد قانون نظام وظیفه مجلس اجازه پیدا نکرد اصلاحاتی دهد، به این عنوان که این در حیطه وظیفه شما نیست. چرا این دغدغه مردم نیست.
مردم حق ندارند بدانند که صدا و سیما 50 میلیارد تومان آن موقع و 200 میلیارد تومان کنونی را که از آگهی درآمد دارد کجا هزینه می کند. چرا مردم حق ندارند. چرا مردم حق دارند بدانند که حقوق نماینده مجلس یک میلیون تومان است یا یک میلیون و 200 هزار تومان. از آن بابت برای مردم مساله است که چرا حقوق یک نماینده باید یک میلیون و دویست هزار تومان باشد. بگذریم کسانی که از این انتقادات داشتند در مجلس هفتم چقدر حقوقشان تغییر کرده و چقدر اضافه یا کم شده است.
رئیس دولت کنونی در تبلیغات انتخاباتی اش به گلهای پیش رویش اشاره می کرد و می گفت با این گلها می شود هزینه های ازدواج دهها نفر را تامین کرد، حالا بگذریم از این که در دولت جدید گلها بزرگتر شده یا کوچکتر. با پول کنفرانس ها و سمینارهایی که داده می شود، می توان کشور را آباد کرد. آنها مساله مردم است اما این که یک دستگاهی درآمد 50 میلیارد تومانی خود را از مردم بپوشاند مساله مردم نیست؛
بله هر کدام از چشم خودمان مساله مردم را نگاه می کنیم. از دیدگاه ما آن مساله مردم بود. شما می گویید اگه این طور بود، چرا مردم به شما رای ندادند؛ من که جواب شما را دادم انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم انتخابات سالم و رقابتی نبود. اولی نه رقابتی بود و نه سالم و دومی سلامتش در محل تردید است و این را آقای هاشمی رفسنجانی می گویند، آقای کروبی می گویند، آقای خاتمی و کسانی که به نوعی درگیر این انتخابات بودند، می گویند.
بنابراین دوباره نتیجه نگیرید که چرا مردم به شما رای ندادند. مجلس ششم عملکردش کاملا قابل دفاع است ؛ هم در زمینه قانونگذاری و هم در زمینه نظارت بر کار قوه مجریه . با این که مجلس ششم همراه دولت بود، اما تعداد استیضاح ها تعداد سوالاتی که مجلس از مسوولان دولتی کرد خیلی بیشتر بود حتی بیشتر از مجلس پنجم. این نشانه این است که مجلس به وظیفه نظارتی خود خوب عمل کرد. ممکن است به اشتباه باشد یا به درست.
ممکن است استیضاحی رای آورده باشد و استیضاحی دیگر رای نیاورده باشد. در هر صورت به وظیفه خود عمل کرده است. در جهت اعلام موضع و روشنگری و آگاه سازی افکار عمومی هم تا حد توانش این کار را کرد و رای نیاوردن اصلاح طلبان در مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم ناشی از ناسلامت و نارقابتی بودن بود. نتیجه شورای سوم هم آن چیزی نیست که شما می گویید و نتیجه انتخابات خبرگان هم دقیقا نتیجه خلاف آن چیزی بود که ازقبل پیش بینی می شد و رای اول آقای هاشمی رفسنجانی در تهران نشانه آن است که رویکرد مردم به انتخابات خبرگان تغییر کرد.

دو انتخاباتی را که شما نام می برید و اصلاح طلبان رای نیاوردند، شما می گویید ناسالم و غیر رقابتی بوده اما دو انتخابات شوراها و خبرگان که اصلاح طلبان رای آوردند، سالم برگزار شد؛
در انتخابات شوراها و خبرگان ما چون نه در اجرا و نه نظارتش حضور و مداخله نداشتیم سخت است گفتن. بنده به عنوان یکی از مسوولان نظارت بر انتخابات شورای شهر تهران می دانم که صندوق هایی که در حوزه های اخذ رای قرار بود لاک و مهر شود و به سایتها برای شمارش منتقل شود، برخی از آنها سه چهار روز بعد رسید. این صندوقی که باید 70 نفر بالای سرش باشند تا ازیک جا به جای دیگرمنتقل شود، اما کسی بالای سرش نبود و حداقل نماینده نامزدها را که باید در حوزه ها باشند مرخص می کردند و سه ، چهار روز بعد صندوق اخذ رای به سایت آورده می شود، معلوم است که می تواند بلایی سر این صندوق بیاید و یک تغییر و تحولی در آن رخ دهد. ما چون اطلاع نداریم زبانمان کوتاه است و نمی توانیم حرفی بزنیم.
مثلا نوع شمارش ، شمارش آرائ بدون حضور اعضای صندوق ها در سایتها انجام می شد. در خیلی از جاها گزارش مکتوب نمایندگان ما در این باره است. شما از منظر مناظره با من صحبت می کنید. من جواب می دهم. شما همین انتخابات شورای سوم را به عنوان رویگردانی از اصلاح طلبان می دانید و من می گویم در شورای سوم مردم از اصلاح طلبان روی نگرداندند شما می گویید این چرا خوب است؛
من انتخابات مجلس ششم را هم سالم نمی دانم. انتخاباتی را که رای 700 هزار شهروند تهرانی باطل شود به خاطر این که یک نفر از رتبه 38 بیاید رتبه 29 ، معلوم است که انتخابات سالمی نیست. من عملکرد شورای نگهبان را در تمام انتخابات بعد از ارتحال امام نامناسب و نتیجه اش را برگزاری انتخابات ناسالم می دانم. مگر من رد صلاحیت های مجلس چهارم را درست دانستم؛
همان انتخابات دوم خرداد را که حماسه می دانیم هم انتخابات سالمی نبود چون شورای محترم نگهبان اسامی نامزدها را به ترتیب حروف الفبا ننوشت و وقتی اعتراض شد، برای این کار هم عذر بدتر از گناه آورد. دستگاهی که باید بی طرف باشد مثل شما که رسانه تان باید بی طرف باشد. سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد که ما اسامی نامزدهای مربوطه را به ترتیب تعداد آرایی که در شورای نگهبان آورده بود اعلام کردیم و بنابراین در میان چهار نامزد نام آقای خاتمی چهارم شد. یعنی بدانید نظر شورای نگهبان در مورد آقای خاتمی در مقایسه با سه نامزد دیگر از همه بدتر است و شورای نگهبان کمتر از همه آقای خاتمی را تایید می کند.
این نشانه سلامت انتخابات است که دستگاهی که باید حافظ رای مردم باشد به مردم خط دهد که ای مردم و ای زنان و مردان ایرانی علت این که من اسم خاتمی را در آخر نوشتم برای این است که کمترین رای را در شورای نگهبان داشته است. اینها را که شما نمی توانید انکار کنید و اصلا قابل انکار نیست و در تاریخ جمهوری اسلامی و این انقلاب ثبت شده و حالا شما آمدید می گویید که هر انتخاباتی که به نفع تان بوده می گویید سالم است و هر انتخاباتی که به نفعتان نبوده می گویید ناسالم است.

من می گویم هم انتخابات مجلس ششم که به سود ما بوده ناسالم بوده است و حتی عدم سلامتش بیشتر از سایر انتخابات دیگر بوده است. 700 هزار رای مردم را در شهر تهران باطل کردن کم نیست. 700 هزار رای را باطل کردند.

در جایگاه شما تاثیری داشت؛
قبل از ابطال ، من همین جایگاه را در رای داشتم و بعد از ابطال هم همین طور. شما دارید با من دعوا می کنید. شما فرمودید که اگر نظرتان این است که انتخابات مجلس ششم انتخابات ناسالمی بوده است آیا حضور خودتان در مجلس را طبق آن انتخابات خلاف می دانید؛
من عرض می کنم خدمت شما که خیر. شما می دانید که در انتخابات مجلس ششم وزارت کشور دوره خاتمی انتخابات را برگزار می کرد. شورای نگهبان هم نظارت می کرد. رای مردم تهران که اعلام شد هیاتهای اجرایی که مورد تایید خود شورای نگهبان بود، آن را مورد تایید قرار دادند. نفرات اول تا سی ام مشخص شدند و بعد از این مرحله شورای نگهبان در اعلام آرائ مردم تهران توقفی کرد و قصد داشت که آراء مردم تهران را ابطال کند، اما به دلایلی که گفتنش اینجا باز ضروری نیست ، تصمیم گرفت ابطال نکند؛ اما 700 هزار رای را از صندوق هایی که ترکیبش به گونه ای بود که نامزدهای اصلاح طلب ها در آن رای های بالایی داشتند و غیر اصلاح طلب ها آراء پایینی داشتند، ابطال کرد.
بعد از ابطال این 700 هزار رای تا نفرات 24 تا 25 اصلا تغییری در نتایج حاصل نشد. یعنی شورای نگهبان به همان نتایجی رسید که هیاتهای اجرایی رسیده بودند و از 24 و 25 به بعد چند نفر جابه جا شدند و علیرضا رجایی و یکی دیگر از فهرست بیرون رفتند و آقای هاشمی رفسنجانی نیز خود استعفا داد و دو نفر داخل فهرست شدند. این که گفته می شود انتخابات ناسالم شد به خاطر این تغییر و تحول است وگرنه رای محمدرضا خاتمی بعد از ابطال آراء حدود 200 تا 300 رای پایین آمد و حدود 500 تا 600 آراء بنده کم شد ولی نتایج تغییر نکرد بلکه از رده های بیست و ششم و بیست و هفتم به بعد تغییر کرد.

من متوجه نشدم کجایش ناسالم بوده است؛
اجازه بفرمایید عرض می کنم. شورای نگهبان تا الان نتوانست پاسخ دهد که چرا 700 هزار رای را باطل کرده این تعداد رای چه مشکلی داشته است. آقای تاج زاده از آقای جنتی بابت ابطال این تعداد رای به دادگاه شکایت کرده است ، اما تاکنون هیچ دادگاهی تشکیل نشده که به این اتهام رسیدگی کند. 700 هزار رای به ناحق و ناروا از آرائ مردم کسر شد. کسر این 700 هزار رای نتایج انتخابات تهران را به هم نزد اما تلاش کرد که از نفرات بیست و ششم به بعد آرائ اصلاح طلبان پایین بیاید که 2 نفر رفت بیرون ، یک نفر استعفا داد و 2 نفر وارد مجموعه شدند.
در این قضیه حتی اعتبارنامه این نمایندگان در مجلس ششم زیر سوال قرار گرفت . البته من از کسانی بودم که رای موافق دادم ، زیرا می دانستم که دیگر فایده ای ندارد. من معتقدم که ما نباید یک فیلتر جدید می گذاشتیم. در قانون اساسی هم وجود دارد و می شود این کار را کرد.

وقتی آن چند نفر که براساس گفته شما طبق یک روابط ناسالم بالا آمدند چرا شما از ابزار قانونی خود استفاده نکردید؛
به دلیل این که ما همیشه در کار سیاسی اهم و مهم می کنیم. مصلحت های مهمتری ایجاب می کرد که ما با آن افراد برخورد نکنیم . مصلحت های مهمتری بود که من ترجیح می دهم در اینجا بیان نکنم.

صیانت از آراء مردم مهمتر بود یا آن مصلحت ها؛
به اعتقاد بنده آنجا به آن مصلحت ها باید عمل می کردم . یه عده ای هم رای ندادند که الان هم شما آنها را تندروتر از من می دانید و شما با آنها آن طوری برخورد می کنید و با بنده نیز این گونه عنوان می کنید که چه حقی داشتید که از آرائ مردم صیانت نکنی بایستی به اعتبارنامه فلان وکیل رای نمی دادی زیرا موظفی از آرائ مردم صیانت کنی.
اگر این کار را می کردیم مثل برخی از دوستان که این کار را کردند آنها را به دلیل دیگری به تندروی متهم می کنید که چرا آمدید در مجلس تحصن کردید؛ چرا درباره کار شورای نگهبان ان قلت گذاشتید؛ چرا کار شورای نگهبان را زیر سوال قرار دادید. وقتی شما اعتبارنامه را رد می کنید یعنی شما شورای نگهبان را که شش فقیه عادل که منتخب رهبری هستند زیر سوال قرار دادید. پس شما اصلا دینتان زیر سوال است.
اگر آن کار انجام می شد جوابش همین بود. همه جوابها را من می دانم که چیست. اما تشخیص من این بود که مصلحت حکم می کند آنجا ما رای به اعتبارنامه ها بدهیم و مساله را تمام کنیم. دلایل زیادی هم داشت اما شما هم اصرار ندارید من حتما همه چیز را بگویم و اگر نگویم دال بر این است که شفاف نیستم. نه من شفاف هستم و شما هم مطالبی هست در کار سیاسی تان و زندگی تون که لازم نیست همه جا بگویید و من هم صلاح نمی دانم که این را نیز مطرح کنم. به هر حال ما به انتخاباتی که برنده شدیم اشکال می گیریم.

اصلاح طلبان همایش ها و کنفرانس های مختلفی را برگزار کردند که جریانشان را آسیب شناسی کنند. ماحصل این آسیب شناسی چه بوده است؛ ضعفهای خود را چه دانستند که الان درصدد هستند آن را رفع کنند؛
من نمی دانم. از آن کنفرانس ها و سمینارهایی که برای آسیب شناسی اصلاحات برگزار شده من بی اطلاع هستم و اگر شما می دانید بگویید و این را از کسانی بپرسید که آن را برگزار کردند. من از آن کنفرانس ها و سمینارها اطلاع ندارم.

شما ضعفهای اصلاح طلبان را در چه قسمتهایی می بینید؛
ببینید این را دقت کنید، یک جریان سیاسی مواضعی برای ارائه به جامعه و مردمش دارد و یک مواضعی درون گروهی برای خودش. هیچ دلیلی ندارد که بنده تمامی مطالبی را که در شورای سیاسی سازمان یا شورای مرکزی سازمان درباره مثلا ضعفهای سازمان یا اصلاح طلبان مطرح می شود در معرض افکار عمومی بگذارم.

انتخابات مجلس ششم که به سود ما بوده ناسالم بوده است و حتی عدم سلامتش بیشتر از سایر انتخابات دیگر بوده است

اتفاقا یک انتقاد ما به برخی از دوستان اصلاح طلب مان این است که می گوییم دارید جا به جا حرف می زنید. مثلا فرض کنید به جای این که بهزاد نبوی ، محمدرضا خاتمی ، مهدی کروبی یا سیدمحمد خاتمی را دعوت کنیم به یک جلسه و نقدهایی را که به آنها داریم مطرح کنیم ، شمایی که هم طیف این عزیزان هستید، می روید در 8.30 این انتقادتان را مطرح می کنید و 8.30 هم از خدا خواسته آن را 10 بار برایتان پخش می کند. هیچ دلیلی وجود ندارد. این یک ریشه تاریخی است. مارکسیست ها همیشه می گفتند که باید علنا، رسما و در حضور جمع انتقاد از خود کرد و در زندان مارکسیست ها و مجاهدین خلق این قدر از این حربه برای ضربه زدن به مخالفان خود استفاده می کردند و افشاگری هایی می کردند که فرد را وادار به انتقاد از خود کنند. ما همان موقع هم می گفتیم که در اسلام انتقاد از خود در محضر خلق خدا نداریم و اگر انتقادی هم به ما وارد است ، باید پیش خدا توبه و استغفار کنیم.
ضرورتی ندارد که در معرض دید عموم اگر کارم اشکالی هم دارد آن را بیان کنم. من جملاتی نمی گویم که شما تیتر کنید. من روش تیتر کردن را بلدم. اگر یک جمله بگویم که تیز هست شما تیتر می کنید و آن هم محتوایی است که من نمی توانم حذف کنم. لذا هر جریانی ممکن است انتقاداتی به آن وارد باشد. الان مخالفان اصلاحات انتقاداتی ندارند؛ همه شان دارند. قطعا در جلسات خصوصی من می دانم صبحتهایی درباره دولت کنونی می کنند که وقتی من در ملائعام حرفشان را می شنوم ، تعجب می کنم که این آدم همان آدم است و این حرفها همان حرفها است. این درست هم هست.
این انتقادهای مجالس خصوصی مخالفان اصلاحات برای اصلاح خودشان و حل مشکلات درونی شان است و آنچه در بیرون اعلام می کنند، مواضعی است که می خواهند به مردم اعلام کنند. لذا به اعتقاد بنده بهتر است اگر انتقاداتی دارم درباره حرکت 8 ساله با اصحابش مطرح کنم ، زیرا می خواهم از آن بهره ببرم.
من وقتی انتقادی از آقای محمدرضا خاتمی دارم که نمی خواهم وی را به موضعگیری وادار کنم ، می روم این انتقاد را خصوصی می گویم ؛ چرا بیایم در رادیو و تلویزیون یا مصاحبه مطبوعاتی اعلام کنم و ایشان هم اگر انتقادی به من دارد به خودم می گوید. آقای خاتمی اگر انتقادی از بنده دارد و یا من از ایشان دارم ، بهتر و مطلوب تر این است که به خودش بگویم و ایشان به من بگوید. در تمام سطوح همین است. درباره خانه احزاب احساس می کنیم که نوعی تعامل لازم است. اول می رویم گفتگو می کنیم. اگر توانستیم این تعامل را به نتیجه برسانیم لزومی ندارد در وسایل ارتباط جمعی مطرح کنیم.
بنده مدتها قبل نشستی با آقای عزت الله سحابی داشتم. ایشان از ما انتقاداتی داشت و ما توضیحاتی می دادیم و فکر می کردیم اگر قابل حل است بهتر است در جمع خصوصی بگوییم. من دیدار را حتی با خبرنگاران مطرح نکردم. امکان دارد خیلی از این دیدارها انجام شود. دلیلی ندارد که گفته شود، نتیجه و بازتابش در اختیار مردم باید قرار گیرد. اتحاد، اجماع و وفاق اصلاح طلبان مردم را امیدوار می کند و تفرقه و تشتتشان مردم را ناامید می کند. شورای شهر اگر اختلافاتشان را در خلوت مطرح می کردند اشکالی نداشت و باید مطرح می شد. چون علنی مطرح می شد جامعه ما توان آن را نداشت.
وقتی من به یکی انتقاد می کنم فکر می کند من دشمنش هستم و اگر چنین انتقاداتی در جبهه اصلاحات مطرح است بهتر است با کسانی که به آنها مربوط است مطرح شود نه به شکل عام . اگر در سیاست ها و روشهای خودمان تجدیدنظر کردیم ، مردم بفهمند مفید است ؛ اما این که من چه انتقادی داشتم و شما چه انتقادی داشتید و این که ما خلاف کردیم ، اگر خلافی باشد دادگاه باید تشخیص دهد و طبق قانون حق ندارند آبروی فرد را ببرند، چه رسد به این که بنده یا شما کار خلاف سیاسی و تشکیلاتی کرده باشد که مستوجب هیچ عقوبت دنیوی و اخروی هم نیست. این که بیاییم با خوانندگان شما در میان بگذاریم. چه مشکلی را حل می کند؛ هیچ مشکلی را حل نمی کند.


عباس محمدنژاد - فاطمه تیمورزاده
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها