پرونده ناتمام

اشرف مروان ، میلیونر مصری هفته گذشته اندکی پس از آن که رسانه ها از وی به عنوان جاسوس سازمان اطلاعات اسرائیل (موساد) یاد کردند در حالی از بالکن آپارتمان خود در لندن سقوط کرد
کد خبر: ۱۳۹۷۸۰
که در حال نگارش کتابی بوده که دنیای پررمز و راز جاسوسی بین اعراب و اسرائیل را از پرده برون انداخته و افشا می کرد.
مروان ، داماد جمال عبدالناصر، رئیس جمهور فقید مصر بود که کتابی پیرامون جنگ 1973 اعراب و اسرائیل موسوم به جنگ یوم کپور را تا میانه به پایان برده بود. او از دیرباز به عنوان کسی که نقشی کلیدی در جابه جایی اطلاعات در روزهای منتهی به جنگ ایفاد کرده بود مورد توجه رسانه ها بود. مرگ مروان که اسکاتلندیارد (پلیس انگلیس) می گوید هیچ توضیحی برایش نیافته ، پیامهای زیادی برای کشورهای عرب خاورمیانه دارد و ثروتمندان انگلیسی را متحیر کرده است.
این سرمایه گذار 62 ساله از سهامداران پیشین تیم فوتبال چلسی بود و همیشه از کن بیتس مدیرعامل پیشین این تیم ، عدنان خشوقی ، دلال سلاح سعودی تبار و تین رولند، از تجار سرشناس به عنوان دوستان صمیمی خود یاد می کرد.

آنچه موجب شده هاله ای از ابهام پیرامون مرگ مروان به وجود آید نه ثروت زیاد او یا آشنایانش بلکه فعالیت های جاسوسی او در سالهای دور است. منابع اطلاعاتی اسرائیل با مرگ او تایید کردند مروان یکی از توانمندترین و ارزشمندترین جاسوسانی بوده که موساد توانسته بود به خدمت گیرد.
به گفته آنها مروان در سالهای دهه 70 اطلاعاتی با ارزش در اختیار موساد قرار داده بود که انتقال اطلاعات مربوط به طرح محرمانه رهبران مصر برای عبور از کانال سوئز و حمله به اسرائیل در سال 1973 آماده شده بود در زمره مهمترین آنها بوده است.
آحارون برگمن ، مورخی اسرائیلی در کالج کینگ لندن اعتقاد دارد مروان جاسوسی دوجانبه بوده که در عین حال اطلاعاتی نیم بند در مورد طرحهای مصر برای حمله به مصر دراختیار اسرائیلی ها قرار داده بود. او ادعا دارد مروان طی روزهای قبل از مرگش 3 بار با او تماس گرفته بود و هر بار چون در منزل نبوده ، پیغام گذاشته بود تا در اولین فرصت با او تماس بگیرد.
برگمن می گوید: وقتی عاقبت با او صحبت کردم اطلاعاتی درباره پرونده موسوم به لایل می خواست. این پرونده به دو جاسوس پیشین موساد مربوط می شود که یکی دیگری را به افشای هویت مروان به عنوان خبرچین و رابط این سازمان متهم کرده است. قرار بود مروان روز بعد از این تماس تلفنی یعنی چهارشنبه هفته گذشته با برگمن ملاقات کند اما هیچ گاه در زمان مقرر سرقرار حاضر نشد. او عصر همان روز شنید مروان مرده است.
برگمن دقیقا همان کسی است که در سال 2003 میلادی با ارسال یادداشتی برای یک روزنامه مصری ادعا کرد مروان جاسوسی دو جانبه بوده است. مروان از بالکن آپارتمان خود در طبقه چهارم سقوط کرد و بلافاصله مرد. پلیس دو فرضیه را پیرامون مرگ او مطرح کرده است. اولین فرضیه احتمال قتل مروان است. در عین حال امکان خودکشی او هم وجود دارد اگر چه هیچ یادداشتی در اقامتگاه او به دست نیامده است اما پلیس اعتقادی به سقوط اتفاقی او ندارد.
یکی از دوستان نزدیک مروان با یادآوری این که او سه بار تحت عمل جراحی قلب قرار گرفته و به طور مداوم از دارو استفاده می کرده سقوط اتفاقی او را به علت خواب آلودگی ناشی از مصرف دارو متحمل دانسته است. مروان به همراه همسرش از مدتها پیش به لندن نقل مکان کرده بود تا کتابی که در مورد یوم کپور در دست نگارش داشت را به پایان ببرد. او پس از آن که اولین بار در سال 2003 متهم به جاسوسی برای موساد شد همیشه نگران زندگی اش بوده است. مروان فرزند ژنرالی مصری بود. او در دانشگاه قاهره ، پایتخت مصر درس خواند و در همان جا با مونا، دختر جمال عبدالناصر آشنا شد. مروان 21 ساله و مونا 17 ساله بود. یک سال بعد با هم ازدواج کردند که دو پسر به نامهای جمال و احمد ثمره این ازدواج است.
او خیلی زود به زندگی ای دوگانه روی آورد. به ادعای منابع مصری او در سال 1969 وقتی به لندن سفر کرده بود به سفارت اسرائیل در این شهر رفت و قبل از آن که ماموران امنیتی او را بیرون کنند، کاغذی به آنها داد که روی آن نوشته شده بود نام او را برای تل آویو بفرستند و منتظر دستور بمانند و این که یک هفته بعد دوباره مراجعه خواهد کرد. یک هفته بعد یکی از مدیران ارشد موساد که با رمز D که حرف اول نام خانوادگی او بوده ، شناخته می شد راهی لندن شد. این آغازی بر همکاری 30 ساله مروان با موساد بود که جزو پرونده های فوق سری این سازمان تلقی می شود. اطلاعاتی که او به موساد ارسال می کرد حتی مذاکرات خصوصی انور سادات ، رئیس جمهور سابق مصر با رهبران خارجی که به این کشور سفر می کردند را در بر می گرفت.

آنچه موجب شده هاله ای از ابهام پیرامون مرگ اشرف مروان به وجود آید نه ثروت زیاد او یا آشنایانش بلکه فعالیت های جاسوسی او در سال های دور است

مروان که در دفتر سادات کار می کرد تنها 2 درخواست در قبال این همکاری داشت. او در ازای هر اطلاعاتی که پیرامون دیدارهای سادات به اسرائیلی ها می داد 50 پوند دستمزد طلب کرده بود و شرط کرده بود D تنها رابط او باشد.
دیری نپایید که اطلاعات ارسالی مروان به بخشی از مطالعات روزانه گیلدا مایر، از نخست وزیران گذشته اسرائیل و موشه دایان ، وزیر دفاع دولت او تبدیل شد. یکی از مقامات ارشد موساد در این باره می گوید: مثل این بود که مروان حتی شبها را در اتاق خواب سادات سر می کند. او می افزاید: اطلاعات خامی که او می فرستاد مستقیما در اختیار مایر و دایان قرار می گرفت.
سال 1972 مروان به مردی ثروتمند تبدیل شد. او اطلاعات باارزشی پیرامون معاملات تسلیحاتی مصر و اتحاد جماهیر شوروی در اختیار اسرائیلی ها گذاشته بود اما مهمترین بخش همکاری او با موساد هنوز از راه نرسیده بود. یکی از روزهای آغازین سال 1972 بود که مروان رابط خود را به لندن دعوت کرد و در آنجا چمدانی مملو از اسنادی که نشانگر برنامه ریزی دولت مصر برای انتقال نیروهای ارتش این کشور به فراسوی کانال سوئز و حمله به اسرائیل بود را تحویل او داد.
آنچنان که منابع نزدیک به موساد می گویند فرماندهان ارشد ارتش اسرائیل این پرونده ها را بایگانی کردند و مدعی شدند آغاز جنگ علیه اسرائیل از سوی مصر یا سایر اعراب ناممکن است. سپتامبر سال 1973 شاه حسین اردنی با ارسال پیامی فوق محرمانه برای مایر او را در جریان تلاشهای سوریه برای آغاز حمله ای تازه علیه اسرائیل قرار داد. مایر خواستار نظر مروان در این رابطه بود اما امکان دسترسی به او وجود نداشت.
عاقبت تنها 24 ساعت پیش از آغاز جنگ ، پیامی در دفاتر مرکزی موساد و در تل آویو رمزگشایی شد که مضمون آن چنین بود: «فردا در لندن منتظرت هستم.» مروان توانسته بود سادات را متقاعد کند برای آگاه کردن سرهنگ قذافی ، رهبر لیبی از نزدیک بودن جنگی دیگر به طرابلس برود. او از طرابلس راهی مالت شد و از آنجا به لندن پرواز کرد.
در تل آویو، موساد مانع از پرواز یکی از هواپیماهای شرکت EL-AL که راهی لندن بود، شد. این هواپیما در وضعیت تیک آف متوقف شد. بوئینگ 707 حدود نیم ساعت در نقطه آغازین باند پرواز منتظر ماند. سپس مسافرات خودرویی را دیدند که با شتاب در کنار هواپیما توقف کرد و دو مرد میانسال به کمک پلکان اضطراری سوار هواپیما شدند. این دو زیوی زمیر، رئیس موساد و مامور D ، رابط مروان بودند.
براساس اظهارات منابع اسرائیلی زمیر در نخستین ساعات بامداد روز آغاز جنگ با دفاتر مرکزی موساد تماس گرفت و گفت: به گیلدا زنگ بزنید. سوریه و مصر با هم. امروز ساعت 6 صبح. آزادی عمل مروان موجب شده بود برخی از مدیران ارشد موساد به او شک کنند و او را جاسوس دوجانبه بپندارند اما از این اتهام تبرئه شد. مروان را در مصر به عنوان قهرمانی می شناختند و قبل از آن که مصر را برای زندگی در لندن ترک کرده و در این شهر وارد دنیای تجارت شود در آخرین سال حیات سادات از او مدال شجاعت گرفت.
چند روز پیش در تل آویو عامل D ، رابط پیشین مروان با تاثر خبر مرگ او را دریافت کرد. کتاب او ناتمام ماند و دیگر هیچ گاه انگیزه او از انتخاب زندگی ای دوگانه مشخص نخواهد شد.


شیما خیری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها