«ایران بیش از سه هزار کاریکاتوریست فعال دارد». آخرین باری که سراغی از خانه کاریکاتور گرفتم ۱۰‌هزار عضو فعال در فضای مجازی داشت و تقریبا در بسیاری از شهرها فعال بود. البته همه اینها برای پیش از شیوع کروناست، ولی به نظر نمی‌رسد در این سال‌ها از شمار این هنرمندان کم شده باشد.
کد خبر: ۱۳۸۸۱۹۱
نویسنده آزاده سهرابی - گروه فرهنگ و هنر

واقعیت دیگر این است که کاریکاتور ایران در دنیا شناخته شده است. شاید چند دهه پیش فرانسوی‌ها، انگلیسی‌ها، برزیلی‌ها و آمریکایی‌ها در صدر کاریکاتور جهان بودند اما در دهه‌های اخیر ایران و ترکیه و چند کشور دیگر در صدر این فهرست هستند. تقریبا در هیچ جشنواره کاریکاتوری در جهان نیست که برگزار شود و هنرمندان ایرانی نباشند و ندرخشند.

در ایران کاریکاتور سابقه‌ای قابل بررسی دارد. در دهه ۵۰ و ۶۰ کاریکاتوریست‌ها صبح تا شب مشغول بودند تا برای مجله‌های فکاهی کاری خلق کنند، درآمد داشتند و... اما از یک‌سال‌هایی به بعد حضور این هنر که جایگاهی ویژه در مطبوعات داشت، کمرنگ شد تا جایی که امروزه تقریبا این جایگاه بسیار ناچیز است و بیشتر این هنر به هنری جشنواره‌ای و نمایشگاهی تبدیل شده است. این در حالی است که یکی از زنده‌ترین هنرهای تجسمی را شاید بتوان هنر کاریکاتور دانست هم به جهت سرعت خلق آن، که می‌تواند نسبت به مسائل روز بروزی جدی داشته باشد هم به جهت نقادانه بودنش و هم به جهت تصویری بودنش که هر کاریکاتور می‌تواند جای ده‌ها مقاله در ذهن مخاطب اثر بگذارد و پیام را به تمام گروه‌های سنی منتقل کند. انتقاد، جزء لاینفک این هنر به حساب می‌آید و زبان این هنر طنز تلخ است اما این ویژگی باعث می‌شود، بتواند در عرصه‌های مختلف نقدهای اجتماعی از نقدهایی به محیط‌زیست که توسط مردم در حال نابودی است تا رفتارهای آسیب‌رسان افراد در اجتماع تا بحث‌های اجتماعی سیاسی گسترده‌تری مثل نقد به امپریالیسم جهانی، تظلم‌خواهی و... نقش‌آفرینی کند.

آن سوی زبان گزنده کاریکاتوریست، هنرش است که فضا را تلطیف و نقد را اثرگذارتر می‌کند. در حوزه کاریکاتور ما پیشکسوتان بسیار موثری داریم و افراد تاثیرگذاری مانند مسعود شجاعی طباطبایی که می‌تواند یک‌تنه جشنواره‌ای را راه‌اندازی کند مانند همین نمایشگاهی که این روزها در حوزه هنری برپاست.

با همه اینها اما شاید نکته مغفول همین باشد، محدودکردن کاریکاتوریست‌ها در این روزگاری که بسیار می‌توانند موثر باشند و با وجود گسترش فضای مجازی آثارشان بیشتر دیده شود، آن را به فضای نمایشگاهی محدود کنیم. این فضا جایی است که باید زبان گزنده نقد آن را پذیرفت و می‌توان هنرمندان را فعال کرد تا درباره سوژه‌های اجتماعی و سیاسی اثر خلق کنند. کاریکاتوریست‌های ایرانی در تمام این سال‌ها خطوط قرمز نقد را به‌خوبی دریافته‌اند و موضوع این است که زبان نقد آنها گرچه گاهی تلخ اما چون با هنر آمیخته شده‌است روحیه را تلطیف می‌کند و این همان مدل نقدی است که این روزها به آن نیازمندیم. در این میان حمایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از هنر کاریکاتور و هنرمندان فعال در این حوزه که فاقد انجمنی مستقل هستند نیز می‌تواند موثر باشد.

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها