اولین شورای حل اختلاف در کشور در تاریخ 17 مهرماه سال 1381 در رباطکریم تهران و همزمان با آن در یک شهرستان از هر استان راه اندازی شد.
حجت الاسلام والمسلمین احمدی میانجی سرپرست شوراهای حل اختلاف در همان تاریخ می گوید: بدون هیچ بودجه ای شوراهای حل اختلاف را راه اندازی کردیم . وی اهتمام و حمایت آیت الله هاشمی شاهرودی ریاست قوه قضاییه را در راه اندازی شوراهای حل اختلاف حیاتی خواند و افزود: عنایت و توجه خاص ایشان موجب تقویت این نهاد مردمی شده است. بررسی های کارشناسی نشان می دهد که ایجاد نهادهای شبه قضایی یکی از راهکارهای اساسی قوه قضاییه در مقابله با اطاله دادرسی است که در قالب شوراهای حل اختلاف عملیاتی شده است .امروزه در بسیاری از کشورهای جهان بویژه در اروپای غربی ، آسیا ، امریکا و هندوستان بهره گیری از نهادهای صلح و سازش از رایج ترین شیوه های حل اختلاف است و شهروندان از این جهت بسیار راضی هستند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با توجه به رشد جمعیت و بر پایه اصول و ارزشهای دینی و نگاه و تعریف دقیق بر جرایم از یک سو و تعطیلی برخی نهادهای داوری گذشته از سوی دیگر موجب شد تا در ماده 189 برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب 1381 به احیای شوراها توجه شود.مطابق این ماده قانونی (به منظور کاهش مراجعات مردم به محاکم قضایی در راستای توسعه مشارکت های مردمی) رفع اختلاف و نیز حل و فصل اموری که ماهیت قضایی ندارد و یا ماهیت آن از پیچیدگی کمتری برخوردار است ، به شوراهای حل اختلاف واگذار می شود. آیین نامه اجرایی ماده 189 قانون برنامه سوم توسعه در 23 ماده تهیه و در شانزدهم مرداد 1381 به تصویب هیات وزیران رسید و در 27 مرداد همان سال مورد تایید رئیس قوه قضاییه قرار گرفت .براساس ماده 4 آیین نامه مذکور ، اعضای شورای حل اختلاف 3 نفر هستند و به این ترتیب انتخاب می شوند:یک نفر به انتخاب رئیس قوه قضاییه به عنوان رئیس شورا. یک نفر به انتخاب شورای شهر یا بخش و یا روستای مربوط حسب مورد، یک نفر معتمد محلی از سوی هیاتی مرکب از رئیس حوزه قضایی ، فرماندار، فرمانده نیروی انتظامی و امام جمعه و در صورت نبودن امام جمعه ، روحانی برجسته محل برای مدت 3 سال انتخاب می شود. در موارد مختلف این آیین نامه ، نحوه فعالیت شوراها و حدود صلاحیت آنها، تشریفات رسیدگی به دعاوی تکلیف ادارات ضابطین دادگستری در همکاری ، اولویت دادن به صلح و سازش ، صدور رای ، اعتراض به رای ، اجرای آرائ و سایر مقررات داوری همچنین نحوه تامین امکانات مورد نیاز مشخص شده است . در ماده 14 آیین نامه اجرایی ماده 189 که مبنای فعالیت کنونی شوراهای حل اختلاف است ، آمده است : (شورا مکلف است در کلیه اختلافات ارجاعی ، سعی و تلاش کند تا موضوع به صورت سازش خاتمه یابد. در صورت حصول به سازش ، موضوع سازش و شرایط آن به ترتیبی که واقع شده در صورتمجلس نوشته و این صورتمجلس به امضای شورا و طرفین می رسد. مفاد سازش نامه که به ترتیب فوق تنظیم می شود، نسبت به طرفین و وراث و قائم مقام قانونی آنان نافذ و معتبر است و در صورت لزوم مانند احکام دادگاه های دادگستری بموقع به اجرا گذاشته می شود.) محوریت صلح و سازش (داوری و استفاده از کارشناسان حقوقی و معتمدان محلی موجب افزایش همبستگی اجتماعی و اشاعه فرهنگ صلح و سازش در جامعه می شود و عدم التزام مطلق به تشریقات آیین دادرسی از اطاله دادرسی و نیز تحمیل بار مالی بر طرفین دعوا جلوگیری می کند.تاثیر این نهاد بر روند قضایی و حقوقی کشور را متولیان قضاوت آنقدر مناسب دیده اند که رئیس دستگاه قضا اعلام می کند: نهادهای شبه قضایی باید آنقدر توسعه یابد که جایگزین دادگستری ها در بعضی بخش ها شود و همه باید برای تقویت آن کمک کنند.علی سلیمانی ، قاضی باتجربه دادگستری تهران در این باره می گوید: وقتی دو نفر به هر دلیل با هم درگیر می شوند و به دادگاه مراجعه می کنند، صرف نظر از مراحل دادرسی و همه مشکلات آن پس از انجام مراحل فراخوانی و در صورت نیاز اعزام مامور و جلب و بازتابی که این اقدامات در محل کار و زندگی یک یا دو طرف دعوا دارد و حضور در جلسات دادگاه و رای صادره که اصولا حق به یک نفر داده می شود و نفر مقابل خود را زیان دیده می داند و نسبت به قاضی و دادگاه و دادگستری و دستگاه قضایی نظرخوبی ندارد، ریشه دشمنی دو طرف دعوا و در مرحله بعد همه فامیل و بستگان و اگر این دو با هم ارتباط مستمر کاری یا وابستگی سببی یا نسبی داشته باشند، ورود ناخواسته خانواده و بدبینی و احساس قلبی ناخوشایند از یکدیگر، ممکن است دامنه این درگیری و دعوا تداوم و توسعه یابد و گاه حتی بدتر و بیشتر از مرحله اولیه مراجعه جلسه دادگاه شود و دو خانواده بزرگ بارها و بارها برای یکدیگر به اصطلاح خط و نشان بکشند و منافع و آبروی یکدیگر را مورد هجمه قرار دهند و لطمه و خسارتی به خود و خانواده و جامعه وارد کنند.این قاضی می گوید: در صورت ارجاع همین پرونده به یک شورای حل اختلاف و رسیدگی آن توسط بزرگان و معتمدان و افراد صالح و خوشنام و صلح و سازش طرفین دعوا، هیچ یک از این زمینه ها وجود خارجی نداشته و هرگز بروز و ظهور نخواهد کرد. سلیمانی می افزاید: البته برخی وکلا نسبت به این مساله انتقاد دارند و معتقدند شوراهای حل اختلاف چرخه کاملی از دادرسی نیست . به نظر من این افراد تصور می کنند، با حضور گسترده مردم در شوراهای حل اختلاف طرفین دعوا نیاز به وکیل ندارند و شغل و درآمد این افراد ممکن است به مخاطره بیفتد. توضیح این که لایحه شورای حل اختلاف و نهاد قاضی تحکیم با ترکیب اعضای آیین دادرسی و سایر وجوه فعالیت شورا تفاوت مختصری با ترتیبات مقرر در آیین نامه اجرایی ماده 189 دارد. طبق ماده 6 این لایحه شورا دارای 3
نفر عضو اصلی و 2 نفر عضو علی البدل است . این اعضا از سوی رئیس حوزه قضایی پس از مشورت با امام جمعه یا نماینده وی و یا روحانی معتمد محل و رئیس شورای اسلامی شهر یا روستا برای مدت 3 سال انتخاب می شوند و انتخاب مجدد آنها بلامانع است . مطابق شیوه دادرسی شوراهای حل اختلاف در لایحه پیشنهادی (ماده 27 لایحه) قاضی تحکیم پس از استماع اظهارات و مدافعان طرفین دعوا بین آنها داوری می کند و رسیدگی او تابع تشریفات دادرسی و پرداخت هزینه نیست (ماده 32) رعایت اصول دادرسی عادلانه و منصفانه در دادرسی الزامی است و رای قاضی باید مستدل و مستند باشد. این رای قطعی است مگر آن که خلاف بین شرع یا قانون باشد (ماده 34) از سوی دیگر اجرای آرائ قاضی تحکیم از طریق اجرای احکام دادگستری و مطابق مقررات مربوط خواهد بود.