روایت تاریخچه کوفه در گفت‌وگوی مسعود دیانی با سعید طاووسی

مَیا کوفه که می‌ترسم، تو را هم تشنه بگذارند

دکتر تقی‌زاده‌داوری، رئیس مؤسسه شیعه‌شناسی قم در گفتگو با «جام‌جم»:

ارزش‌های حسینی، گستره جهانی پیدا کرده است

شکل‌گیری قیام امام حسین(ع) نتیجه تحولات جامعه پس از نبی خدا و تغییر شاخص‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه نبوی است. این تحولات در عصر امامت امام حسین(ع) به اوج خود رسید و جامعه اسلامی از مسیری که پیامبر در مدت رسالت خود ترسیم کرده بود، خارج و در دام فرهنگ جاهلیت افتاد.
کد خبر: ۱۳۷۵۳۶۸
نویسنده نازلی مروت - روزنامه‌نگار

این رویه اموی بحران‌های فرهنگی و اجتماعی بسیاری پدید آورد و زمینه‌های نارضایتی امام، یاران و برخی دیگر از چهره‌های مطرح آن دوران را به‌وجود آورد. نپذیرفتن بیعت امام با یزید و تصمیم به هجرت، شاخص‌ترین اعتراض جامعه عصر حسین بن علی (ع) است؛ هجرتی که به قیام عاشورا و شهادت امام ختم شد. حجت‌الاسلام دکتر محمود تقی‌زاده‌داوری، استاد دانشگاه و رئیس مؤسسه شیعه‌شناسی با رویکرد جامعه‌شناختی به تحلیل چرایی شکل‌گیری قیام عاشورا پرداخته و از نقش حسین (ع) در تحولات تاریخی می‌گوید. تقی‌زاده‌داوری از شاگردان آیات مرحوم محمد فاضل لنکرانی و هاشم آملی بوده و دکترای جامعه‌شناسی و فوق‌دکترای فلسفه را در دانشگاه منچستر انگلیس به اتمام رسانده است. تصویر حضرت محمد (ص) و حضرت زهرا (س) در دایره‌المعارف اسلام (ترجمه و نقد)، تصویر شیعه در دائره‌المعارف آمریکانا (ترجمه و نقد مقالات شیعی دائره‌المعارف آمریکانا) و سنت عزاداری و منقبت‌خوانی در تاریخ شیعه امامیه به همراه ۱۳عنوان کتاب دیگر و ده‌ها مقاله علمی در حوزه جامعه‌شناسی مسلمانان از آثار وی است.

عصر امام حسین (ع) دارای چه بحران‌های فرهنگی و اجتماعی بود که واقعه عاشورا را رقم زد؟

وقتی می‌گوییم بحران فرهنگی، باید دنبال بحران در عقاید، باورها، ارزش‌ها، هنجارها، آداب و رسوم، شعائر و مناسک و نماد‌ها باشیم؛ چون این عناصر مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده فرهنگ است و وقتی بحران فرهنگی داریم به این معناست که نوعی آشفتگی و جابه‌جایی در اجزای سازنده فرهنگ آن جامعه وجود دارد. در دوره امام حسین (ع)، کژی و نادرستی در فرهنگی که بر‌مبنای سنت و سیره رسول خدا (ص) بنا شده بود، مشاهده می‌کنیم، اما مقصود از بحران اجتماعی، آشفتگی در عرصه روابط جامعه اعم از روابط مالی، اقتصادی، حقوقی و ارتباطی است. وجود نابرابری در تقسیم اموال بیت‌المال، نابرابری در بهره‌مندی از اموال عمومی تبعیض و اعطای مزایای ناحق به افراد و دسته‌ای و... نمونه‌ای از آسیب‌ها و انحراف اجتماعی است. البته این مشکلات جدای از انحراف و بحران سیاسی نیست، زیرا آسیب‌ها و بحران‌های اجتماعی و فرهنگی، نتیجه عملکرد دستگاه حاکم و هیأت حاکمه جامعه است. وقتی از بحران‌های اجتماعی و فرهنگی در عصر سیدالشهدا صحبت می‌کنیم، نباید تنها به ظاهر امور اکتفا کنیم بلکه ریشه‌یابی آن مشکلات و بحران‌ها مهم است. چطور شد که با توجه به مجاهدت‌های پیامبر (ص) و صحابه بزرگوار آن حضرت، این آسیب‌ها، کژی‌ها و کاستی‌ها در جامعه او پدید آمد؟ و نتیجه مورد انتظار از زحمات ایشان حاصل نشد و سرانجام به عاشورا منتهی شد.
ریشه‌های این امر را باید از حوادث بعد از ارتحال رسول خدا جست‌وجو کرد. اولین کژی این است که پس از رحلت پیامبر (ص)، به خواست ایشان در جانشینی ایشان توجه نشد. طبق خواست اکثریت، ساختاری شکل گرفت که اقلیت را از حقوق اجتماعی‌اش محروم کرد. اولین نتیجه‌اش فشاری بود که بر علی بن ابیطالب (ع) جانشین و وصّی او و اصحاب او که اقلیت آن جامعه بودند، وارد شد. دومین کژی، به زور بیعت گرفتن و رأی گرفتن از وصی پیامبر بود. سومین کار خلاف، در غصب فدک رخ داد. فدک باغی بود که نبی خدا مصلحت دید که به اهل بیت خود ببخشد، چون آن‌ها محل رجوع مردم بودند و آن بیت هزینه داشت، طبعا پیامبر به فکر تأمین مخارج مردم بودند، اما متأسفانه بعد از رحلت پیامبر (ص) این غصب ناروا اتفاق افتاد. سپس کژی‌های مکرّر اتفاق افتاد، رعایت نکردن مساوات در تقسیم بیت‌المال، تبعیض‌ها بین مسلمانان عرب و عجم، مهاجر و انصار و نیز بین صحابی و تابعی یعنی آن‌هایی که پیامبر (ص) را درک کرده بودند و آن‌هایی که ایشان را درک نکرده بودند و از این قبیل امور روی داد که به‌تدریج فزونی گرفت، اینها، ریشه‌های بحران اجتماعی آن عصر بود؛ بنابراین در جامعه پس از پیامبر (ص) تبعیض، غصب، محرومیت، نادیده گرفتن و منع‌کردن بخشی از افراد جامعه از حقوق حقه خود را شاهد هستیم. در حالی‌که این کژی‌ها و انحراف‌ها در جامعه پیامبر (ص) وجود نداشت و بعد از پیامبر به‌تدریج ظهور و نمود اجتماعی پیدا کرد و در زمان معاویه و یزید بن معاویه به اوج خود رسید. سپس تحریف‌ها به‌تدریج در جامعه اسلامی نوپا رواج پیدا کرد، سنت‌ها و روش‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نادرستی جایگزین سنت و سیره‌ای شد که پیامبر آن‌ها را بنا گذاشته بود. جاهلیت عربی کور و پادشاهی منسوخ‌شده مجددا بازگشت. حال، زمانی که حاکم خودخوانده، خواست از حضرت سیدالشهدا (ع) تایید رسمی و بیعت بگیرد، حضرت راه و رسم بناگذاشته شده توسط بنی‌امیه را نپذیرفت و این‌چنین بود که نهضت حسینی رقم خورد و نام نامی حضرت سیدالشهدا (ع) جاویدان باقی ماند.

قیام عاشورا چه تحولاتی در حوزه فرهنگ جهان اسلام ایجاد کرد؟

تاثیر قیام عاشورا در طول تاریخ گسترده است و علاوه‌بر جامعه بزرگ شیعی، تاثیر آن را حتی در جامعه اهل سنت، و بلکه فراتر از آن، در سطح جامعه جهانی هم می‌توان مشاهده کرد؛ بنابراین آن اتفاقی که ۱۴۰۰ سال پیش روی‌داد، اثرات و نتایج آن تا به امروز ادامه یافته. این امر نشان می‌دهد که این قیام همچنان زنده و به اهداف خود دست یافته است. بلافاصله بعد از شهادت حضرت سیدالشهدا در همان سال ۶۱قمری، سیر تحولات فرهنگی آغاز شد. از همان روز‌های اولیه پس از عاشورا، وقتی که اسرا را به شام بردند، تحولات آغاز شد، تا جایی که یزید گفت من راضی به این کار نبودم و خدا لعنت کند ابن‌زیاد را که این کار را انجام داد! و سپس از خانواده حضرت سیدالشهدا دلجویی کرد.

ازجمله نتایج قیام عاشورا این بود که پیروان امام‌حسین (ع) گسترده شدند. مخالفان و دشمنان می‌خواستند پیروان خاندان علی (ع) نباشند، اما ما امروزه می‌بینیم پیروان اهل‌بیت پیامبر (ص) در سراسر عالم حضور دارند. نه‌تن‌ها پیروان اهل‌بیت به‌عنوان یک گروه کاملا مجزا به نام شیعیان، بلکه ما حتی عناوینی، چون اهل‌سنت ۱۲امامی داریم! افراد اهل سنتی که می‌گویند ما ۱۲ امامی هستیم و آن‌ها را دوست داریم، یا افراد مسیحی داریم که امام حسین‌بن‌علی (ع) و علی‌بن‌ابیطالب (ع) را دوست دارند یا هندو‌هایی که می‌گویند ما پیرو علی و حسین هستیم و راه و رسم آزادگی را از آن‌ها آموختیم. خوب، روشن است که محبت، دوست‌داشتن و دوست‌نداشتن یک امر فرهنگی است.

یا نمونه دیگر آن‌که معاویه می‌خواست لعن بر امام علی‌بن‌ابیطالب را در مناطق تحت سلطه خود رواج دهد درحالی‌که محبت علی‌بن‌ابیطالب و خاندانش امروزه در جهان گسترش پیدا کرده و این تحول ناشی از قیام عاشوراست. درمجموع تلاش‌های خاندان اموی برای خنثی‌کردن تأثیرگذاری قیام امام‌حسین (ع) بر جامعه بی‌نتیجه ماند و هر روز حقانیت حضرت سیدالشهدا و آرمان‌های انسانی آن حضرت برای جامعه بشری بیشتر روشن شد. به‌طورمثال بشر به‌تدریج متوجه شد که رئیس و رهبر جامعه اسلامی باید نسبتی با رسول خدا (ص)، به‌عنوان بنیانگذار جامعه اسلامی داشته باشد. باید به ارزش‌هایی، چون توجه به مساوات و عدالت در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حقوقی، اهتمام داشته باشد و این البته از اثرات و از نتایج قیام امام‌حسین (ع) است که تربیت‌یافته امام عادلین، امام علی‌بن‌ابیطالب (ع) است.

با توجه به شخصیت انسانی امام‌حسین (ع)، آیا سنت‌های امام برای جهان امروز قابل بهره‌برداری است؟

امروزه خوشبختانه همه ایده‌های حضرت سیدالشهدا (ع) در گستره جهانی، خواستار فراوانی یافته است. در عرصه سیاست و حکومت، استقرار حاکمی شایسته جانشینی پیامبر (ص)، عادل، مومن، عالم، آگاه، منصف، مردم‌دوست، دوستدار حق، حامی بی‌بضاعت‌ها، و در عرصه اقتصاد و مال، احترام به اموال مسلمین، احترام به تلاش و دسترنج مردم، مساوات و برابری در عطایا و بخشش‌های دولت، عدم تبعیض در بذل و بخشش‌ها، عدم تبعیض در اخذ و عدم اخذ مالیات و ارزش‌های اجتماعی‌ای امثال اینها، جاذبه و گیرایی فراگیر دارد. این خواستن‌ها خیلی ارزشمند است. علی (ع) این ارزش‌ها را در حکومتش به‌پا کرد و حضرت سیدالشهدا (ع) آن‌ها را ماندگار نمود. اگر قیام امام‌حسین (ع) نبود همه ارزش‌های علوی محو می‌شد. این ارزش‌ها نه تن‌ها میراث جامعه شیعی که میراث بشریت و قابل بهره‌بردای و اقتباس برای همگان است. میراثی که زمامدار و حکمران (امام‌علی) همانند احدی از آحاد مردم زندگی می‌کرده، مانند آن‌ها می‌خورده، مانند آن‌ها می‌پوشیده و راه می‌رفته و در مجامع عمومی ظاهر می‌شده. این میراث، الگویی باقیمانده از حضرت امام علی‌بن‌ابیطالب است که فرزندش می‌خواست آن‌ها را احیا کند و رواج دهد و در این راه، توسط مخالفان این طریق و راه و سلوک، به شهادت رسید، اما ما اکنون باید برای محو فقر و محرومیت که دغدغه حضرت علی و امام‌حسین (ع) بود، تلاش کنیم. احقاق حقوق زنان باید دغدغه ما باشد همان‌گونه که دغدغه و سیره پیامبر و علی (ع) بود. رفع بی‌سوادی و جهل جامعه، رفع کژی‌ها و مفاسد از جامعه، بهبود وضعیت معیشت مردم و ارتقای زندگی آن‌ها باید تلاش ما در راستای تلاش‌های امامان والامقام ما باشد. کوتاه‌سخن از بحث ما درباره عاشورا آن است که حضرت سیدالشهدا راه و رسم و سیره نبوی را در دوره حکومت پنج‌ساله پدر خود دید و تلاش داشت آن‌ها را برای مردم جامعه بازگو و احیا کند.

پاسخ امیر شارجه به یک سوال

چند روز پیش فیلمی را از امیر شارجه می‌دیدم که خبرنگار از او می‌پرسد تحت‌تاثیر کدام شخصیت اسلامی و تاریخی قرار داشته است؟ او پاسخ داد علی‌بن‌ابیطالب. در عرصه فرهنگ، علی باسوادترین، عالم‌ترین و دانشمندترین صحابه پیامبر اکرم (ص) بود و بیشترین اثر را در خطابه و سخنوری، نوشتن و کتابت و به تعبیر او ثقافه (فرهنگ) از خودش به‌جای گذاشته است. دعا‌ها و خطبه‌ها، نوشته‌ها، پند‌ها و اندرزها، تحلیل‌ها و تفسیر‌های او را ببینید، به لحاظ فرهنگی او نمونه و یکتا و بی‌نظیر است. عهدنامه مالک‌اشتر را تدریس کنیم تا به بشریت بیاموزیم چگونه سیاست‌ورزی و حکمرانی و اهداف فرهنگی و اجتماعی شایسته را پیگیری کند. همه این دغدغه‌ها و تعلیمات را در خطبه‌های حضرت سیدالشهدا در جای‌جای سفرش از مدینه به مکه و بعد به عراق و کربلا مشاهده می‌کنیم.

منبع: روزنامه جام جم 
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها