سکانس ماندگار | نگاهی به اولین بازی ابراهیم حاتمی‌ کیا

ببینید | یک مامور چشم‌ سبز

معضل اجاره‌ نشینی به‌قدری بحرانی است که انگار عنان کار از دست مسئولان این حوزه هم خارج شده و بسته‌های پیشنهادی دولت درباره کنترل اجاره‌بها و مهار قیمت‌های نجومی رهن و اجاره و زیاده‌خواهی برخی مالکان و بی‌پناهی و بیچارگی مستاجران هم با وضع موجود، چندان خوشبینانه به‌نظر نمی‌رسد و دست‌کم به نتیجه رسیدن آن نیاز به زمان زیادی دارد.
کد خبر: ۱۳۷۰۷۵۸
نویسنده علی رستگار - گروه فرهنگ و هنر
تعداد بازدید : 42

اما تا شنیدن بوی بهبود اوضاع جهان، بدک نیست در نگاهی نمکین و خیالبافانه به مانیفست و جهان‌بینی حسین (حسین رضایی) در «زیر درختان زیتون» پناه ببریم و دل خوش کنیم؛ آنجایی که پشت نیسان خاکی‌رنگ نشسته و در محضر یک گلدان شمعدانی با گلی صورتی، پیشنهاد کارگردان فیلم (محمدعلی کشاورز) برای ازدواج با دختر کولی را به دلیل بی‌سوادی او رد می‌کند، آن هم درحالیکه به قول کارگردان، طاهره (طاهره لادانیان) هم به دلیل اینکه حسین سواد ندارد، او را نمی‌خواهد.

حسین اما تحلیل منحصربفرد خود را دارد: «من فکر می‌کنم که اگه بخوان خونه‌ دارا با خونه‌ دارا ازدواج کنن، پولدارا با پولدارا، بی‌سوادا با بی‌سوادا، این زندگی نمیشه. بهتره که باسوادا با بی‌سوادا ازدواج کنن، پولدارا با پول‌ندارا ازدواج کنن، خونه‌ندارا هم با خونه‌دارا، که اینا همدیگرو بتونن روبراه کنن. از نظر من این بهتره.» بااینکه کشاورز اینجا از حرف‌ها و لحن بامزه رضایی خنده‌اش گرفته و سعی می‌کند، با گرفتن دستش روی بینی و دهان، خنده‌اش را پنهان کند، حسین فکری به حال خانه‌های خالی هم می‌کند و حرفش باتوجه به امروز و وجود حدود دو و نیم میلیون خانه خالی در کشور – که از جمله علت‌های بحران مسکن است- انگار تحلیل پیشگویانه و طنازانه‌ای به نظر می‌رسد: «دو نفر اگه دو تا خونه داشته باشن، بخوان با هم ازدواج کنن، خب این که نمیشه سرشون رو بذارن تو این خونه، پاشون رو بذارن تو اون خونه! بد میگم آقا؟ می‌تونن؟»

خنده کارگردان داستان/ کشاورز اینجا علنی می‌شود و می‌گوید: «نمی‌دونم. ولی می‌تونن یه خونه رو پاشونو دراز بکنن، اون یکی رو هم اجاره بدن. نمی‌تونن؟» جالب است که باوجود مخالفت نرم کارگردان با حسین و آچمزکردن این عاشق بی‌سواد و بی‌خانه، پیشنهاد اقامت در یک خانه و اجاره دادن آن خانه دیگر هم نسبت درستی با واقعیت موجود و امروز جامعه دارد و در فرامتن، تلاشی برای جلوگیری از بحران مسکن است.

اگرچه حسین پیشنهاد کارگردان را برای ازدواج با دختر کولی رد می‌کند، اما خودش در دنیای فیلمی که در جهان قصه زیر درختان زیتون با حضور او و طاهره ساخته می‌شود، سبک زندگی کولی‌واری دارد و برای زیستش با همسرش، قائل به خانه و مامنی ثابت نیست و در نقش بازیگر فیلم، همان فردای روز زلزله و باوجود از دست دادن 25 و به عبارتی 65 نفر از اعضای خانواده و اقوام، زندگی مشترکش را زیر 20 متر نایلون کشاورزی (به قول حسین: پالاستیک) شروع می‌کنند. همه حرف عباس کیارستمی در زندگی و دیگر هیچ و زیر درختان زیتون، همین تکیه بر عشق و تاکید بر زندگی باوجود نفس کشیدن در حضور مرگ و نیستی است.

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها