عصرگاه یکشنبه ، تهران شاهد وقوع تندبادی شدید بود (سرعت این باد 75 کیلومتر در ساعت گزارش شده است) که با باران شدید همراه بود. سرعت باد اگرچه در مقایسه با وزش بادهای موسمی تهران بیشتر بود ، اما هنوز تا رسیدن به طوفانی جدی فاصله داشت.
کد خبر: ۱۳۴۶۱۶
اما همین وزش باد کوتاه مدت عواقبی را برای پایتخت کشورمان به همراه داشت. بر پایه گزارش های ارائه شده ، 75 حادثه در تهران رخ داد. مناطق وسیعی از تهران دچار خاموشی های کوتاه مدت یا بلندمدت شدند، یک نفر به دلیل سقوط درخت جان خود را از دست داد، 4 نفر زخمی شدند، 16 درخت در خیابان های شهر سقوط کرد ، 14 تیر برق فرو افتاد و 9 داربست فلزی ساختمانی نیز واژگون شد و ترافیک هم که به طور طبیعی افزایش چشمگیری داشت. این رویداد یادآوری تلخی از این واقعیت است که تهران بسیار از آنچه پیش از این می پنداشتیم آسیب پذیر است.
رویداد روزهای گذشته به عنوان وزش بادی سریع شاید غیرقابل پیش بینی بود، اما همه ما می دانیم که تهران روزی خواهد لرزید. شهرما که در برابر تندبادی چنین بی دفاع خود را نشان می دهد در برابر رویدادی که حتما روزی (و شاید به زودی) رخ خواهد داد چگونه تاب خواهد آورد. بررسی های علمی نشان از آن دارد که دو گسله اصلی از شمال و جنوب تهران می گذرد که هر یک می تواند زلزله ای بزرگ را به وجود آورد. برخی این احتمال را مطرح کرده اند که در صورت وقوع زمین لرزه ای شدید در یکی از گسلهای شمال و جنوب امکان فعال شدن دیگری نیز وجود دارد. اما سوال این است که در برابر زلزله ای به قدرت 6.5 تا 7 ریشتر، شهر بی دفاع ما چگونه تاب خواهد آورد.
از نوشتن سطور بعد قصد ترساندن شما را ندارم ، اما گاهی لازم است بترسیم ، پیش از آن که دیر شود. مدارک علمی به ما می گوید، اگر تهران بلرزد، صدها بنا فرو خواهد ریخت ، بررسی های علمی به ما می گویند، به دلیل تراکم بالا و عدم ساختار ایمن بناهای ما بسیاری از گذرگاه ها و معابر ویران خواهد شد. ساختمان های به ظاهر مدرن با نماهای شیشه ای ، تبدیل به بمبی از خرده شیشه می شوند که بر فراز سر مردم منفجر شده است.
اختمال ریزش سنگ از کوهستان های شمال تهران وجود دارد و این در حالی است که ساختمان های ما تا ارتفاع بالایی به حریم کوهستان تجاوز کرده اند و نه تنها خود در برابر خطر قرار گرفته اند که دیگران را نیز در خطر قرار داده اند. شبکه آب و فاضلاب ما توان مقاومت در برابر زلزله را ندارد و در نتیجه با قطع وسیع آب روبه رو خواهیم بود. تیرهای برقی که در برابر بادی شدید تاب نیاوردند در برابر زلزله از پیش تسلیم هستند و برق شهر قطع خواهد شد، تلفن نیز که تکلیفش معلوم است.
از سوی دیگر شبکه گازرسانی تهران نیز آسیب خواهد دید و باید در انتظار حریق های گسترده در سراسر شهر باشیم و این در حالی است که عملا امیدی به امداد نباید داشت. چراکه بسیاری از پایگاه های امدادی و آتش نشانی خود در برابر چنین رویدادی آسیب پذیرند و تازه اگر هم بتوانند یا بخواهند کاری کنند، چگونه خواهند توانست؛
کارشناسان سازه به ما می گویند بسیاری از کوچه ها و خیابان های اصلی ما به دلیل حجم آوار تخریب خواهد شد. بزرگراه های تهران که هم اکنون هم قفل شده هستند تقریبا ناکارآمد می شود و بهترین ابزار حمل ونقل پا پیاده خواهد بود. بخش فاجعه بار ماجرا آنجاست که همه می دانند این رویداد روزی خواهد افتاد و قطعا تهران می لرزد، حتی کارشناسان معتقدند از زمان این زمین لرزه گذشته است و هر روز می توان در انتظار این رویداد فاجعه بار بود.
حال سوال اینجا است زمانی که می دانیم تا این حد بی دفاعیم و فاجعه حتما رخ خواهد داد چرا برای کاهش اثرات آن کاری نمی کنیم؛ آیا حتما باید فاجعه مانند بم اتفاق بیفتد تا چند روزی به این بیندیشیم که مقاوم سازی ساختمان ها ضروری است و باز هم فراموش کنیم. ای کاش تهران نلرزد، اما لحظه ای این احتمال را نیز در نظر بگیریم و بیندیشیم.