طرح مساله : ریشه و علت تاریخی - اجتماعی جامعه ایران در عدم دستیابی به اقتصاد پیشرفته در یکصدسال گذشته و بویژه در دو دهه اخیر در فقر و ضعف و خلا مدیریت علمی اقتصاد بوده است فقر و ضعف و خلائ مدیریت علمی اقتصاد در جامعه ایران
کد خبر: ۱۳۲۷۹
صرف نظر از علل تاریخی - اجتماعی روشن ، در یک بخش خصوصی نابالغ ، عقیم و سترون نمود یافته است واقعیت علمی و تاریخی این بوده و هست که بخش خصوصی اقتصاد ایران هیچ گاه به نقش و رسالت تاریخی و اجتماعی خود، آگاه نبوده و به خودیابی نرسیده است . در دو دهه گذشته ، اقتصاد دولتی ، مانع و محدودکننده بخش خصوصی بوده ؛ اما علت عدم رشد و بلوغ بخش خصوصی فقط و فقط فقر تفکرات علمی بخش خصوصی بوده است . بخش خصوصی ایران ، بشدت تحت تاثیر فرهنگ و مدیریت های سنتی و گاه شبه علمی اقتصاد است . حاکمیت فکری و ارزشی مدیریت های سنتی در بخش خصوصی ایران ، علت اصلی تن در دادن جامعه ایران به اقتصاد دولتی بوده است . اقتصاد دولتی در ایران ، نتیجه قدرت غلبه جویی نبود؛ بلکه میدان خالی از حریف قدر بخش خصوصی بود. اقتصاد دولتی ، نتیجه طبیعی ضعف و فقر علمی در مدیریت های بخش خصوصی اقتصاد ایران بوده است . الگوی پژوهشی در خود مقصری بخش خصوصی : )1می توان از الگوی پژوهشی شناخت و جمع آوری آیتمهای فعالیت مستقل بخش خصوصی ، به این نتیجه رسید که در بیشتر فعالیت های مستقل و کمتر درهم آمیخته بخش خصوصی با بخش دولتی ، راندمان فعالیت ، ضعیف ، ناکارا و منفی بوده است . )2الگوی پژوهشی دیگری وجود دارد که چنین مجرایی از تحقیق را باز می گذارد: با وجود گذشت قریب به 15سال از اعلام بخش دولتی در زمینه سیاست های خصوصی سازی و بن بست و اجبار و اقرار و تسلیم بخش دولتی برای آزادسازی اقتصاد، بخش خصوصی نه استعداد لازم و نه سرعت درک استراتژی ها و جذب و هضم فرصتها را داشته است . بخش خصوصی ایران ، توان اقناع فکری جامعه را برای تصدی گری دولت ندارد. ریشه و علت اصلی مشکلات اقتصادی جامعه ایران از قدیم تاکنون ، در فقر مدیریت های علمی بخش خصوصی بوده است . یک تصویر تلخ و روشنگر: در 10سال گذشته ، موجی از شرکتها بویژه شرکتهای کامپیوتری ، الکترونیکی و اینترنتی عموما با مدیریت هایی که با انواع مدارک مهندسی و دکتری دانشگاهی فعالیت می کنند، به وجود آمده است . علی رغم رشته های نوآور و کامپیوتری و عدم حضور فیزیکی اقشار و مدیریت های صنایع دیگر- که حامل و وارث تفکرات سنتی هستند- باز مشاهده می شود که بیش از 90درصد روشها، رویه ها، تفکرات و اعمال شرکتها، به طور عمیق تحت تاثیر فرهنگ و ارزشهای سنتی قرار دارد. نتیجه این است که حتی صنایع نو و ورود فناوری پیشرفته ، ورود اقشار جدید جوانان و فارغ التحصیلان دانشگاه ها و حتی ورود فارغ التحصیلان دانشگاه های خارج ، نتوانسته و نمی تواند بخش خصوصی را از حیث ماهیت و نوع مدیریت ، بهینه کند. سیستم مدیریتی شرکت محوری ؛ راهکار تاریخی رشد بخش خصوصی : روابط علمی بخش دولتی - بخش خصوصی در سیستم مدیریتی 7عنصری (مقاله پیش ) مطرح شد. بخش دولتی برای ترک تصدی گری باید از نمودار سیستم مدیریتی 7عنصری برای ترک تصدیگری و آزادسازی اقتصاد و خصوصی سازی استفاده کند. بخش خصوصی ایران نیز به نقش و رسالت خود، آگاه نیست ؛ بنابراین هر دو بخش در یک چیز مشترکند: بخش دولتی مایل به ترک تصدی گری است ؛ اما نمی داند چطور و چگونه و بخش خصوصی مایل به ایفای نقش اصلی خود در جامعه است ؛ اما علم و مدیریت لازم را ندارد. برای حل این مساله ، سیستم مدیریتی شرکت محوری ، به عنوان تنها راهکار مطرح می شود. رووس کلی سیستم مدیریتی شرکت محوری : -1سیاست حمایتی - نظارتی دولت و بخش دولتی برای میدان دادن به بخش خصوصی انتخاب شود. -2برنامه اصلی در استراتژی حمایتی - نظارتی بخش دولتی ، باید انواع حمایت ها برای 6طبقه بندی از شرکتهای جامعه باشد. -3نسبت حمایت ها با صنایع و خدماتی که در آنها مزیت نسبی و رقابتی دارند، افزایش می یابد. 6 -4طبقه بندی از شرکتها، طی یک برنامه سریع دوساله به صورت زیر اجرا شود: الف ) گروه 1000شرکتی ب) گروه 3000شرکتی ج) گروه 6000شرکتی د) گروه 10/000شرکتی ه) گروه 15/000شرکتی و) گروه 20/000شرکتی -5نسبت حمایت ها، برای گروه هایی با تعداد شرکتهای کمتر، افزایش می یابد؛ یعنی حمایت های ویژه برای گروه 1000شرکتی ، بیشتر از گروه 3000تایی و الی آخر است . -6نسبت حمایت ها، در جهت صادرات غیرنفتی و همچنین اهداف رقابتی WTOافزایش می یابد. -7سیستم مدیریتی شرکت محوری دارای دهها سازمان عملیاتی و صدها فایل پژوهشی خواهد شد که قادر خواهد بود پی ریزی اصلی سیاست ها و استراتژی ها را برای خصوصی سازی ، کاهش تصدیگری دولت ، افزایش صادرات و آماده سازی جامعه برای پیوستن به WTO، طی 2سال هموار کند.