پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی فرصت جدیدی به اتحادیه اروپایی داد تا بتواند خود را به عنوان یک قدرت جهانی در عرصه روابط بین الملل نشان دهد. از همان بدو تشکیل ، این اتحادیه به عنوان یک قدرت در حال شکل گیری این سوال اساسی را در بر داشت که این اتحادیه چگونه با ایالات متحده که در پی برقراری نظم جهانی یکجانبه است تعامل خواهد داشت. بحران عراق تا حد زیادی فقدان استراتژی اتحادیه اروپایی را در این باره نشان داد. ایجاد دو جبهه متفاوت در این اتحادیه ، یکی به رهبری فرانسه و آلمان که با هر گونه همراهی و همکاری این اتحادیه با امریکا در حمله به عراق مخالفت می کردند و دیگری به رهبری انگلیس و اسپانیا که همراهی با امریکا را ترجیح می دادند، نشان داد تا چه اندازه این اتحادیه برای مقابله با بحران های جهانی بدون استراتژی منظم و یکپارچه است.
در خصوص نقش اتحادیه اروپایی در بحران های منطقه ای بویژه بحران فلسطین و اسرائیل و نیز نحوه تعامل آن با ایالات متحده امریکا، واقعیت این است که از ابتدای به جریان افتادن روند مذاکرات صلح خاورمیانه در سال 1991 در مادرید، امریکا از هیچ کوششی برای دور نگه داشتن اروپا از مذاکرات دریغ نکرد. در آن دوران جورج بوش پدر، رئیس جمهور وقت ایالات متحده براین تصور بود که حذف اتحاد جماهیر شوروی از معادلات جهانی فرصت مناسب را برای بسط نفوذ و دخالت امریکا در سرتاسر دنیا فراهم کرده است و بنابر این امریکا باید با نادیده گرفتن قدرتهای دست دوم ، رهبری بلامنازع خود را بر جهانی تک قطبی تثبیت کند، اما اتحادیه اروپایی با این رهیافت یکجانبه گرایی امریکا مخالف بود و اصرار داشت که جهان بویژه منطقه خاورمیانه پیچیده تر و خطرناک تر از آن است که تنها یک ابرقدرت بتواند همه هزینه های ناشی از دخالت در حوزه های بحران خیز را تحمل کند.
به نظر می رسد جنگ 33 روزه حزب الله لبنان و اسرائیل تا اندازه ای این موضوع را روشن کرد که ایالات متحده به تنهایی نمی تواند در بحران های بین المللی یکه تاز باشد. از این رو، امریکا با دور نگهداشتن خود از حضور در نیروهای حافظ صلح ، با اصرار این نقش را به اروپا واگذار کرده و از دیگرسو، اروپا با پذیرش هزینه اعزام نیروهای خود به منطقه پر خطر جنوب لبنان ، اراده ای جدی برای ایفای نقش در خاورمیانه از خود نشان داده است.
اگر نیروهای تحت فرماندهی اروپا در جنوب لبنان موفق به اجرای دقیق و کامل قطعنامه 1701 شورای امنیت و استقرار نظم و ثبات در مرز اسرائیل و لبنان شوند، این مساله نیز رهبران کشورهای منطقه را متقاعد خواهد کرد که اروپا می تواند در منطقه خاورمیانه نقش مثبتی داشته باشد، ولی با نگاهی به رویدادها و تحولات سیاسی اخیر لبنان ، تا حدودی نقش اتحادیه اروپایی در این منطقه زیر سوال رفته است.