jamejamonline
جامعه عمومی کد خبر: ۱۳۲۱۴۹۵   ۲۷ خرداد ۱۴۰۰  |  ۱۵:۱۵

این شماره «تلفن همراه رئیس‌جمهور» است؛ لطفا ذخیره بفرمایید

مکالمه با رئیس‌جمهور

اگر همین الان شماره تلفن همراه رئیس‌جمهور به‌دست شما برسد، چه می‌کنید؟ من یکی که برای اطمینان و طبق عادت، بلافاصله بعد از ذخیره شماره، سراغ پروفایل واتس‌اپ و تلگرام می‌روم تا ببینم عکس و نشانی از خود رئیس‌جمهور در آن موجود است یا نه. اگر هم جسارت و کنجکاوی‌ام گُل کند، احیانا فایل صوتی یا پیام و استیکر مُجازی برایش بفرستم. متن و پیام و عریضه‌ام، احتمالا محدود و منحصر به مصائب، مشکلات و گرفتاری‌های شخصی خواهد بود و البته ممکن است اگر دگردوستی‌ام را تقویت کنم و وجدانم را هم به یاری بطلبم، قبل طرح موضوع و مشکلات شخصی، اول و به شکل کلی‌تر از مشکلات و درد‌های امروز جامعه هم بگویم و اشاره کنم درد من درد مشترک خیلی‌هاست.

این فکر و ایده جذاب یعنی در دسترس بودن شماره تلفن همراه رئیس قوه مجریه برای عموم و طرح مستقیم مشکلات مردم با او، چند سال قبل در فیلمی به نام «تلفن همراه رئیس‌جمهور» به کارگردانی علی عطشانی، تهیه‌کنندگی محسن علی‌اکبری و نویسندگی جابر قاسمعلی مطرح شد، اما متاسفانه این سوژه خوب به‌دلایلی، چون فیلمنامه نه‌چندان دقیق و جذاب و پرداخت نه‌چندان مناسب در کارگردانی و انتخاب و بازی بد برخی بازیگران و البته سنگ‌اندازی‌ها و حاشیه‌هایی که در تولید و پخش این فیلم انجام شد، از دست رفت و به فیلم درخشان و ماندگاری تبدیل نشد.

با این حال و باوجود ۱۰ سال از زمان ساخت فیلم، همچنان طرح و ایده اولیه فیلم، باتوجه به هر انتخابات و موقعیت سیاسی کار می‌کند و طرف مردم می‌ایستد و هیچ بد نیست نامزد‌های محترم ریاست‌جمهوری در هر دوره‌ای، همین فیلم را با همه ضعف‌ها و کم‌وکاستی‌هایش به تماشا بنشینند تا شاید از این طریق، تا حدودی حساب انبوه گرفتاری‌ها و مشکلات مردم دست‌شان بیاید و واقعا وقتی که دست‌شان می‌رسد، کاری برای این ملت انجام دهند.

در فیلم «تلفن همراه رئیس‌جمهور»، سیمکارت خاموش سالیان گذشته رئیس‌جمهور وقت (محمود احمدی‌نژاد) به شماره ۰۹۱۲۳۵۹۷۵۱۶ به‌طور اتفاقی به دست یک مرد شمالی ساده‌دل و زحمتکش و فرودست به نام قربانعلی (مهدی هاشمی) می‌افتد که با تنها دارایی و سرمایه‌اش، وانت آبی، باربری می‌کند و امورات زندگی بخور و نمیر خودش، همسرش ملیحه و دختر بیمارشان رعنا را می‌گذراند، اما خرید نادانسته این سیمکارت، مسیر زندگی قربانعلی را به شکلی اساسی تغییر می‌دهد و شب و روز کارش می‌شود شنیدن مسائل و مشکلات مختلف مردم.

بار کنایی و انتقادی فیلم، به‌خوبی از این سوءتفاهم و موقعیت اشتباه، به مخاطب منتقل می‌شود؛ این‌که چرا به‌جای رئیس‌جمهور، یک باربر ساده و فرودست، بار این همه مشکل را به دوش بکشد، آن هم وقتی خودش با انبوه مشکلات دست و پنجه نرم می‌کند؟

شدت تقاضا‌های مردم در نهایت باعث می‌شود قربانعلی، یکی از آن‌ها را جدی بگیرد و خودش شخصا برای حل مشکل آستین بالا بزند و تنها سرمایه زندگی‌اش را بفروشد و تهش هم به‌دلیل افزایش طرح مشکلات مردم و آگاهی و همدردی با آن‌ها کارش به جنون و آسایشگاه روانی می‌رسد.

مسیر اشتباه و نه‌چندان جذاب قصه به‌ویژه تمرکز روی عمل جراحی دختر خانم طیبی و اصرار بر رئالیسمی که تصمیم درستی برای این فیلم و فضا به نظر نمی‌رسد، «تلفن همراه رئیس‌جمهور» را از رسیدن به نقطه‌ای ایمن و قابل‌اتکا دور می‌کند. شاید اگر قاسمعلی که موقع نوشتن فیلمنامه این فیلم، «ژنرال دلا رووره» ساخته روبرتو روسلینی را در ذهن داشت، بیشتر به آن سمت و سو و ترکیب فضای کمیک و حماسی می‌رفت یا اگر در کارگردانی و فضاسازی فیلم، مابه‌ازایی درست و اینجایی انتخاب می‌شد (نه شخصیت‌های کاریکاتوری با بازی‌های اکبر عبدی و علی دهکردی)، آن‌وقت «تلفن همراه رئیس‌جمهور» در حال و هوا و اثرگذاری، به نیمی از کامیابی فیلم روسلینی دست می‌یافت.

آنجا البته خط قصه چیز دیگری است و با کلاهبرداری خرده‌پایی به نام باردونه (ویتوریو دسیکا) مواجه‌ایم که در زمان اشغال ایتالیا و حکومت نازی‌ها، ظاهرا با نیت کمک به هموطنانش، آن‌ها را سرکیسه هم می‌کند، اما به‌مرور سیر اتفاقات، باعث می‌شود آن روی دیگر شخصیتش را نشان دهد و از جایی به بعد، آگاهانه هویت یک قهرمان ملی ایتالیا را در همراهی با مردم به خود بگیرد. در «تلفن همراه رئیس‌جمهور»، اما این تغییر هویت و قهرمانی به‌شکل دیگری رخ می‌دهد و قربانعلی با وجود شباهت اندکی که در کلاهبرداری به باردونه دارد-قربانعلی قبلا به‌دلیل جعل امضا با نیت خیر کمک به یک ارباب‌رجوع، از محل کارش بازخرید و درواقع اخراج شده بود-از شدت آگاهی از میزان مشکلات مردم به جنون می‌رسد.
 

علی رستگار روزنامه‌نگاری که شماره تلفن رئیس‌جمهور را گرفت ولی متاسفانه خاموش بود / روزنامه جام جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
فاجعه بزرگ شروع شده است

فاجعه بزرگ شروع شده است

هورالعظیم جان ندارد. از این تالاب بین‌المللی شبحی بیشتر باقی نمانده است. لاشه هزاران ماهی و گاومیش‌هایی که در گل و لای مدفون شده‌اند از فاجعه‌ای خبر می‌دهد که پیامدهایش بیش از گذشته گریبان دیگر کلانشهرها و حتی پایتخت را خواهد گرفت.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر