دکتر عطاءالله مهاجرانی : هیچ وقت نگفته ام که در انتخابات ریاست جمهوری نامزد نمی شوم

اظهارات اخیر مهاجرانی درباره جنگ تحمیلی که وی از آن به برادرکشی تعبیر کرد در محافل مطبوعاتی سایه سنگینی افکند توجیهات بعدی او نشان داد که وی بیشتر براساس احساسات خود در این مورد سخن گفته است این موضوع به همراه مواضع او درباره نهضت آزادی
کد خبر: ۱۳۱۶۶
عناصر نفوذی در مطبوعات از مطالبی است که در این قسمت از گفتگو ، مورد بحث قرار گرفته است اشاره : اظهارات اخیر مهاجرانی درباره جنگ تحمیلی که وی از آن به برادرکشی تعبیر کرد در محافل مطبوعاتی سایه سنگینی افکند توجیهات بعدی او نشان داد که وی ، بیشتر براساس احساسات خود در این مورد سخن گفته است . این موضوع به همراه مواضع او درباره نهضت آزادی ، عناصر نفوذی در مطبوعات از مطالبی است که در این قسمت از گفتگو، مورد بحث قرار گرفته است وزیر اطلاعات در زمان تصدی شما در وزارت ارشاد گفته بود عناصر نفوذی در مطبوعات حضور دارند. این دیگر، اظهارنظر صریح آقای یونسی بود اما شما ظاهرا حتی حاضر به پذیرش آن هم نیستید ولی هیچ اسمی به ما ندادند.خواستید و ندادند؛ بله یعنی وزیر اطلاعات دروغ گفته بود؛ نه ، ببینید لطفا محافظه کاری نکنید شفاف پاسخ بدهید من نمی گویم دروغ بود، چون آقای یونسی را به عنوان یک شخصیت موجه و محترم قبول دارم من یادم هست که همان موقع در مصاحبه ای اعلام کردم که وزارت اطلاعات ، اطلاعاتش را درباره نفوذی هایی که در مطبوعات هستند به ما بدهد. در دوران 40 ماهی که من وزیر ارشاد بودم ، وزارت اطلاعات هیچ اسمی را به ما نداد حتی یک مورد هم وجود ندارد که وزارت اطلاعات رسما به وزارت ارشاد گفته باشد که این فرد خاص مثلا نفوذی است.رسما و کتبا اعلام نکرده اند یا به طور شفاهی هم نگفته اند؛ به صورت شفاهی یادم نیست که گفته باشند.به شما نگفتند و یا در وزارت ارشاد به هیچ کس نگفتند؛ ما ازطریق حراست ، مدام با وزارت اطلاعات مرتبط بودیم علاوه برآن در جلساتی که با مسوولان مطبوعات داشتیم ، از وزارت اطلاعات هم دعوت می کردیم که بیایند و نظر بدهند اگر موردی بود، در آن جلسات طبعا باید مطرح می شد حالا اگر غیر از وزارت اطلاعات ، دستگاه دیگری مثلا قوه قضاییه این اطلاعات را به دست بیاورد چطور؛ ببینید ، من به عنوان کسی که مسوولیت های متعدد داشته ام ، معتقدم که دستگاه ها بایستی به وظیفه خودشان عمل کنند یعنی وزارت اطلاعات باید در کار قوه قضاییه دخالت کند؛ نه شما وظایف وزارت اطلاعات را بخوانید اتفاقا خود من جزو کسانی بودم که وقتی بحث تشکیل وزارت اطلاعات و وظایف آن مطرح می شد، در جلساتش شرکت می کردم وزارت اطلاعات را، وزارت اطلاعات قوه مجریه تلقی نکنید دستگاه وزارت اطلاعات ، وزارت اطلاعات نظام است ، یعنی نظام جمهوری اسلامی یک دستگاه اطلاعاتی دارد که آن هم وزارت اطلاعات است در قانون تاسیس وزارت اطلاعات ، دستگاه اطلاعاتی را منحصر به یک وزارتخانه نکرده ضمن این که قوه قضاییه مکلف نیست وزارت اطلاعات را ضابط خود قرار بدهد شما قانون وزارت اطلاعات را بخوانید بحث حفاظت اطلاعات نیروهای مسلح چیز دیگری است . حفاظت اطلاعات برای نیروهای مسلح است دستگاه اطلاعاتی برای شهروندان است حفاظت اطلاعات نیروهای مسلح نمی تواند به تقابل با احزاب بپردازد ولی نیروی انتظامی و سپاه هم به صورت قانونی ، واحد اطلاعات )و نه حفاظت اطلاعات ( دارند دستگاه مسوول و مشخص برای اطلاعات کشور، وزارت اطلاعات است ممکن است وزارت اطلاعات جایی نیاز باشد از اطلاعات نیروی انتظامی و اطلاعات سپاه و ارتش کمک بخواهد؛ ولی این که اطلاعات نیروی انتظامی ، سپاه و ارتش به جای وزارت اطلاعات عمل کنند ، تخطی از وظایف است.یعنی اگر اطلاعات نیروی انتظامی یک باند فساد و جاسوسی را کشف کند حق ندارد اطلاعاتش را ملاک عمل قرار بدهد؛ آنجاکه بحث جاسوسی مطرح می شود باید به وزارت اطلاعات سپرده شود، این کار مطلقا وظیفه نیروی انتظامی یا سپاه نیست وظیفه دستگاه اطلاعاتی کشور است محور در شناخت نیروهای برانداز و جاسوس ، وزارت اطلاعات است پس ملاک شما نفس حق و باطل نیست ؛ بلکه دستگاهی است که حق و باطل را تشخیص می دهد بحث حق و باطل نیست ، بحث وظیفه است یعنی اگر کسی جاسوس بود، به صرف این که نیروی انتظامی آن را کشف کرده ، قابل استناد نیست؛ بحث ، وظیفه مشخص دستگاه هاست خداوند هم هستی را با تقدیر اداره می کند. یعنی هرکسی در جایگاه خودش هست شما یادتان باشد من سیزده سال معاون حقوقی دولت بودم ، پنج سال معاون حقوقی نخست وزیر و هشت سال معاون حقوقی رئیس جمهور با مجموعه این کارها آشنا بودم و معتقدم که اتفاقا یکی از جاهایی که ممکن است ما دچار بعضی از نابسامانی ها یا ناهمواری ها شویم ، موقعی است که دستگاه ها در جای خودشان عمل نکنند.فکر می کنید پورزند درباره شما هم چیزی گفته ؛ خبر ندارم در زمانی که شما در وزارت ارشاد بودید پورزند ارتباطی با وزارتخانه داشت؛ او هیچ وقت به وزارت ارشاد نیامد و من او را ندیده ام اگر خاطرتان باشد ، دو، سه سال پیش درباره روزنامه جامعه گفتید که این روزنامه نظرات نهضت آزادی را درج می کند و به همین دلیل هم به آن حمله کردید درست است؛ من معتقد بودم که نهضت آزادی به عنوان یک سازمان سیاسی ، خودش می تواند روزنامه داشته باشد و نباید نظراتش در روزنامه های دیگر مطرح بشود انتقادی که من به روزنامه جامعه داشتم این بود که با یک مدعای دیگری آمدند؛ ولی عملا سخنگویی نهضت آزادی را کردند.چه اشکالی داشت مگر؛ اشکالی که به نظر من رسید این بود که چرا ما شفاف و روشن عمل نکنیم مگر این منع قانونی داشت؛نه منعی ندارد چیزی که من گفتم در واقع به عنوان یک نظر مطرح شد اما تعابیر شما در آنجا به گونه ای بود که انگار با نهضت آزادی مخالفید ببینید ، با نهضت آزادی )به عنوان یک گروه سیاسی ( نمی شود گفت که من موافق هستم یا مخالف ما وقتی درباره یک سازمان سیاسی صحبت می کنیم ، نمی توانیم مثل یک اسلاید نگاه بکنیم . ممکن است در سیر عمر چهل و یک ساله نهضت آزادی ، مواردی باشد که با آن مخالف باشم من موقعی که در مجلس اول بودم ، به دلیل قرابتی که مواضع نهضت آزادی با رئیس جمهور وقت )بنی صدر( داشت ، جزو منتقدان جدی نهضت آزادی بودم ، هم در مجلس هم در مقاله هایی که در روزنامه ها منتشر می کردم منتها معنی اش این نیست که ما نهضت آزادی را همیشه به عنوان یک پدیده ثابت در نظر بگیریم و همیشه با آن مخالفت یا موافقت داشته باشیم.در بحث اخیر در مورد نهضت آزادی من مقاله ای نوشتم و با انحلال این گروه مخالفت کردم من معتقدم به سازمانی که عمر چهل ساله ای دارد و با انگیزه گرایش دینی شکل گرفته و شخصیت های شناخته شده ای در آن بوده اند بایستی مجال اصلاح بدهیم اما نهضت آزادی طبق بیانیه قوه قضاییه رفتار براندازانه داشته اما مطلقا وزارت اطلاعات معتقد نیست که نهضت آزادی در موضع براندازی بوده.نظر حضرت امام )ره ( درباره نهضت آزادی را قبول دارید؛ قبول دارم منتها نظر امام )ره ( انحلال نهضت آزادی و این که در موضع براندازی هستند نیست امام می گویند نهضت آزادی از گروهک منافقین بدترند لابد قرائت شما از این سخن امام آن است که هر هفته به نهضت آزادی اجازه میتینگ بدهند نه ، این کار را نکنید میان سیاه و سفید یک رنگ خاکستری قائل باشید باید به آنها مجال داد برای اصلاح خودشان تلاش بکنند. من معتقدم نحوه برخورد با نهضت آزادی باعث توجه بیشتر به این نهضت شد بر مبنای این استدلال اگر پیامبر )ص ( هم با خیلی از کفار، مثلا ابوسفیان کاری نمی داشت ، کمتر مطرح می شدند پیغمبر که روشش غیر از روش ماست روش پیامبر را با ابوسفیان بعد از فتح مکه ببینید روشش را با معروف ترین منافق دوران خودش ببینید.مگر ابوسفیان با بیگانگان ارتباط داشت؛ حالا این درست تخصص من است یعنی بحث تاریخ اسلام این درست همان جاست که بایستی در تک تک مواردش صحبت کرد من معتقدم که در واقع این شیوه ای که به طرف حذف و انحلال حرکت می کند، شیوه قابل دفاعی نیست.شیوه حمایت درست است ؛ نه حمایتی که موجب تجری بشود نباید کرد در واقع باید حمایتی کرد که موجب اصلاح باشد.مرزش کجاست ؛ مرزش در عمل اتفاق می افتد مرز ذهنی ندارد اجازه بدهید این مرز را به سازمان منافقین هم تسری بدهم اگر بخواهیم به سازمان منافقین که یک معاند است فرصت اصلاح بدهیم و از معاند ، مخالف بسازیم ، چکار باید بکنیم؛ سازمان منافقین در موضعی نیست که بشود آن را تبدیل به موافق کرد موضع آنها براندازی است و مشی مسلحانه دارد هیچ کس این حرف را نمی پذیرد که تبدیل معاند به مخالف یا موافق شامل یک گروه مسلح برانداز هم بشود تبدیل معاند به مخالف در حوزه نظری و اندیشه سیاسی است نه در حوزه فعالیت مسلحانه با کسی که به اسلحه پناه می برد و از اسلحه استفاده می کند، با زبان دیگری باید صحبت کرد.مگر عناد، فقط در درگیری مسلحانه است؛ مگر معاند نمی تواند جاسوس باشد یا از طریق فرهنگی با نظام مقابله کند؛ امروز باید فرد خیلی احمق باشد که برای براندازی نظام ، اسلحه در دست بگیرد.شما که بحث خودتان را نقض می کنید پیش از این گفتید که منافقین را بیاورید به موافق تبدیل کنید حالا می گویید من با نحوه استدلال شما که گمان می کنم غلط هم هست ، قضیه دعوت از منافقان را مطرح کردم . واقعا به نظر شما اگر منافقین اعلام کنند که ما از این پس اسلحه را کنار می گذاریم ، باید آنها را پذیرفت؛ اگر اعلام بکنند دیگر ما موضع براندازی نداریم و تسلیم جمهوری اسلامی بشوند و نهادهای ذی ربط هم آنها را تحویل بگیرند، باید پذیرفت ، کما این که کسانی این کار را انجام دادند؛ یعنی بعضی از منافقان آمدند و تسلیم شدند و گفتند ما دیگر در موضع براندازی نیستیم و دستگاه های مسوول هم با آنها رفتار متناسبی داشته اند طبیعی است که دستگاه اطلاعاتی کشور باید به اطمینان برسد که فرد دارد درست می گوید بنده فرد ذی صلاحی نیستم که بگویم این آدم درست می گوید یا نه اما درباره بحث بعدی که مطرح کردید عرض می کنم که همه نظامها در جهان با کسانی که فعالیت های جاسوسی می کنند شدیدترین برخوردها را دارند هیچکس نمی گوید بیایید با یک جاسوس وارد بحث بشوید و این معاند را تبدیل به موافق کنید. بحث این است که شما یک مخالف نظری آشکار دارید بدون پشتوانه خارجی و بدون پیوند خارجی و او یک نظر مخالفی دارد مثلا جمعهای دانشجویی که جوانهای همین جامعه هستند ممکن است درباره بعضی مسائل نظرات خیلی تندی داشته باشند؛ اما جاسوس نیستند در واقع به اعتبار موقعیت و شرایطی که دارند، مسائل تندی را مطرح می کنند ممکن است شما با بحث کسی را که کاملا مخالف است تبدیل به موافق کنید؛ اما شما با کسی که جاسوس است بحث نمی کنید در واقع او معیار و روال خودش را دارد.می توانم از حرف شما نتیجه بگیرم یک فرد مشکوک به جاسوسی تا وقتی که از او رفع شک و تردید نشود ، قابل اعتماد نیست؛ ببینید، جاسوس را دستگاه اطلاعاتی کشور بایستی شناسایی کند جاسوس را نمی شود توی خیابان و یا از پشت تریبون اعلام کرد جاسوس معنی مشخصی دارد یعنی کسی است که با یک دستگاه اطلاعاتی مشخص کار می کند جستجوی کم و کیف آن را دستگاه اطلاعاتی کشور بایستی مشخص بکند حتی ممکن است او را اعدام هم بکنند کما این که در تاریخ انقلاب شاهد بودیم افرادی که گاه ظاهر موجهی هم داشتند، اینها را دستگیر کردند. دستگاه اطلاعاتی کشور اعلام کرد اینها جاسوس اند و اعدام هم شدند و هیچ کس هم اعتراض نکرد ولی این طور نبود که هیچ اعتراضی نباشد آن اعتراض ، غیرموجه است ؛ یعنی اگر دستگاه اطلاعاتی کشور به شکل قطعی و مشخص بگوید که این فرد با سرویس های اطلاعاتی خارجی ارتباط داشته ، برخلاف مصالح ملی مرتکب این کارها شده و به اعدام هم محکوم شده است ، به نظریه کارشناسی دستگاه اطلاعاتی کشور کسی اعتراض نمی کند.برویم سراغ این موضوع برادر صدام که شما مطرح کردید ظاهرا موضوع جذابی شده شما صبر بکنید تا متن کامل مصاحبه منتشر بشود این گفتگو پس از انتشار خلاصه مصاحبه آقای مهاجرانی با روزنامه اعتماد و قبل از انتشار متن کامل آن انجام شده اگرچه در متن کامل نیز تفاوت چندانی با متن خلاصه وجود نداشت من نگفتم برادر صدام . من گفتم که جنگ میان ایران و عراق برادرکشی بود یعنی مسلمان کشی بود و شما می دانید که بخش عمده مردم عراق شیعیان هستند و جنگ ایران و عراق ، کشته شدن شیعیان به دست شیعیان بود از این بابت جنگ شیرین و قابل دفاعی نبوده و نیست کی جنگ را شروع کرد؛ عراق شروع کرد پس شما منظورتان این است که صدام برادرکشی کرد؛ من از موضع کسی می گویم که به مسلمانها نگاه می کند. همانطور که درگیری شیعیان حزب الله و جنبش امل را برادرکشی می دانم و کشته شدن گروه های افغانی به دست یکدیگر را برادرکشی ارزیابی می کنم ، کشته شدن شیعیان ایرانی و عراقی را هم برادرکشی می دانم و لابد جنگ صفین و جنگ نهروان را؛ اگر شما جنگ نهروان و صفین را مطالعه کنید، می بینید که حضرت امیر )ع ( از کشتارها ناراضی است بی شک همین طور است ؛ ولی ایشان اسم آن را برادرکشی نگذاشت حضرت امیر )ع ( در این جنگها تلاشش بر نکشتن است اما در همین نهروان بجز هفت نفر از آنها که در مقابل حضرت قرار داشتند بقیه کشته شدند البته وقتی جنگ پیش آید این اتفاقات هم می افتد، کما این که وقتی عراق خاک ما را اشغال کرد، هیچ کس نگفت چون برادران مسلمان ما آمدند خاک ما را اشغال کردند ، پس ما باید بپذیریم و تسلیم شویم اما نکته ای که من گفتم این بود که در واقع مسلمان کشی ، گونه ای برادرکشی است و نمی بایست این اتفاق بیفتد. حالا شما معتقدید این اتفاق خوبی بوده که افتاده؛ جنگ ، آدم کشی و خونریزی چیز بدی است ، اما توجه داشته باشید که در قرآن آمده است اگر حتی دو گروه از مومنان )روی کلمه مومنین تاکید دارم ( با هم جنگ کردند میان آنها اصلاح کنید و اگر یکی از2 طرف به اصلاح و صلح تن نداد، با او بجنگید. یعنی کشتن مومنان هم در این شرایط خاص، قابل توجیه است ببینید، مطلبی که من گفتم از یک موضع انسانی و اجتماعی است برادر خود من در جنگ با عراق کشته شده و من هیچ وقت خشنود نیستم که این جنگ اتفاق افتاده و فکر نمی کنم هیچ خانواده ای که فرزندش در این جنگ کشته شده ، راضی باشد از این بابت من این تعبیر را به کار بردم.آقای مهاجرانی ! عده ای معتقدند علت موضعگیری اخیر شما درباره جنگ این است که از آمار جمعیت میان پانزده تا20 سال خبردار شده اید.خوب که چی ؛ که این افراد قرار است در انتخابات بعدی شرکت کنند.چه ربطی دارد؛ بگذریم بحث نامزدی شما در انتخابات ریاست جمهوری آتی قطعیت پیدا کرده ؛ الان به نظر شما زمان قطعی شدن نامزدهاست؛ بالاخره فردی که بخواهد رئیس جمهور بشود از دو، سه سال قبل تصمیم می گیرد نه؛ هیچ وقت نبایستی در غیر زمان مقتضی درباره کارها تصمیم گرفت مطرح کردن بحث ریاست جمهوری یک طرح پیش رس و کاملا ناپخته است و قطعا موجب خدشه پیدا کردن و یا انحراف افکار عمومی می شود.شما یک بار که به طور مطلق شرکت در انتخابات ریاست جمهوری را رد کردید نه من هیچ موقع به صورت قطعی ، چنین چیزی نگفتم همسرتان ،خانم کدیور هم گفته بود قصد نامزدی ندارید او هم به این شکل نگفته یکی از روزنامه ها مطرح کرده بود که قرار است من نامزد ریاست جمهوری شوم و می خواهم با جناح راست بسازم موضع خانم کدیور نفی موضوع ساختن من با جناح راست بود نه نفی نامزدی.فکر می کنید کارگزاران به جناح راست نزدیکتر است یا اصلاح طلب؛ قطعا به جناح اصلاح طلب فرض کنید منافع کارگزاران در این باشد که با استفاده از پشتیبانی های جناح راست ، به قدرت برسد. آیا از این حمایت استفاده نمی کنید؛ گمان نمی کنم ؛ چون تصور من این است که جناح راست عمر تاریخی اش تمام شده در واقع جناح راست موجود به لحاظ تاریخی تمام شده است ؛ مگر این که یک بازسازی جدی در آن صورت بگیرد در آن صورت البته ممکن است بتوانیم با آنها همکاری کنیم.یک سوال دیگر اگر مجموعه جبهه دوم خرداد منهای حزب مشارکت یک نامزد برای ریاست جمهوری داشته باشد و حزب مشارکت در برابر همه آنها، شما را در نظر بگیرد، می پذیرید؛ این مباحث را بگذاریم در زمان خودش یک قصه معروفی را نقل می کنم که البته طنز است ؛ ولی گویاست سه نفر که الهیات آیین یهود می خواندند می خواستند برای خاخام شدن امتحان بدهند موضوع امتحان بر سر سکه طلایی بود که اگر در مسیر آن را پیدا کردند چه باید بکنند طلبه ای که مورد توجه خاخام قرار گرفت و در امتحان قبول شد، طلبه ای بود که گفت تا سکه ای گم نشود و پیدا نشود نمی شود تصمیم گرفت از این بابت من خودم از کسانی نیستم که بدون این که زمینه های یک بحث به شکل منطقی هموار شده باشد براساس یک فرضی که کاملا موجه نیست صحبت کنم.کارگزاران هر یک از اعضای شورای مرکزی حرفی می زند که با دیگر اعضا تطابق ندارد.اختلاف سلیقه در درون کارگزاران هست ، کما این که در بقیه احزاب هم هست وجود اختلاف نظر و سلیقه را قبول دارم ؛ اما پدیده سیاست و عنصر سیاست به نظر من یک عنصر ثابتی نیست که شما بتوانید برای دو- سه سال آینده تصمیم قطعی و روشن بگیرید عنصر سیاست در جریان تحولات اجتماعی شکل می گیرد و چهره های مختلفی به خودش می گیرد بالطبع یک سیاستمدار بایستی در شرایط و مقتضیات ویژه تصمیم ویژه بگیرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها