jamejamonline
جامعه عمومی کد خبر: ۱۳۰۵۲۸۲   ۰۶ اسفند ۱۳۹۹  |  ۱۷:۱۴

شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران بین ماندن انحلال یا ادغام مستاصل مانده است

دعوای فرهنگی!

شهرداری تهران یک تشکیلات عیالوار است، مثل مردی چند همسره با فرزندان متعدد و قد و نیم قد. فقط عدد شرکت‌های تابعه آن به ۲۴ می‌رسد و همه رقم اسم لابه‌لای آن پیدا می‌شود، از شرکت شهروند و شهر سالم گرفته تا شرکت نوسازی عباس‌آباد و شهربان و حریم‌بان و عمران تهاترشهر، برج میلاد، یادمان سازه، خاکریزآب و چند شرکت دیگر و بالاخره شرکت توسعه فضاهای فرهنگی.

این شرکت آخری را خیلی‌ها به اسم شاید نشناسند اما پروژه‌هایی که با ایده‌ها و بازوان فنی و عمرانی آن بالا رفته و قدکشیده معرف حضور خیلی‌هاست: خانه موزه جلال‌ آل احمد و سیمین دانشور، مسجد هفتاد و دو تن، مجموعه سراسر نمای مقاومت، پردیس تئاتر حرفه‌ای شهرتهران (خاوران)، باغ موزه دفاع مقدس، موزه موسیقی، باغ امیرسلیمانی، بوستان خسروشاهی، پردیس‌های سینمایی ملت و آزادی و زندگی و تماشا و راگا، باغ موزه قصر، باغ کتاب تهران، عمارت عین‌الدوله (گالری برگ)، خانه‌موزه دکتر شریعتی، مقبره الشهدا، خانه‌موزه دکتر بهشتی، برج پرچم، خانه‌ موزه عزت‌ا... انتظامی، خانه‌ موزه مهدی اخوان ثالث و استادیوم ۱۰ هزار نفری یافت‌آباد.

شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران گرچه از سال ۷۲ تاسیس شده ولی همه این ساخت و سازها در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ به سرانجام رسیده به‌طوری که طی دو دهه، تهرانی که روح فرهنگی و تاریخی‌اش آب رفته بود کم‌کم سرحال شد و در حوزه فرهنگ حرفی برای گفتن پیدا کرد.

این شرکت اما به یک روایت از چهار سال قبل و به یک روایت در یکی دو سال اخیر زیر پایش سست شده‌است؛ به یک بیان دست افراد کارنابلد افتاده و به بیانی دیگر عده‌ای پوست موز زیر پایش انداخته‌اند.

فارغ از این که کدام یک از این روایت‌ها حقیقی و راوی صادق ماجراست، بلاتکلیفی‌ای که در این شرکت موج می‌زند و این موج‌های ریز کم‌کم بزرگ می‌شود و افراد خارج از شرکت را نیز در فضایی متلاطم قرار می‌دهد، حقیقتی محض است.

شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران اکنون میان ماندن، ادغام شدن و حتی انحلال و از هم پاشیدن در نوسان است، درحالی که از یک‌سو یک پرونده بزرگ حقوقی با شاکیان متعدد دارد و از سوی دیگر پروژه‌هایی نیمه‌تمام مثل موزه اسباب‌بازی‌های ایرانی، راسته ساز و نوا، راسته فرهنگی کتاب، گذر فرهنگ و صنایع‌دستی در خیابان ویلا و مهم‌تر از همه اینها مرکز نمایش‌های آیینی صبا که گفته می‌شود اگر در زمان مقررش افتتاح می‌شد دومین نسخه از این نوع بنا در جهان بعد از فرانسه می‌شد.

پروژه‌هایی که گره خورده‌اند

می‌گویند شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران در دوره مدیریت جدید شهری، در واقع از زمان روی کارآمدن شورای شهر پنجم وضعیتش متزلزل شده‌است.

یک منبع مطلع حتی به ما گفت که برخی اعضای شورا، شرکت را به زیانده بودن و ناتوانی در درآمدزایی متهم کرده‌اند و به همین بهانه پیگیر انحلال یا ادغام آن هستند.

انحلال به چه نحوی و ادغام با چه تشکیلاتی البته درباره‌اش حرف و حدیث زیاد است، ولی آنچه غالبا از زبان مخالفان شرکت توسعه و موافقان ادغام در شورای شهر شنیده شده، ادغام آن با ستاد گردشگری شهرداری تهران یا تبدیل شرکت توسعه به سازمان گردشگری است.

آنچه این گروه را در پافشاری بر نظرات‌شان مصمم‌تر می‌کند، برخی پروژه‌های بر زمین مانده‌است؛ مثل مجتمع فرهنگی، ورزشی و تجاری امام رضا(ع) و پروژه تجاری رضوان.

در راس این پروژه‌ها البته پروژه البرز لشکرک قرار دارد، مجتمعی تجاری در دارآباد تهران که به گفته یکی از وکلای این پرونده ۵۰۰ شاکی دارد که همگی خریداران سرقفلی مغازه‌های این مجتمع تجاری بوده‌اند اما از اواخر دهه ۸۰ تا امروز با این که پول‌ها را تمام و کمال پرداخته‌اند مغازه‌ای تحویل نگرفته‌اند.

سعید صادقی در توضیح وضع موجود به جام‌جم می‌گوید: موکلان گروه حقوقی آنها با این‌که هزینه تحویل سرقفلی‌ها را پرداخته‌اند و همه مبالغ را به حساب شرکت توسعه واریز کرده‌اند اما چون پروژه همچنان نیمه‌کاره است و مغازه‌ها امکان استقرار ندارند،‌ دست‌شان از آنچه خریده‌اند کوتاه مانده. این وکیل حتی متعجب است از این‌که شرکت توسعه که قرار است بابت هر مغازه از صاحبان سرقفلی، اجاره بگیرد و به درآمدهای کلانی برسد چرا در تحویل مجتمع تجاری تعلل می‌کند.

درباره چرایی این تعلل‌ها ما با معاون فنی شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران نیز گفت‌وگو کردیم که او ایراد کار را متوجه چند نقطه کرد.

علی مرادی می‌گوید: مجتمع تجاری لشگرک ۸۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارد و پروژه‌ای درآمدزاست به‌طوری که اگر شهرداری تهران برای اتمام آن۲۰۰ میلیارد تومان هزینه می‌کرد در مدتی کوتاه ۱۰ برابر این مبلغ را به‌دست می‌آورد. با این حال مدیران میانی شرکت توسعه حاضرند با مشارکت یک سرمایه‌گذار، پروژه را تکمیل کنند و اما مدیران ارشد شهری با این کار مخالفند و در نتیجه در بن‌بست قرار گرفته‌ایم.
این را که چرا هیات‌مدیره با باز شدن این گره مخالفت می‌کند و پیگیر حل مشکلات نیست، از یک منبع مطلع پرسیدیم که او انتصابات اشتباه در هیات مدیره و روی کار آمدن کسانی که روحیه تعامل ندارند و اساسا آدم‌هایی فرهنگی نیستند، به‌عنوان مشکل اصلی معرفی کرد. وی حتی در مورد مرکز نیمه‌کاره نمایش‌های آیینی صبا در سه‌راه ملک تهران نیز گفت: علت این همه بلاتکلیفی نبود جسارت میان مدیران رده بالای شرکت و بی‌توجهی آنها به مسائل فرهنگی است.

در واقع او به خوره‌ای از درون اشاره دارد که نامش را شیطنت و نبود حمایت می‌گذارد؛ خوره‌ای که حوزه آسیب‌پذیر فرهنگ را خیلی زود از پا می‌اندازد.

ادغام آری، انحلال خیر

با این که فرهنگسراهای تهران مشغول کارند، خانه‌موزه‌ها بازدیدکننده‌های خود را دارند، ورزشگاه تخصصی معلولان و جانبازان مشغول ارائه خدمات است و بلندترین برج پرچم ایران و خاورمیانه به بزرگراه مدرس تهران به وقت اهتزاز، زیبایی خاصی می‌دهد ولی خیلی‌ها در فکر تغییر شکل دادن شرکت سازنده این بناها و فضاها هستند.

دیروز حوالی ظهر منبعی مطلع در تماس با ما از جلسه‌ای با حضور شهردار و چهار نفر از معاونانش خبر داد که در آن درباره تبدیل شرکت توسعه فضاهای فرهنگی به سازمان گردشگری تصمیم می‌گرفتند.

برخی اعضای شورای شهر تهران ازجمله احمد مسجدجامعی، طرفدار پر و پا قرص تبدیل شرکت توسعه به سازمان گردشگری و رونق گرفتن این بخش است و عده‌ای در شورا اصولا به ادغام شرکت‌های وابسته به شهرداری و معاونت‌های مختلف آن اعتقاد دارند.

دیروز در دویست و هفتاد و پنجمین جلسه علنی شورای شهر تهران این علاقه و این اعتقاد نمود عینی پیدا کرد و اعضای شورا با ۱۶ رای موافق با ادغام دو معاونت برنامه‌ریزی و توسعه و منابع انسانی شهرداری موافقت کردند.

این درحالی بود که کمی دورتر از ساختمان شورا، در جلسه‌ای که منبع مطلع خبر آن را به ما داد، تبدیل شدن شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران به هلدینگ و قرار گرفتن ستاد گردشگری شهرداری در زیرمجموعه شرکت توسعه رای موافق گرفت. البته کارشناسان امور شهری معتقدند که این ادغام بهتر از انحلال است ولی تبدیل شرکت توسعه به هلدینگ زمانی می‌تواند کارساز باشد که یک هیات‌مدیره قوی آن را اداره کند.

از سوی دیگر تصمیمی که در جلسه دیروز درباره ادغام ستاد گردشگری با شرکت توسعه اتخاذ شده، لزوما پایان تلخکامی‌های سال‌های اخیر و به معنی موافقت اعضای شورای شهر با آن و دور شدن سایه انحلال از سر شرکت توسعه نیست، چرا که آنچه دیروز درباره‌اش تصمیم گرفته شده در شورای شهر باید مُهر تایید بخورد.

تلاش برای هرس شهرداری

درکشور ما هیچ ادغامی را نمی‌توان یافت که نیک‌فرجام بوده‌باشد، یا چنان به موفقیت رسیده‌باشد که به عنوان یک الگو مثال زده‌شود. با این حال اما ادغام در دستور کار نهادهای مختلف از جمله شهرداری‌تهران است که برنامه پنج‌ساله‌سوم توسعه شهرتهران،‌ ادغام و حذف بخش‌های زائد را برایش تجویز کرده‌است.

در ماده ۷۲ این برنامه می‌خوانیم: شهرداری موظف است با همکاری دستگاه‌های ذی‌ربط به منظور توسعه‌گردشگری شهری اعم از دینی، انقلابی، طبیعی، سلامت، ورزشی، صنعتی و تاریخی، نسبت به شناسایی، احیا و تجهیز فضاهای دارای ظرفیت گردشگری شهری با مشارکت بخش‌خصوصی و سازمان‌های مردم‌نهاد فعال دست به اقداماتی بزند، اقداماتی البته از جنس بند اول ماده ۷۲.

در بند اول این ماده، ارائه لایحه تشکیل سازمان‌گردشگری از طریق حذف و ادغام سازمان‌ها و شرکت‌های زائد و موازی پیش‌ بینی‌ شده به شرط بزرگ‌ نشدن تشکیلات‌ شهرداری و اعمال‌ مدیریت‌ یکپارچه در بهره‌برداری از اماکن میراثی و گردشگری تهران.

البته هنوز چنین لایحه‌ای از سوی شهرداری به شورا ارائه نشده و فعلا بحث بر سر ادغام ستادگردشگری در شرکت‌ توسعه فضاهای فرهنگی است تا جایی که ما توانستیم از علی رفیعی، معاون گردشگری استان‌ تهران اطلاعات بگیریم حتی اگر در شهرداری، سازمان‌گردشگری شکل هم بگیرد، وزارتخانه میراث‌ فرهنگی و معاونت‌ گردشگری استان‌ تهران هیچ مخالفتی با آن ندارند.

با وجود این حتی اگر سازمان‌گردشگری هیچ‌گاه سرپا نشود، شورای شهر پنجم تهران بنابر تکلیف برنامه‌ سوم توسعه‌ پایتخت (شاید هم به قول عده‌ای با بعضی اغراض خاص) به دنبال ادغام در شهرداری‌ تهران است.

در سه روزگذشته هیچ‌یک از اعضای شورای شهرتهران به تماس‌ها و تقاضاهای ما برای گفت‌وگو پاسخ ندادند تا تازه‌ترین نظرات آنها را جویا شویم؛ ولی بنابراطلاعاتی که در دسترس است به‌ویژه حسن رسولی، نایب‌ رئیس‌ کمیسیون برنامه و بودجه شورای‌شهر با ادغام در ساختار شهرداری موافق است.

با این که دیروز در جریان ادغام معاونت‌برنامه‌ریزی و توسعه‌منابع‌انسانی‌شهرداری، علی اعطا سخنگوی شورا این ادغام را گرفتار ابهاماتی می‌دانست، ولی حسن رسولی معتقد است ۹شرکت موجود در شهرداری زائد و فاقد فلسفه وجودی‌اند، سه سازمان از ۲۰سازمان آن نیز موضوعیت ندارند و از ۱۲۳واحد سازمانی و مدیریتی، حداقل ۳۳واحد قابلیت حذف و ادغام در دیگر واحدها را دارند.

خلاصه این که به تعبیر او ۲۶درصد سطوح سازمانی‌شهرداری نه‌تنها زاید بلکه باعث کاهش‌اثربخشی و افزایش‌هزینه هستند.

او که پنج‌ماه قبل گفته‌بود شهرداری تهران در مقایسه با شاخص‌های سازمانی بالنده در بدترین شرایط حیات سازمانی قرار دارد، به موازی‌کاری‌های اداری در این مجموعه تاخته و مثال آورده‌بود که برای یک ماموریت واحد، مثلا طراحی و اجرای یک پروژه عمرانی و تاسیسات شهری، معاونت‌ فنی و عمرانی شهرداری، سازمان مشاورفنی و مهندسی شهرتهران، سازمان عمرانی مناطق، شرکت یادمان‌سازه و شرکت توسعه‌فضاهای‌فرهنگی به صورت همزمان در نمودار سازمانی جانمایی شده‌اند.

این نام آخر که شرکت توسعه‌فضاهای‌فرهنگی است گرچه در گفته‌های رسولی، بعضا تشکیلاتی موازی‌کار معرفی‌شده ولی محمدجواد حق‌شناس، رئیس کمیسیون‌فرهنگی و اجتماعی شورای‌شهر با اشاره به این‌که توسعه‌ فرهنگی شهرتهران از طریق توسعه، ایجاد و تجهیز زیرساخت‌های فرهنگی و اجتماعی متناسب با نیازها و انتظارات شهروندان میسر است، باور دارد که شرکت توسعه‌فضاهای فرهنگی شهرداری‌تهران باید همچنان مجموعه‌ای پیشرو و پیشتاز در توسعه، ساخت و تجهیز فضاهای فرهنگی باشد.

البته حالا دیگر می‌دانیم این شرکت، یال و کوپال سابق خویش را از دست داده و در حین گرفتاری در بحران‌های مالی و مدیریتی، برای بقا تلاش می‌کند، مثل غریقی شنا بلد که به دلایلی انرژی از دست‌ داده ولی برای زنده‌ ماندن به ترکه‌ای باریک نیز چنگ می‌زند.

مریم خباز - جامعه / روزنامه جام جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
بیم و امیدهای روزهای کرونا زده

بیم و امیدهای روزهای کرونا زده

این روزها، روزهای سختی است. روزهایی که برگشتیم به محدودیت‌های پاییز ۱۳۹۹. روزهایی که آژیر قرمز کرونا یک‌بار دیگر در سراسر کشور به صدا در آمده است اما این بار سخت‌تر و نگران‌کننده‌تر. ابتلاها خانوادگی و سرعت انتقال بالا رفته است.

شلیک به محیط‌بان آزاد است!

شلیک به محیط‌بان آزاد است!

محیط‌بانان آسان می‌میرند، جنگلبانان آسان پر می‌کشند؛ هیچ‌کس هوای مردان طبیعت را ندارد، این زخمی است کهنه که شهادت بیش از ۱۶۰محیط‌ بان و جنگلبان در ۴۰سال گذشته آن را تایید می‌کند؛ زخمی که دوشنبه گذشته با شهادت دو محیط‌بان در زنجان دوباره سر باز کرد، زخمی که اگر ریشه‌های آن را جست‌وجو کنیم به کمبود نیرو، تجهیزات، آموزش، بی‌توجهی به استفاده از فناوری و ظرفیت جوامع محلی و سیاست‌های اشتباه خواهیم رسید.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر