مذاکره راهی برای جلب اعتماد متقابل

نانسی پلوسی ، رئیس مجلس نمایندگان امریکا و نماینده دموکرات ایالت کالیفرنیاست. پلوسی در کنار هری رید ، رهبر دموکرات ها در سنا ، از منتقدان جدی سیاست های تیم نومحافظه کاران در عرصه داخلی و بین المللی بویژه بحران عراق و افغانستان است.
کد خبر: ۱۲۸۸۲۰

شاید اقدام به تصویب لایحه مخالفت با اعزام نیروهای نظامی امریکایی تدوین شده در راهبرد جدید بوش برای مقابله با موج فزاینده خشونت های عراق در فوریه امسال اوج تقابل وی با دکترین های امنیتی بوش بوده است ؛ البته هر چند این طرح ، الزام اجرایی ندارد و صرفا یک اقدام نمادین است ولی به اعتقاد بسیاری یک آغاز و گامی برای مخالفت های بیشتر و علنی تر با راهبردهای بوش بخصوص در زمینه مدیریت بحران های امنیتی است. پلوسی در مصاحبه خود با شبکه خبری فکس نیوز در ژانویه امسال بار دیگر از ایران برای گفتگوهای منطقه ای برای سامان بخشیدن به اوضاع نابسامان امنیتی عراق و بازگشت به میز مذاکرات هسته ای دعوت کرده بود. با توجه به تحولات اخیر منطقه ای و بین المللی با خانم پلوسی به گفتگو نشستیم ؛ البته در این میان باید از استنی هویر، رئیس مرکز اطلاع رسانی کنگره نیز برای تهیه مقدمات بهتر این گفتگو تشکر کرد.

برای شروع گفتگو اگر موافق باشید به نوامبر سال گذشته برگردیم. از انتخابات بگویید؛ فکر می کنید پیام یا پیامهای این انتخابات برای جمهوریخواهان چه بود؛
انتخابات 7 نوامبر یک رای منفی به شخص بوش و یک رای منفی دیگر به سیاست های ایالات متحده در عراق و افغانستان و اعزام نیروهای بیشتر به این کشور بود. کسانی که تاکنون بیش از 3000 تن از پسران ، شوهران و برادرانشان ، دیگر از باتلاق عراق بازنگشته اند با آرای خود به بوش گفتند که دیگر بس است. انتخابات یک نه بزرگ به سیاست های بوش در عراق و مخالفت با راهبرد ماندن در این کشور بود. گرفتاری در عراق در گذشته نزدیک و در جریان انتخابات اخیر که به یک تغییرات در کاخ سفید انجامید می تواند با ادامه این روند بحرانی بر انتخابات آتی ریاست جمهوری امریکا برای جمهوریخواهان تاثیر منفی بگذارد.

و برای دموکرات ها چه بود؛
ما که برای اولین بار پس از 12 سال اکثریت را در سنا و کنگره به دست آوردیم با این انتخابات فهمیدیم که خیلی احساس مسوولیت می کنیم ، ما احساس مسوولیت می کنیم که بیشتر صادق باشیم و این که ما برای رهبری و حکومت آماده ایم و توانایی این کار را نیز داریم ؛ البته مبارزه ما هنوز هم ادامه دارد و به آینده ای روشن امیدواریم. در این میان من به عنوان نخستین زن رئیس کنگره می خواهم خودم را رهبری کنم ، وظیفه ام را به روشی انجام دهم که مطمئن باشم مدت زیادی طول می کشد که ما زن دیگری را به عنوان رئیس کنگره بشناسیم.

خانم پلوسی! یکی از راهبردهای انتخاباتی حزب دموکرات ، ساماندهی اوضاع نابسامان امنیتی در عراق بود. فکر می کنید با روی کار آمدن دموکرات ها و کنترل سنا و کنگره از سوی آنان آیا ما شاهد تغییراتی در مدیریت و راهبری اداره بحران عراق خواهیم بود؛
عراق در بدترین شرایط است و هرج و مرجی گسترده این کشور را در بر گرفته است. اگر ثبات در عراق هرچه سریع تر برقرار نشود و حوادثی ناگوار در ابعادی وسیع رخ دهند ، بر شدت خشونت ها افزوده خواهد شد و عراق به سرعت در جاده زوال به پس رانده خواهد شد. در صورتی که سیر تحولات در عراق از مرحله وخیم وارد مرحله وخیم تر شود ، عواقب بسیار ناگوار انسانی ، سیاسی و امنیتی در انتظار این کشور خواهد بود که به افزایش نیروها در عراق نیازی نیست و در مقابل باید تنها تلاشهای دیپلماتیک را افزایش داد و در جهت برقراری ثبات در عراق با دیگر کشورهای منطقه خاورمیانه از نزدیک همکاری کرد. واقعیت این است که ما نمی خواهیم همان کارهای گذشته را انجام دهیم. آنچه ما می خواهیم انجام دهیم کمک به مردم ایالات متحده است و این فرآیند با مشی بهتر همراه خواهد بود. تصمیم گرفتن براساس واقعیت های کنونی در راس راهکارهای ما قرار دارد و البته قضاوت این موضوع با شماست.

پس از انتخابات نوامبر و بعد از ملاقات با بوش ، قاطعانه گفتید که طرح او برای افزایش شمار سربازان امریکا غلط است. در دیدار با کمیته نیروهای مسلح سنا نیز بیان کردید اگر بوش طرحی فوری برای خروج از عراق ارائه نکند ما با فشار به رئیس جمهور این مهم را انجام خواهیم داد. چرا با وجود اعلام صریح شما و هری رید ما شاهد موافقت گروهی از دموکرات ها و حتی کنگره در اعزام بیش از 20 هزار سرباز امریکایی جدید به عراق بودیم؛
من و هری (رید) پس از انتخابات از رئیس جمهور بوش خواستیم به جای طرح افزایش نیروها در عراق طرح خروج تدریجی نیروهای امریکایی را طی 3 تا 6 ماه آینده مدنظر قرار دهد و در عوض مجددا تلاشهای نظامی خود را بر آموزش مجدد نیروهای عراقی متمرکز کند ؛ اما وی گفت که دولت وی هیچ جدول زمان بندی را برای خروج نظامیان امریکایی از عراق تعیین نمی کند ؛ زیرا دشمنان ممکن است تاکتیک خود را براساس آن تنظیم کنند و چنین اقدامی به افزایش توقع مردم از ما منجر می شود. وی گفت ما در عراق تعهدات و ماموریت هایی داریم که باید آنها را به انجام برسانیم و این که متحمل فشارهای زیادی درخصوص تصمیماتش درباره عراق است. من به هری گفتم که در بسیاری موارد ، این نگاه بوش دنیای کوچک شکست خورده امریکا در عراق است و می خواهد تظاهر به موفقیت در عراق بکند تا این حقیقت را وانمود کند که اهداف کمی در حال محقق شدن است.

به اعتقاد بسیاری این سکوت و عدم تغییر و تحول در مدیریت بحران عراق حتی با روی کار آمدن دموکرات ها ناشی از عدم وحدت نظر و نداشتن راهبرد مشخص و عملی از سوی آنان است. اگر شما با این دیدگاه موافق نیستید چه دلیلی برای توجیه این کار دارید؛
در اینجا راه چاره ای وجود دارد. اگر ما به هر دلیلی درگیر این جنگ هستیم پس ما مسوول اداره و تدبیر و هر گونه چاره اندیشی ممکن نیز هستیم. بعضی راه حل ها از طریق دیپلماسی صورت می گیرد و بعضی از طریق امنیتی. این دو مورد برای تصمیم گیری درباره آینده است. من فکر می کنم به هر حال ما می توانیم یک گام به جلو برای جلوگیری از بحران برداریم و از شکست جلوگیری کنیم.

با توجه به این که شما از نزدیک در جریان چالشها و تنشهای موجود در عراق بودید ، راهکار برون رفت از این اوضاع را چه می دانید؛
ما نقش بسیار مهمی در این زمینه به عهده داریم ، زیرا باید درباره یک راهبرد تازه در عراق به توافق نظر برسیم ؛ هر چند بوش در عین حال نیز مجبور است با فشارهای شدیدی که بر او وارد می آید مقابله کند. بویژه که بوش در موضع ضعف است و به خروج آبرومندانه از عراق و حل منطقی مساله افغانستان نیاز دارد. بوش ناگزیر به بازبینی گسترده رویکرد خود در قبال جنگ است. من فکر می کنم خروج از بحران کنونی در بعد داخلی نیز ، توسعه خدمات درمانی ، تامین اجتماعی ، کاهش مالیات ها و مبارزه با فساد مالی از اقدام هایی است که باید به مرحله اجرا گذاشته شود ؛ هر چند همه اینها نیازمند برگزاری اجلاسی منطقه ای همانند اجلاس یوگسلاوی برای بررسی بحران عراق با حضور ایران و سوریه است. بحران عراق کارکرد گسترده ای در جامعه امریکا پیدا کرده است و به رغم پایان انتخابات ، همه در جستجوی راهبرد جدیدی هستند که با مشارکت فعال ایران و سوریه می شود اوضاع را کنترل کرد.

پس از انتخابات که بوش ، رامسفلد را از کابینه کنار گذاشت ما شاهد برخی تغییرات اساسی در مهره های مرتبط با اداره بحران عراق بودیم. شما فکر می کنید این جابه جایی پستها در کاخ سفید کمکی به ساماندهی اوضاع نابسامان عراق خواهد کرد؛
در دیداری که با جری مک کوین داشتم فهمیدم که عملکرد رامسفلد در عراق با پیشرفت بسیار کندی همراه بود. واقعیت این است که مسیر سیاست امریکا در عراق باید تغییر کند و البته به نتایج ملموسی دست یابد. من فکر می کنم این راهبرد رئیس جمهور مکمل کننده خطمشی خود در عراق است و به این دلیل تغییرات برای ساماندهی این وضعیت خیلی مهم است.

فکر می کنید با این راهبرد جدید بوش در اعزام نیروهای بیشتر به جای تکیه بر توانمندی ملت و دولت عراق ، خشونت ها به شکل قابل قبولی کنترل خواهد شد؛
ما با تصور این که تلاش های هماهنگ شده ای در عراق برای حل مسائل از طریق سیاسی در جریان است به این کشور رفتیم ؛ تلاشهایی برای کاهش دادن نزاع های داخلی و خشونت ها و تلاشهای دیپلماتیک برای ایجاد ثبات در منطقه که هیچکدام از این موارد به چشم ما نخوردند. ما باید مجدد برای نبرد علیه تروریست ها در کنار مساله تعلیم نیروهای عراقی متمرکز شویم تا آنها بتوانند خود علیه تروریست ها وارد مبارزه شوند. ما هرگز با حل این بحران از طریق ادامه جنگ موافق نیستیم ، ولی به هر حال از دادن پشتوانه و حمایت به سربازانمان مضایقه نمی کنیم ؛ هر چند فکر می کنم اکنون رویای نومحافظه کاران در عراق بر باد رفته است.

بوش پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر بخش اعظمی از امکانات ایالات متحده را روی سیاست خارجی بخصوص بحث مبارزه با تروریسم و گسترش دموکراسی در عراق و افغانستان متمرکز کرده و البته در این راه هم به اذعان بسیاری ، حتی خود نومحافظه کاران با شکست مواجه بوده است. می خواهم بپرسم آیا در بعد سیاست داخلی نیز به همین شکل عمل کرده است؛ نظر شما در این باره با توجه به ناکارایی هایی که مثلا در مدیریت بحران طوفان کاترینا پیش آمد چیست؛
ما در حالی بسیاری از داشته هایمان را در بحبوحه تهدید عراق روانه این کشور کردیم که این احتمال وجود داشت هر لحظه آنها علیه ما از تسلیحات هسته ای و شیمیایی استفاده کنند. ولی بعدها و پس از حمله هیچ وقت آن تهدید آنی برای من قابل درک نبود ، چرا که آنها اصلا این توانایی را نداشتند ؛ بنابراین من هیچ توجیهی برای جنگ ندیدم و فکر می کنم وقتی رئیس جمهور تصمیم گرفت جوانان و فرزندان ما را روانه این مسیر فرساینده و البته غیر بازگشت کند بهتر بود به حمایت می اندیشید. پیشرفت های به دست آمده در افغانستان ، کشوری که ارتش امریکا در 5سال گذشته در آن حضور داشته ، در خطر نابودی و انقراض کامل قرار دارند. من در دیدار با کرزای به مردم افغانستان قول و تعهد داده ام که اجازه ندهیم افغانستان به مامن طالبان تبدیل شود ؛ هر چند نومحافظه کاران کاخ سفید که با تبیین طرحهای مبارزه با تروریسم خود ، جنگ عراق و افغانستان را طراحی کردند ، با به بن بست رسیدن این راهبردها با شانه خالی کردن از مسوولیت این ناکامی ها سعی می کنند دیگری را مسوول این ناکامی معرفی کنند.

به عنوان رئیس مجلس نمایندگان امریکا فکر می کنید با به قدرت رسیدن دموکرات ها در سنا و کنگره ، ما باز شاهد تداوم رفتارهای ضد منافع ایران نظیر تخصیص بودجه چند ده میلیون دلاری ، تدوام تحریم ها و اقداماتی از این قبیل خواهیم بود؛
روی حرفهای بوش که گفته برای حل اختلافات با ایران بر راهکار دیپلماتیک تمرکز دارد ، حساب می کنم اما ما هم باید ملاحظات و دیدگاه های خود را داشته باشیم و در کنار اینها نیاز به تغییر نگرش تهران وجود دارد.

در گفتگو با نیوزویک و روزنامه کلارین از ایران و سوریه برای مشارکت در گفتگوهای منطقه ای دعوت کرده بودید. فکر می کنید کمک ایران در حل بحران عراق و در نگاه کلی تر حتی بحران لبنان به چه شکلی راهگشا خواهد بود؛
در حال حاضر ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای و تاثیرگذار است. به همین علت در هرگونه راهبرد جدید برای اداره بحران عراق باید با ایران گفتگو کرد و از توانایی های آن برای پایان دادن به بحران ناامنی در عراق بهره گرفت. محافظه کاران از یک سو به واسطه شکست راهبردهای خود و از سوی دیگر ، بر اثر گسترش موج تروریسم ، در حال شکست در عراق هستند. آنها چنان آسیبی به وجهه ما وارد کرده اند که دیگر جای هیچ گونه جبرانی برای ما باقی نمانده است و اینها هستند که می توانند به ما کمک کنند. من در دیدار با مالکی تاکید کردم که ایران و سوریه باید در مذاکرات منطقه ای که درباره عراق صورت می گیرد ، حضور داشته باشند ؛ چرا که نفع همسایگان عراق در ثبات این کشور است. ما هم از این گفتگوها استقبال می کنیم.

برخلاف جریان رسانه ای موجود از سوی تیم جنگ طلب بوش در به بن بست رسیدن مذاکرات هسته ای ، فکر نمی کنید که ادامه یا حتی مذاکره مستقیم میان تهران و واشنگتن ، یک راهکار موثر و مفید برای ادامه راهبرد دیپلماسی هسته ای در پرونده هسته ای ایران باشد؛
من فکر می کنم که راه حل دیپلماتیک این پرونده پیوندی ناگسستنی با رفع اختلافات میان تهران و واشنگتن دارد ؛ البته من بارها گفته ام که نه تنها بوش بلکه هیچ رئیس جمهور دیگری بدون تایید کنگره حق حمله به ایران را ندارد. بدیهی است که ادامه مذاکرات و برگشتن تهران به میز مذاکره همرا با اقدامات شفاف بهترین مسیر است.

به اعتقاد بسیاری این راهبرد نومحافظه کاران در به بن بست کشاندن مذاکرات هسته ای ایران نمی تواند طرفهای مذاکره کننده را به یک نتیجه منطقی و قابل قبول برساند. به نظر شما در صورت شکست این راهبرد ، دورنمای دیپلماسی این پرونده که مزایا و انگیزه های کافی برای طرفین داشته باشد از چه راهی قابل تحقق است؛
پاسخ مناسب برای این پرسش شما ادامه روند اعتماد سازی تهران است. طبیعی است وقتی ما درباره نیات و اهداف دور و نزدیک ایران هیچ نظر قطعی را نمی توانیم ابراز کنیم فقط مذاکره می تواند ما را از این غبار بی اعتمادی همراه با انجام اقدامات اعتمادساز تهران خارج کند.


ارسلان مرشدی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها