jamejamonline
فرهنگی صدا و سیما کد خبر: ۱۲۸۷۸۴۵ ۰۳ آذر ۱۳۹۹  |  ۰۰:۱۱

گفت و گو با امین زندگانی بازیگر مجموعه تلویزیونی «خانه امن»;

یک اطلاعاتی هیچوقت نمی گوید که من یک اطلاعاتی هستم!

«خانه امن» به کارگردانی احمد معظمی عنوان سریال شبکه یک سیماست که این شب ها توانسته نظر خیلی از مردم را به خود جلب کند. سازندگان این مجموعه با نگاهی راهبردی و با بهره‌گیری از بازیگرانی توانمند در بستر یک قصه جذاب به تهدیدات داعش و حمایت کشور‌های غربی و کمک‌های مالی منطقه‌ای به این گروه تروریستی می‌پردازند. از بازیگران این سریال که نقش یکی از مأموران امنیتی را ایفا می کند، امین زندگانی است. او در کنار همکار دیگرش، کمال (با بازی حمیدرضا پگاه) به نبرد با مفسدان اقتصادی و تروریست ها می رود و در این راه با هیچکس هم شوخی ندارند. با زندگانی در جام جم آنلاین درباره حضورش در سریال «خانه امن» و ویژگی های شخصیتی یک مامور امنیتی گفت وگویی انجام داده ایم که در ادامه می خوانید.

یک اطلاعاتی هیچوقت نمی گوید که من یک اطلاعاتی هستم!/ به بهانه کرونا پروژه های سینمایی و تلویزیونی را تعطیل نکنید
حضور در سریالی مثل «خانه امن» که به نوعی از تقابل نیروهای امنیتی کشور و داعش سخن می گوید، نیاز به ریسک زیادی دارد. شما برای پذیرش نقش یک مامور امنیتی چه ملاحظاتی داشتید و با چه نگاهی این نقش را پذیرفتید؟
بحث امنیت برای تمام طیف های سیاسی و مردم مهم است. چون بحث امنیت بحثی ملی است، نه جناحی. به عنوان مثال تمام ساکنین یک مجتمع مسکونی هزینه زیادی بابت نگهبانی، در ضد سرقت و... پرداخت می کنند که تک تک شان با هر نگرش و ایدئولوژی ای از آن امنیت بهره ببرند. سالهاست که به من نقش های پلیسی-امنیتی پیشنهاد می شود، اما به آن ورود نکردم به این دلیل که برای قبول نقش مامور امنیتی ویژگی هایی چون هوش و توانمندی را در نظر داشتم که مایه مباهات باشد. با احترام به تمام سریال هایی که در این زمینه ساخته شده و بازی در آن به من پیشنهاد شده باید بگویم تا به حال نقش ماموری با ویژگی هایی که ذکر کردم به من داده نشده بود. مثل برخی  فیلم های جنگی دهه شصت بودند که به جای قوی نشان دادن دشمنی که از همه جا تغذیه میشد، به قدری ماموران عراقی را کم هوش و بی عرضه به تصویر می کشید که آدم ناخودآگاه فکر می کرد ما با اینها ۸ سال جنگیدیم! شکست دادن اینها که خیلی راحت تر از این حرف ها بود. فیلمنامه «خانه امن» اما، بسیار قوی به نگارش درآمد بود و از آنجا که به پختگی و کاربلدی آقای احمد معظمی در مقام کارگردان هم اطمینان داشتم، پیش بینی می کردم که ماحصل کار پربیننده خواهد بود و بی تعارف قطعا یکی از خواسته های  هر بازیگری این است که دلش می خواهد هر کاری که بازی می کند پرمخاطب باشد.
پس نمی‌توان گفت که انتخاب‌ شما سیاسی یا جناحی بوده است ؟
معتقدم این سریال اصلا سیاسی و جناحی نیست که من بخواهم به آن نگاهی ایدئولوژیک یا سیاسی داشته باشم. نقش من در این سریال یک مامور مبارزه با مفاسد اقتصادی است و شاید پرونده مجرمان اقتصادی، سیاسی یا ایدئولوژیک باشد، اما نگاه یک نیروی امنیتی که نگاهی در چارچوب استانداردهای جهانی هم است، نگاهی فارغ از هرگونه ایدئولوژی و سیاستی است. یک مامور امنیتی با نگاهی امنیتی و ملی به هر موضوعی نگاه می کند و من هم به عنوان یک بازیگر با این نگاه فیلمنامه و نقشم را دیدم و در آن بازی کردم. البته بدیهی است که در این میان کشور ما سالهاست که از سوی برخی کشورها تهدید می شود و گروهی قصد دارند به امنیت آن ضربه بزنند. اینکه در این سریال نشان بدهیم چقدر این ماموران برای حفظ امنیت ما زحمت می کشند برای من مهم بود.  
خود بازی در نقش یک مامور امنیتی چه جذابیت هایی برایتان داشت؟
به شخصه در تلویزیون هیچوقت ندیده بودم روی نقش یک مامور امنیتی چنین ساخت و پرداختی شکل بگیرد و فیلمنامه ای که در آن یک پرونده اقتصادی با یک پرونده تروریستی ادغام شود و طی آن داستان هایی رقم بخورد برایم جذابیت داشت.
برای بازی در این نقش الگویی هم داشتید و در مجموع چقدر در مورد زندگی این اشخاص تحقیق کردید؟
یک ضرب المثلی هست که; یک اطلاعاتی هیچوقت نمی گوید که من یک اطلاعاتی هستم. در نتیجه من نمی توانستم الگویی داشته باشم، اما برای یک بازیگر خط فیلمنامه مهمترین دفترچه راهنمای اوست. پس از آن خواسته کارگردان که در نهایت منتهی به یک زبان مشترک با بازیگر می شود، کلاژی از الگوهای مختلف برای ساخت یک شخصیت را در اختیار یک بازیگر قرار می دهد و تمام هیجانش به این است که چکیده تمام این مراحل بازخورد خوبی از سوی مخاطبان خواهد داشت یا خیر.
در پروژه های این چنینی که طبعا حساسیت روی آن وجود دارد، شخصیت هایی مانند پلیس یا ماموران امنیتی بعضا به قدری مثبت و سفید خلق می شوند که حتی ممکن است ایجاد دافعه کنند و مخاطب اصلا نتواند به عنوان یک انسان آنها را باور و با آنها ارتباط برقرار کند. بر این اساس خود شما چه ارزیابی از شخصیت «افشین» در سریال «خانه امن» دارید؟
برای جواب به این سوال شما لازم است که تشکر کنم از تمام کسانیکه به من اعتماد کردند و اجازه دادند من در این نقش نرم و با نگاهی که دارم جلو بروم. به این خاطر که معتقد بودم و هستم که هر چند یک مامور امنیتی، قاضی نیست که به مجرم نگاهی قانونی و قضاوت گونه بیاندازد، اما او به اقتضای شغلش دارای این نگاه شده که;  وقتی با مجرمی برخورد می کند باید قدرت خودش را به اثبات برساند، اما در رفتار با دوستان و همکارانش مانند یک انسان عادی اهل رقابت و شوخی است. 
بارها دیده ایم که اگر آثار درجه یکی در ژانر پلیسی-جنایی ساخته شود، مخاطبان علاقمند و پیگیری هم برای دیدن آنها وجود دارند. با این وجود به نظر شما چرا کارگردانان ما آنطور که باید به دنبال جدی گرفتن این ژانر نیستند و تنوع این ژانر در سینما و تلویزیون انقدر کم است؟
فیلم ها یا سریال های پلیسی که تنه ای به ژانر اکشن می زند پروداکشن های سنگینی به لحاظ اقتصادی می طلبند. بنابراین شخص و تهیه کننده بخش خصوصی  به تنهایی  نمی تواند تهیه و تولید اینگونه آثار را بر عهده بگیرد و حتما باید نهادهای مختلف دولتی از آن حمایت کنند. البته گاهی بدلیل همین حمایت ساخت اینگونه آثار مشکل می شود، چون در آثاری اینچنینی علاوه بر خواست و نگاه نهاد سفارش دهنده باید نگاه مردم هم لحاظ شود و بحث قهرمان پروری در آنها به حاشیه نرود. قرار نیست ماموری را بزن بهادر نشان دهیم، اما ما نباید نگران قهرمان سازی باشیم و باید ماموری را بسازیم که هر جا نام مامور امنیتی می آید مردم بدانند که از سطح اجتماعی، هوشی، فیزیکی و... بالایی برخوردار است.
به نکته خوبی اشاره کردید؛ سفارشی ساختن شاید منجر به تحمیل نظر ارگان مربوطه در جهت تامین خواسته هایش باشد. در «خانه امن» هم نظراتی مبنی بر تحقق این خواسته ها از سوی نهاد مرتبط، به گروه تحمیل شد؟
معمولا کارگردان در جریان سفارش ها و خواسته ها قرار می گیرد، اما این مورد کاملا طبیعی است و نفس توصیه و سفارش و خواسته بد نیست. حتی شما وقتی به رستوران هم می روید طبق خواسته خودتان نحوه طبخ غذا را سفارش می دهید که مثلا برشته تر باشد یا نه و قاعدتا رستوران هم بنا بر خواسته شما غذایتان را سرو می کند. در پاسخ به سوال شما با اینکه در جریان این قضایا نبودم، اما با شناختی که از کارگردان و نویسنده این کار دارم باید بگویم که اگر هم خواسته ای بوده هر دو طرف طی گفت و گو به یک زبان مشترکی با هم رسیدند و بعد آن را در سریال پیاده کردند.
تا به امروز این سریال چه بازخوردهایی از سوی مردم در فضای مجازی داشته است؟
اکثر بازخوردها خیلی مثبت بود. البته برخی مخاطبان انتقادات و نظرات مخالفی نیز داشتند که طبیعی است. نکته این است که از من به عنوان بازیگر بعضا خواسته های دارند که خارج از حیطه حرفه ای و شغلی من است. ای کاش، بعضی ها یاد می گرفتند که هر شغلی ویژگی های خودش را دارد و مثلا من به عنوان بازیگر نمی توانم وکالت پرونده مالی را دست بگیرم، همانطور که از وکیل نمی توان توقع داشت که کارگردان یک پروژه تاریخی شود. یک بازیگر در ایران سه جا برای کار دارد؛ سینما، تلویزیون و رسانه تصویری که هر سه اینها هم طی یک ساز و کار مشخص کار می کنند.
در این روزهای کرونایی چه فعالیت هایی دارید؟
آذرماه قرار است که در یک پروژه جدید مشغول به کار شوم، اما چیزی که خیلی از دوستان بابت آن به من حمله کردند این است که من با تعطیلی پروژه های سینمایی و تئاتری و تلویزیونی در شرایط کرونا به دلایلی مخالف هستم. در حوزه ما تخصص هایی وجود دارد که هیچ جای دیگری امکان استفاده از تخصص شان را ندارند و چنانچه پروژه های سینمایی و تلویزیونی تعطیل شوند از زندگی ساقط می شوند. ضمن اینکه سینمای ما به دلیل عدم حمایت های اقتصادی، محدودیت در محتوای تولیدات و دلایل دیگر یک جایی به تولیدات خارجی باختیم و کشور همسایه ترکیه با پیشتازی در عرصه تولید سریال و فیلم توانست حتی در این زمینه موفق شود و حتی از این راه جذب گردشگر هم کند. اگر ما تولیدات فرهنگی نداشته باشیم سبد فرهنگی کشور ما با کالاهای وارداتی پر می شود که فاقد فرهنگ بومی ماست. اگر ما بخواهیم به بهانه کرونا تولید محتوا را تعطیل کنیم به نسل های آینده مان لطمه زده ایم که از نعمت دیدن آثاری با فرهنگ سنتی و بومی مان محروم می مانند. همانطور که زمانی ما هنرمندان در امنیت کامل از شغل و شهرت مان لذت بردیم الان هم زمان آن است که از مرزهای فرهنگی مان دفاع کنیم. من همراه با بچه های آموزشگاهم قرار بود ۲۵ آبان یک تئاتر را روی صحنه ببریم که به دلیل محدودیت های کرونا به زمان دیگری موکول شد، اما در هر حال کارمان را تعطیل نمی کنیم.

ساناز قنبری / گروه فرهنگ و هنر
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
یک پیشرفت خیره‌کننده

یک پیشرفت خیره‌کننده

گمانم سال ۸۷ بود که گزارشی رفته‌بودیم درباره این‌که جایگاه کتاب در سبد خانوارها چقدر است؟ تیتر گزارش از آنهایی بود که به یاد می‌ماند؛ کباب یا کتاب؟ بعد هم قیمت کتاب را ( که آن زمان بسیار ارزان بود) قیاس کرده‌بودیم با خوراکی‌ها.

گره کور کرونایی بر فرهنگ و هنر

گره کور کرونایی بر فرهنگ و هنر

کرونا، گره کوری برفعالیت‌های فرهنگی و هنری جهان انداخت؛ درست مانند گره‌ای که در تاروپود سایر فعالیت‌ها ایجاد شده و در پی تجربه‌اندوزی‌های مکرر و پرحادثه در حال به اثبات رسیدن نسبی است.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر