jamejamonline
فرهنگی معارف و اندیشه کد خبر: ۱۲۸۲۴۹۹ ۰۳ آبان ۱۳۹۹  |  ۰۹:۰۷

دو عالم، دو نشئه و دو نوع زندگی با قوانین متفاوت

تفاوت های دنیا و آخرت از منظر قرآن و روایات

در دنیا، آفرینش نظامی خاص دارد؛ آسمان ها به فرمان خدا همانند سقفی، بدون ستون، برافراشته شده و خورشید و ماه و ستارگان در مدار خود حرکت می کنند و زمین چون گاهواره ای رام در اختیار انسان است؛ ولی در آخرت از آن جا که چنین نظامی کارآیی لازم را ندارد و اجرای کامل عدالت و رسیدن هرکس به جزای اعمال خویش مستلزم وجود عالمی متفاوت با دنیاست

به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از سایت حوزه نت، بی تردید میان دنیا و آخرت تفاوت هایی است؛ زیرا دو عالم، دو نشئه و دو نوع زندگی با قوانین متفاوت اند. برخی در بیان تفاوت وضع زندگی در این دو جهان، دنیا و آخرت را با مسامحه به عالم رَحِم و دنیا تشبیه کرده اند؛
 
تفاوت های دنیا و آخرت از منظر قرآن و روایات
زیرا طفل در رحم نوعی زندگی دارد و پس از تولد نوعی دیگر. طفل در هر دو نشئه تغذیه و تنفّس دارد، ولی نحوه آن متفاوت است؛ به گونه ای که برای طفل پس از تولّد، ادامه زندگی همانند گذشته برای چند لحظه نیز امکان ندارد.
متکلّمان آخرت را در آینده زمانی و در عرض دنیا می دانند ؛ ولی فلاسفه برآن اند که آخرت در آینده زمانی نیست، بلکه باید آن را در مراتب عالی سلسله طولی وجود جست و جو کرد.  آنان با استدلال به آیاتی- مانند: «إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْکافِرِینَ»[توبه /49]؛ بی تردید جهنّم بر کافران احاطه دارد- معتقدند که آخرت بر دنیا احاطه دارد؛ چنان که روز بر ساعات آن احاطه دارد.برهمین اساس، حکمای اسلامی همه تفاوت های دنیا و آخرت را در نحوه وجود آن دو دانسته اند  و آنها را در چند تفاوت بنیادین خلاصه می کنند.
در قرآن به تفاوت های فراوانی میان دنیا و آخرت اشاره شده که بعضی از آنها بدین شرح است:
۱. در این جهان حرکت و تغییر هست، کودک، جوان و پیر می شود، سپس می میرد و چیزهای نو کهنه شده، از بین می روند ؛ ولی آخرت از تغییر، فساد و فنا مصون است؛ چنان که مزه آب و شیری که در نهرهای بهشتی روان است، دگرگون نمی شود:
«فِیها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَیرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ یتَغَیرْ طَعْمُهُ»[محمد/15]؛ در آن نهرهایی است از آبی که [رنگ و بو و طعمش ] برنگشته و جوی هایی از شیر که مزه اش دگرگون نشود.
بر این اساس، دنیا و پدیده های آن همگی اجل و مدّتی معین و محدود دارند :
«ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَینَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی»[روم/8]؛ خداوند آسمان ها و زمین و آن چه را که میان آن دو است، جز به حق و تا هنگامی معین، نیافریده است.
ولی آخرت جهان پایداری و بقا و جاودانگی است  :
«إِنَّما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِی دارُ الْقَرارِ»[غافر/39]؛ همانا این زندگی دنیا تنها کالایی [ناچیز] است و در حقیقت، آن آخرت است که سرای پایدار است.
بهشتیان در آخرت جاودانه اند: «ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِک یوْمُ الْخُلُودِ»[ق/34]؛ هم چنان که جهنّمیان در آن ماندگارند: «خالِدِینَ فِیها أَبَداً».[جن/23] از همین رو دنیا را معبر و گذرگاه و آخرت را مقصد و سرانجام توصیف کرده اند: «الدنیا دار مجاز و الآخرة دار قرار» .
در آن جهان، توالد و تناسل و جوانی و پیری نبوده و به تعبیر علمی، اجسام خاصیت آنتروی و کهولت (اصل انحطاط و زوال تدریجی کیفیت ها و صورت ها) را از دست خواهند داد. در آخرت بهشتیان نمی میرند:
«لا یذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ»[دخان/56] و حکم مرگ بر جهنّمیان جاری نمی شود:
«لا یقْضی عَلَیهِمْ فَیمُوتُوا. ..»[فاطر/۳۶] و با این که مرگ از هر طرف به سوی جهنّمیان می آید، آنان نمی میرند: «وَ یأْتِیهِ الْمَوْتُ مِنْ کلِّ مَکانٍ وَ ما هُوَ بِمَیتٍ»[ابراهیم/۱۷].
۲.در دنیا، آفرینش نظامی خاص دارد؛ آسمان ها به فرمان خدا همانند سقفی [انبیاء / ۳۲] بدون ستون [لقمان/۱۰] برافراشته شده [روم، آيه 25] و خورشید و ماه و ستارگان در مدار خود حرکت می کنند[يس، آيه 38- 39] و زمین چون گاهواره ای رام در اختیار انسان است [نبأ، آيه 6]؛ ولی در آخرت از آن جا که چنین نظامی کارآیی لازم را ندارد و اجرای کامل عدالت و رسیدن هرکس به جزای اعمال خویش مستلزم وجود عالمی متفاوت با دنیاست، این نظام به هم می خورد؛ آسمان شکافته می شود: «إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ»[انبياء، آيه 104] دودی نمایان می آورد: «تَأْتِی السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِینٍ»[ تكوير، آيه 1] مانند مس، گداخته: «تَکونُ السَّماءُ کالْمُهْلِ»[قيامت، آيه 8] و چون طوماری درهم پیچیده می شود: «یوْمَ نَطْوِی السَّماءَ کطَی السِّجِلِّ»[زلزال، آيه 1]. خورشید به تاریکی می گراید: «إِذَا الشَّمْسُ کوِّرَتْ»[ق، آيه 44]. ماه بی نور می شود: «وَ خَسَفَ الْقَمَرُ»[ابراهيم، آيه 48].
زمین به لرزه افتاده: «إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها»[نبأ، آيه 7] شکافته می شود: «یوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ»[مرسلات، آيه 10] و در زمین تغییراتی اساسی ایجاد می شود: «یوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ»[نبأ، آيه 20]؛ روزی که زمین به غیر این زمین و آسمان ها [به غیر این آسمان ها] مبدّل گردد.
در آخرت، کوه ها که در دنیا نقش میخ های زمین را دارند،[قارعه، آيه 5] از جا کنده شده: «وَ إِذَا الْجِبالُ نُسِفَتْ»[قارعه، آيه 5] به حرکت آمده و چون سرابی گشته:
«وَ سُیرَتِ الْجِبالُ فَکانَتْ سَراباً»[قارعه، آيه 5] به صورت پشم زده شده درمی آیند:
«وَ تَکونُ الْجِبالُ کالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ»[قارعه، آيه 5].
تفاوت های دنیا و آخرت از منظر قرآن و روایات
۳. در دنیا حوادث به صورت تدریجی واقع می شوند؛ اما در آخرت همه نعمت ها، عذاب ها و همه پدیده های دیگر به صورت دفعی و بدون نیاز به مقدّمات و اسباب واقع می شوند. این مطلب از آیاتی از قرآن برمی آید:
«وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا کلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ»[نحل، آيه 77]؛ و کار قیامت جز مانند یک چشم برهم زدن یا نزدیک تر [از آن ] نیست.
«رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ»[بقره، آيه 166]؛ و عذاب را مشاهده کنند و رشته های پیوندشان بریده گردد.
«بَلْ تَأْتِیهِمْ بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلا یسْتَطِیعُونَ رَدَّها وَ لا هُمْ ینْظَرُونَ»[انبياء، آيه 40]؛ بلکه [مجازات الهی ] به طور ناگهانی به آنان می رسد و ایشان را بهت زده می کند [به گونه ای ] که نه می توانند آن را برگردانند و نه به آنان مهلت داده می شود.
«لَکمْ فِیها ما تَشْتَهِی أَنْفُسُکمْ وَ لَکمْ فِیها ما تَدَّعُونَ»[فصلت، آيه 31]؛ هرچه دل هایتان بخواهد در [بهشت ] برای شماست و هر چه خواستار باشید، در آن جا خواهید داشت.
۴. دنیا عرصه عمل، تکلیف و آزمایش است:
«إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَی الْأَرْضِ زِینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا»[كهف، آيه 7]؛ در حقیقت، ما آن چه را که بر زمین است، زیوری برای آن قرار دادیم، تا آنان را بیازماییم که کدام یک از ایشان نیکوکارترند.
آخرت، جهان نتیجه، جزا و پاداش است: «إِنَّما تُجْزَوْنَ ما کنْتُمْ تَعْمَلُونَ»[طور، آيه 16].
دنیا کشتزار آخرت: «الدنیا مزرعة الآخرة» و برای کار است و آخرت، برای محاسبه است: «الیوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل»[نهج البلاغه، خطبه 42]. اگر کسانی در آخرت عبادت می کنند، به عنوان وظیفه و تکلیف نیست بلکه از سنخ عبادت فرشتگان است. در آن جا عبادت وسیله تکامل نیست؛ زیرا عملی که موجب پیشرفت یا عقب ماندگی می شود در دنیاست، نه در آخرت.
بر همین اساس، مهلت ها در آن جهان به پایان می رسد : «وَ لا هُمْ ینْظَرُونَ»[ بقره، آيه 162 و آل عمران، آيه 88]  و معذرت و درخواست پوزش ستم کاران سودی ندارد:
«یوْمَ لا ینْفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ»[ غافر، آيه 52]؛ [همان ] روزی که ستم گران را پوزش طلبی شان سود نمی دهد.
در آخرت، برای همه روشن می شود که آن جا جای تدارک نیست؛ از همین رو مجرمان نمی گویند: به ما مهلت دهید، تا در همین جا کار شایسته کنیم، بلکه می گویند: ما را به دنیا- که عالم اختیار است- برگردانید، تا گذشته تاریکمان را جبران کنیم: «رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً»[سجده، آيه 12]؛ پروردگارا! دیدیم و شنیدیم؛ ما را باز گردان تا کار شایسته کنیم.
بنابراین در آخرت دیگر تغییر سرنوشت با تغییر مسیر حرکت و جهت عمل ممکن نخواهد بود.

شایان ذکر است هم چنان که در آخرت توبه و بازگشت معنا ندارد، هنگامی که انسان در چنگال مرگ گرفتار شده، و مرگ را با چشم می بیند و در حال احتضار و جان کندن است، توبه و بازگشت نیز معنایی ندارد: «حَتَّی إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکتُ کلَّا إِنَّها کلِمَةٌ هُوَ قائِلُها»[مؤمنون، آيه 99- 100]؛ تا آن گاه که مرگ یکی از ایشان را فرا رسد، می گوید: پروردگارا!مرا باز گردانید، شاید من در آن چه وانهاده ام، کار نیکی انجام دهم. نه چنین است، این سخنی است که او گوینده آن است.
البته به این نکته باید توجه داشت که هرچند انسان در آخرت دستش از عمل کوتاه است و دفتر عمل وی بسته می شود، ولی از سه ناحیه ممکن است بهره ای شامل حال وی شود: یکی، صدقه ای که در دنیا از خود به یادگار گذاشته و دیگران از آن استفاده می کنند. دیگری، سنّت پسندیده ای که آن را بنا کرده و پس از مرگ وی به آن عمل می شود، سوم، فرزند صالح و باایمانی که برای او طلب مغفرت می کند.
۵. در دنیا، مرگ و زندگی به هم آمیخته است؛ ولی آخرت سراپا زندگی است.
در این جا جمادات و حیواناتی وجود دارند که هر کدام به دیگری تبدیل می شوند. جسمی که اکنون بدن ماست و حیات دارد، زمانی مرده و جماد بوده است و بار دیگر نیز حیات از آن جدا می گردد و به حالت جمادی برمی گردد:
«یخْرِجُ الْحَی مِنَ الْمَیتِ وَ یخْرِجُ الْمَیتَ مِنَ الْحَی»[روم، آيه 19]؛ زنده را از مرده بیرون می آورد و مرده را از زنده بیرون می آورد.
این آمیختگی زندگی و مرگ، در آخرت نیست. آن جا سراسر حیات، شعور، علم، نطق و بیان است :
«إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِی الْحَیوانُ»[عنكبوت، آيه 64]؛ و زندگی حقیقی همانا [در] سرای آخرت است.
آتش آن جا نیز درّاک و فعّال است در این جهان، اعضا و اندام بدن شعور و ادراک ندارند؛ ولی در آخرت، پوست بدن و دست و پا فهم دارند و حتّی سخن می گویند. در قیامت بر دهان مهر زده می شود و هر عضوی خودش کارهایی را که انجام داده است بازگو می کند :
«الْیوْمَ نَخْتِمُ عَلی أَفْواهِهِمْ وَ تُکلِّمُنا أَیدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یکسِبُونَ»[يس، آيه 65]؛ امروز بر دهان های آنها مهر می نهیم، و دست های شان با ما سخن می گویند و پاهای شان بدان چه فراهم می ساختند گواهی می دهند.
در آخرت گوش، دیدگان و پوست دشمنان خدا علیه آنان گواهی می دهند و در پاسخ صاحبان شان که چرا علیه ما شهادت دادید؟ می گویند:
همان خدایی که هر چیزی را به زبان درآورده ما را گویا گردانیده است:
«شَهِدَ عَلَیهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما کانُوا یعْمَلُونَ* وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَینا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِی أَنْطَقَ کلَّ شَی ءٍ».[فصلت، آيه 20- 21]
در آخرت، همه اجسام از حیات، شعور، ادراک، خلّاقیت و نیروزایی برخوردارند :
«وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها. ..* یوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها»[زلزال، آيه 2 و 4]؛ و زمین بارهای سنگین خود را بیرون افکند. آن روز است که [زمین ] خبرهای خود را بازگوید.
«نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِیدٍ»[ق، آيه 30]؛ آن روز که [ما] به دوزخ می گوییم: آیا پر شدی؟ و می گوید: آیا باز هم هست؟.
بنابراین در آن جا بر کمیت و کیفیت ادراک ها و احساس ها افزوده شده و هیچ پرده و حجابی نمانده و واقعیت ها عریان و آشکار می گردند :
«یوْمَ تُبْلَی السَّرائِرُ»[طارق، آيه 9]؛ آن روز که رازها [همه ] فاش شود.
۶. در آخرت، بر خلاف دنیا بدن ها تابع نفوس است؛ از همین رو، کوردلان از چشمان ظاهری نیز محروم خواهند بود. ..:
«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکرِی . .. وَ نَحْشُرُهُ یوْمَ الْقِیامَةِ أَعْمی »[طه، آيه 124]؛ و هرکس از یاد من دل بگرداند. .. روز رستاخیز او را نابینا محشور می کنیم.
مشتهیات نیز به تبع شهوات آفریده می شوند، نه آن که خود برانگیزاننده شهوات باشند :
«لَهُمْ ما یشاؤُنَ فِیها»[ق، آيه 35]؛ هرچه بخواهند در آن جا دارند.
«وَ فِیها ما تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْینُ»[زخرف آيه 71]؛ و در آن جا آن چه دل ها آن را بخواهند و دیدگان را خوش آید [هست ].
۷. در آخرت، روابط موقّت و بی بنیاد دنیایی- اعم از شفاعت ناحق، خویشاوندی و دوستی های غیر الهی و نیز اسباب و اموری که کمک کننده انسان در دنیاست- از بین می رود؛ این امور سرمایه زندگی دنیاست و در آخرت به کار نمی آیند؛ زیرا دنیا محدود است و آخرت نامحدود؛ دنیا محاط است و آخرت محیط؛ دنیا کوچک است و آخرت بزرگ؛ دنیا محل تصادم، تزاحم و اصطکاک است و آخرت وسیع و باز و ممکن نیست که سرمایه محدود برای نامحدود مفید باشد و ابزار و وسیله کوچک و محاط به کار چیزی بیاید که وسیع و بزرگ و محیط است.
در آخرت نه پدر به کارِ فرزند می آید و نه فرزند به کارِ پدر:
«وَ اخْشَوْا یوْماً لا یجْزِی والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَیئاً»[لقمان، آيه 33].
هم چنین ارحام و فرزندان برای انسان سودمند نیستند: «لَنْ تَنْفَعَکمْ أَرْحامُکمْ وَ لا أَوْلادُکمْ»[ ممتحنه، آيه 3] و هیچ گونه خویشاوندی کارساز نیست: «فَلا أَنْسابَ بَینَهُمْ»[مؤمنون، آيه 101]. در آن روز برخلاف دنیا دوستی ها به کار نمی آید و هیچ کسی به دوستش کمک نمی کند: «یوْمَ لا یغْنِی مَوْلًی عَنْ مَوْلًی شَیئاً»[دخان، آيه 41].
در آن جهان، مال و ثروت نیز به کار نمی آید: «یوْمَ لا ینْفَعُ مالٌ»[شعراء، آيه 88] و اگر کافران برای نجات خود از عذاب آخرت، دو برابر تمام آن چه در روی زمین است فدیه دهند، از آنان پذیرفته نمی شود:
«إِنَّ الَّذِینَ کفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِیفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذابِ یوْمِ الْقِیامَةِ ما تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ»[مائده، آيه 36].
البته روابط تکوینی و واقعی برقرار می مانند و روابط معنوی که در این دنیا میان مردم برقرار است- مانند رابطه و پیوند رهبران هدایت یا ضلالت با پیروان شان- در آخرت صورت عینی و ملکوتی می یابد؛ برای مثال، هادی به صورت پیشوا و امام و هدایت یافته، به شکل مأموم ظاهر می گردد.
از همین روست که در آخرت هرکس را با پیشوایش محشور می کنند و هر گروهی را با رهبرش می خوانند: «یوْمَ نَدْعُوا کلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ»[ اسراء، آيه 71].
قرآن کریم تجسّم پیشوایی فرعون درباره قومش را در آخرت چنین بیان می کند که او پیشاپیش پیروانش حرکت و آنها را وارد آتش می کند:
«یقْدُمُ قَوْمَهُ یوْمَ الْقِیامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ»[هود، آيه 98].
تفاوت های دنیا و آخرت از منظر قرآن و روایات
۸. در دنیا خستگی و ملال وجود دارد و انسان معمولی، چونان گم کرده ای روان در پی گم شده خویش، آن گاه که به برخی خواسته ها می رسد، می پندارد آن را یافته است و به آن دل خوش می کند؛ اما پس از مدتی احساس می کند که این یافته، خواسته او نیست؛ در این حال خسته و دل زده می گردد و به دنبال چیز دیگری می رود. بنابراین چنین انسانی در دنیا همیشه طالب چیزی است که ندارد و دل زده از چیزی است که دارد؛ اما در آخرت اهل نجات و بهشتیان از آن جا که به گم شده واقعی خود (حیات جاوید) در جوار ربّ العالمین رسیده اند، هرگز خستگی، ملال و دل زدگی بر آنان پیدا نمی شود:
«لا یمَسُّنا فِیها نَصَبٌ وَ لا یمَسُّنا فِیها لُغُوبٌ»[فاطر، آيه 35]؛ در این جا رنجی به ما نمی رسد و در این جا درماندگی به ما دست نمی دهد.
آنان طالب دگرگونی و پدید آمدن وضع جدید نیستند- «لا یبْغُونَ عَنْها حِوَلًا»[كهف، آيه 108]؛ و از آن جا درخواست انتقال نمی کنند- و با این که برای همیشه در بهشت به سر می برند، هرگز دل زده و سیر نمی گردند.
از سوی دیگر، در دنیا انسان در صورت برخورد با مشکلات پس از مدتی به آنها عادت کرده و تحمّل آنها برایش آسان تر می شود؛ اما در آخرت جهنّمیان به عذاب خو نمی گیرند:
«یرِیدُونَ أَنْ یخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَ ما هُمْ بِخارِجِینَ مِنْها»[مائده، آيه 37]؛ و می خواهند از آتش بیرون آیند، در حالی که بیرون آمدنی نیستند.
آنها هرگاه که می خواهند از آتش بیرون روند، بازگردانده می شوند:
«کلَّما أَرادُوا أَنْ یخْرُجُوا مِنْها أُعِیدُوا فِیها»[سجده، آيه 20].
۹. زندگی دنیا اجتماعی است؛ از این رو کارهای نیکوکاران و بدکاران در جامعه اثر می گذارد و آنان سرنوشت مشترک دارند ؛ ولی در آخرت هر کسی سرنوشت و وضعیتی مخصوص به خود داشته و زندگی جمعی انسان ها موجب تأثیر و تأثّر متقابل و در نتیجه اشتراک در سرنوشت نمی شود؛ نه کسی از ثمره کار نیکی که خودش در آن سهمی نداشته است بهره مند می شود و نه کسی از کیفر گناهان دیگران معذّب می گردد:
«وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری »[ اسراء، آيه 15]؛ و هیچ بردارنده ای بار گناه دیگری را برنمی دارد.
در آخرت هرکسی را کاری است که او را به خود مشغول می سازد:
«لِکلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یوْمَئِذٍ شَأْنٌ یغْنِیهِ»[عبس، آيه 37]؛ و معذّب بودن گروهی مانع از متنعّم بودن گروهی دیگر نیست:
«وَ نادی أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِیضُوا عَلَینا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَکمُ اللَّهُ قالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُما عَلَی الْکافِرِینَ»[ اعراف، آيه 50]؛ و دوزخیان بهشتیان را آواز می کنند که: از آن آب یا از آن چه خدا روزی شما کرده است، بر ما فرو ریزید. می گویند: خدا آنها را بر کافران حرام کرده است.
در آخرت روابط انسانی مثبت و منفی برقرار است : «إِخْواناً عَلی سُرُرٍ مُتَقابِلِینَ»؛ برادرانه بر تخت هایی روبه روی یک دیگر نشسته اند[حجر، آيه 47].
«کلَّما دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَعَنَتْ أُخْتَها»[اعراف، آيه 38]؛ و هر بار که امّتی [در آتش ] درآید، هم کیشان خود را لعنت کند.
10. در آخرت مقیاس ها تغییر می کنند؛ چنان که یک روز آخرت گاه برابر هزار سال دنیاست:
«إِنَّ یوْماً عِنْدَ رَبِّک کأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ» ؛ و در حقیقت، یک روز [از قیامت ] نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آن چه می شمرید.
و گاه برابر پنجاه هزار سال دانسته شده است:
«تَعْرُجُ الْمَلائِکةُ وَ الرُّوحُ إِلَیهِ فِی یوْمٍ کانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ»[معارج، آيه 4]؛ فرشتگان و روح در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است
به سوی او بالا می روند.
شاید از همین روست که در نظر مجرمان، زندگی دنیا در قیاس با آخرت، ساعتی بیش نیست:
«یوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ یقْسِمُ الْمُجْرِمُونَ ما لَبِثُوا غَیرَ ساعَةٍ[ روم، آيه 55]؛ و روزی که رستاخیز برپا شود مجرمان سوگند یاد می کنند که جز ساعتی [بیش ] درنگ نکرده ایم.
هم چنین مقیاس مکان نیز در آخرت تغییر می کند:
«جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ»[آل عمران، آيه 133]؛ و بهشتی که پهنایش [به قدر] آسمان ها و زمین است.
در آخرت، احساسات انسان ها نیز دگرگون می شود؛ چنان که برخی در حالتی میان مرگ و زندگی به سر می برند:
«لا یمُوتُ فِیها وَ لا یحْیی »[طه، آيه 74 و اعلى، آيه 13] ؛ در آن نه می میرد و نه زندگی می یابد.
11. نعمت ها و عذاب های آخرت تفاوت بسیاری با دنیا دارند؛ نعمت های آخرت، بسیار بزرگ و غیر قابل تصوّرند:
«فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِی لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْینٍ. ..»[سجده، آيه 17]؛ هیچ کس نمی داند چه چیز از آن چه روشنی دیدگان است برای آنان پنهان شده است.
«... وَ لَلْآخِرَةُ أَکبَرُ دَرَجاتٍ وَ أَکبَرُ تَفْضِیلًا»[  اسراء، آيه 21]؛ و قطعاً درجات آخرت و برتری آن بزرگ تر و بیشتر است.
برتری درجات، به دلیل اعمال بندگان و فاصله بالاترین و پایین ترین درجات بهشت، مانند فاصله زمین و آسمان است:   در بهشت نعمت هایی است که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده است.
عذاب های آخرت نیز بسیار شدید و دردناک اند. قرآن سختی و دردناکی فوق العاده عذاب آخرت را با اوصاف عظیم [بقره، آيه 114 و مائده، آيه 33 و 41]، اکبر[ زمر، آيه 26]، شدید[حديد، آيه 20]، اشدّ[طه، آيه 127]، اشقّ (دشوار)[رعد، آيه 34]، أبقی (ماندگارتر)[طه، آيه 127] و أخزی (رسواکننده تر)[فصّلت، آيه 16] تبیین کرده است. براساس روایتی، بخشی از آتش آخرت، هفتاد بار با آب خاموش شده تا به صورت آتش دنیا درآمده است.  آتش آخرت هرگز خاموش نمی شود: «کلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعِیراً»[ اسراء، آيه 97]؛ و هربار که آتش آن فرو نشیند، شراره ای [تازه ] برایشان می افزاییم. بلکه شعله می کشد: «إِنَّها لَظی »[ معارج، آيه 15] و چهره اهل جهنم را می سوزاند: «تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ»[مؤمنون، آيه 104] و علاوه بر پوست و گوشت، جان انسان ها را نیز می سوزاند: «الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ»[همزه، آيه 7]؛ [آتشی ] که به دل ها می رسد.
 
تفاوت های دنیا و آخرت از منظر قرآن و روایات
12. در آن جهان، همه پراکندگی ها به وحدت و تجمّع می گراید:

«وَ مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَثَّ فِیهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلی جَمْعِهِمْ إِذا یشاءُ قَدِیرٌ»[شورى، آيه 29]؛ و از نشانه های [قدرت ] اوست آفرینش آسمان ها و زمین و آن چه از [انواع ] جنبنده در میان آن دو پراکنده است و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنان تواناست.
هم چنین تمام انسان ها در آن گرد آورده می شوند :
«ذلِک یوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ»[هود، آيه 103]؛ آن [روز] روزی است که مردم را برای آن گرد می آورند.
«یوْمَ یجْمَعُکمْ لِیوْمِ الْجَمْعِ»[تغابن، آيه 9]؛ روزی که شما را برای روز گردآوری، گرد می آورد.
«إِنْ کلٌّ لَمَّا جَمِیعٌ لَدَینا مُحْضَرُونَ»[يس، آيه 32]؛ قطعاً همه آنها در پیش گاه ما حاضر خواهند شد.
در آخرت اولین و آخرین جمع می شوند: «هذا یوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْناکمْ وَ الْأَوَّلِینَ»[مرسلات، آيه 38] و خداوند همه را محشور می کند و هیچ کس را رها نمی کند:
«وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً»[كهف، آيه 47].
به گفته خواجه نصیرالدین طوسی، زمان، علّت تغیر و مکان، علّت تکثّر است و تغیر و تکثّر، علّت محجوب شدن بعضی موجودات از برخی دیگر است و چون در قیامت زمان و مکان مرتفع می شود، حجاب ها برداشته می شود و خلق اولین و آخرین مجتمع می شوند. پس قیامت «روز جمع» است.

13. در آخرت، مؤمنان به هر خواسته ای که داشته باشند، رسیده و هیچ گاه ناکام نمی شوند:

«... وَ فِیها ما تَشْتَهِیهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْینُ. ..»[زخرف، آيه 71]؛ و در آن جا آن چه دل ها آن را بخواهند و دیدگان را خوش آید [هست ].
«... وَ لَکمْ فِیها ما تَشْتَهِی أَنْفُسُکمْ وَ لَکمْ فِیها ما تَدَّعُونَ»[فصلت، آيه 31]؛ و هر چه دل هایتان بخواهد در [بهشت ] برای شماست و هر چه خواستار باشید در آن جا خواهید داشت.
برای بهشتیان هر چه می خواهند، هست: «لَهُمْ فِیها ما یشاؤُنَ»[فرقان، آيه 16]؛ امّا کافران به هیچ یک از خواسته هایشان نخواهند رسید:
«وَ حِیلَ بَینَهُمْ وَ بَینَ ما یشْتَهُونَ. ...»[سبأ، آيه 54]؛ و میان آنان و میان آن چه [به آرزو] می خواستند حایلی قرار می گیرد.
14. دنیا برای بسیاری از انسان ها، عالم غفلت، نادانی، مستی و فریب است؛ این مطلب را می توان از آیاتی استفاده کرد، مانند:
«وَ هُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ»[ انبياء، آيه 1]؛ و آنان در بی خبری روی گردانند.
«... وَ لکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لا یعْلَمُونَ»[نحل، آيه 38]؛ لیکن بیشتر مردم نمی دانند.
«لَعَمْرُک إِنَّهُمْ لَفِی سَکرَتِهِمْ یعْمَهُونَ»[حجر، آيه 72]؛ به جان تو سوگند که آنان در مستی خود سرگردان بودند.
«... مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ»[آل عمران، آيه 185]؛ زندگی دنیا جز مایه فریب نیست.
ولی آخرت، عالم بینایی و علم است.

شعور و آگاهی و به طور مطلق دید و شنید و ادراک انسان در آن جهان بسیار نیرومندتر است و چون حجاب ها و پرده ها برداشته می شود، انسان با بینش درون گر حقایق را ادراک می کند :
«... فَکشَفْنا عَنْک غِطاءَک فَبَصَرُک الْیوْمَ حَدِیدٌ»[ق، آيه 22]؛ ما پرده ات را [از جلو چشمانت ] برداشتیم و دیده ات امروز تیز است.
«... یعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ»[ نور، آيه 25]؛ خواهند دانست که خدا همان حقیقت آشکار است.
 
تفاوت های دنیا و آخرت از منظر قرآن و روایات
15. در این عالم، راست و دروغ و حق و باطل به هم آمیخته است، آن سان که گاه، از یک دیگر تشخیص داده نمی شوند و بسیاری از واقعیت ها به وسیله باطل پوشیده می ماند؛ ولی سرخوشی آخرت هنگامِ جدایی حق از باطل است:
«إِنَّ یوْمَ الْفَصْلِ کانَ مِیقاتاً»[نبأ، آيه 17]؛ و قطعاً وعده گاه [ما با شما] روز داوری و جدایی است.
«هذا یوْمُ الْفَصْلِ»[مرسلات، آيه 38]؛ این [همان ] روز جدایی است.
در آن روز، حق ظهور تامّ می یابد- «ذلِک الْیوْمُ الْحَقُّ»[نبأ، آيه 39]؛ آن [روز] روز حق است- نیرنگ و ریا رنگ می بازد، بی عدالتی و ستم نابود می شود، حقّ برپا می گردد و باطل نابود می شود.
در آخرت، مؤمنان و پرهیزگاران از کافران و گنه کاران تمایز می یابند:
«إِنَّ یوْمَ الْفَصْلِ مِیقاتُهُمْ أَجْمَعِینَ»[دخان، آيه 40]؛ در حقیقت، روز «جداسازی»، موعد همه آنهاست.
به گناه کاران خطاب می شود که جدا شوید:
«وَ امْتازُوا الْیوْمَ أَیهَا الْمُجْرِمُونَ»[يس، آيه 59]؛ و ای گناه کاران، امروز [از بی گناهان ] جدا شوید.
به آنان گفته می شود، این همان روز جدایی است که آن را تکذیب می کردید: «هذا یوْمُ الْفَصْلِ الَّذِی کنْتُمْ بِهِ تُکذِّبُونَ»[صافات، آيه 21].
در آن جهان، پلید و پاکیزه از یک دیگر جدا می شوند: «لِیمِیزَ اللَّهُ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیبِ»[انفال، آيه 37]. بنابراین جایی برای دروغ گفتن و کتمان حقیقت وجود ندارد.
هم چنین در آخرت به سبب وجود گواهان و شاهدان پرشمار جایی برای پوشاندن حق باقی نمی ماند؛ این گواهان عبارت اند از:
الف) خدای سبحان؛ قرآن کریم می فرماید:
«... إِنَّ اللَّهَ یفْصِلُ بَینَهُمْ یوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلی کلِّ شَی ءٍ شَهِیدٌ»[حج، آيه 17]؛ خداوند میان شان روز رستاخیز جدایی می افکند که خدای بر هر چیزی گواه است.
ب) پیامبران؛ قرآن خطاب به رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:
ما تو را در حالی که گواه مردم هستی حاضر می کنیم: «... وَ جِئْنا بِک عَلی هؤُلاءِ شَهِیداً»[نساء، آيه 41]. در آیه ای دیگر آمده است که هر امّتی شاهدی دارد و شاهد بر آن شاهدها، رسول مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است  :
«وَ یوْمَ نَبْعَثُ فِی کلِّ أُمَّةٍ شَهِیداً عَلَیهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِک شَهِیداً عَلی هؤُلاءِ. ..»[نحل، آيه 89 و نساء، آيه 41].
ج) امت وسط؛ خداوند سبحان خطاب به امت اسلامی می فرماید:
شما را «امّت وسط» قرار دادیم، تا بر دیگر مردم گواه باشید:
«وَ کذلِک جَعَلْناکمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ وَ یکونَ الرَّسُولُ عَلَیکمْ شَهِیداً. ..»[بقره، آيه 143].
بسیاری از مفسران، مقصود از شاهدان را همه امت اسلامی   و برخی، آنان را گروهی خاص از کاملان امت اسلامی [ الميزان، ج 1، ص 321] دانسته اند. در روایاتی نیز «امّت وسط» بر ائمه معصوم علیهم السلام تطبیق شده است  .
د. فرشتگان؛ اعمال هر انسانی پس از تکلیف به وسیله فرشتگان ثبت می شود:
«ما یلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَیهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ»؛[ق، آيه 18] [آدمی ] هیچ سخنی را به لفظ در نمی آورد، مگر این که مراقبی آماده نزد او [آن را ضبط کند].
و این فرشته که شاهد اعمال انسان است، در روز قیامت گواهی می دهد:
«وَ جاءَتْ کلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِیدٌ[ق، آيه 18]»؛ و هر کسی می آید [در حالی که ] با او سوق دهنده و گواهی دهنده ای است.
ه) زمین؛ در آخرت زمین از حوادث و اعمالی که بر آن رخ داده خبر می دهد:
«یوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها* بِأَنَّ رَبَّک أَوْحی لَها»؛[زلزال، آيه 4- 5] آن روز که [زمین ] خبرهای خود را باز می گوید [همان گونه ] که پروردگارت بدان وحی کرده است.
بر همین اساس، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
هر کس پیشانی اش را برای سجده بر زمین نهد، آن نقطه زمین در روز قیامت برای او شهادت می دهد.

و) اعضا و جوارح؛ در قیامت، دست، پا، زبان، گوش، چشم و پوست گناه کاران به فرمان خداوند علیه صاحبان شان شهادت می دهند:
«یوْمَ تَشْهَدُ عَلَیهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یعْمَلُونَ»؛[نور، آيه 24] در روزی که زبان ها و دست ها و پاهای شان، ضد آنان به آن چه انجام می دادند، شهادت می دهند.
«... شَهِدَ عَلَیهِمْ سَمْعُهُمْ وَ أَبْصارُهُمْ وَ جُلُودُهُمْ بِما کانُوا یعْمَلُونَ»[فصلت، آيه 20]؛ گوش شان و دیدگان شان و پوست شان به آن چه می کرده اند، ضدّشان گواهی دهند.
افزون بر شاهدان یاد شده، نامه عمل هر انسانی که همه اعمال کوچک و بزرگ را در خود جای داده:
«... ما لِهذَا الْکتابِ لا یغادِرُ صَغِیرَةً وَ لا کبِیرَةً إِلَّا أَحْصاها. ..»[كهف، آيه 49]، و نیز تجسّم یافتن اعمال نیک و شرّ انسان، هریک گواهی روشن و انکارناپذیر بر کردار انسان است.
تفاوت هایی که میان دنیا و آخرت ذکر شد بین دنیا و برزخ نیز وجود دارد، به ویژه اگر برزخ را داخل در آخرت بدانیم. از این رو، لیکن با جمع بندی آیات و با استفاده از روایات می توان برخی ویژگی های آخرت را از دوران برزخ استثنا کرد:
الف) در برزخ، آسمان و زمین و به تبع آن شب و روز برقرار است:
«النَّارُ یعْرَضُونَ عَلَیها غُدُوًّا وَ عَشِیا»[غافر، آيه 46]؛ [اینک هر] صبح و شام بر آتش عرضه می شوند.
«فَأَمَّا الَّذِینَ شَقُوا. .. خالِدِینَ فِیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّک . .. وَ أَمَّا الَّذِینَ سُعِدُوا. .. خالِدِینَ فِیها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّک. ..»[هود، آيه 106- 108]؛ و امّا کسانی که تیره بخت شده اند. .. تا آسمان و زمین برجاست، در آتش ماندگار خواهند بود، مگر آن چه پروردگارت بخواهد. .. و امّا کسانی که نیک بخت شده اند. ..
تا آسمان ها و زمین برجاست، در بهشت جاودانند، مگر آن چه پروردگارت بخواهد.
در حالی که با ظهور قیامت، آسمان و زمین برچیده می شوند:
«... وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِیاتٌ بِیمِینِهِ. ..»[ زمر، آيه 67]؛ روز قیامت زمین یک سره در قبضه [قدرت ] اوست و آسمان ها درپیچیده به دست اوست.
و به گونه ای دیگر درمی آیند: «... تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ. ..»[ ابراهيم، آيه 48]؛ روزی که زمین به غیر این زمین و آسمان ها [به غیر این آسمان ها] مبدّل گردد.
به گفته ای- با توجه به آیه: «... لا یرَوْنَ فِیها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِیراً»[انسان، آيه 13]؛در آن جا نه آفتابی ببینند نه سرمایی- در بهشت جاوید، شب و روز وجود ندارد .
ب) دوره برزخ هم چون دنیا پایان پذیر است:
«وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی یوْمِ یبْعَثُونَ»[ مؤمنون، آيه 100]؛ و پیشاپیش آنان برزخی است، تا روزی که برانگیخته خواهند شد.
ج) در برزخ، انسان ها به صورت فردی و تک به تک حاضر می شوند، در حالی که قیامت، همه جهان هستی را در بر می گیرد.

د) در برزخ نیز سرانجام، انسان ها هم چون دنیا خواهند مرد و سپس برای قیامت دوباره زنده خواهند شد.

 
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
تدبیر و توکل در تحریم

تدبیر و توکل در تحریم

«دوستانت را نزدیک خودت نگه دار و دشمنانت را نزدیک‌تر»، با این‌که این عبارت را منسوب به چرچیل می‌دانند، ولی خلفای عباسی بیش از هزار سال پیش آن را زندگی کردند.

ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

عصر پنجشنبه است. بخار سوپ شلغم، فضای خانه را پر کرده است. جعبه ابزار وسط است. سه‌چهارتا کار کوچک خرده ریزه در خانه باید انجام بدهم. رگلاژ کردن در کابینت‌ها.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر